احمد مسجدجامعی - قائممقام رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی - به مناسبت «روز تهران» در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به ویژگیهای فرهنگی تهران و نقش گروههای مختلف اجتماعی در شکلگیری این شهر، اظهار کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای فرهنگی تهران این است که همه اقوام ایرانی در آن حضور دارند و در کنار یکدیگر زندگی میکنند. به نوعی میتوان گفت تهران محل شکلگیری انسجامی اجتماعی است؛ زیرا همه ادیان و گروههای مختلف با همدلی و تفاهم در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
او ادامه داد: در بسیاری از شهرها، گروههای مختلف در سکونتگاههای اصلی خود با همسایگانشان به نوعی فاصلهگذاری دارند، اما در تهران این فاصلهگذاریها کمتر دیده میشود و گروههای مختلف بیتوجه به اختلافات قومی و محلی در کنار یکدیگر به سر میبرند؛ بنابراین اگر بخواهیم تهران را نه صرفاً از منظر جغرافیایی و مدیریتی، بلکه بهعنوان یک پدیده فرهنگی تعریف کنیم، این حضور و همزیستی گروههای مختلف یکی از مهمترین ویژگیهای آن است.
«فرهنگ تهرانی» چگونه معنا میشود؟
رئیس پیشین شورای شهر تهران با بیان اینکه شاید نتوان از یک «فرهنگ تهرانی» به معنای فرهنگی واحد و یکدست سخن گفت، توضیح داد: زبان و گویش تهرانی بهتدریج فراموش شده یا دستکم دیگر آن شکل سابق غالب نیست؛ اما در همین تهرانگردی، مثلا در کن، روستای سابق و تهران امروز، اشعاری با گویشهای محلی میسرایند و میخوانند که حاکی از زنده بودن آن زبان و گویش کهن است؛ زیرا همه گروهها با آداب و رسوم خودشان در تهران حضور دارند و گروههای مختلف در شکلگیری فضای فرهنگی شهر مشارکت دارند.
به گفته او، بسیاری از اتفاقاتی که در تهران رخ میدهد یا از تهران تقویت میشود، همچون سبک زندگی، سبک شهرسازی و جز اینها، یا با جنبههای قومی و محلی پیوند دارد و اقوام مختلف از شمال، جنوب، شرق و غرب کشور در آن سهیماند. همین زبان امروزی تهران هم محصول این پیوندهاست.
بیشتر بخوانید:
سابقۀ تنوع فرهنگی در تهران
او با اشاره به اینکه این ویژگی، اتفاق تازهای در پایتخت نیست، گفت: از قدیمیترین بخشهای تهران نیز گروههای مختلف حضور داشتهاند و آیینها و مراسم خودشان را برگزار میکردند. برای مثال، آیینهای عزاداری هر گروه و قوم در تهران به سبک خودشان برگزار میشده و این مراسمها در فضای عمومی شهر نیز تأثیر میگذاشته است؛ یعنی تنوع فرهنگی در این شهر بسیار پررنگ بوده است.
قائممقام رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: حتی درباره نوروز نیز میتوان همین موضوع را دید. در مناطق مختلف ایران، شکل برگزاری نوروز با تفاوتهایی همراه بوده است؛ مثلاً در آذربایجان ممکن بود سر سفرۀ نوروزی گندم با ساقه، یعنی دستۀ گندم یا خوشۀ گندم، قرار دهند، در برخی مناطق سیب و در بعضی مناطق انار، براساس اقلیم و زیستگاه خودشان بگذارند. این عناصر مختلف وقتی به تهران میآیند، در کنار یکدیگر قرار میگیرند و همدیگر را پوشش میدهند. در نهایت همه آنها در قالب سفرۀ نوروزی شناخته میشوند. بنابراین میتوان ظرفیت ملی را در همین کنار هم قرار گرفتن مؤلفههای گوناگون فرهنگی مشاهده کرد.
