یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: سالهای اول انقلاب را به یاد بیاورید. سیاست همهجا بود. در تاکسی، اتوبوس، اداره، مدرسه، دانشگاه، مهمانی، و حتی سر سفرۀ ناهار جمعه. همه دربارۀ ایران و جهان حرف میزدند. همه میخواستند تکلیف امپریالیسم، سرمایهداری، کمونیسم، ناتو، اوپک، و آیندۀ بشریت را روشن کنند. همه برای همه و خصوصا برای تمام جهان پیام داشتند. بحثها گاهی چنان بالا میگرفت که آدم فراموش میکرد برای ناهار خانوادگی جمعه دور هم جمع شدهایم، نه برای شرکت در اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد.
بحثهای چندین ساعته و فریادهای بلند و طولانی و تکان دادن سر و دست و برچسب زدنها و پیچیدهتر شدن هر آن بحث حاصل این بیقراری اجتماعی عجیب آن سالها بود.
در چنین روزگاری شخصیتی عزیز زندگی میکرد. یک زن عوام که من نام خیالی خالهجون پری را رویش میگذارم. خالهجون پری از خانواده میخواست ظهر جمعه در خانۀ او دور هم جمع شوند، غذا بخورند، میوه پوست بگیرند، جوک بگویند، خاطره تعریف کنند، و از دیدن یکدیگر لذت ببرند. به مهمانهایش میگفت چند ساعتی که اینجا هستید حل تمامی مسائل ایران و جهان را بگذارید برای بعد. قرار نیست سر سفرۀ من مشکلات اوپک را حل کنید یا برای مقابله با ناتو راههای نهایی را پیدا کنید.
خالهجون پری در ظاهر عوام اما در عمل عاقل بود. میفهمید که هر کاری جایی دارد. میدانست بحث سیاسی قرار نیست جای معاشرت خانوادگی را بگیرد، همانطور که فلان سخنران زبردست سیاسی برای آدم خاله و دایی و عمه و عمو نمیشد. او میدانست که این چیزها که نامشان معاشرت و سیاست است نباید جای هم را اشغال کنند.
۴۸ سال گذشته است. حالا در سال ۱۴۰۵ به جایی رسیدهایم که باید خالهجون پری را دوباره پیدا کنیم. این بار نه برای نجات سفرۀ ناهار از سیاست، بلکه برای نجات سیاست از سفرۀ ناهار.
در رسانهها، اتاقهای تصمیمگیری بخش خصوصی، و حتی اگر دستشان برسد در بعضی بخشهای حاکمیت، کسانی نشستهاند که مسائل ایران و جهان را با همان منطق مهمانی ظهر جمعه بررسی میکنند. خاطرهای تعریف میکنند، جوکی میگویند، تجربۀ شخصی محدودی را به تمام جهان تعمیم میدهند، از چیزی – متاسفانه معمولاً خودشان و تاریخ پرشکوه عملکرد درخشانشان – خوششان میآید، از چیزی بدشان میآید و حاصل این مجموعه را تحلیل مینامند. بعد هم بر اساس همین تحلیلها توصیه میکنند، تصمیم میگیرند و گاهی برای میلیونها نفر تعیین تکلیف میکنند. انگار نه انگار که تحلیل به اطلاعات، دانش، روش، استدلال، و سنجش نیاز دارد.
خالهجون پری باید برگردد. باید وارد این اتاقها شود، محکم روی میز بکوبد و بگوید «آقایان! خانمها! اینجا خانۀ من نیست. اینجا سر سفرۀ ناهار جمعه ننشستهاید. میوهتان را بعداً پوست بگیرید. جوکتان را جای دیگری بگویید. خاطرههایتان را برای مهمانی نگه دارید. نقل شایعات را بریزید دور. اینجا قرار است فکر کنید، بفهمید و تصمیم بگیرید.»
۴۸ سال پیش خالهجون پری ایستاد تا سیاست معاشرت انسانی را خراب نکند. امروز باید نگذاشت شایعات مهمانیهای پیرانهسر سیاست را خراب کند. البته که مهمانهای قدیمی خالهجون پری وجه انسانی مسائل ملی و جهانی را میفهمیدند، اینها وجه علمی دور از شایعات تحلیل را نمیفهمند.