به گزارش رویداد۲۴ ،در روزهای بعد نیز ترامپ گفت انتظار دارد مذاکرات بیشتری با ایران انجام شود و همزمان از احتمال بازگشت به «اقدام نظامی قوی» سخن گفت. این همان الگویی است که در ماههای گذشته نیز دیده شده بود: دیپلماسی تا جایی ادامه دارد که بتواند تهران را به پذیرش شروط واشنگتن نزدیک کند؛ در غیر این صورت گزینه نظامی همچنان روی میز باقی میماند.اما اتفاقات چند روز اخیر نشان میدهد مسئله فقط اظهارات ترامپ نیست.
دونالد ترامپ نیز اصل وجود «تهدیدها» را تأیید کرده، هرچند جزئیات آن را توضیح نداده است. در مقابل، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تلاش کرده اهمیت این جابهجایی را پایینتر نشان دهد و گفته انتقال هواپیماها میتواند بخشی از جابهجایی معمول تجهیزات نظامی باشد.
همین تفاوت در روایت مهم است. از یک طرف گزارشهای رسانههای آمریکایی از یک تهدید مشخص سخن میگویند و از طرف دیگر وزیر خارجه آمریکا از جابهجایی معمول تجهیزات میگوید. در بریتانیا نیز پلیس در روزهای گذشته چند نفر را در ارتباط با یک پرونده تروریستی نزدیک پایگاه بازداشت کرد، اما تاکنون ارتباط آنها با ایران به صورت قطعی اعلام نشده است.
بنابراین، نمیتوان صرف خروج B-۱ها را نشانه قطعی تصمیم آمریکا برای حمله جدید به ایران دانست. اما این تحول دستکم نشان میدهد واشنگتن تهدید علیه نیروها و تجهیزات خود را جدی گرفته است.
تحقیقات درباره انگیزه این فرد همچنان ادامه دارد. گزارشهای آسوشیتدپرس و رویترز از نشانههایی درباره افراطگرایی فرد مظنون خبر دادهاند، اما تا این مرحله مدرک علنی و قطعی از ارتباط او با ایران ارائه نشده است.
با این حال، ترامپ گفته از نظر او ایران پشت این حادثه بوده و اگر چنین ارتباطی ثابت شود، تهران «بهای سنگینی» خواهد پرداخت. این در حالی است که جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، پیشتر گفته بود هنوز «مدرک قطعی» درباره دست داشتن ایران وجود ندارد.این اختلاف را نباید نادیده گرفت؛ زیرا تبدیل یک حادثه در حال تحقیق به پروندهای علیه ایران، بدون اعلام شواهد روشن، میتواند فضای تصمیمگیری واشنگتن را به سمت فشار بیشتر سوق دهد.
اکسیوس گزارش داده است که مذاکرات با ایران به بنبست نزدیک شده و ترامپ در حال بررسی گزینههایی برای ازسرگیری عملیات نظامی گستردهتر است. این گزارش در کنار خروج بمبافکنها و تشدید ادبیات امنیتی واشنگتن، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته همزمان نباید بخش دیپلماتیک ماجرا را نادیده گرفت. میانجیگری قطر و دیگر کشورها همچنان ادامه دارد و آمریکا و ایران هنوز درباره یک چارچوب احتمالی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان درگیریها رایزنی میکنند. مشکل اصلی، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات است: تهران خواهان رفع محاصره و فشارها پیش از گامهای اساسی است و واشنگتن خواهان امتیازات گستردهتر، از جمله در پرونده هستهای، است.
در چنین شرایطی، هر حادثه جدید میتواند از یک پرونده امنیتی یا اطلاعاتی به عاملی برای تصمیم سیاسی تبدیل شود. از همین رو، شاید مهمترین پیام مواضع اخیر واشنگتن این نباشد که آمریکا حتماً تصمیم به جنگ گرفته است؛ بلکه این است که فاصله میان مسیر مذاکره و مسیر تشدید نظامی بار دیگر بسیار کوتاه شده است.
در این میان، اظهارات متناقض مقامهای آمریکایی درباره سطح شواهد موجود نیز اهمیت دارد. اگرچه واشنگتن همچنان از مذاکره سخن میگوید، اما همزمان در حال نمایش آمادگی برای سناریوی سختتر است. برای تهران، معنای این وضعیت روشن است: پنجره دیپلماسی هنوز بسته نشده، اما ادامه بنبست میتواند هزینه امنیتی بسیار بالاتری پیدا کند.
∎
خروج ناگهانی B-۱ ها؛ یک جابهجایی عادی یا نشانه یک نگرانی واقعی؟
مهمترین تحول امنیتی، خروج بمبافکنهای B-۱ آمریکا از پایگاه فرفورد در بریتانیاست. طبق گزارش والاستریت ژورنال، اطلاعات امنیتی آمریکا از احتمال یک حمله پهپادی مرتبط با سپاه پاسداران علیه این پایگاه حکایت داشته و حدود ۱۲ بمبافکن B-۱ برای دور کردن آنها از خطر، جابهجا شدهاند. نیویورکتایمز نیز گزارش مشابهی منتشر کرده است.دونالد ترامپ نیز اصل وجود «تهدیدها» را تأیید کرده، هرچند جزئیات آن را توضیح نداده است. در مقابل، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تلاش کرده اهمیت این جابهجایی را پایینتر نشان دهد و گفته انتقال هواپیماها میتواند بخشی از جابهجایی معمول تجهیزات نظامی باشد.