تغییرات فرهنگی را چگونه میتوان تفسیر کرد؟
مسجدجامعی در ادامه درباره تغییراتی که در فرهنگ محلات قدیم تهران رخ داده است، اظهار کرد: این تغییرات را باید در چارچوب تحولات عمومی شهرها دید. در محلات قدیم تهران، مانند سرچشمه، پامنار و عودلاجان، زندگی اجتماعی جریان داشت که به مرور زمان و با تغییر بافت این مناطق، دستخوش تحول شده است. هرچند برای یک ناظر بیرونی، همین حد باقیمانده از بافت سنتی، همچون بناهای دوران پیشین، چشمنوازند.
او با اشاره به اینکه نمیتوان فرهنگ امروز تهران را صرفاً فرهنگی واحد دانست، افزود: تهران در واقع ترکیبی از فرهنگهای مختلف است؛ همانطور که در شهرهایی مانند اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد نیز تحولات مشابهی اتفاق افتاده است. بازارها، مشاغل، سکونت و حتی رفتوآمد مردم تغییر کرده است.
بیشتر بخوانید:
آسیبهای جابهجایی بیقاعده جمعیت
رئیس پیشین شورای شهر تهران ادامه داد: این جابهجایی بیقاعدۀ جمعیت به جاهای دیگر هم آسیب زده است. در گذشته، محلات تهران به شکل دیگری سازمان یافته بودند و فقیر و غنی، باسواد و بیسواد و گروههای مختلف اجتماعی از یکدیگر تفکیک نشده بودند. افراد مختلف در یک محله کنار هم زندگی میکردند و نسبت به محله خود تعهداتی داشتند.
او با اشاره به برخی مسئولیتهای اجتماعی که در محلات قدیم وجود داشت، گفت: فرض کنید یک فرد پولدار در یک محله زندگی میکرد، باید در قبال محله خود مسئولیتهایی را میپذیرفت. مثلاً ممکن بود موظف باشد برای محله آبانبار درست کند. بنابراین در امور و نیازهای عمومی، تفاوتی میان افراد وجود نداشت و نوعی مسئولیت اجتماعی نسبت به محله شکل گرفته بود.
تبعات شکاف طبقاتی در تهران
قائممقام رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه این مناسبات در تهران امروز تا حد زیادی به هم ریخته است، تصریح کرد: البته این مسئله مختص تهران نیست، بلکه به مناسبات شهری و توسعه ناقصی برمیگردد که در کشور اتفاق افتاده و در سالهای اخیر نیز تشدید شده است و مدنیت پیشین را که متکی به تاریخ و فرهنگ و آداب شهرنشینی بود درهم شکسته است. امروزه فاصله میان فقیر و غنی نیز نسبت به گذشته بیشتر شده است و این شکاف طبقاتی تبعات خودش را دارد.
او اضافه کرد: زمانی این فاصلهها در تهران به این اندازه زیاد نبود و به همین دلیل محلهها نیز معنا و کارکرد مشخصتری داشتند، اما امروز دیگر در بسیاری از موارد محله به آن معنای سابق وجود ندارد. این مسئله را البته نمیتوان صرفاً یک ویژگی تهران دانست، بلکه با یک مسئله فراگیر شهری مواجه هستیم که در بسیاری از مناطق کشور دیده میشود.
«محلههای عمودی» و تهران مدرن
مسجدجامعی در عین حال به شکلگیری الگوهای جدید سکونت و محله در شهرهای امروز اشاره کرد و گفت: اتفاقات جدیدی نیز در این میان افتاده است. برای مثال، محلههای جدیدی شکل گرفتهاند که میتوان آنها را «محلههای عمودی» با مجتمعها و برجهای مسکونی دانست و ساکنان آن نیازهای خود را در همان مجموعه تعریف میکنند، بازارچۀ محلی جای خود را به سوپرمارکتها و مراکز خرید میدهد و زورخانهها و قهوهخانهها جای خود را به مجموعههای ورزشی و بدنسازی و کافهها میدهند. تعاملهایشان شکل میگیرد و نوعی مشارکت میان آنها ایجاد میشود. این اتفاقات به صورت طبیعی در این محلههای جدید شکل میگیرد.
