شناسهٔ خبر: 80011609 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

«امیرپازواری» و احیای فرهنگ کهن تبرستان

بابل - ایرنا - در حالی هفته گرامیداشت شاعر و عارف بزرگ تبرستان «امیرپازواری» به روزهای پایانی خود نزدیک شد که برپایی مراسم های کهن دیار تبرستان در روستاهای این خطه از شمال بار دیگر سنت های ارزشمند مردم شمال کشور را برای جوانان مازندران احیا کرد.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، در روزهای اخیر روستاهای مازندران میزبان اجرای سنت های کهنی بود که این فرهنگ غنی هزاران سال سینه به سینه در خطه تبرستان بزرگ در بین مردم رواجی گسترده داشت.

سنت های کهنی که ریشه در موسیقی اصیل تبرستان، بازی های بومی بسیار متنوع، طبع شعر و شاعری با مضامین اخلاقی و عرفانی به همراه سنت های ارزشمند دیگری که در روزهای اخیر مردم روستاهای مازندران به خصوص در بخش رودبست بابلسر زادگاه امیرپازواری برای جوانان این خطه مشقی دوباره شد.

دومین مراسم نکوداشت امیر پازواری با روش های متفاوتی نسبت به سال گذشته در زادگاهش پازوار آغاز شد که با اجرای برنامه های مختلف زمینه ای برای ایجاد شور و نشاط و بالندگی اهالی این منطقه را فراهم کرد.

امیر پازواری، برجسته‌ترین چهره شعر تبری و نماد فرهنگ عامه مازندران، از جمله شاعرانی است که نامش در حافظه فرهنگی این سرزمین بیش از هر شاعر بومی دیگری ماندگار شده است. هرچند درباره تاریخی یا افسانه‌ای بودن شخصیت او میان پژوهشگران اختلاف‌نظر وجود دارد، اما بی‌تردید مجموعه اشعار منسوب به او – که به نام دیوان امیر پازواری شناخته می‌شود – سندی زنده از زبان، ذهنیت و زیست‌جهان مردم مازندران است. این اشعار نه تنها بازتاب‌دهنده سنّت شفاهی و باورهای مردمی‌اند، بلکه به منزله حافظ فرهنگی و زبانی جامعه‌ای عمل کرده‌اند که در دوران پیشامدرن، انتقال دانش و ارزش‌های خود را از راه روایت و ترانه انجام می‌داد. از همین رو، دیوان امیر پازواری را می‌توان آینه تمام‌نمای فرهنگ غیررسمی مردم در برابر گفتمان رسمی دانست که در متون ادبی و تاریخی بازتاب یافت است.

فرهنگ عامه در معنای عام خود به مجموعه آداب، رسوم، باورها، افسانه‌ها و ترانه‌هایی گفته می‌شود که در میان مردم یک جامعه رواج دارد و به صورت شفاهی منتقل می‌شود. این حوزه که امروزه از آن با اصطلاح فولکلور یاد می‌شود، برخلاف ادبیات مکتوب که خاص قشر باسواد و طبقات فرادست است.

از دل زندگی توده مردم برمی‌خیزد و اندیشه‌ها، احساسات و تجربه‌های جمعی آنان را در قالب‌های ساده اما عمیق بازتاب می‌دهد. در واقع، فرهنگ عامّه حافظ تاریخی عادات، تفکر و خصلت‌های قومی است و با بازنمایی زندگی روزمره، نوعی سند فرهنگی از گذشته یک ملّت محسوب می‌شود. این فرهنگ به سبب تکیه بر زندگی عملی، با تجربه زیسته‌ی مردم پیوندی مستقیم دارد و از همین رو توانسته است هم سرچشمه الهام هنرمندان باشد و هم تداوم‌بخش هویت قومی و زبانی ملت‌ها باشد.

در میان نمونه‌های برجسته فولکلور ایرانی، اشعار امیر پازواری جایگاهی ممتاز دارد. این اشعار به زبان تبری، یکی از شاخه‌های کهن زبان‌های ایرانی میانه سروده شده‌اند و سرشار از مضامین عامیانه، ضرب‌المثل‌ها، چیستان‌ها و اصطلاحات بومی‌ هستند.

«امیرپازواری» و بازگشت به فرهنگ کهن تبرستان

شعر امیر تصویری روشن از روح جمعی مردم مازندران ارائه می‌دهد؛ روحی که در آن عشق و دلدادگی، کار و معیشت، ایمان و امید، طنز و اندوه در هم تنیده‌اند. بخش بزرگی از هویت فرهنگی و زبانی این منطقه از رهگذر همین اشعار تا امروز به حیات خود ادامه داده است.

