به گزارش ایرنا، مصطفی ایزدی ۷۶ ساله از مبارزان پیش از انقلاب اسلامی، مدیر پیشین صدا و سیمای مازندران، معاون سیاسی-امنیتی استانداریهای خوزستان، خراسان و تهران بوده است. دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه باعث شد سراغ او برویم و درباره انسجام ملی صحبت کنیم. به گفته ایزدی صدا و سیما نقش مهمی در ایجاد وحدت و انسجام ملی دارد و برای این مهم باید از نگاه یکجانبه و یکطرفه به مسائل خودداری کند.
وی معتقد است که فضای مجازی به حال خود رها شده است اما راهکار دفع آفتهای آن فیلترینگ نیست. ایزدی اضافه میکند که مجلس هم برای ایجاد انسجام ملی باید از وضع قوانینی که تنها به نفع عدهای محدود است پرهیز کند. متن این گفتوگو در پی میآید.
ایرنا: جناب ایزدی بفرمایید چه دلیل یا دلایلی داشت که مردم ایران در دوره جنگ تحمیلی ۸ ساله آن مقاومت و همبستگی را از خود نشان دادند؟
ایزدی: جنگ تحمیلی هشت ساله تقریبا ۲۰ ماه بعد از پیروزی پیروزی انقلاب آغاز شد. ۲۰ ماه زمان زیادی نبود که روحیه انقلابی مردم که با آن توانسته بودند یک رژیم مهم خاورمیانه را سرنگون کنند، کمرنگ شود. این روحیه حتی در ماههای ابتدایی انقلاب تقویت شد و ادامه یافت تا اینکه جنگ تحمیلی شروع شد. روحیه وحدت، ایثارگری، فداکاری، همبستگی موجب شد که با شروع جنگ تحمیلی رژیم بعث، مردم وارد میدان نبرد شوند.
عامل دیگر افزایش گرایشهای اسلامی در نسل جوان بود. جوانان تحت تاثیر فعالیتهای انقلابی گرایش اسلامیشان بیشتر شده بود. همین گرایش اسلامی یکی از عواملی بود که باعث همبستگی مردم شد. در آن ایام بحث ملیت و تمدن دیرینه ایرانی و امثالهم مطرح نبود بلکه دهه ۶۰ دههای بود که علیه ملیت و ملی گرایی و ایران قبل از اسلام تبلیغ میشد. حتی خانوادهها اگر میخواستند یک نام ایرانی متعلق به ایران قبل از اسلام را روی فرزندشان بگذارند با سختی این کار را میکردند.
عامل بسیار مهم دیگر در ایجاد این همبستگی رهبری امام خمینی(ره) بود. ایشان توانسته بود تقریبا تمام آحاد جامعه را از هر تفکر و حتی هر مذهبی، به وحدت برساند. این وحدت که در زمان شاه و به ویژه آغاز پیروزی انقلاب نتیجه داده بود، همچنان باقی بود.
دلیل دیگر این همبستگی، پیروزی انقلاب بود. صرف خود پیروزی میتواند وجه مشترکی را برای آحاد جامعه ایجاد کند. اینها عوامل مهم همبستگی بود که شاهدش بودیم. این انسجام باعث شد جنگ تحمیلی با حضور مردم پیش رود. البته بحث نتایج آن بحث دیگری است و موضوع نتایج مختلف در زمانهای مختلف، مبحث جداگانهای است.
بعد از جنگ آیا این فرهنگ دچار تغییر شد؟
پس از جنگ دولتها برنامههایی برای خروج کشور از حالت جنگزدگی داشتند. بنابراین به سمت توسعه و سازندگی و ... رفتند. توسعه و سازندگی برای بخشی از جامعه رفاه به ارمغان میآورد و همین باعث میشود از بعضی اعتقادات فاصله گرفته شود که البته طبیعی است. چون امر توسعه و سازندگی تقریبا اموری دنیوی و البته ضروری مملکت است لازم بود اقداماتی صورت گیرد. همین باعث شد حالت معنویتی که در زمان جنگ و در جبههها و میان جوانان بود کمی رنگ ببازد. البته من درصدد نیستم که بگویم این کارها درست بود یا نه و این بحث جامعه شناسانه دیگری است. ولی این روحیه معنوی آهسته آهسته جای خود را به یک رفاهزدگی و فعالیتهای دنیوی داد.