همین تفاوت در روایت مهم است. از یک طرف گزارشهای رسانههای آمریکایی از یک تهدید مشخص سخن میگویند و از طرف دیگر وزیر خارجه آمریکا از جابهجایی معمول تجهیزات میگوید. در بریتانیا نیز پلیس در روزهای گذشته چند نفر را در ارتباط با یک پرونده تروریستی نزدیک پایگاه بازداشت کرد، اما تاکنون ارتباط آنها با ایران به صورت قطعی اعلام نشده است.
بنابراین، نمیتوان صرف خروج B-۱ها را نشانه قطعی تصمیم آمریکا برای حمله جدید به ایران دانست. اما این تحول دستکم نشان میدهد واشنگتن تهدید علیه نیروها و تجهیزات خود را جدی گرفته است.
پرونده فلایدبی؛ ترامپ جلوتر از شواهد حرکت کرد؟
پرونده دیگری که میتواند تنش میان تهران و واشنگتن را افزایش دهد، حادثه هواپیمای فلایدبی است. در این حادثه، کمکخلبان عمانی یک پرواز به مقصد اسرائیل به خلبان حمله کرد و هواپیما برای مدتی از کنترل خارج شد، اما در نهایت با کمک مسافران و خدمه در عربستان فرود اضطراری داشت.تحقیقات درباره انگیزه این فرد همچنان ادامه دارد. گزارشهای آسوشیتدپرس و رویترز از نشانههایی درباره افراطگرایی فرد مظنون خبر دادهاند، اما تا این مرحله مدرک علنی و قطعی از ارتباط او با ایران ارائه نشده است.
با این حال، ترامپ گفته از نظر او ایران پشت این حادثه بوده و اگر چنین ارتباطی ثابت شود، تهران «بهای سنگینی» خواهد پرداخت. این در حالی است که جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، پیشتر گفته بود هنوز «مدرک قطعی» درباره دست داشتن ایران وجود ندارد.این اختلاف را نباید نادیده گرفت؛ زیرا تبدیل یک حادثه در حال تحقیق به پروندهای علیه ایران، بدون اعلام شواهد روشن، میتواند فضای تصمیمگیری واشنگتن را به سمت فشار بیشتر سوق دهد.
نشست محرمانه کمپدیوید؛ گزینه نظامی دوباره جدی شده است؟
نگرانکنندهترین بخش ماجرا شاید نه یک اظهارنظر، بلکه جلسهای باشد که هفته گذشته در کمپدیوید برگزار شد. شماری از ارشدترین مقامهای امنیتی و نظامی دولت ترامپ، از جمله ونس، روبیو، پیت هگست، ویتکاف، رئیس سیا و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، درباره جنگ با ایران و تحولات یمن جلسهای چندساعته برگزار کردند. روبیو اصل این جلسه را تأیید کرده، هرچند گفته چنین نشستهایی برای برنامهریزی راهبردی برگزار میشود.اکسیوس گزارش داده است که مذاکرات با ایران به بنبست نزدیک شده و ترامپ در حال بررسی گزینههایی برای ازسرگیری عملیات نظامی گستردهتر است. این گزارش در کنار خروج بمبافکنها و تشدید ادبیات امنیتی واشنگتن، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته همزمان نباید بخش دیپلماتیک ماجرا را نادیده گرفت. میانجیگری قطر و دیگر کشورها همچنان ادامه دارد و آمریکا و ایران هنوز درباره یک چارچوب احتمالی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان درگیریها رایزنی میکنند. مشکل اصلی، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات است: تهران خواهان رفع محاصره و فشارها پیش از گامهای اساسی است و واشنگتن خواهان امتیازات گستردهتر، از جمله در پرونده هستهای، است.
خطر اصلی؛ یک حادثه میتواند جای مذاکره را بگیرد
آنچه اکنون شرایط را حساستر میکند، کنار هم قرار گرفتن چند پرونده است: مذاکراتی که هنوز به نتیجه نرسیده، تهدیدهای مستقیم ترامپ، خروج تجهیزات نظامی از یک پایگاه اروپایی، پرونده امنیتی فرفورد و حادثه فلایدبی که هنوز تحقیقات درباره آن تمام نشده است.در چنین شرایطی، هر حادثه جدید میتواند از یک پرونده امنیتی یا اطلاعاتی به عاملی برای تصمیم سیاسی تبدیل شود. از همین رو، شاید مهمترین پیام مواضع اخیر واشنگتن این نباشد که آمریکا حتماً تصمیم به جنگ گرفته است؛ بلکه این است که فاصله میان مسیر مذاکره و مسیر تشدید نظامی بار دیگر بسیار کوتاه شده است.
در این میان، اظهارات متناقض مقامهای آمریکایی درباره سطح شواهد موجود نیز اهمیت دارد. اگرچه واشنگتن همچنان از مذاکره سخن میگوید، اما همزمان در حال نمایش آمادگی برای سناریوی سختتر است. برای تهران، معنای این وضعیت روشن است: پنجره دیپلماسی هنوز بسته نشده، اما ادامه بنبست میتواند هزینه امنیتی بسیار بالاتری پیدا کند.