شناسهٔ خبر: 80047373 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: دیپلماسی‌ایرانی | لینک خبر

نگاهی دورنما به مقوله نظم بین‌المللی، از آغاز دوره ترامپ، در اکنون و آینده

نظم جهانی؛ دیروز، امروز و فردا!

محسن عوضوردی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: همه چیز از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید، با «تاخیری چهار ساله، برای دومین‌بار» آغاز شد؛ ورودی که در ظاهر، نقاب انتقام به چهره زده بود.

صاحب‌خبر -

نویسنده: محسن عوضوردی، کارشناسی‌ارشد روابط‌بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد

دیپلماسی ایرانی: شاید دو سالی می‌شود که دوباره جریان‌های راست‌گرا، مساند و مجامع را درنوردیده و عرض‌اندام می‌کنند. راست‌گرایی که اینجا نه صرفا در مسائلی نظیر بازار آزاد و وابستگی متقابل، که اتفاقا، «ملی‌گرایی» و در تقابل با آنچه «جهانی‌شدن» نامیده می‌شود، نجوا می‌کند.

همه چیز از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید، با «تاخیری چهار ساله، برای دومین‌بار» آغاز شد؛ ورودی که در ظاهر، نقاب انتقام به چهره زده بود. او از همان روزهای اول، با ادبیات جنجالی خود، همه کشورها را مورد هجوم قرار داد. چند کشور را تهدید کرد، چند کشور را تحریم کرد، با همسایگانش تخاصم بست، به شرکا و رقبا تعرفه بست و همه چیز را به چالش کشید.

با روی کار آمدن ترامپ، نظم جهانی متفاوت شد. اکثر کشورهایی که سیاستمداران چپ‌گرا بر مسندش تکیه زده بودند، تعدیل شدند و جهان، شاهد بروز راست‌گراها و محافظه‌کاران شد.

جهانی که با سرعت تغییر می‌کرد، بعضا فراتر از تغییر ماهیت دولت، شاهد دگرگونی‌های انقلابی (نظیر نپال و سوریه) شد. تحولات، فراتر از انقلاب‌ها، به سمت جنگ‌ رفت و درگیری‌های مختلفی در شرق آسیا (تایلند و کامبوج) آسیایی مرکزی (هند - پاکستان/افغانستان - پاکستان)، خاورمیانه (جمهوری اسلامی ایران - اسرائیل - آمریکا)، قفقاز (ارمنستان - آذربایجان) بالکان (تداوم جنگ روسیه-اوکراین) و آمریکا (ونزوئلا-آمریکا) شکل گرفت.

همه‌ این‌ها، زمانی صورت گرفت که رقابت اقتصادی چین و آمریکا، به شدیدترین موقعیت خود در سال‌های اخیر رسید، رقابت تکنولوژی‌ و تسلیحاتی نیز شدت بیشتری یافته بود و ترامپ، با شعار "آمریکا را دوباره عالی خواهیم ساخت" در کاخ سفید قرار گرفت.

تحولاتی که مرور شد، در کنار رقابت‌های مذکور (بر سر اقتصاد، انرژی، تسلیحات و..)، خبر از درهم ریختگی نظم کنونی جهان می‌دهد و موقعیت کنونی جهان را می‌توان «دوره گذار» نامید.

درهم‌ریختگی که سخت می‌توان علتش را یافت: درهم ریخته، چون تاریخ انقضایش گذشته، یا برای تنظیم فاصله رقابت در راس هرم قدرت بین‌المللی درهم ریخته است؟ 

برای مفروض نخست، می‌توان اشاره به پدیده شگفت‌انگیز جهان کنونی و آینده، یعنی هوش‌مصنوعی اشاره کرد. انقلابی که همه جهان را درنوردیده و نه تنها جایگاه انسان را به عنوان ملت، بلکه جای انسان به عنوان دولت را هم می‌تواند تضعیف کند. 

امروزه از فضای آموزش و کسب و کار و طراحی و محاسبه و پژوهش و صنعت، همه و همه با هوش‌مصنوعی عجین شده است و همه کارها دارد با هوش‌مصنوعی انجام می‌شود روز به روز این پیوند عمیق‌تر می‌شود. اما این در حوزه فعالیت‌های سیاست‌پذیر است، بُعد کم‌سوتر چراغ هوش‌مصنوعی، سیاستگذاری نرمی‌ست که دارد صورت می‌دهد. فضای ابری رسانه امروز، با قوانین مختص خود کار می‌کند، اطلاعات کاربران را در دسترس دارد و حتی فضای تبادل مالی و واحد پول مختص خود را به وجود آورده است. همه این‌ها خبر از جهان جدیدی می‌دهند که نظم جدیدی خواهد داشت.

