پیامبر (ص) در سختترین روزها، فقط سنگ خندق را نشکست؛ دیوار ناامیدی را شکست. جامعهها فقط با نان و امنیت و امکانات زنده نمیمانند؛ یک جامعه به چیزی فراتر از اینها نیاز دارد؛ تصویری از آینده که بتواند بهخاطر آن، امروز را تحمل کند. وقتی مردم آیندهای روشن برای خود تصور نکنند، سختیهای امروز از یک «دوره دشوار» به یک «سرنوشت ناگوار» تبدیل میشود. شاید یکی از مهمترین نکات اجتماعی در سیره پیامبر اکرم (ص)، همین توجه به امید باشد؛ آن هم نه امیدی سطحی و شعاری، بلکه امیدی که در دل بحران ساخته میشود.
رهبر شهید انقلاب در تبیین شیوه تبلیغ پیامبر اکرم (ص)، به ماجرای خندق اشاره میکنند؛ زمانی که مسلمانان در گرمای شدید و گرسنگی مشغول حفر خندق بودند و خود پیامبر (ص) نیز درکنار آنان کار میکرد. در میانه کار، مسلمانان به سنگ سختی برخوردند که از جابهجایی آن عاجز ماندند. پیامبر (ص) کلنگ را گرفتند و با ضربهای، سنگ را شکافتند. در همان لحظه جرقهای از سنگ برخاست.
با دیدن جرقه از آیندهای سخن گفتند که با شرایط آن روز، فاصلهای شگفت داشت: فتح کاخ کسری و شکست امپراتوری روم را در جرقه دیدند. رهبر شهیدمان از این رفتار پیامبر (ص)، با دو واژه یاد میکنند: «امید، اعتمادبهنفس.»
نکته مهم همینجاست: پیامبر (ص) در شرایطی که نشانههای ظاهریِ پیروزی چندان دردسترس نبود، اجازه ندادند واقعیتِ سختِ امروز، تمام افق نگاه مردم را اشغال کند. آنان باید خندق را میکندند، گرسنگی را تحمل میکردند و دربرابر دشمنی بزرگ میایستادند، اما در ذهنشان قرار نبود این سختی، آخر داستان باشد.
از منظر جامعهشناسی، امید فقط یک احساس فردی نیست، بلکه یک سرمایه اجتماعی است. جامعه امیدوار، توان بیشتری برای همکاری، تحمل هزینهها و حل مسئله پیدا میکند؛ چون اعضای آن احساس میکنند تلاش امروز میتواند به نتیجهای در آینده برسد.
درمقابل، وقتی احساس بیاثری و بیافقی فراگیر شود، مشارکت کم میشود و هر مانعی میتواند بهانهای برای کنار کشیدن باشد. البته خود رهبر شهید انقلاب میان امید پیامبر (ص) و امیدسازی معمولی، تفاوت جدی میگذارند. درباره پیامبر میگویند ایشان آن آینده را «بهطور واقعی مشاهده میکرد.»، اما ما انسانهای عادی معمولا براساس تحلیل و شناخت، آینده را ترسیم میکنیم، بنابراین درس امروز، وعده دادن بیپشتوانه نیست؛ ساختن امیدی صادقانه و مسئولانه است. این نکته، تبلیغ دینی را هم از یک انتقال ساده اطلاعات فراتر میبرد.
پدر، مادر، مبلغ، معلم، مدیر و هر کسی که با انسان دیگری سخن میگوید، فقط با کلماتش اطلاعات منتقل نمیکند؛ گاهی دارد تصویری از «فردا» در ذهن مخاطب میسازد. شاید به همین دلیل است که رهبر شهیدمان در همان سخنان، از دست دادن امید به آینده و اعتمادبهنفس را برای یک ملت، از بدترین حوادث میدانند.
ما امروز خندق دوران پیامبر (ص) را حفر نمیکنیم، اما خندقهای دیگری پیشروی ماست؛ خستگی، شکست، مشکلات زندگی، نگرانی از آینده و گاهی احساس اینکه «دیگر نمیشود.» سیره پیامبر (ص) یادمان میدهد درست همانجا که مانع سخت و پیچیدهای سر راه ایستاده است، شاید بیش از همیشه به کسی نیاز داریم که با خودباوری، به سدهای پیروزی ضربه بزند و جرقهای از امید پیروزی، نشانمان دهد و یادمان بیاورد که هیچ مانعی، پایان راه نیست.
همانطور که رهبر انقلاب در پیامشان به دانشآموزان فرمودند که مرزهای دانش را بشکنید و قلههای پیشرفت را فتح کنید، مسئولیت امروز دانشآموزان و دانشجویان، سعی در مجهز شدن به علم و تقوا، امید و اخلاق، دانایی و توانایی و زدودن پردههای جهل و تاریکی است تا آنگاه که با شکستن مرزهای دانش و فتح قلههای پیشرفتسازِ آن، مأموریت تاریخی خود در جهت اعتلای ایران اسلامی را به انجام برسانند.