شناسهٔ خبر: 80073423 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

به مناسبت ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ شیرازی

حافظ؛ همسفر روزهای خوب و لحظه‌های دلتنگی

تهران -ایرنا- گاهی حافظ را در سکوت اتاق مطالعه و میان کتاب‌های قدیمی خانه پیدا می‌کنیم و گاهی در میان هیاهوی جمعیت در حافظیه. او هم در خلوت دلتنگی‌هایمان با ما حرف می‌زند و هم در جمع‌های پرشور، زبان حال مردم می‌شود. حافظ فراتر از کلمات روی کاغذ، بخشی از هویت و حافظه جمعی ماست؛ شاعری که با هر نسل، به زبان روز آن‌ها در می‌آید.

صاحب‌خبر -

گروه ایرنا زندگی- حافظ فقط یک شاعر نیست؛ حافظ یک دوست قدیمی است. گاهی در سکوت اتاق مطالعه و میان کتاب‌های قدیمی خانه سراغش را می‌گیریم و گاهی در هیاهوی شلوغ حافظیه، بین آن‌همه جمعیت، دنبال آرامش در کلامش می‌گردیم. او هم در خلوت دلتنگی‌هایمان با ما حرف می‌زند و هم وقتی در جمع هستیم، حرف دل همه ما را می‌زند. حافظ فراتر از کاغذ و چاپ، بخشی از زندگی و هویت ماست؛ کسی که با هر نسل، به زبان همان‌ها در می‌آید و کهنه نمی‌شود.

وقتی جمعیت در حافظیه گرد هم می‌آیند، انگار همه برای شنیدن یک صدای آشنا آمده‌اند. اینجا فقط یک بنای سنگی و قدیمی نیست؛ اینجا جایی است که دل‌ها به هم می‌رسند. این شلوغی، با آن شلوغی‌های پر از استرس شهر فرق دارد؛ اینجا مردم با آرامش ایستاده‌اند و می‌خواهند دوباره با حافظ دیدار کنند. کسی که قرن‌هاست با ما هم‌کلام است و هنوز هم حرف تازه برای گفتن دارد.

در خانه‌های ما ایرانی‌ها، حضور حافظ از قفسه کتاب فراتر رفته است. او در خاطره‌ها زندگی می‌کند؛ گاهی به عنوان یادگاری از مادربزرگ در گوشه‌ای از خانه، و گاهی در شب‌های یلدا که همه دور هم جمع می‌شوند. شکل حضورش عوض شده، اما جایگاهش در زندگی خصوصی و لحظه‌هایی که می‌خواهیم تنها باشیم، همان‌طور باقی مانده است. حافظ برای خیلی از ما، در روزهای سخت، اولین پناهگاه است.

دیوان حافظ در خیلی از خانه‌ها، دیگر فقط یک کتاب شعر نیست؛ بخشی از تاریخ شخصی آن خانواده است. بعضی از این کتاب‌ها خیلی نفیس و گران‌قیمت هستند، اما آن نسخه‌های قدیمی و رنگ‌باخته که لبه‌های ورق‌هایشان نرم شده، چیز دیگری هستند. شاید میان غزل‌ها، یادداشتی کوچک یا گوشه‌ای تاخورده باشد که نشان می‌دهد سال‌ها پیش، کسی با عشق این صفحات را خوانده است.

دیوان حافظ در خانه‌های ایرانی؛ از سنت‌های قدیمی تا دنیای دیجیتال

دیوان حافظ؛ مهمان آشنای سفره‌های ایرانی

در مناسبت‌هایی مثل نوروز و شب یلدا، دیوان حافظ بهترین مهمان دورهمی‌های خانوادگی است. کنار چای و شیرینی، کتاب را باز می‌کنیم؛ یکی نیت می‌کند و غزل را با صدای بلند می‌خواند. بقیه گوش می‌دهند و هرکس برداشتی از شعر دارد. همین خواندن شعر، شروعی برای یک گفت‌وگوی طولانی و دلچسب می‌شود که تا ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کند.

خانم «مریم»، که مادر یکی از خانواده‌های قدیمی است، می‌گوید: «از بچگی یادم هست که شب یلدا، پدرم دیوان حافظ را باز می‌کرد و می‌خواند. حالا من همان کار را برای نوه‌هایم انجام می‌دهم. این کتاب برای ما فقط شعر نیست؛ انگار صدای قدیمی‌های خانواده است که دوباره در خانه می‌پیچد. وقتی شعر خوانده می‌شود، انگار غم‌های خانه هم کمتر می‌شود.»

