شناسهٔ خبر: 80043521 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: برنا | لینک خبر

طلوع شمس از خوی

بنا از بیرون، ردیفی از آجرهاست که در هندسه‌ای منظم بالا رفته‌اند؛ اما پشت این خشت‌های رسی، قصه مردی نهفته است که جهان مولانا را دگرگون کرد و نامش را در ماندگ...

صاحب‌خبر -

فریبا نباتی/ بنا از بیرون، ردیفی از آجرهاست که در هندسه‌ای منظم بالا رفته‌اند؛ اما پشت این خشت‌های رسی، قصه مردی نهفته است که جهان مولانا را دگرگون کرد و نامش را در ماندگارترین روایت‌های عرفان و ادبیات ایران نشاند. هشت قرن پس از غروب عارف شوریده در خوی و نزدیک به دو دهه تلاش برای ساخت بارگاهش، حالا بنایی در قلب شهر سر برآورده تا روایت او را از دل تاریخ بیرون بکشد؛ روایتی از سایه، نور و شمس.

۲۰ سال انتظار برای رسیدن به بارگاه

۱۵ مهرماه، ۸ قرن پس از آنکه شمس تبریزی در خوی آرام گرفت، بنایی تازه در این شهر قد علم کرد. بارگاه شمس تبریزی پس از نزدیک دو دهه انتظار، گشایش یافت و بنا است، روایت شمس و پیوند او با مولانا را در نقشه گردشگری فرهنگی و عرفانی ایران پررنگ‌تر کند.

داستان ساخت این مجموعه کوتاه نیست. پروژه‌ای که به بهره‌برداری رسیده، نزدیک به دو دهه درگیر طراحی، تأمین اعتبار، وقفه و اجرای مرحله‌ای بوده است. شروع عملیات اجرایی در سال‌های میانی دهه ۸۰ بود. در دوره‌های طولانی توقف و کندی کار وجود داشت و تکمیل آن سال‌ها به طول انجامید. در نهایت، با شتاب گرفتن عملیات در سال‌های اخیر، مجموعه برای افتتاح در مهر ۱۴۰۵ آماده شد.

در مجموع حدود ۲۵۰ میلیارد تومان برای احداث بارگاه هزینه شده و برای تجهیز کامل برخی بخش‌های فرهنگی و پژوهشی مجموعه نیز اعتبار جداگانه اعلام شده است. حاصل این انتظار، مجموعه‌ای در حدود ۷ هزار مترمربع است. حدود نیمی از این مساحت به فضای مسقف و ابنیه و نیم دیگر به محوطه‌سازی اختصاص یافته است؛ مجموعه‌ای شامل گنبدخانه، فضا‌های پژوهشی، کتابخانه و گالری‌های هنری. کتابخانه مجموعه بیش از ۸ هزار جلد کتاب دارد و قرار است به پایگاهی برای مطالعه شمس، مولانا، عرفان و ادبیات تبدیل شود.

از ظاهر به باطن

نام معمار این بنا برای علاقه‌مندان معماری آشناست: نادر اردلان؛ معمار، شهرساز و پژوهشگر ایرانی که تحصیلات معماری خود را در کارنگی ملون و هاروارد گذرانده و در پروژه‌های مهم معماری معاصر ایران نقش داشته است. او همچنین از چهره‌های شناخته‌شده پژوهش درباره پیوند معماری، فرهنگ و معنویت ایرانی است.

اردلان در طراحی بارگاه شمس، به جای بازسازی ظاهری یک بنای تاریخی، سراغ مفهومی رفته که خود شمس را توضیح می‌دهد: حرکت از ظاهر به باطن.او در این طرح، خرد معماری ایرانی، هندسه و طبیعت را کنار هم قرار داده است؛ معماری درون‌گرا و رو به مرکز، هندسه‌ای که به فضا نظم می‌دهد و طبیعتی که از خاک و آب تا نور و اقلیم خوی را دربرمی‌گیرد.

عنصر شاخص مجموعه، گنبدخانه آن است. سازه‌ای که ارتفاع کلی گنبد آن به حدود ۱۵.۵ متر می‌رسد و به عنوان یکی از گنبد‌های مرتفع منطقه شمال‌غرب معرفی شده است. این گنبد به صورت دوپوسته طراحی شده. نمای بیرونی آن با آجرکاری و نمای داخلی با تزئینات معماری ایرانی شکل گرفته است. در طراحی آن نیز تلاش شده میان فناوری ساخت امروز و عناصر آشنای معماری ایرانی ارتباط برقرار شود.

