به گزارش ایرنا،استان بوشهر در نگاه نخست سرزمینی ساحلی و برخوردار از پهنهای گسترده از آبهای خلیج فارس است، اما در بخش بزرگی از تاریخ خود با اقلیمی گرم و خشک، بارندگی محدود و دسترسی دشوار به منابع آب شیرین روبهرو بوده و همین تضاد میان مجاورت با دریا و کمبود آب شیرین، یکی از مهمترین عوامل شکلگیری دانش بومی آب در این منطقه است؛ دانشی که در طول قرنها در قالب قنات، چاه، آبانبار، سد، بند، آبراهه، آسیاب و دیگر سازههای انتقال و ذخیره آب نمود یافته و امکان تداوم سکونت و شکلگیری شهرها و بنادر مهم در کرانه خلیج فارس را فراهم کردهاست.
بررسیهای باستانشناسی و مطالعات مربوط به سازههای آبی نشان میدهد که آثار این دانش از ارتفاعات کوهستانی تا دشتها، خورها، تالابها، سواحل و جزایر استان پراکنده است و بسیاری از آنها حاصل شناخت دقیق نیاکان این سرزمین از ویژگیهای طبیعی و اقلیمی منطقه بودهاند.
قدیمیترین سازه آبی تاریخی که تاکنون در پهنه بوشهر شناسایی شده است، سامانه آبی «کلغرون» است که شامل: سازههای قنات، ساختمان نیایشگاه و جویهای بزرگ انتقال آب بوده و یادگار دوره پادشاهی هخامنشی در ۲۵۰۰ سال پیش است. از طریق این سامانه تاریخی، آب رودخانه شاپور در ارتفاعات شرقی بر دشت حاصلخیز کانسرخ مسلط و آبیاری در سطح وسیعی انجام میشده است و به جرات میتوان اظهار کرد که هنر مهندسی آب به کار رفته در ساخت آن در ایران و حتی جهان بینظیر است.
گره خوردن تاریخ بوشهر با تاریخ آب
دبیر کمیته گنجینه آب بوشهر و خلیج فارس، با اشاره به گستردگی آثار تاریخی آب در این استان گفت: پیمایشهای باستانشناسی از ارتفاعات حدود یکهزار و ۱۵۰ متری کوه گیسکان تا نوار ساحلی نشان میدهد که ساکنان این سرزمین در دورههای مختلف تاریخی، سازههای پیچیده و متنوعی برای تأمین، انتقال و ذخیره آب ایجاد کردهاند.
امید آزادیجو افزود: شواهد سکونت انسان در بوشهر از دورههای پیش از تاریخ تا دورههای ایلامی، هخامنشی، ساسانی و دورههای متأخر ادامه داشته و یکی از عوامل اصلی این تداوم، توانایی جوامع محلی در سازگاری با محیط و مدیریت منابع محدود آب بودهاست.
وی معتقد است رودخانهها، چشمهها، منابع آب زیرزمینی، زمینهای حاصلخیز و دسترسی به دریا، در انتخاب محل سکونت نقش داشتهاند، اما آنچه این سکونتگاهها را در اقلیم خشک و کمآب پایدار کرده، ایجاد سامانههای مهندسی متناسب با شرایط محیطی است.
آزادی جو ادامه داد: آثار بهجامانده از قناتها، چاهها، آبانبارها، سدها، بندها، آبراههها و آسیابها نشان میدهد که آب در فرهنگ تاریخی این منطقه فقط یک ماده مصرفی نبوده، بلکه بخشی از نظام زندگی، اقتصاد، کشاورزی، تجارت، دریانوردی و حتی باورهای اجتماعی و فرهنگی مردم به شمار میرفته است.
از قناتهای کوهستان تا آب شیرین در ساحل
یکی از ویژگیهای مهم میراث آب بوشهر، گستردگی جغرافیایی آن است؛ به گونهای که آثار قناتها از ارتفاعات کوهستانی تا نزدیکی سطح دریا و در برخی نقاط تا جزایر و بنادر تاریخی ادامه داشته است.
به گفته آزادیجو، رشته قناتهای تاجآباد، دالکی، برازجان و شبانکاره و همچنین قناتهایی که در محدوده گناوه، بندر ریگ، حله، شیف و بوشهر امتداد داشتهاند، نمونههایی از تلاش تاریخی برای انتقال آب شیرین از پسکرانه به سکونتگاههای ساحلی هستند.
وی با اشاره به برخی گزارشهای مطالعاتی درباره تعداد قناتهای استان بوشهر بیان کرد: شمار قناتهای شناساییشده بوشهر به صدها رشته میرسد و بخش قابل توجهی از این سازهها بر اثر خشکسالی، تغییر کاربری اراضی، توسعه عمرانی و نبود برنامه حفاظت از بین رفته یا از چرخه بهرهبرداری خارج شدهاند.