ما در سال ۱۴۰۴ دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه با اسرائیل و آمریکا داشتیم. در این دو جنگ روزه این فرهنگ همبستگی چگونه بود؟
در این دو جنگ عنصر جدیدی وارد میدان شد که سبب همبستگی جامعه شد و آن «ایران» بود. واقعیت این است که مردم ما نسبت به ایران، چه ایران قبل از اسلام و چه ایران بعد از اسلام، یک عرق خاص دارند که آن را همیشه حفظ کردهاند. این عنصر بسیار نقش آفرین شد چون به ایران تجاوز شده بود. اسرائیل دنبال تجزیه ایران بود. آمریکا هم با شعار بیربط نابودی تمدن ایران، دنبال همین بود. اینها باعث شد انگیزهای قوی بین مردم ایجاد شود و ملت همبستگی خود را پیدا کند.
البته این دو جنگ تقاوتی با جنگ تحمیلی ۸ ساله داشت و آن اینکه نیاز به حضور مردم در جبهههای جنگ به صورت جنگ با عراق نبود. جنگ ۸ ساله زمینی و این دو جنگ هوایی بودند. طبیعتا شور و هیجان حضور در جبهه و فعالیتهای مربوط به آن وجود نداشت. ولی همین که مردم با هم یکی شدند و ایستادگی کردند و اجازه ندادند دشمن به اهدافش که تجزیه ایران بود برسد، خود نشانهای از روحیه هبستگی مردم بود. همین وحدت مردم باعث تقویت روحیه افرادی شد که در پایگاههای نظامی علیه دشمن فعالیت میکردند. حتی مسئولین مملکتی هم از نظر روحیه دادن به مردم خیلی خوب عمل کردند. در این دو جنگ اسلام و ایران با هم تنظیم شدند تا بتوانند همه جامعه را به وحدت برسانند.
آیا میشود گفت همبستگی ملی در این دو جنگ تشدید هم شد؟
نسبت به جنگ هشت ساله خیر. بعد از فاصلهای حدود ۴۰ ساله از پایان جنگ و شیوههای حکومتداری که دولتهای مختلف در پیش گرفته بودند و اختلافاتی که بروز کرده بود، یکسری ایرانیهای خارج از کشور هم فعالیتهای ضد ایرانی پیدا کرده بودند.
در داخل اما وضع فرق میکرد. اگر کسانی هم تحت تاثیر جریان خارج از مرزها بودند و یا حرفهایی برای خودشان داشتند،در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه ساکت بودند و نتوانستند کاری انجام دهند. جامعه به گونهای از انسجام رسیده بود که حاشیه رویها در آن معنا نداشت.
اکنون برای تقویت فرهنگ همبستگی باید چکار کرد؟
همبستگی ضرورتهایی ابتدایی دارد. نخست اینکه مقامات مملکتی با هم همبسته باشند. نه در شعارها و نه در سخنرانی ها نباید زمینهای برای ایجاد فاصله بین مسئولان ایجاد شود. مسئولان از بالاترین ردهها تا پایینترین، باید به گونهای صحبت و عمل کنند و نظر دهند که جامعه به دو گروه تبدیل نشود. طوری نشود که یک گروه علیه گروهی دیگر عمل کند یا حتی بخشی از مسئولان ضد بخشی دیگر از مسئولان سابق کار کنند.
دوم اینکه عنصر ایران برای بخشی از جامعه و عنصر اسلام برای بخش دیگری از جامعه، با هم تلفیق شوند تا به خصوص نسل جوان را در صحنه نگهدارند. شما شاهد بودید که در زمان جنگ ۸ ساله اداره جنگ با جوانان بود، چه در ردههای فرماندهی و چه در ردههای رزمندهای. البته افراد مسن و میانسال هم بودند ولی کسانی که رفتند و شهید شدند از جوانانی بودند که شور و هیجان جوانی داشتند.
امروز هم شور و هیجان هست. این برای بخشی از جامعه به شکل شور و هیجان در تجمعات شبانه بروز میکند. برای بخشی دیگر از جامعه هم میتواند راهکارهای دیگری طراحی شود تا شیوههای دیگری برای دفاع از کشور بروز پیدا کند. ما شعارهای اختلافافکن را باید کنار بگذاریم. فرقی نمیکند چه کسانی که در تجمعات شبانه حضور پیدا میکنند و چه آنهایی که نسبت به این تجمعات شبانه انتقاداتی دارند باید بدانیم که فعلا دشمنی مشترک داریم که هم علیه ایران و هم علیه اسلام فعالیت میکند. اگر این شعارهای اختلافافکن کنار گذاشته شود همان وحدت ایجاد میشود و همان نتیجه به دست میآید. به عبارتی اختلافنظرها نباید از بالا به پایین سرایت کند.