زبان در این میان مهم‌ترین عنصر هویت فرهنگی است. شعر امیر پازواری یکی از کهن‌ترین گنجینه‌های زبان تبری را در خود دارد. این زبان، بازمانده پهلوی و دارای ویژگی‌های ساختاری خاصی است که در طول قرون حفظ شده‌اند. امیر با بهره‌گیری از واژگان اصیل تبری توانسته است ساختار کهن این زبان را زنده نگاه دارد. بسیاری از واژه‌هایی که در اشعار او به کار رفته، معادل‌هایی پهلوی یا اوستایی دارند و بدین‌سان شعر او پلی میان زبان باستان و گفتار مردم امروز مازندران ایجاد می‌کند. این استمرار زبانی در عین حال گویای پیوند عمیق شعر و زندگی مردمی است که زبان‌شان را به مثابه میراث فرهنگی پاس داشته‌اند.

زبان تبری از غنای واژگانی چشمگیری برخوردار است و همین غنا در دیوان امیر نیز بازتاب یافته است. او برای نامیدن پدیده‌ها و موجودات طبیعی، از واژه‌های دقیق و متنوعی استفاده می‌کند که بیانگر شناخت ژرف مردم از محیط پیرامون است. برای مثال، انواع گاو و گوساله یا گونه‌های پرندگان و گیاهان، هر یک نامی ویژه دارند که نه‌تنها جنبه توصیفی، بلکه نشانه پیوند انسان با طبیعت است. چنین دقتی در نام‌گذاری، نشانگر نوعی نگاه مردم‌شناختی طبیعی است که از دل زیست‌جهان کشاورزی و جنگلی مازندران برخاسته است.

«امیرپازواری» و بازگشت به فرهنگ کهن تبرستان


یکی دیگر از جلوه‌های برجسته اشعار امیر، انعکاس زندگی کشاورزی و اصطلاحات مربوط به کار و تولید است. از آنجا که مازندران از دیرباز ناحیه‌ای کشاورزی بوده، زبان و ذهن مردم این خطه با کار و زمین و محصولات زراعی درآمیخته است. در اشعار امیر پازواری ابزار کار، فصل‌ها، محصولات و مناسبات اقتصادی روستا بازتابی شاعرانه یافته‌اند. بسیاری از دوبیتی‌های او صحنه‌هایی از شخم، نشا، برداشت برنج یا مراقبت از دام را تصویر می‌کنند و در کنار آن‌ها درد و رنج دهقانان، فقر و نابرابری و شکوه از مالکان نیز به چشم می‌خورد. بدین‌گونه، شعر امیر نه فقط بیانگر احساسات فردی بلکه روایت اجتماعی از زیست جمعی مردمی است که با خاک و کار تعریف می‌شدند.

آموزش های اخلاقی و اجتماعی

ادبیات عامه همواره دربردارنده آموزش‌های اخلاقی و اجتماعی بوده است و یکی از ابزارهای مهم آن ضرب‌المثل‌ها هستند. در اشعار امیر پازواری، ضرب‌المثل‌های متعددی به زبان تبری به کار رفته که اغلب حامل پند، تجربه و خرد عامیانه‌اند. این مثل‌ها از همان زبان روزمره برخاسته‌اند و در عین سادگی، به شیوه‌ای فشرده مفاهیمی چون وفاداری، سخت‌کوشی، انصاف، قناعت و تجربه زیستی را منتقل می‌کنند. بهره‌گیری از مثل در شعر امیر علاوه بر غنا بخشیدن به زبان اثر، به آن جنبه‌ای گفت‌وگویی و مردمی می‌دهد؛ گویی شاعر نه از موضع فرهیخته‌ای جدا از مردم، بلکه در میان آنان سخن می‌گوید.

در کنار مثل‌ها، چیستان‌ها نیز بخشی از میراث شفاهی مردم مازندران و از عناصر پرکاربرد در شعر امیر پازواری‌اند. چیستان در فرهنگ روستایی گذشته، افزون بر جنبه سرگرمی، کارکرد آموزشی داشت و سبب تقویت هوش و حافظه می‌شد. امیر در برخی از اشعارش ساختار مناظره‌گونه‌ای به کار می‌گیرد که در هر بیت پرسشی طرح می‌شود و در بیت بعدی پاسخ آن ارائه می‌گردد. این شیوه علاوه بر ایجاد ریتم و تعلیق، شعر را به وسیله‌ای برای انتقال دانش دینی، اخلاقی و فرهنگی تبدیل می‌کند. چیستان‌های او نه صرفاً بازی‌های زبانی بلکه حامل ارزش‌های اعتقادی و اجتماعی‌اند و نشان می‌دهند که چگونه شعر عامیانه در خدمت آموزش و تربیت قرار می‌گرفت.