اهمیت این قناتها تنها در کارکرد فنی آنها خلاصه نمیشود؛ زیرا ایجاد آنها نیازمند سازماندهی نیروی انسانی، شناخت زمینشناسی و هیدرولوژی، برنامهریزی و همکاری اجتماعی بودهاست.
سیراف؛ یک نظام کامل مدیریت آب
در میان آثار تاریخی آب بوشهر، سیراف جایگاهی ویژه دارد، این بندر تاریخی در منطقهای گرم و خشک و در مجاورت خلیج فارس شکل گرفته، اما ساکنان آن توانسته بودند شبکهای متنوع برای تأمین آب مورد نیاز شهر ایجاد کنند.
بررسیهای انجامشده از وجود چاهها، آبانبارها، مخازن سنگی، قناتها و کانالهای انتقال آب در این محدوده حکایت دارد.مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر، با اشاره به سازههای آبی سیراف گفت: در پیرامون این بندر حدود ۱۰۰ حلقه چاه شناسایی شده که برخی از آنها تا سالهای نهچندان دور مورد استفاده قرار میگرفتند.نصرالله ابراهیمی اظهارکرد: آبانبارهایی با اشکال بیضی و مستطیل و سقفهای جناغی، مخازن سنگی و قناتهای چندطبقه نیز از دیگر اجزای این نظام آبی هستند.
وی معتقد است ارزش سیراف در یک سازه منفرد خلاصه نمیشود، بلکه اهمیت اصلی آن در پیوند میان اجزای مختلف شبکه تأمین، ذخیره و انتقال آب است؛ شبکهای که نشان میدهد ساکنان بندر برای تداوم زندگی در محیطی کمآب، از منابع مختلف به صورت همزمان استفاده میکردند.
ابراهیمی بیان کرد: قناتهای چندطبقه سیراف از نمونههای کمشمار این نوع سازه در ایران هستند و کانالهای انتقال آب، چاهها و مخازن سنگی نیز در کنار آنها مجموعهای منسجم را شکل دادهاند.
گلوکلات و دایو؛ دانش مهندسی در خدمت پایداری سرزمین
در شهرستان جم نیز مجموعهای از سازههای تاریخی آب وجود دارد که از مهمترین نمونههای مهندسی بومی جنوب ایران به شمار میرود.سامانه گلوکلات و دایو شامل سدها، آسیاب آبی، قناتها، بندهای خشکهچین، گاوچاهها و دیگر سازههای وابسته است که در ارتباط با یکدیگر، نظامی برای ذخیره، هدایت و استفاده از آب ایجاد کرده بودند.
شاپور رجایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار بوشهر، این مجموعه را نمونهای از سازگاری هوشمندانه انسان با طبیعت و مدیریت مسئولانه منابع آب میداند و بر ضرورت مرمت و استحکامبخشی آن تأکید دارد.
وی گفت: سازههای دایو و گلوکلات با رویکردی حوضهمحور طراحی شدهاند و اهمیت آنها تنها به ارزش تاریخی و معماری محدود نمیشود؛ بلکه این آثار حامل پیامهایی درباره عدالت، مسئولیت جمعی و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی هستند.
دکتر محسن جواهری، نویسنده کتاب «آب، جم، جمشید» نیز با اشاره به ویژگیهای فنی این مجموعه معتقد است بررسی همزمان سد گلوکلات، سد دایو، آسیاب آبی، بندهای بالادست، گاوچاهها و بندهای خشکهچین، عظمت واقعی این سامانه را آشکار میکند.به گفته وی، این سازهها نشان میدهند که گذشتگان چگونه در شرایطی که آب فراوان در دسترس نبوده، با شناخت طبیعت و استفاده از ظرفیتهای موجود، امکان تداوم زندگی را فراهم کردهاند.
از سد هخامنشی تا آسیابهای تاریخی
میراث آبی بوشهر به دوره ساسانی محدود نمیشود و نمونههایی از دورههای کهنتر نیز در این استان شناسایی شدهاست.ابراهیمی، قدیمیترین سازههای آبی شناساییشده استان بوشهر را در قالب گروههایی مانند سد و بندها، پلها، آسیابها، برکهها، آبانبارها، چاهها و قناتها معرفی میکند و از سد «سبا» در دشتستان به عنوان یکی از نمونههای شاخص یاد میکند.