خواندن شعر در خانه لازم نیست همیشه رسمی باشد. گاهی حتی خواندن چند بیت ساده در یک جمع صمیمی، فضای خانه را عوض می‌کند. لازم نیست همه، متخصصِ ادبیات باشند؛ همین که هرکس برداشت ساده خودش را از یک بیت بگوید، کافی است. تفاوت برداشت‌هاست که گفتگو را جذاب می‌کند و باعث می‌شود اعضای خانواده، نیم‌ساعت هم که شده، گوشی‌هایشان را کنار بگذارند.

حافظ در خانه‌های امروز، دیگر فقط همان کتاب چاپی نیست. حالا شعرهای او در گوشی‌ها، کتاب‌های صوتی و سایت‌های ادبی هم در دسترس است. کسی ممکن است در مسیر کار، غزلی را بشنود، یا معنی بیتی را در اینترنت جست‌وجو کند. حافظ حالا در پیام‌های خانوادگی ما هم هست؛ همان‌جایی که برای هم شعر می‌فرستیم تا لبخند بزنیم یا دلتنگی‌مان را نشان بدهیم.

دیوان حافظ در خانه‌های ایرانی، از آیین تا آرامش

پلی میان نسل‌ها؛ از تاقچه تا صفحه نمایش

در دنیای امروز، شکل آشنایی با حافظ عوض شده است. ممکن است پدربزرگی دیوان کاغذی را با عینک مخصوصش ورق بزند و نوه نوجوانش، همان غزل را در گوشی خودش ببیند. یکی شعر را در حافظه خود حک کرده و دیگری آن را در فضای مجازی دیده است. ابزارها فرق کرده‌اند، اما شعر حافظ هنوز هم همان پل محکمی است که نسل‌ها را به هم وصل می‌کند.

نوید که ۱۵ سال سن دارد دراین باره می گوید: «راستش من از آن‌هایی نیستم که هر روز کتاب ورق بزنم، اما حافظ همیشه در گوشی من حضور دارد. یک بار در سفر، وقتی حوصله‌مان سر رفته بود، از یک اپلیکیشن غزلی خواندم. بعد من و دوستانم درباره معنی یک بیت حرف زدیم. هرکدام برداشت خودمان را داشتیم و همین باعث شد شعر را دوباره بخوانیم. آنجا فهمیدم حافظ فقط مال کتاب‌های قدیمی نیست؛ شعرش را می‌شود هرجا که باشی پیدا کرد و درباره‌اش حرف زد.»

او می‌گوید در جمع خانواده هم گاهی همین تفاوت نگاه‌ها گفت‌وگو را شکل می‌دهد: «پدربزرگم بعضی شعرها را از حفظ است و وقتی غزلی می‌خواند، من معنی بعضی کلمه‌ها را از او می‌پرسم. گاهی هم من شعر را در گوشی پیدا می‌کنم و برایش می‌خوانم. او از خاطره‌اش با آن شعر می‌گوید و من شاید بیشتر به معنی یا آهنگ کلمه‌ها توجه کنم. برایم جالب است که یک غزل برای هرکدام‌مان یادآور چیز متفاوتی است.»

هستی، ۱۷ ساله، هم آشنایی‌اش با حافظ را از فضای مجازی به یاد می‌آورد: «اول یک بیت را در صفحه یکی از دوستانم دیدم و خوشم آمد. اسم حافظ را می‌دانستم، اما آن موقع رفتم غزل کامل را پیدا کردم. بعد از مادرم پرسیدم معنی چند بیت چیست و او گفت این شعر را در شب یلدا زیاد می‌خوانند. از آن به بعد وقتی در خانه دیوان را باز می‌کنند، من هم بیشتر دقت می‌کنم؛ قبلا فکر می‌کردم فال گرفتن فقط یک رسم است، اما حالا خود شعرها هم برایم جذاب شده‌اند.»

این تجربه‌ها نشان می‌دهد نسل جوان لزوما میان دیوان چاپی و تلفن همراه یکی را انتخاب نمی‌کند. ممکن است آشنایی با حافظ از یک صفحه کوچک آغاز شود، اما به گفت‌وگو با پدربزرگ، مادر یا دوستان برسد. ابزارها با هم فرق دارند؛ با این حال، شعر همچنان فرصتی می‌سازد تا اعضای خانواده از خاطره‌ها و برداشت‌هایشان بگویند و هر نسل حافظ را به شیوه خودش دوباره بخواند.