«امیرپازواری» و بازگشت به فرهنگ کهن تبرستان

در کنار مثل‌ها، چیستان‌ها نیز بخشی از میراث شفاهی مردم مازندران و از عناصر پرکاربرد در شعر امیر پازواری‌اند. چیستان در فرهنگ روستایی گذشته، افزون بر جنبه سرگرمی، کارکرد آموزشی داشت و سبب تقویت هوش و حافظه می‌شد. امیر در برخی از اشعارش ساختار مناظره‌گونه‌ای به کار می‌گیرد که در هر بیت پرسشی طرح می‌شود و در بیت بعدی پاسخ آن ارائه می‌گردد. این شیوه علاوه بر ایجاد ریتم و تعلیق، شعر را به وسیله‌ای برای انتقال دانش دینی، اخلاقی و فرهنگی تبدیل می‌کند. چیستان‌های او نه صرفاً بازی‌های زبانی بلکه حامل ارزش‌های اعتقادی و اجتماعی‌اند و نشان می‌دهند که چگونه شعر عامیانه در خدمت آموزش و تربیت قرار می‌گرفت.

پیوند امیر با موسیقی مازندران

یکی دیگر از وجوه برجسته دیوان امیر پازواری پیوند آن با موسیقی مازندران است. اشعار او از دیرباز به صورت ترانه‌هایی با نغمه‌ای خاص به نام «اامیری» خوانده می‌شدند. این نغمه چنان با شعر درآمیخته که نمی‌توان یکی را بدون دیگری تصور کرد. ترانه‌های امیری هنوز در گوشه و کنار مازندران زنده‌اند و با ساز بومی نی یا «للِه‌وا» نواخته می‌شوند. این همراهی شعر و موسیقی نشان می‌دهد که اثر امیر نه تنها محصول ذهن شاعر، بلکه حاصل مشارکت جمعی مردمی است که آن را در بستر زندگی خود بازخوانی و بازآفرینی کرده‌اند. موسیقی امیری به نوعی بازتاب ریتم طبیعت و کار است؛ نغمه‌ای که از صدای نی، باد، و حرکت زمین الهام می‌گیرد و وحدتی میان انسان و جهان طبیعی پدید می‌آورد.

در سطحی عمیق‌تر، شعر امیر پازواری سندی از تعامل میان زبان، فرهنگ و زندگی روزمره است. او در قالب زبانی بومی و از درون واقعیت اجتماعی سخن می‌گوید و بدین‌سان هنر را از انحصار نخبگان بیرون می‌کشد. شعر او نه در کاخ و مدرسه، بلکه در دل روستا و کنار کشتزار شکل گرفته است. همین منشأ مردمی، شعر امیر را به نمونه‌ای ناب از ادبیات فولکلوریک تبدیل کرده است؛ ادبیاتی که برخلاف آثار رسمی، از تجربه مشترک سخن می‌گوید و زبان احساس جمعی مردم است. در اشعار او عشق به طبیعت، دلدادگی به خاک، احترام به کار و اعتراض به ستم، همگی در کنار هم حضور دارند و در قالب زبانی آهنگین و طبیعی بیان می‌شوند.

«امیرپازواری» و بازگشت به فرهنگ کهن تبرستان

شعر امیر پازواری را می‌توان گواهی بر پیوستگی لایه‌های تاریخی و فرهنگی مازندران دانست. این دیوان نه تنها یادگار زبان و آداب گذشته است، بلکه تداوم معنوی جامعه‌ای را نشان می‌دهد که در طول قرون، در برابر دگرگونی‌های سیاسی و فرهنگی ایستادگی کرده و هویت خود را از طریق سنّت شفاهی حفظ نموده است. هر واژه و تصویر در این شعرها، حامل خاطره‌ای جمعی است و هر بیت، بازتاب گوشه‌ای از زندگی مردمانی است که با طبیعت و باورهای خویش زیسته‌اند. در پرتو چنین نگاهی، امیر پازواری صرفاً شاعر یک اقلیم نیست، بلکه سخنگوی فرهنگی است که در آن زبان، موسیقی، کار و ایمان در هم تنیده‌اند.

بدین‌سان، دیوان امیر پازواری نمونه‌ای برجسته از ادبیات شفاهی ایران است که در آن همه عناصر فرهنگ عامّه – از زبان و کار و طبیعت تا عشق و نیایش – به وحدت رسیده‌اند. شعر او به یاری موسیقی و روایت جمعی، از سطح یک تجربه فردی فراتر می‌رود و به میراث مشترک مردم مازندران و به‌تبع آن، بخشی از حافظه فرهنگی ایران تبدیل می‌شود. امیر پازواری در سایه این ماندگاری، نه تنها شاعر، بلکه نگهبان زبان و فرهنگ بومی است؛ صدایی که از قرون گذشته تا امروز همچنان در گوش مردم طنین دارد و پیوند میان گذشته و اکنون را زنده نگاه می‌دارد.

∎​