در حال حاضر چه عواملی این وحدت را تهدید میکند؟
ما دشمنی بزرگ در خارج از کشور داریم که شامل آمریکا، اسرائیل و هواداران ایرانی آنها هستند. این دشمن امکانات زیادی دارد و به شدت درصدد تفرقه افکنی بین ما به ویژه جوانان ما است. دشمن میخواهد هم اعتقادات مذهبی جوانان و هم روحیه ملی آنها را تضعیف کند. این دشمن تلاش میکند جامعه وحدت و اتحاد نداشته باشد.
من سابقه رسانهای دارم هم در مطبوعات و هم در رسانه ملی. حدود ۵۰ سال است که فعالیت رسانهای میکنم. رسانه ملی باید از نگاه یکجانبه و یک طرفه پرهیز کند.
حاکمیت چه کارهایی برای تقویت همبستگی میتوانند انجام بدهند؟
مجلس باید از اختلافات داخل خود دست بردارد. طبیعی است که وقتی نمایندگان دور هم مینشینند با هم اختلافنظر داشته باشند و بحث و گفت و گو کنند ولی نباید به جایی برسند که قوانینی وضع کنند که تنها به نفع قشر کوچکی از جامعه باشد. مجلسیان تریبون دارند. آنها باید حرفهای وحدتآفرین بزنند و باندبازی، حزبگرایی و اقدامات تفرقهانگیز نکنند.
قوه قضاییه هم باید در برخورد با آحاد جامعه زمینه اعتماد مردم را به خود فراهم کند. الان از این نظر قوه قضاییه مقداری ضعیف است. خود رئیس قوه قضاییه مرتب به زیرمجموعهاش میگوید کاری کنید که اعتماد مردم جلب شود. قوه قضاییه باید همه مردم را به یک چشم ببیند.
شما به رسانه ملی اشاره کردید. بقیه رسانهها چه نقشی میتوانند در تقویت این همبستگی ایفا کنند؟
اکنون بستر انتقال اخبار و مطالب رسانههای ما، فضای مجازی است. فضای مجازی اکنون یک مقدار رها شده است. من خیلی در این زمینه تخصص ندارم که بگویم چگونه میشود فضای مجازی را که بسیار بر افکار عمومی تاثیرگذار است را ساماندهی کرد. چون این تکنولوژی جدیدی است که بنده خیلی با آن آشنایی ندارم. اما میدانم که فیلترینگ اصلا جواب نمیدهد. نوع انسان طوری است که هر چه را از او منع کنند نسبت به آن اشتیاق پیدا میکند. عموم جامعه به خصوص جوانها دنبال این هستند که ببینید حرف سایتهای فیلتر شده چیست.
اگر در همین اداره شما یک اتاقی داشته باشید که روی در آن نوشته باشند وارد نشوید، همه کنجکاو میشوند بدانند داخل این اتاق چه خبر است! ولی اگر در همان اتاق باز باشد، هیچ کس توجهی به داخل اتاق نمیکند که ببیند چرا در
باز است.
در زمان جنگ با اسرائیل و آمریکا اینترنت کشور قطع شد. نظر شما درباره این اقدام چیست؟
برای چه اینترنت را قطع کردند. برای اینکه دشمن متوجه چیزی نشود. اما دشمن متوجه میشود چون امکانات زیادی دارد. دیدید که به سرعت اینترنت استارلینک را وارد صحنه کرد. جمهوری اسلامی با آن مبارزه کرد ولی نشد. شما نمیتوانید با رسانه برخورد کنید.
زمانی که رادیو وارد کشور شده بود ۳۰ نفر از مراجع تقلید آن را تحریم کردند. شبکههای ماهواره ای را خاطرم است. نیروی انتظامی طرحی برای ممنوعیت ماهواره به مجلس آورده بود. این طرح در نهایت در کمیسیون اجتماعی رای نیاورد. چون پیشبینی میشد که با این تکنولوژی نمیشود برخورد کرد. در نهایت آقایان به مجلس متوسل شدند و ماهواره را ممنوع کردند. یک سرمایهگذاری بسیار گسترده چندین ساله انجام شد که با کسانی که دیش دارند و ماهواره میبینند مبارزه کنند. اما در نهایت چه شد؟ این طرح شکست خورد.
