شناسهٔ خبر: 80024741 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» بررسی کرد

خودزنی افراطیون در جنگ دیپلماسی - مردم سالاری آنلاين

جنگ فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود. در میانه یک بحران نظامی، هر آنچه در عرصه سیاسی و دیپلماتیک رخ می‌دهد نیز بخشی از معادله قدرت است، از موضع‌گیری مقام‌ها گرفته تا پیام‌هایی که از پایتخت‌ها به میز مذاکره ارسال می‌شود.

صاحب‌خبر - گروه سیاسی- مانیا شوبیری: جنگ فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود. در میانه یک بحران نظامی، هر آنچه در عرصه سیاسی و دیپلماتیک رخ می‌دهد نیز بخشی از معادله قدرت است، از موضع‌گیری مقام‌ها گرفته تا پیام‌هایی که از پایتخت‌ها به میز مذاکره ارسال می‌شود.

از همین منظر تلاش افراطیون برای استیضاح عباس عراقچی را نمی‌توان صرفاً یک اتفاق درون مجلس و در چارچوب اختلافات سیاسی داخلی دید. به‌خصوص در شرایطی که آمریکا همزمان در حال مذاکره با تهران و ارزیابی ساختار تصمیم‌گیری ایران است.

روز گذشته جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگویی با رویترز گفته بود که واشنگتن با مسعود پزشکیان و عباس عراقچی در حال گفت‌وگوست، اما برای آمریکا روشن نیست که این دو مقام تا چه اندازه در ساختار قدرت ایران اختیار تصمیم‌گیری دارند. ونس همچنین گفته در ایران افرادی خواهان توافق هستند و افرادی نیز تلاش می‌کنند توافق را برهم بزنند.

این اظهارات، فارغ از اینکه روایت طرف آمریکایی درباره ساختار تصمیم‌گیری ایران چگونه فکر می کند، گویایی این موضوع است که طرف مقابل در حال رصد میزان انسجام و اختیار تیم ایرانی است و درست در چنین شرایطی، ثبت درخواست استیضاح وزیر خارجه می‌تواند تصویری از اختلاف داخلی درباره مسیر دیپلماسی ایجاد کند، تصویری که ممکن است در محاسبات طرف مقابل وارد شود.

 فشار به مذاکره‌کننده اصلی در داخل
استیضاح در ذات خود یکی از ابزارهای قانونی نظارت مجلس است و نمی‌توان اصل این اختیار را زیر سؤال برد. اگر نمایندگان درباره عملکرد وزیر خارجه پرسش یا انتقادی دارند، حق دارند از او توضیح بخواهند و عملکردش را بررسی کنند. اما در سیاست خارجی، زمان و نحوه اعمال این ابزار نیز اهمیت دارد. عراقچی در شرایطی با درخواست استیضاح مواجه شده که بنا بر اظهارات خود مقام‌های آمریکایی، یکی از طرف‌های اصلی گفت‌وگو با واشنگتن است. از سوی دیگر، محور اصلی استیضاح نیز به تماس‌ها و مذاکرات او با طرف آمریکایی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مربوط می شود. بنابراین مسئله فقط این نیست که یک وزیر در داخل کشور با انتقاد مواجه شده است، بلکه طرف مذاکره‌کننده خارجی شاهد آن است که فردی که با او پای میز مذاکره نشسته، همزمان در داخل کشور با خطر استیضاح مواجه است. اتفاقی که باعث می شود این ابهام به وجود آید که مواضعی که امروز از سوی وزیر خارجه مطرح می‌شود، فردا از سوی ساختار سیاسی ایران معتبر نخواهد بود و ممکن است با تغییر وزیر یا افزایش فشار داخلی، مسیر مذاکرات تغییر یابد.

ونس نیز صراحتاً درباره نحوه تصمیم‌گیری در ایران ابراز ابهام کرده است. او گفته واشنگتن متوجه شده روشن نیست ایران چگونه تصمیم می‌گیرد و در عین حال از وجود جریان‌هایی در داخل ایران که خواهان توافق و جریان‌هایی که به گفته او در پی برهم زدن توافق هستند، سخن گفته است. در این شرایط، به نظر می رسد ثبت استیضاح وزیر خارجه ناخواسته به تقویت همان روایتی کمک می کند که طرف آمریکایی در حال بررسی آن است.

این نکته البته به معنای آن نیست که مجلس از وظیفه نظارتی خود دست بر دارد، مسئله، مدیریت اختلاف داخلی در شرایط بحرانی است. کشوری که در حال مذاکره در میانه جنگ است، باید بتواند میان نظارت داخلی و حفظ قدرت چانه‌زنی خارجی توازن برقرار کند.در واقع می‌توان از عملکرد وزیر خارجه انتقاد کرد، می‌توان از او توضیح خواست و حتی در صورت وجود تخلف، سازوکارهای قانونی را فعال کرد؛ اما تبدیل جایگاه وزیر خارجه به موضوعی برای تسویه حساب های سیاسی در میانه مذاکره، هزینه‌ای است که باید درباره آن تأمل کرد.