بارگاه شمس به گفته معمارش قرار نبود بنایی متعلق به چند قرن پیش به نظر برسد. قرار شد بنایی امروزی باشد که از زبان معماری ایرانی برای بیان یک مفهوم قدیمی استفاده می‌کند. تفاوت این مجموعه با یک آرامگاه معمولی، در کارکردی است که برای آن در نظر گرفته شده است. فضاهای پژوهشی، کتابخانه، گالری‌ها و بخش‌های فرهنگی در کنار فضای اصلی قرار گرفته‌اند تا حضور در بارگاه به بازدیدی کوتاه محدود نماند و فرصتی برای آشنایی بیشتر با زندگی و اندیشه شمس و پیوند او با مولانا فراهم شود.

امید‌هایی که مردم به شمس بسته‌اند

اهمیت این افتتاح برای خوی، فقط به بعد میراثی و معماری آن محدود نمی‌شود. میان جمعیتی که برای مراسم گشایش بارگاه آمده‌اند، می‌توان رد سال‌ها انتظار و امید به تغییر را نیز دید؛ انتظاری که برای برخی از مردم شهر، با بازگشت نام خوی به کانون توجه گره خورده است.

علی، شهروند ۳۰ ساله خویی، از جمله کسانی است که سال‌ها منتظر چنین روزی بوده است. او با شور و شوق از افتتاح بارگاه حرف می‌زند و آن را اتفاقی مهم برای شهرش می‌داند. اتفاقی که به باور او می‌تواند نام خوی را بیش از گذشته بر سر زبان‌ها بیندازد. برای او، گشایش این مجموعه، تحقق انتظاری است که سال‌ها برایش صبر کرده‌اند: «شمس ظرفیت بزرگی برای معرفی شهر ما به دنیاست و امیدوارم از این به بعد، ایران و دنیا، نام خوی را بیشتر بشنوند و این شهر به جایگاهی که شایسته آن در گردشگری و فرهنگ است، برسد. ما سال‌ها منتظر بودیم این بنا به سرانجام برسد. حالا مهم این است که از این فرصت به‌درستی استفاده کنیم و بارگاه شمس بهانه‌ای باشد برای اینکه مردم بیشتر به خوی سفر کنند، با تاریخ و فرهنگش آشنا شوند و ببینند این شهر چه ظرفیت‌هایی دارد. دوست داریم وقتی نام شمس می‌آید، خوی هم در ذهن مردم زنده شود»

اما دیده‌شدن خوی، به‌تنهایی برای رونق گردشگری کافی نیست. شهنازکارمند است و ۴۲ ساله او افتتاح بارگاه را اتفاقی مبارک می‌داند، اما معتقد است آینده این مجموعه به نحوه معرفی آن بستگی دارد. به باور این شهروتد خویی، اگر شمس و بارگاهش در سطح ملی و بین‌المللی به‌درستی معرفی شود و برنامه‌ریزی مؤثری برای جذب گردشگر صورت بگیرد، می‌توان به رونق گردشگری خوی امیدوار بود. از نگاه او، شناخته‌شدن شمس در بیرون از مرز‌های ایران فرصتی است که نباید از دست برود؛ فرصتی که می‌تواند گردشگران بیشتری را به این شهر بکشاند.

در کنار این امیدها، اما شهروندان دغدعه‌هایی هم دارند. رامین، معلم ۵۰ ساله در میان گفت‌و‌گویش این پرسش را پیش می‌کشد که آیا گشایش بارگاه می‌تواند مردم، به‌ویژه نسل جوان، را به شناخت بیشتر گذشته شهرشان ترغیب کند؟ پرسشی که اهمیت این مجموعه را از جاذبه گردشگری فراتر می‌برد. او می‌گوید بارگاه شمس می‌تواند فرصتی برای آشنایی با زندگی و اندیشه این عارف و جایگاه او در فرهنگ و ادبیات ایران باشد که تحقق آن، به برگزاری برنامه‌های فرهنگی، فعالیت‌های پژوهشی و فراهم‌شدن زمینه حضور مستمر مردم در این مجموعه وابسته است.