به گفته وی، مصالح بهکاررفته در این سازه و شباهت برخی ویژگیهای آن با آثار دوره هخامنشی، احتمال تعلق آن به این دوره را مطرح کردهاست.کانالهای سنگی اختر، آسیابهای تاریخی خاییز و زیرراه، سدهای میرمعما، بندو و انارستان و قناتهای خارگ و تشان نیز بخشی دیگر از این میراث به شمار میروند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی مسئولان میراث فرهنگی استان بوشهر، بیش از ۵۰ سازه آبی تاریخی بوشهر در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست؛ با این حال، کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از ظرفیت واقعی میراث آب استان هنوز شناسایی، مستندسازی یا معرفی نشده است.
قنات؛ میراثی که در حال خاموش شدن است
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان بوشهر، قنات را یکی از مهمترین شیوههای تاریخی تأمین آب در این استان میداند.به گفته وی، در گذشته بیش از ۵۰۰ رشته قنات در استان وجود داشته و در منطقه جم و ریز به تنهایی شمار زیادی قنات و فاریاب فعال بوده است.
غلامرضا راهی، با اشاره به خشکسالیهای متوالی، تغییر کاربری زمینها و توسعه زیرساختهای نفت و گاز، این عوامل را از مهمترین تهدیدهای قناتها و سازههای آبی تاریخی استان بوشهر عنوان میکند.وی تأکید دارد که دانش بومی نباید تنها در موزهها نگهداری شود، بلکه باید به عنوان دانشی زنده برای مدیریت امروز آب مورد مطالعه قرار گیرد.
راهی معتقد است پیوند دانش گذشتگان با فناوریهای نوین، توسعه کشاورزی کمآببر، احیای روشهای سنتی ذخیره آب و استفاده از ظرفیت سازههای تاریخی میتواند در تدوین الگوهای جدید مدیریت آب در مناطق خشک و نیمهخشک مؤثر باشد.
آب؛ میراث فرهنگی یا فقط یک منبع طبیعی؟
اهمیت میراث آب بوشهر از آن جهت دوچندان میشود که امروز این استان با چالشهای جدی کمآبی روبهروست.کارشناسان آب معتقدند تجربه تاریخی بوشهر نشان میدهد زندگی در اقلیم گرم و خشک فقط به معنای ناتوانی در ایجاد سکونتگاههای پایدار نیست؛ بلکه شناخت دقیق محیط، مدیریت مصرف، ذخیرهسازی، انتقال آب و مشارکت اجتماعی میتواند امکان زیست پایدار را فراهم کند.
از این منظر، سازههای تاریخی آب تنها آثار باستانی نیستند؛ آنها اسناد عینی یک فرهنگ هستند؛ فرهنگی که در آن آب ارزش حیاتی، اجتماعی و حتی معنوی داشته است.آزادیجو بر این باور است که فاصله گرفتن زندگی شهری از طبیعت باعث شده بخش زیادی از جامعه امروز درک ملموسی از دشواری تأمین آب و ارزش واقعی آن نداشته باشد.وی افزود: برای انتقال این مفهوم به نسل جدید، سخنرانی و انتشار مطالب صرف کافی نیست و باید امکان مشاهده و تجربه عینی میراث آب فراهم شود.
ضرورت ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس
بر همین اساس، پیشنهاد ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس به عنوان یکی از مهمترین اقدامات فرهنگی، آموزشی و گردشگری این استان مطرح شدهاست.
این موزه میتواند محل گردآوری و نمایش اسناد، نقشهها، ابزارها، مصالح، مدلها و نمونههای معماری سازههای آبی استان باشد و همزمان تاریخ هزاران ساله تعامل انسان با آب در سواحل و پسکرانههای خلیج فارس را روایت کند.
به اعتقاد کارشناسان، چنین موزهای نباید فقط یک ساختمان برای نمایش اشیای تاریخی باشد، بلکه میتواند به یک «مرکز دانش آب» تبدیل شود؛ مرکزی برای آموزش، پژوهش، مستندسازی، معرفی گردشگری میراث آب و انتقال دانش بومی به نسلهای آینده.
در این چارچوب، میتوان نمونه بازسازیشده یک قنات، مقطع یک آبانبار، مدل عملکرد آسیاب آبی، شیوه انتقال آب در کانالهای سنگی، ساختار سدهای تاریخی و شبکه تأمین آب سیراف و سامانه گلوکلات و دایو را در قالبهای تعاملی و قابل مشاهده برای بازدیدکنندگان ارائه کرد.
همچنین ایجاد پیوند میان موزه و محوطههای واقعی میتواند زمینه شکلگیری «موزههای صحرایی آب» و مسیرهای گردشگری تخصصی در مناطق مختلف استان را فراهم کند.