حافظ برای نسل امروز، یک «موجودیت دیجیتال» هست؛ موجودیتی که می‌تواند در لحظات خستگی یا بی‌حوصلگی، مثل یک همراه کوچک در جیب آن‌ها باشد و با چند کلیک، فضایی از آرامش یا تفکر را در میان هیاهوی دنیای مدرن ایجاد کند.

حافظ؛ شاعری که هنوز با ما حرف می‌زند

شعر در خانه؛ از خواندن یک غزل تا گفت‌وگوی خانوادگی

خواندن شعر در خانه لازم نیست همیشه رسمی یا مناسبتی باشد. گاهی خواندن چند بیت در جمع خانوادگی یا گفت‌وگو درباره معنای یک غزل، فضای تازه‌ای به دورهمی می‌دهد. هرکدام از اعضای خانواده ممکن است از شعر برداشتی متفاوت داشته باشند و همین تفاوت، گفت‌وگو را جذاب‌تر کند.

آشنا کردن کودکان و نوجوانان با حافظ نیز لزوما به حفظ کردن بیت‌ها یا توضیح‌های دشوار نیاز ندارد. می‌توان یک بیت را خواند و از آن‌ها پرسید چه تصویری در ذهنشان ساخته یا چه معنایی از آن فهمیده‌اند. چنین گفت‌وگویی شعر را از صفحه کتاب بیرون می‌آورد و آن را به تجربه‌ای زنده تبدیل می‌کند.

در این میان، بزرگ‌ترهای خانواده می‌توانند با تعریف خاطره‌های خود از شعرخوانی یا فال حافظ، راه آشنایی نسل بعد را هموار کنند. شنیدن اینکه یک غزل در چه موقعیتی خوانده شده یا کدام بیت سال‌ها در ذهن کسی مانده است، گاهی از توضیح‌های رسمی درباره شعر اثرگذارتر است.

دیوان حافظ در خانه‌های ایرانی، از آیین تا آرامش

حافظ در خانه‌های امروز؛ از دیوان چاپی تا گوشی

علاقه به حافظ در نسل‌های مختلف، شکل یکسانی ندارد. بزرگ‌ترها معمولاً با خاطره‌های قدیمی یا صدای شعرخوانی گذشتگان به سراغ او می‌روند؛ جوان‌ترها شاید اولین بار بیتی را در یک پست اینستاگرامی ببینند و بعد بروند دنبال اصل غزل. این تفاوت در راه آشنایی، اصلاً مانع پیوند با شعر نیست. حافظ برای همه جا دارد.

حضور حافظ در خانه‌های امروز، فقط به نسخه چاپی محدود نیست. خیلی‌ها در ماشین، پادکست‌های شعر گوش می‌دهند یا در شبکه‌های اجتماعی دنبال صفحاتی هستند که غزل‌های او را ساده توضیح می‌دهند. این یعنی حافظ هنوز هم زنده است و در میان ما راه می‌رود. او فقط روی قفسه نمانده تا خاک بخورد؛ او هر روز در حال پیدا کردن راه تازه‌ای برای باز شدن در دل ماست.

در کنار تکنولوژی، کتاب کاغذی هنوز هم در خانه‌ها حرمت دارد. هیچ‌چیز جای بوی کاغذ و لمس جلد کتاب را نمی‌گیرد. خیلی‌ها هنوز ترجیح می‌دهند وقتی غمگین‌اند، دیوان حافظ را دست بگیرند و فال بزنند. این کار، یک عادت دوست‌داشتنی است که شاید در دنیای دیجیتال امروز، ارزشش حتی بیشتر هم شده باشد. این کتاب برای خیلی‌ها، صندوقچه اسرار است.

حافظ نه در یک مکان خاص، که در قلب خانه‌هایی است که هنوز دوست دارند شعر بشنوند. او همان رندی است که با هر لبخند یا اشکی، پیوند بین گذشته و آینده را محکم می‌کند. حافظ برای ما، هم‌سفری است که هرگز ما را تنها نمی‌گذارد؛ چه وقتی کتابش را در دست داریم و چه وقتی غزلش را از روی یک صفحه نمایش می‌خوانیم. او همیشه همراه ماست.

بیستم مهر، روز بزرگداشت حافظ، فرصتی است برای ورق زدن دوباره دیوان او و دیدن جایگاهی که شعرش در زندگی روزمره مردم پیدا کرده است؛ جایگاهی که نه فقط در کتابخانه‌ها، بلکه در آیین‌ها، خاطره‌ها و گفت‌وگوهای خانوادگی شکل می‌گیرد.

∎​