برای مفروض دوم، می‌توان تحولات پس از همه‌‌گیری کرونا را مبنا قرارداد. کرونا به عنوان یک بحران جهانی، برنامه‌های ترامپ در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش را مختل کرد، برنامه‌هایی که الگوریتم عملکرد آن تشابهی غیرقابل انکار با عملکردش در این دوره ریاست جمهوری‌اش دارند! او در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش نیز، از «سواری رایگان» خسته بود، با رقبایش با احتیاط رفتار می‌کرد، بر خاورمیانه متمرکز بود و از سازمان‌های بین‌المللی فاصله گرفته بود.

شاید اگر کرونا نیامده بود، بایدن به کاخ سفید نرفته بود و آنچه امروز دیده می‌شود، چند سال پیش‌تر دیده می‌شد.

روی کاغذ ترمز ترامپ کشیده شد و بورس آمریکا نسبت به چین فاصله کمتری یافت و چین، از منظر اقتصادی پیشرفت چشمگیری نسبت به اتحادیه اروپا داشت و فاصله خود را با آمریکا کمتر کرد.

روسیه نیز با ساخت نخستین واکسن، فرصت تازه‌ای برای در صدر قرار گرفتن پیدا کرد.

تخطی کشورها از نظم کنونی جهان، چنان که در بندهای پیشین متن گفته شد، از شرق آسیا تا قلب آمریکا، در کنار دست‌اندازی ناظم کنونی نظم(یعنی آمریکا) به نظم فعلی، اثبات می‌کند که جهان در دوره گذار خود قرار گرفته است.

بدین‌سان، فنر فشرده شده‌ی رقابت به یک‌باره در رفت و اکنون جعبه پاندورا در حال باز شدن است، چرا که رقبای نظم جهانی پیشین، به ناظم آمریکایی خود نزدیک‌تر شده‌اند و جایگاه آمریکا متفاوت از دهه‌های گذشته است. و هر کشوری، با استفاده از شعار منافع ملی، سعی می‌کند توانمندی‌های خود را به نمایش گذاشته و با توجه به این توانمندی‌ها، از آب گل‌آلود «دوره گذار» برای سهم بیشتر از کیک قدرت استفاده کند. در واقع ملی‌گرایی کنونی که در جهان مشهود است، احتمالا از تبعات دوره گذار باشد و هیجانی‌ست که پس از درگرفتن نظم جدید یا حفظ نظم پیشین، فروکش خواهد کرد.

تجربه تاریخی ثابت کرده است موج ملی‌گرایی‌هایی که در دوره گذار پدیدار می‌‌شوند، دست آخر بر سکوی محکم و ستبر اخلاق برخورد خواهد کرد و بلافاصله پس از استحکام پایه‌های نظم تازه، شعائر جهان‌‌وطنی جایگزین می‌شوند.

در فرض فروکش شدن موج ملی‌گرایی تقریبا شکی‌ نیست، مگر اینکه اقتضائات دوران هوش‌مصنوعی، تحولی فراتر از ذات انسان و اخلاقیات انسانی پدیدار کند. اما در این که برابری و یکی‌شدن، در بازتعریف نظم آینده جهان و مفهوم جهانی شدن، همانند گذشته و با همان الگوریتم‌ها خواهد بود، باید تامل بیشتری داشت.

احتمال درگرفتن نظم منطقه‌ای یا نظم نمایندگی هنوز احتمالی بالقوه است، احتمال پدیداری نظام چند قطبی خفیف نیز دیگر احتمال قابل تامل است، اما نظم برآمده از دنیای دیجیتال، به این بستگی دارد که قدرت‌های بزرگ، چقدر بتوانند در برابر شرکت‌های فراملی و ویروس «تکنولوژی و شبکه‌های ارتباطی» کرنش کنند.

در این احتمالات، نکته حائز اهمیت و تعیین کننده می‌تواند این باشد که این گذار و تقابلات، چگونه به آخر خواهند رسید؟ آیا قرار است شاهد یک جنگ فراگیر بین‌المللی باشیم و نوزاد ققنوس نظم آینده، از پساخاکستر مادرش برخیزد؟ آیا گذار از نظم، با همین جنگ‌های پراکنده‌ای که جهان در این دو سال اخیر درگیرش بوده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت، اتفاق خواهد افتاد؟ 

یا دولت‌ها (مخصوصا قدرت‌های بزرگ) به همین جنگ‌های دو سه سال اخیر بسنده می‌کنند و بدون تداوم جنگ‌های پراکنده یا ظهور یک جنگ فراگیر بین‌المللی، از این دروازه عبور خواهند کرد؟ خواهیم دید چه خواهد شد! امید به جهانی مملوء از صلح

∎​