موزهای برای پیوند تاریخ و آینده آب
راهی معتقد است میراث آب بوشهر باید از یک موضوع فقطتاریخی فراتر رود و به بخشی از برنامه مدیریت آینده آب تبدیل شود.وی تأکید کرد که دانش بومی گذشتگان، اگر با فناوریهای جدید، سنجشهای علمی و روشهای نوین مدیریت منابع ترکیب شود، میتواند در شرایط بحران آب الهامبخش باشد.
رجایی نیز با تأکید بر ارزش سازههای تاریخی استان میگوید این آثار علاوه بر ظرفیت گردشگری، میتوانند در مطالعات علمی مربوط به آبخیزداری، انتخاب مصالح، شناخت حوضههای آبریز و طراحی سازههای جدید مورد استفاده قرار گیرند.از این منظر، موزه آب میتواند محل اتصال سه حوزه باشد: میراث و تاریخ، آموزش و فرهنگ، و فناوری و مدیریت آینده آب.
میراث آب در مسیر گردشگری تخصصی
کارشناسان معتقدند تنوع سازههای آبی بوشهر ظرفیت ایجاد یک شاخه تخصصی از گردشگری را نیز دارد.گردشگری آب میتواند از کوهستان و سرچشمهها آغاز شود، از مسیر قناتها و آسیابها عبور کند و در نهایت به بنادر تاریخی، آبانبارها و سازههای ساحلی برسد.
در چنین الگویی، سیراف، جم، خارگ، دشتستان، تنگستان، دشتی، گناوه و دیگر مناطق استان بوشهر میتوانند در قالب یک شبکه به یکدیگر متصل شوند.این مسیر علاوه بر ایجاد اشتغال و رونق گردشگری، میتواند موجب افزایش حساسیت جامعه نسبت به حفاظت از آثار تاریخی و منابع طبیعی شود.
حفاظت؛ پیششرط معرفی جهانی
در سالهای اخیر، موضوع معرفی برخی سازههای آبی تاریخی بوشهر در سطح بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفته است و در این میان، سیراف به دلیل برخورداری از مجموعهای از سازههای مرتبط با تأمین و مدیریت آب، ظرفیت ویژهای دارد.کارشناسان هشدار میدهند که ثبت و معرفی جهانی زمانی ارزشمند خواهد بود که حفاظت میدانی، مستندسازی، تعیین حریم، جلوگیری از تخریب و پایش مستمر آثار نیز همزمان انجام شود.
رجایی با اشاره به آسیبهای ناشی از فرسایش، مداخلات انسانی و فعالیتهای عمرانی، بر ضرورت اقدامات فوری برای حفاظت از این میراث تأکید دارد.به اعتقاد کارشناسان، هرگونه برنامه برای موزه آب نیز باید با یک برنامه جامع شناسایی، مستندسازی و حفاظت از محوطههای واقعی همراه باشد؛ زیرا موزه نمیتواند جایگزین حفاظت از اصل اثر شود.
بوشهر؛ موزهای به وسعت یک سرزمین
مجموعه شواهد تاریخی نشان میدهد که تاریخ بوشهر را نمیتوان جدا از تاریخ آب این سرزمین روایت کرد.از قناتهای ارتفاعات گیسکان تا آبانبارهای ساحلی، از سدهای دایو و گلوکلات تا چاههای سیراف و از آسیابهای تاریخی تا کانالهای سنگی اختر، هر سازه بخشی از داستان بزرگتری را روایت میکند؛ داستان تلاش انسان برای زندگی در سرزمینی که آب در آن همواره ارزشمند و محدود بوده است.
ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس میتواند این روایت پراکنده را گردهم آورد و آن را به یک سرمایه فرهنگی، آموزشی، علمی و گردشگری تبدیل کند.آزادیجو در این زمینه معتقد است: میراث آب زمانی میتواند بر فرهنگ امروز اثر بگذارد که مردم امکان دیدن، لمس کردن و فهمیدن آن را داشته باشند.
از نگاه کارشناسان، چنین موزهای میتواند به نسل جدید نشان دهد که آب چگونه شهرها را ساخته، کشاورزی و تجارت را شکل داده و امکان زندگی در سواحل خشک خلیج فارس را فراهم کرده است؛ و در عین حال یادآور شود که جامعه امروز برای عبور از بحران آب، نیازمند بازگشت به همان اصل بنیادی است که نیاکان این سرزمین هزاران سال پیش به آن تکیه داشتند: شناخت طبیعت، سازگاری با اقلیم و احترام به آب.
