به گزارش خبرنگار مهر ،حجتالاسلام علوی تهرانی در سخنرانی خود در مسجد امیرالمؤمنین (ع) به مناسبت ایام مبارک دهه فاطمیه، با ورود به مباحث عمیق معرفتی، در باب جایگاه والای حضرت صدیقه طاهره (س) به تبیین جزئیات مأموریت الهی ایشان پرداخت و اظهار داشت: اگر بخواهیم جایگاه معنوی حضرت زهرا (س) را در محضر پیامبر اکرم (ص) درک کنیم، نباید از دیدگاههای معمول و سنتی به آن نگریست.
وی افزود: بسیاری از مردم تصور میکنند رابطه میان پیامبر (ص) و حضرت زهرا (س)، صرفاً یک رابطه پدری و عاطفی است، اما این یک برداشت سطحی است.
تمام رفتارهای پیامبر (ص) در مواجهه با صدیقه طاهره (س)، از جنس «لله رب العالمین» است. وقتی پیامبر (ص) با ایشان برخورد میکردند، یا در مقام تکریم و احترام ایشان بودند، این رفتارها از سر یک شفقت انسانی ساده نبود، بلکه این افعال، تجلی ارادهی خداوند و مأموریت ربوبی پیامبر (ص) بود.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد :وقتی خداوند میخواهد اراده و مأموریت خود را در یک موجود مادی و انسانی نشان دهد، آن موجود به تجلی آن اراده تبدیل میشود؛ لذا، مقام حضرت زهرا (س) در کنار پیامبر (ص)، جایگاهی است که در آن، رفتار پیامبر (ص) مستقیماً به عنوان تجلی ارادهی الهی تفسیر میشود.
وی در ادامه سخنان خود، به تحلیل عمیق مفهوم «تجلی» پرداخت و بیان داشت: اهلبیت (ع) تنها افرادی نیستند که بر دین پیامبر (ص) استوارند، بلکه ایشان تجلی خود حقیقت الهی در جهان مادی هستند. این جایگاه والای اهلبیت (ع)، باعث میشود که هرگونه برخورد و رفتار ایشان، با دیدگاه «مأموریت الهی» قابل بررسی باشد. اگر ما نتوانیم این حقیقت را درک کنیم که رفتار پیامبر (ص) با خاندان پاکش، برخاسته از ارادهی خداوند است، هرگز نمیتوانیم به حقیقت ولایت دست یابیم.
وی در ادامه افزود: این تجلی ارادهی الهی، در واقع همان حقیقتی است که در مقام ولایت جاری میشود. ولایت، فراتر از یک رابطه میان دو انسان است، بلکه ولایت، پیوند میان خالق و مخلوق است که در قالب مأموریت الهی تجلی مییابد. بنابراین، هرگاه از مقام صدیقه طاهره (س) سخن میگوییم، در واقع از تجلی ارادهی خداوند در یک شخصیت انسانی صحبت میکنیم که این تجلی، مسیر شناخت ما را به سوی حق باز میکند.
حجتالاسلام علوی تهرانی در ادامه سخنان خود، وارد مباحث تخصصیتر در باب مفهوم «ولایت» شد و بیان داشت: برای درک درست جایگاه اهلبیت (ع)، ابتدا باید معنای واقعی ولایت را بازشناسی کرد. ولایت، صرفاً یک جایگاه اجتماعی، سیاسی یا یک مقام حکومتی نیست، بلکه ولایت، حقیقت «قرب خاص» و نزدیکی بیواسطه میان ولی و مولاست. در نظام ولایت، میان ولی و مولا هیچ حائلی وجود ندارد و این نزدیکی، مقتضی آن است که تمام تجلیات الهی از طریق ولی به انسانها منتقل شود.
وی در ادامه سخنان خود، میان دو مفهوم «عبودیت» و «ولایت» تمایز قائل شد و بیان داشت که هر انسانی در مرتبهی عبودیت است، اما ولایت، مرتبهای بسیار فراتر و والاتر است. عبودیت، به معنای بندگی و انجام تکالیف الهی در برابر پروردگار است که همهی انسانهای مؤمن در آن حضور دارند، اما ولایت، مرتبهای است که در آن، صفات الهی در قالب انسانی تجلی مییابند. اهلبیت (ع) به دلیل مقام ولایت، تجلی صفات خداوند در جهان هستند؛ به این معنا که وقتی از ایشان سخن میگوییم، در واقع از تجلی اراده و صفات حق سخن میگوییم.
وی با دقت بسیار، بر این نکته تأکید کرد که ولایت، مقتضی شناخت واقعی خداوند است. شناخت خداوند از طریق عقل، استدلال و مفاهیم انتزاعی، هرگز به حقیقت توحید نمیرسد و تنها به یک شناخت ذهنی و محدود ختم میشود. حقیقت توحید، تنها از مسیر ولایت اهلبیت (ع) قابل دستیابی است؛ زیرا ایشان آینههایی هستند که حقیقت خدا را به شکلی ملموس و کامل به انسان نشان میدهند.
وی تصریح کرد که اگر انسان بخواهد خداوند را بشناسد، باید از طریق ولایت اهلبیت (ع) به سوی او حرکت کند؛ چرا که ولایت، تنها راه رسیدن به معرفت واقعی است. ولایت، همان حقیقت نزدیکی است که باعث میشود بنده، از طریق تجلیات موجود در ولایت، به درک حقیقت خالق دست یابد. در واقع، بدون ولایت، شناخت ما از خدا، تنها یک شناخت تئوریک و بدون روح خواهد بود، اما از طریق ولایت، انسان به قرب واقعی و شناخت عمیق صفات الهی میرسد.
حجتالاسلام علوی تهرانی در بخش پایانی سخنان خود، به جمعبندی مفاهیم مطرح شده پرداخت و بر پیوند ناگسستنی میان «توحید» و «ولایت» تأکید کرد و بیان داشت: توحید، تنها یک بحث کلامی یا اعتقادی ساده نیست، بلکه توحید، یک حقیقت عملی و تجلییافته در مقام ولایت است.
اگر کسی مدعی توحید است، اما راه ولایت را نمیشناسد، در واقع به توحید واقعی دست نیافته است؛ زیرا توحید حقیقی، همان توحیدی است که از طریق تجلیات اهلبیت (ع) شناخته میشود.
وی با بازگشت به مبحث شناخت الهی، افزود: معرفت به خداوند، مستلزم شناخت «جلوه» است. خداوند، ذات مطلق و بینهایت است و شناخت او بدون واسطهی تجلی، برای انسان محدود، غیرممکن است. لذا، اهلبیت (ع) به عنوان «جلوه تام»، تنها راه میانجی برای درک این حقیقت بینهایت هستند. ولایت، همان پل ارتباطی است که انسان را از شناخت ذهنی به شناخت شهودی و واقعی از خداوند میرساند.
در پایان، وی خاطرنشان کرد: تمام این مباحث، در نهایت به یک حقیقت واحد ختم میشود: اینکه راه رسیدن به خدا، از مسیر سیره و ولایت خاندان پیامبر (ص) میگذرد. تکریم حضرت زهرا (س) و توجه به جایگاه ایشان، تنها یک عمل اخلاقی یا مذهبی ساده نیست، بلکه این توجه، در حقیقت، توجه به مأموریت الهی و راه رسیدن به توحید است. شناخت صحیح اهلبیت (ع)، زیربنای اصلی شناخت خداوند و رسیدن به مقام بندگی حقیقی است.