مهیا، شهروند ۲۵ ساله خویی، به وجه دیگری از اهمیت بارگاه شمس اشاره می‌کند. اینکه این مجموعه تا چه اندازه می‌تواند زندگی فرهنگی شهر را پویاتر کند. از نگاه او، اهمیت بارگاه زمانی بیشتر می‌شود که به فضایی برای حضور مردم تبدیل شود و ارتباطشان با هنر، ادبیات و اندیشه را تقویت کند. او می‌گوید: «دوست دارم بارگاه شمس جایی باشد که همیشه در آن اتفاقی در جریان است؛ از نشست‌های ادبی و برنامه‌های فرهنگی گرفته تا آشنایی با آثار و اندیشه شمس. اینجا فقط محل بازدید نباشد، چرا که بخشی از ظرفیتش نادیده می‌ماند، اما اگر مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، بارگاه می‌تواند به بخشی زنده از زندگی شهر تبدیل شود.»

افتتاح بارگاه نقطه پایان انتظار مردم نیست آغاز آزمونی است برای اینکه مشخص شود این مجموعه تا چه اندازه می‌تواند به رونق گردشگری، شناخته‌شدن خوی و زنده نگه‌داشتن میراث فرهنگی شمس در زندگی مردم امروز کمک کند.

شمس فرصت تازه خوی

شمس اگرچه با نام تبریز شناخته می‌شود، اما داستانش به یک شهر محدود نیست. پیوند او با مولانا، جغرافیای این داستان را از ایران تا قونیه و دیگر نقاط جهان کشانده است. از همین رو، بارگاهش می‌تواند نقطه اتصال مسیری فرهنگی و عرفانی از تبریز و خوی تا قونیه باشد؛ ظرفیتی که استاندار آذربایجان غربی نیز در مراسم رونمایی به آن اشاره کرد و از پیگیری پرواز مستقیم میان دو شهر خبر داد. البته ساخت بنا به‌تنهایی گردشگر نمی‌آورد. تبدیل خوی به مقصد گردشگری عرفانی، به توسعه اقامت، حمل‌ونقل و خدمات گردشگری و معرفی بین‌المللی نیاز دارد. همچنین، پیوند بارگاه با بافت تاریخی شهر، بازار و دیگر جاذبه‌های فرهنگی می‌تواند گردشگران را به ماندن بیشتر ترغیب کند و زمینه رونق اقامتگاه‌ها، رستوران‌ها و کسب‌وکارهای محلی را فراهم آورد. جایگاه جهانی شمس و مولانا نیز فرصتی برای معرفی خوی فراتر از مرزهای ایران است که به همکاری پایدار نهادهای فرهنگی و طراحی مسیرهای گردشگری مشترک نیاز دارد.

کارکرد فرهنگی مجموعه هم به تداوم فعالیت‌های آن وابسته است. کتابخانه و فضاهای پژوهشی زمانی به سرمایه‌ای زنده برای شهر تبدیل می‌شوند که در طول سال میزبان نشست‌های ادبی، برنامه‌های آموزشی و فعالیت‌های پژوهشی باشند. در این صورت، بارگاه شمس می‌تواند علاوه بر جذب گردشگر، نسل جوان را نیز با میراث عرفانی و ادبی ایران آشنا کند.

شمس به امروز بازمی‌گردد؟

آجرهای بارگاه حالا کنار هم نشسته‌اند و دو دهه انتظار به بنایی رسیده که قرار است نام شمس را در خوی زنده‌تر کند، حالا خوی نیز می‌تواند با تکیه بر همین میراث، روایتی تازه از خود بسازد که در آن، تاریخ تنها به گذشته تعلق ندارد و می‌تواند بخشی از زندگی امروز باشد. پرسش اینجاست که خوی چگونه می‌تواند میراث مردی را که اندیشه‌اش مرزها را پشت سر گذاشته، به فرصتی برای بازتعریف هویت خود و ساختن آینده‌ای تازه تبدیل کند؟ گشایش بارگاه، پایان سال‌ها انتظار است، اما قصه شمس و خوی، برای آنکه به فصلی ماندگار برسد، هنوز راه در پیش دارد.

 

 

∎​