اکنون پرسش اصلی این است که با وجود چنین گنجینه گستردهای، چه زمانی بوشهر صاحب مرکزی خواهد شد که تاریخ، فرهنگ، مهندسی و دانش آب این سرزمین را یکجا روایت کند؛ مرکزی که بتواند از یک سو حافظه تاریخی آب را حفظ کند و از سوی دیگر، آن را به زبان نسل امروز و نیازهای آینده ترجمه کند.
∎
بررسیهای باستانشناسی و مطالعات مربوط به سازههای آبی نشان میدهد که آثار این دانش از ارتفاعات کوهستانی تا دشتها، خورها، تالابها، سواحل و جزایر استان پراکنده است و بسیاری از آنها حاصل شناخت دقیق نیاکان این سرزمین از ویژگیهای طبیعی و اقلیمی منطقه بودهاند.
قدیمیترین سازه آبی تاریخی که تاکنون در پهنه بوشهر شناسایی شده است، سامانه آبی «کلغرون» است که شامل: سازههای قنات، ساختمان نیایشگاه و جویهای بزرگ انتقال آب بوده و یادگار دوره پادشاهی هخامنشی در ۲۵۰۰ سال پیش است. از طریق این سامانه تاریخی، آب رودخانه شاپور در ارتفاعات شرقی بر دشت حاصلخیز کانسرخ مسلط و آبیاری در سطح وسیعی انجام میشده است و به جرات میتوان اظهار کرد که هنر مهندسی آب به کار رفته در ساخت آن در ایران و حتی جهان بینظیر است.
گره خوردن تاریخ بوشهر با تاریخ آب
دبیر کمیته گنجینه آب بوشهر و خلیج فارس، با اشاره به گستردگی آثار تاریخی آب در این استان گفت: پیمایشهای باستانشناسی از ارتفاعات حدود یکهزار و ۱۵۰ متری کوه گیسکان تا نوار ساحلی نشان میدهد که ساکنان این سرزمین در دورههای مختلف تاریخی، سازههای پیچیده و متنوعی برای تأمین، انتقال و ذخیره آب ایجاد کردهاند.
امید آزادیجو افزود: شواهد سکونت انسان در بوشهر از دورههای پیش از تاریخ تا دورههای ایلامی، هخامنشی، ساسانی و دورههای متأخر ادامه داشته و یکی از عوامل اصلی این تداوم، توانایی جوامع محلی در سازگاری با محیط و مدیریت منابع محدود آب بودهاست.
وی معتقد است رودخانهها، چشمهها، منابع آب زیرزمینی، زمینهای حاصلخیز و دسترسی به دریا، در انتخاب محل سکونت نقش داشتهاند، اما آنچه این سکونتگاهها را در اقلیم خشک و کمآب پایدار کرده، ایجاد سامانههای مهندسی متناسب با شرایط محیطی است.
آزادی جو ادامه داد: آثار بهجامانده از قناتها، چاهها، آبانبارها، سدها، بندها، آبراههها و آسیابها نشان میدهد که آب در فرهنگ تاریخی این منطقه فقط یک ماده مصرفی نبوده، بلکه بخشی از نظام زندگی، اقتصاد، کشاورزی، تجارت، دریانوردی و حتی باورهای اجتماعی و فرهنگی مردم به شمار میرفته است.
از قناتهای کوهستان تا آب شیرین در ساحل
یکی از ویژگیهای مهم میراث آب بوشهر، گستردگی جغرافیایی آن است؛ به گونهای که آثار قناتها از ارتفاعات کوهستانی تا نزدیکی سطح دریا و در برخی نقاط تا جزایر و بنادر تاریخی ادامه داشته است.
به گفته آزادیجو، رشته قناتهای تاجآباد، دالکی، برازجان و شبانکاره و همچنین قناتهایی که در محدوده گناوه، بندر ریگ، حله، شیف و بوشهر امتداد داشتهاند، نمونههایی از تلاش تاریخی برای انتقال آب شیرین از پسکرانه به سکونتگاههای ساحلی هستند.
وی با اشاره به برخی گزارشهای مطالعاتی درباره تعداد قناتهای استان بوشهر بیان کرد: شمار قناتهای شناساییشده بوشهر به صدها رشته میرسد و بخش قابل توجهی از این سازهها بر اثر خشکسالی، تغییر کاربری اراضی، توسعه عمرانی و نبود برنامه حفاظت از بین رفته یا از چرخه بهرهبرداری خارج شدهاند.
اهمیت این قناتها تنها در کارکرد فنی آنها خلاصه نمیشود؛ زیرا ایجاد آنها نیازمند سازماندهی نیروی انسانی، شناخت زمینشناسی و هیدرولوژی، برنامهریزی و همکاری اجتماعی بودهاست.
