جام جم آنلاین: برای ما پروفسور علیاصغر خدادوست است و برای متون مرجع چشمپزشکی دنیا، Khodadoust Line یا همان خط خدادوست! اصطلاحی که در جراحیهای پیچیده پیوند قرنیه، یک استاندارد جهانی محسوب میشود و این افتخار، به اسم پزشک متخصص ایرانی رقم خورده است. پزشکی که از طرف انجمن چشمپزشکی آمریکا عناوین محقق برتر و چهره ماندگار را دریافت کرد و مسیر حرفهایش را در بالاترین سطوح علمی جهان، از دانشگاه جانز هاپکینز تا سایر مراکز علمی دنیا سپری کرد و در نهایت، همه دستاوردهایش را در ایران، برپا کرد.
در واقع از نقاط درخشان عملکرد پرفسور علیاصغرخدادوست، نه فقط افتخارات بینالمللی که استمرار حضور بالینی و آموزشیاش در ایران بود؛ رویکردی که با تأسیس بیمارستان تخصصی چشم در شیراز به ثمر نشست تا دانش تراز اول جهانی، به شکلی عملی و مستقیم در اختیار بیماران داخل کشور قرار بگیرد. او ترجیح داده بود، دانش انحصاریاش را به جای انبار کردن در کتابخانههای غربی، به اتاقهای عمل شیراز بیاورد؛ جایی که دستهای او، برای هزاران ایرانی، معنای دوبارهی دیدن بود.
از داراب تا جانز هاپکینز
داستان زندگی علیاصغر خدادوست از پاییز ۱۳۱۴ و در شهر شیراز شروع شد و به آزمون ورودی دانشکده پزشکی شیراز و کسب رتبه ممتاز رسید. او پیش از آنکه قدم در دنیای پرپیچوخم پزشکی بگذارد، نان معلمی را خورده است. دکتر خدادوست، یک دوره تأثیرگذار را به عنوان آموزگار در دبستان داوری داراب گذراند؛ اتفاقی که باعث شد نفسبهنفس شدن با مردم را تجربه کند و دغدغههای آنها را در همان دوران جوانی لمس کند. به نظر میرسد که معلمی برای علی اصغر خدادوست، چیزی فراتر از یک شغل ساده بود؛ شاید چون تمام سالهای معلم بودنش، نگاه او را به زندگی عمیقتر کرد و بذری از مهر و دلسوزی را در وجودش کاشت که بعدها، در تمام سالهای درخشش علمیاش در جهان، همیشه همراه او ماند. اما پس از معلمی در داراب، ورودش به دانشکده پزشکی شیراز در سال ۱۳۳۳ با رتبه ممتاز و گذراندن درخشان دوران عمومی و دستیاری در بیمارستان نمازی، نقطه آغازی شد برای پروازی بلند. او در سال ۱۳۴۱ بهعنوان تنها و نخستین دستیار خارجی وارد انستیتو چشمپزشکی ویلمر در دانشگاه نامدار جانز هاپکینز شد؛ جایی که دشوارترین محکها را پیش روی پزشکان جهان میگذاشت. خدادوست نهتنها دوره دشوار تخصصی را بهعنوان رزیدنت برتر این مرکز پشت سر گذاشت، بلکه در حوزه پژوهش پایهای قرنیه ردپایی ابدی از خود بر جای گذاشت. پدیده دفع پیوند قرنیه که امروز در تمام مراجع درسی چشمپزشکی جهان با نام Khodadoust line یا همان خط خدادوست تدریس میشود، نمادی از جاودانگی یک ذهن دقیق ایرانی در تاریخ چشمپزشکی مدرن است.
بازگشت به خاک وطن
اما در شرایطی که درهای عالیترین کرسیهای طبابت و پژوهش آمریکا، از مدیریت دپارتمانهای چشمپزشکی تا ریاست مراکز جراحی بزرگ به روی او باز بود، خدادوست راهی دیگر را انتخاب کرد. او ترجیح داد ثمره گرانبهاترین سالهای جوانی و تسلط علمیاش را به بخش چشمپزشکی دانشگاه شیراز بیاورد. از اواخر دهه چهل خورشیدی، او پل ارتباطی میان بالاترین استانداردهای بالینی جانز هاپکینز و نظام درمان ایران شد؛ درحالیکه شاید میتوانست مانند بسیاری دیگر از متخصصان، حضوری آسوده و بیدردسر را در آرامش کالیفرنیا یا مریلند سپری کند. نوعی وطندوستی که در دهههای بعد که زیست آکادمیک، او را به بیمارستان سنت رافائل، دانشگاه جانز هاپکینز و ریاست بخش چشم دانشگاه سیسیل و نهادهای بینالمللی رساند هم کمرنگ نشد و پیوند او با ایران ذرهای سست نشد. در تقویم کاری خدادوست، سفر پیاپی و چندباره به ایران طی هر سال، نه یک تعطیلات، بلکه یک وظیفه حرفهای و ملی بود. او میآمد تا در اتاقهای عمل شیراز و تهران جراحیهای ناممکن را ممکن کند و پیچیدهترین جراحیهای پیوند را برای محرومترین بیماران انجام دهد؛ بیآنکه چشمداشتی مادی داشته باشد.

بینایی در دل فارس
بزرگترین گواه این عشق به خاک وطن، بنا کردن بیمارستان فوقتخصصی چشم دکتر خدادوست در زادگاهش، شیراز بود. تاسیس بیمارستان فوقتخصصی چشم در شیراز، گام عملی دکتر خدادوست برای توسعه زیرساختهای درمانی در کشور بود. او با بهرهگیری از اعتبار علمی بینالمللی و سرمایهگذاری در این پروژه، مرکزی را پایهگذاری کرد که امکان دسترسی بیماران به خدمات پیشرفته چشمپزشکی را فراهم ساخت؛ اقدامی که نیاز به مراجعه به پایتخت یا اعزام به مراکز درمانی خارج از کشور را برای جراحیهای پیچیده تا حد زیادی مرتفع کرد. حالا بیش از بیست هزار جراحی پیوند قرنیه در طول سالیان، شاهدی زنده بر سرانگشتانی است که امید به دیدن را به زندگی هزاران خانواده ایرانی بازگردانده است.
پروفسور خدادوست تا زمان درگذشتش در اسفند ۱۳۹۶ در آمریکا، تصویری عینی از یک نخبه متعهد و میهندوست بود؛ دانشمندی که نشان داد میتوان در صدر علم جهانی ایستاد، جوایز افتخار چشمپزشکی دنیا را دریافت کرد و در قامت مدرس بینالمللی در پنج قاره سخنرانی کرد، اما هویت و انگیزه زیستن را در گرو بازگرداندن نور به چشمان مردم وطن خودش دانست.
∎