سرعت پیشرفت تجهیزات و این نوع فعالیتها خیلی بیشتر از آهسته راه رفتن ماست. من آن موقع در استانداری مامور بودم و به تلویزیون برگشتم و مدیر بخش ادب و هنر شدم. آقای دکتر احمد پورنجاتی که قائم مقام دکتر علی لاریجانی بود به من گفت ایزدی مجلس تصویب کرده است که ماهواره ممنوع باشد، شما برنامهای برای کمک به مجلس در این زمینه بسازید.
ما از تعدادی از روسای دانشگاهها و جامعهشناسان را به نحوی انتخاب کردیم که موافق رای مجلس باشند یا اصطلاحا اصولگرا باشند. آن زمان مجلس اصولگرا بود. آنها به اتاق من آمدند و با هم در این باره بحث کردند ولی باز هم به نتیجه نرسیدند. گفتیم بالاخره ما باید یک برنامه نیم ساعته بسازیم و بگوییم کار مجلس کار درستی بوده است. چون نمیشود تلویزیون یک مسیر را برود و مجلس راه دیگری را و باید بین حاکمیت همبستگی باشد.
در نهایت چند مورد از این دانشگاهیان حاضر شدند و به استودیو آمدند. ما صحبتهایشان را ضبط کردیم. سرانجام منتهی به این شد که صدا و سیما باید برای کمک به مجلس برنامههایی بسازد که مردم از آن استفاده کنند. یعنی هیچی! این طبیعی بود که کسانی که جامعهشناس بودند و در دانشکدههای مختلف با جوانان حشر و نشر داشتند جنس جوانان امروزی را میشناسند. در مورد اینترنت هم همین است. بر فرض که ما آن را فیلتر کردیم آخرش چه میشود؟
شاهد بودیم که اخیرا قطع اینترنت و فیلترینگ هم باعث شد که چند میلیون از جامعه ما که با اینترنت زندگی میکردند بیکار شوند. فیلترشکن هم گران شد و پول هنگفتی نصیب فیلترشکنفروشان شد، حتی گفته شد که بیشترین درآمد فیلترشکن فروشی در دنیا از ایران است.
فیلتر کردن سلب آزادی مشروع مردم است. من دختری دارم که در خارج از کشور استاد دانشگاه است. دوسه روز قبل از جنگ ۴۰ روزه به ایران آمده بود تا سری به ما بزند. دو روز بعد از ورودش به کشور جنگ شروع و اینترنت هم قطع شد. نمیدانست چه کار کند. دانشجوهایش در خارج از کشور منتظر بودند که به آنها درس دهد. ۲۰ روز تلاش کرد تا ببیند کجا میتواند از اینترنت استفاده کند که کارش را انجام دهد، در آخر هم موفق نشد. مشابه این مورد زیاد داریم.
دانشجویان، محققان، پژوهشگران و... به اینترنت نیاز دارند. ما اینترنت را قطع میکنیم که دشمن استفاده نکند اما دشمن اطلاعات موردنیاز خودش را با شیوههای مختلف به دست میآورد.
اگر فکر میکنیم اینترنت باعث میشود بعضی از این گروههای داخلی بتوانند تجمعاتی ایجاد کنند باید بدانیم که همین اینترنت میتواند تجمعات بسیار بزرگتری از هواداران جمهوری اسلامی جمع کند و اجازه ندهد آنها کاری انجام بدهند.
اگر جنگ دیگری به وقوع بپیوندد، توصیههای شما به حاکمیت چیست؟
امیدوارم جنگی دیگر درنگیرد. اگر جنگ زمینی باشد طبیعتا موفق نخواهد شد. چون ایرانیها هنوز هم آمادگی رفتن به جبههها را دارند. راهی به جزء تقویت همبستگی ملی نداریم.
یادم هست که بعد از جنگ ۱۲روزه، چند روزی فاصله افتاد تا رهبر شهید یک پیام بدهند. ایشان یک سخنرانی ده پانزده دقیقهای کردند که در آن ۲۲ مرتبه اسم ایران را آوردند. این در جامعه تاثیر زیادی دارد. یعنی رفتند به این سمت که دشمنان قصد دارند اسلام و ایران را با هم از بین ببرند. اگر این عِرق ملی تقویت بشود، اتفاقی نمیافتد.
ممنون از وقتی که در اختیار ایرنا گذاشتید.