سیراف؛ یک نظام کامل مدیریت آب
در میان آثار تاریخی آب بوشهر، سیراف جایگاهی ویژه دارد، این بندر تاریخی در منطقهای گرم و خشک و در مجاورت خلیج فارس شکل گرفته، اما ساکنان آن توانسته بودند شبکهای متنوع برای تأمین آب مورد نیاز شهر ایجاد کنند.
بررسیهای انجامشده از وجود چاهها، آبانبارها، مخازن سنگی، قناتها و کانالهای انتقال آب در این محدوده حکایت دارد.مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر، با اشاره به سازههای آبی سیراف گفت: در پیرامون این بندر حدود ۱۰۰ حلقه چاه شناسایی شده که برخی از آنها تا سالهای نهچندان دور مورد استفاده قرار میگرفتند.نصرالله ابراهیمی اظهارکرد: آبانبارهایی با اشکال بیضی و مستطیل و سقفهای جناغی، مخازن سنگی و قناتهای چندطبقه نیز از دیگر اجزای این نظام آبی هستند.
وی معتقد است ارزش سیراف در یک سازه منفرد خلاصه نمیشود، بلکه اهمیت اصلی آن در پیوند میان اجزای مختلف شبکه تأمین، ذخیره و انتقال آب است؛ شبکهای که نشان میدهد ساکنان بندر برای تداوم زندگی در محیطی کمآب، از منابع مختلف به صورت همزمان استفاده میکردند.
ابراهیمی بیان کرد: قناتهای چندطبقه سیراف از نمونههای کمشمار این نوع سازه در ایران هستند و کانالهای انتقال آب، چاهها و مخازن سنگی نیز در کنار آنها مجموعهای منسجم را شکل دادهاند.
گلوکلات و دایو؛ دانش مهندسی در خدمت پایداری سرزمین
در شهرستان جم نیز مجموعهای از سازههای تاریخی آب وجود دارد که از مهمترین نمونههای مهندسی بومی جنوب ایران به شمار میرود.سامانه گلوکلات و دایو شامل سدها، آسیاب آبی، قناتها، بندهای خشکهچین، گاوچاهها و دیگر سازههای وابسته است که در ارتباط با یکدیگر، نظامی برای ذخیره، هدایت و استفاده از آب ایجاد کرده بودند.
شاپور رجایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار بوشهر، این مجموعه را نمونهای از سازگاری هوشمندانه انسان با طبیعت و مدیریت مسئولانه منابع آب میداند و بر ضرورت مرمت و استحکامبخشی آن تأکید دارد.
وی گفت: سازههای دایو و گلوکلات با رویکردی حوضهمحور طراحی شدهاند و اهمیت آنها تنها به ارزش تاریخی و معماری محدود نمیشود؛ بلکه این آثار حامل پیامهایی درباره عدالت، مسئولیت جمعی و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی هستند.
دکتر محسن جواهری، نویسنده کتاب «آب، جم، جمشید» نیز با اشاره به ویژگیهای فنی این مجموعه معتقد است بررسی همزمان سد گلوکلات، سد دایو، آسیاب آبی، بندهای بالادست، گاوچاهها و بندهای خشکهچین، عظمت واقعی این سامانه را آشکار میکند.به گفته وی، این سازهها نشان میدهند که گذشتگان چگونه در شرایطی که آب فراوان در دسترس نبوده، با شناخت طبیعت و استفاده از ظرفیتهای موجود، امکان تداوم زندگی را فراهم کردهاند.
از سد هخامنشی تا آسیابهای تاریخی
میراث آبی بوشهر به دوره ساسانی محدود نمیشود و نمونههایی از دورههای کهنتر نیز در این استان شناسایی شدهاست.ابراهیمی، قدیمیترین سازههای آبی شناساییشده استان بوشهر را در قالب گروههایی مانند سد و بندها، پلها، آسیابها، برکهها، آبانبارها، چاهها و قناتها معرفی میکند و از سد «سبا» در دشتستان به عنوان یکی از نمونههای شاخص یاد میکند.
به گفته وی، مصالح بهکاررفته در این سازه و شباهت برخی ویژگیهای آن با آثار دوره هخامنشی، احتمال تعلق آن به این دوره را مطرح کردهاست.کانالهای سنگی اختر، آسیابهای تاریخی خاییز و زیرراه، سدهای میرمعما، بندو و انارستان و قناتهای خارگ و تشان نیز بخشی دیگر از این میراث به شمار میروند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی مسئولان میراث فرهنگی استان بوشهر، بیش از ۵۰ سازه آبی تاریخی بوشهر در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست؛ با این حال، کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از ظرفیت واقعی میراث آب استان هنوز شناسایی، مستندسازی یا معرفی نشده است.