تضعیف دولت، تضعیف قدرت چانه‌زنی

موضوع فقط عراقچی نیست. هر فشار سیاسی که دولت و تیم مذاکره‌کننده را در مقطعی حساس تضعیف کند، می‌تواند در نهایت بر قدرت چانه‌زنی ایران اثر بگذارد. مذاکره زمانی معنا دارد که طرف مقابل بداند نماینده‌ای که پشت میز نشسته، از حداقلی از اختیار و حمایت ساختار سیاسی برخوردار است.

اگر طرف مقابل احساس کند مذاکره‌کننده ایرانی باید همزمان با طرف خارجی مذاکره کند و در داخل نیز نگران از دست دادن موقعیت خود باشد، ممکن است این وضعیت را در محاسبات خود لحاظ کند.

به‌ویژه آنکه ونس در همین اظهارات اخیر نشان داده که واشنگتن در حال سنجش همین مسئله است. او ضمن تأکید بر اینکه آمریکا آماده توافق است، گفته توافق نیازمند همراهی دو طرف است و واشنگتن صرفاً در برابر وعده‌های لفظی امتیاز نخواهد داد.

در چنین شرایطی، طرف آمریکایی طبیعتاً به دنبال آن است که بداند طرف ایرانی تا چه اندازه می‌تواند تصمیم بگیرد و چه میزان انسجام داخلی پشت مواضع مذاکره‌کنندگان قرار دارد. هر نشانه‌ای که بتواند تصویر اختلاف و بی‌ثباتی در تیم مذاکره‌کننده را تقویت کند، ممکن است به بخشی از محاسبات طرف مقابل تبدیل شود.

تضعیف ابزار چانه‌زنی مذاکرده کننده گان

در شرایط جنگی، انسجام به معنای تعطیل کردن اختلاف نظر نیست. اتفاقاً ممکن است درباره سیاست خارجی، نحوه مذاکره یا عملکرد وزارت خارجه اختلاف‌های جدی وجود داشته باشد. اما یک تفاوت مهم میان اختلاف نظر سیاسی و تضعیف موقعیت مذاکره‌کننده در برابر طرف خارجی وجود دارد.
اگر نمایندگان معتقدند عراقچی مرتکب خطا شده، می‌توانند او را برای پاسخ‌گویی به مجلس فرا بخوانند. اگر ابهامی درباره نحوه انجام مذاکرات وجود دارد، می‌توان درباره آن توضیح خواست. حتی اگر تخلفی اثبات شود، سازوکار قانونی برای برخورد وجود دارد. اما این روند می‌تواند به گونه‌ای مدیریت شود که پیام اصلی کشور در برابر طرف خارجی مخدوش نشود.

 انسجام سرمایه است

در مذاکرات، قدرت فقط به ابزارهای نظامی یا اقتصادی وابسته نیست، انسجام تصمیم‌گیری نیز یک سرمایه است.
وقتی یک طرف احساس کند طرف مقابل در داخل با اختلافات جدی مواجه است، ممکن است تصور کند با فشار بیشتر می‌تواند امتیاز بیشتری بگیرد یا منتظر تغییر شرایط داخلی بماند. این همان خطری است که در ماجرای استیضاح عراقچی باید مورد توجه قرار گیرد. اگر پیام بیرونی این باشد که وزیر خارجه‌ای که در حال مذاکره با آمریکا است، همزمان از سوی بخشی از مجلس تحت فشار برای برکناری قرار دارد، ممکن است طرف مقابل به این نتیجه برسد که برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود، به جای میز مذاکره می‌تواند روی اختلافات داخلی طرف حساب کند.

 اهمیت حفظ قدرت تیم دیپلماسی

قطعا بحث بر سر دفاع از یک فرد یا نادیده گرفتن عملکرد یک وزیر نیست. عراقچی نیز مانند هر مسئول دیگری باید در برابر عملکرد خود پاسخ‌گو باشد و مجلس حق دارد درباره عملکرد دولت و وزارت خارجه نظارت کند. بلکه بحث بر سر زمان‌بندی و هزینه سیاسی یک اقدام است. در شرایطی که جنگ ادامه دارد، مذاکرات در جریان است و مقام آمریکایی صراحتاً از گفت‌وگو با پزشکیان و عراقچی سخن می‌گوید، ایجاد ابهام درباره آینده وزیر خارجه نمی‌تواند صرفاً یک مسئله داخلی تلقی شود. این اقدام ممکن است ناخواسته این پیام را به طرف مقابل منتقل کند که در ایران بر سر مسیر دیپلماسی و حتی جایگاه مذاکره‌کننده اصلی اختلاف وجود دارد.در چنین شرایطی، اگر قرار است دولت و تیم مذاکره‌کننده در برابر فشار خارجی با قدرت بیشتری ظاهر شوند، نخستین نیاز آنها یک پیام روشن و منسجم در داخل است. نباید اختلاف داخلی به سیگنالی تبدیل شود که طرف مقابل آن را نشانه ضعف تیم مذاکره‌کننده و فرصت افزایش فشار تلقی کند. در میانه جنگ، هر اقدامی که قدرت چانه‌زنی کشور را کاهش دهد، نیازمند محاسبه دقیق هزینه‌های آن است، حتی اگر در ظاهر، صرفاً یک اقدام پارلمانی باشد.∎​