قنات؛ میراثی که در حال خاموش شدن است
عضو هیات علمی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان بوشهر، قنات را یکی از مهمترین شیوههای تاریخی تأمین آب در این استان میداند.به گفته وی، در گذشته بیش از ۵۰۰ رشته قنات در استان وجود داشته و در منطقه جم و ریز به تنهایی شمار زیادی قنات و فاریاب فعال بوده است.
غلامرضا راهی، با اشاره به خشکسالیهای متوالی، تغییر کاربری زمینها و توسعه زیرساختهای نفت و گاز، این عوامل را از مهمترین تهدیدهای قناتها و سازههای آبی تاریخی استان بوشهر عنوان میکند.وی تأکید دارد که دانش بومی نباید تنها در موزهها نگهداری شود، بلکه باید به عنوان دانشی زنده برای مدیریت امروز آب مورد مطالعه قرار گیرد.
راهی معتقد است پیوند دانش گذشتگان با فناوریهای نوین، توسعه کشاورزی کمآببر، احیای روشهای سنتی ذخیره آب و استفاده از ظرفیت سازههای تاریخی میتواند در تدوین الگوهای جدید مدیریت آب در مناطق خشک و نیمهخشک مؤثر باشد.
آب؛ میراث فرهنگی یا فقط یک منبع طبیعی؟
اهمیت میراث آب بوشهر از آن جهت دوچندان میشود که امروز این استان با چالشهای جدی کمآبی روبهروست.کارشناسان آب معتقدند تجربه تاریخی بوشهر نشان میدهد زندگی در اقلیم گرم و خشک فقط به معنای ناتوانی در ایجاد سکونتگاههای پایدار نیست؛ بلکه شناخت دقیق محیط، مدیریت مصرف، ذخیرهسازی، انتقال آب و مشارکت اجتماعی میتواند امکان زیست پایدار را فراهم کند.
از این منظر، سازههای تاریخی آب تنها آثار باستانی نیستند؛ آنها اسناد عینی یک فرهنگ هستند؛ فرهنگی که در آن آب ارزش حیاتی، اجتماعی و حتی معنوی داشته است.آزادیجو بر این باور است که فاصله گرفتن زندگی شهری از طبیعت باعث شده بخش زیادی از جامعه امروز درک ملموسی از دشواری تأمین آب و ارزش واقعی آن نداشته باشد.وی افزود: برای انتقال این مفهوم به نسل جدید، سخنرانی و انتشار مطالب صرف کافی نیست و باید امکان مشاهده و تجربه عینی میراث آب فراهم شود.
ضرورت ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس
بر همین اساس، پیشنهاد ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس به عنوان یکی از مهمترین اقدامات فرهنگی، آموزشی و گردشگری این استان مطرح شدهاست.
این موزه میتواند محل گردآوری و نمایش اسناد، نقشهها، ابزارها، مصالح، مدلها و نمونههای معماری سازههای آبی استان باشد و همزمان تاریخ هزاران ساله تعامل انسان با آب در سواحل و پسکرانههای خلیج فارس را روایت کند.
به اعتقاد کارشناسان، چنین موزهای نباید فقط یک ساختمان برای نمایش اشیای تاریخی باشد، بلکه میتواند به یک «مرکز دانش آب» تبدیل شود؛ مرکزی برای آموزش، پژوهش، مستندسازی، معرفی گردشگری میراث آب و انتقال دانش بومی به نسلهای آینده.
در این چارچوب، میتوان نمونه بازسازیشده یک قنات، مقطع یک آبانبار، مدل عملکرد آسیاب آبی، شیوه انتقال آب در کانالهای سنگی، ساختار سدهای تاریخی و شبکه تأمین آب سیراف و سامانه گلوکلات و دایو را در قالبهای تعاملی و قابل مشاهده برای بازدیدکنندگان ارائه کرد.
همچنین ایجاد پیوند میان موزه و محوطههای واقعی میتواند زمینه شکلگیری «موزههای صحرایی آب» و مسیرهای گردشگری تخصصی در مناطق مختلف استان را فراهم کند.
موزهای برای پیوند تاریخ و آینده آب
راهی معتقد است میراث آب بوشهر باید از یک موضوع فقطتاریخی فراتر رود و به بخشی از برنامه مدیریت آینده آب تبدیل شود.وی تأکید کرد که دانش بومی گذشتگان، اگر با فناوریهای جدید، سنجشهای علمی و روشهای نوین مدیریت منابع ترکیب شود، میتواند در شرایط بحران آب الهامبخش باشد.
رجایی نیز با تأکید بر ارزش سازههای تاریخی استان میگوید این آثار علاوه بر ظرفیت گردشگری، میتوانند در مطالعات علمی مربوط به آبخیزداری، انتخاب مصالح، شناخت حوضههای آبریز و طراحی سازههای جدید مورد استفاده قرار گیرند.از این منظر، موزه آب میتواند محل اتصال سه حوزه باشد: میراث و تاریخ، آموزش و فرهنگ، و فناوری و مدیریت آینده آب.
میراث آب در مسیر گردشگری تخصصی
کارشناسان معتقدند تنوع سازههای آبی بوشهر ظرفیت ایجاد یک شاخه تخصصی از گردشگری را نیز دارد.گردشگری آب میتواند از کوهستان و سرچشمهها آغاز شود، از مسیر قناتها و آسیابها عبور کند و در نهایت به بنادر تاریخی، آبانبارها و سازههای ساحلی برسد.
در چنین الگویی، سیراف، جم، خارگ، دشتستان، تنگستان، دشتی، گناوه و دیگر مناطق استان بوشهر میتوانند در قالب یک شبکه به یکدیگر متصل شوند.این مسیر علاوه بر ایجاد اشتغال و رونق گردشگری، میتواند موجب افزایش حساسیت جامعه نسبت به حفاظت از آثار تاریخی و منابع طبیعی شود.
حفاظت؛ پیششرط معرفی جهانی
در سالهای اخیر، موضوع معرفی برخی سازههای آبی تاریخی بوشهر در سطح بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفته است و در این میان، سیراف به دلیل برخورداری از مجموعهای از سازههای مرتبط با تأمین و مدیریت آب، ظرفیت ویژهای دارد.کارشناسان هشدار میدهند که ثبت و معرفی جهانی زمانی ارزشمند خواهد بود که حفاظت میدانی، مستندسازی، تعیین حریم، جلوگیری از تخریب و پایش مستمر آثار نیز همزمان انجام شود.
رجایی با اشاره به آسیبهای ناشی از فرسایش، مداخلات انسانی و فعالیتهای عمرانی، بر ضرورت اقدامات فوری برای حفاظت از این میراث تأکید دارد.به اعتقاد کارشناسان، هرگونه برنامه برای موزه آب نیز باید با یک برنامه جامع شناسایی، مستندسازی و حفاظت از محوطههای واقعی همراه باشد؛ زیرا موزه نمیتواند جایگزین حفاظت از اصل اثر شود.
بوشهر؛ موزهای به وسعت یک سرزمین
مجموعه شواهد تاریخی نشان میدهد که تاریخ بوشهر را نمیتوان جدا از تاریخ آب این سرزمین روایت کرد.از قناتهای ارتفاعات گیسکان تا آبانبارهای ساحلی، از سدهای دایو و گلوکلات تا چاههای سیراف و از آسیابهای تاریخی تا کانالهای سنگی اختر، هر سازه بخشی از داستان بزرگتری را روایت میکند؛ داستان تلاش انسان برای زندگی در سرزمینی که آب در آن همواره ارزشمند و محدود بوده است.
ایجاد موزه فرهنگ و تاریخ آب بوشهر و خلیج فارس میتواند این روایت پراکنده را گردهم آورد و آن را به یک سرمایه فرهنگی، آموزشی، علمی و گردشگری تبدیل کند.آزادیجو در این زمینه معتقد است: میراث آب زمانی میتواند بر فرهنگ امروز اثر بگذارد که مردم امکان دیدن، لمس کردن و فهمیدن آن را داشته باشند.
از نگاه کارشناسان، چنین موزهای میتواند به نسل جدید نشان دهد که آب چگونه شهرها را ساخته، کشاورزی و تجارت را شکل داده و امکان زندگی در سواحل خشک خلیج فارس را فراهم کرده است؛ و در عین حال یادآور شود که جامعه امروز برای عبور از بحران آب، نیازمند بازگشت به همان اصل بنیادی است که نیاکان این سرزمین هزاران سال پیش به آن تکیه داشتند: شناخت طبیعت، سازگاری با اقلیم و احترام به آب.
اکنون پرسش اصلی این است که با وجود چنین گنجینه گستردهای، چه زمانی بوشهر صاحب مرکزی خواهد شد که تاریخ، فرهنگ، مهندسی و دانش آب این سرزمین را یکجا روایت کند؛ مرکزی که بتواند از یک سو حافظه تاریخی آب را حفظ کند و از سوی دیگر، آن را به زبان نسل امروز و نیازهای آینده ترجمه کند.