برای چه بخواهیم به شرایط گذشته برگردیم؟
او در ادامه درباره تغییر کارکرد برخی محلات قدیمی تهران که نمادی از «فرهنگ طهران قدیم» هستند، اما جریان زندگی در آنها تقریباً متوقف شده و بیشتر فعالیتهای اقتصادی در آنها جریان دارد، توضیحاتی داد و در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان به بازگشت زندگی اجتماعی و فرهنگی گذشته به این محلات امیدوار بود، اظهار کرد: برای چه بخواهیم به شرایط گذشته برگردیم؟ نمیتوان برنامهریزی قراردادی داشت. برنامهریزی نیاز به زمینههای از پیشتعیینشده دارد. زندگی اصلاً قراردادی نیست و مسیر خودش را پیدا میکند. با این حال، بعضی چیزها نیز خودشان از خودشان دفاع میکنند و اگر ارزشمند باشند، دوباره مورد توجه قرار میگیرند.
قائممقام رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ادامه داد: برای مثال، زمانی که بناهای قدیمی تخریب میشدند و جای آنها پاساژ و ساختمانهای جدید ساخته میشد، شاید تصور میشد این فضاهای قدیمی دیگر اهمیتی ندارند، اما امروز میبینیم افرادی یک مغازه یا یک مجموعه را خریداری یا اجاره میکنند، برای آن هزینه میکنند و تلاش دارند فضایی متناسب با گذشتۀ آن محل ایجاد کنند. این نشان میدهد که توجه به ارزشهای گذشته، حتی در دل تغییرات شدید و ساختوسازهای جدید نیز شکل گرفته است.
مسجدجامعی با اشاره به تغییر ذائقه و علاقه مردم به فضاهای قدیمی، افزود: سابق بر این کافهها در اماکن مدرن تهران رونق داشتند، اما امروز حتی کافهها و فضاهای عمومی نیز به سمت استفاده از بناها و محلههایی رفتهاند که نشانههایی از گذشته را در خود دارند. نمونۀ روشن آن بازارهای شهری، مانند بازار تهران، شمیران، ری و بازارچههای محلی است که هر روز بر رونق آنها افزوده میشود. افراد هم به دنبال خانهها و فضاهاییاند که نشانههایی از گذشته داشته باشند. بعضیها این نشانهها را بازسازی میکنند و در همان معماری قدیم، زندگی یا فعالیت جدیدی شکل میدهند و کارکرد نویی برای آنها تعریف میکنند.
طهران قدیم و سرمایهگذاری روی خاطره
او با اشاره به محله «پامنار» و تغییراتی که در این منطقه رخ داده است، گفت: در «پامنار» هنوز نمونههایی از این اتفاق را میبینیم. این منطقه بسیار تغییر کرده و بافت آن تا حد زیادی به هم ریخته است، اما در معماری جدید تلاش میشود نمادهایی از گذشته به کار گرفته شود تا فضا شکل قدیمی را تداعی کند. در واقع خود بنا جدید است، اما در طراحی آن از عناصری استفاده شده که خاطرۀ قدیمی را برای مخاطب زنده میکند.
بیشتر بخوانید:
قائممقام رئیس مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه این روند را میتوان نوعی «سرمایهگذاری روی خاطره» دانست، اظهار کرد: وقتی افراد برای بازسازی یک فضا یا استفاده از عناصر معماری گذشته هزینه میکنند، در واقع بخش معنوی از سرمایهگذاری آنها روی خاطره است. یعنی خاطرهای که از یک مکان وجود داشته، دوباره به یک ارزش تبدیل میشود و در فضای جدید خودش را نمایان میکند.
مسجدجامعی با اشاره به تجربه خود در جریان مرمت برخی فضاهای قدیمی تهران، گفت: در مورد ساختوساز در بازارچۀ «عودلاجان» به طور مستقیم در جریان بودم، با این نگاه که باید آن را تخریب کنیم و به شیوۀ کهن دوباره بسازیم، موافق نبودم. معتقد بودم باید همان فضای اصلی و ویژگیهای آن حفظ شود و مرمت به شکلی انجام گیرد که هویت فضا از بین نرود. اتفاقی که در نهایت افتاد این بود که آن فضا با همان جنس و ساختار اصلی خودش ماندگار شد. طبیعتاً بخشهایی تغییر کرده بود و نمیشد همه چیز را عیناً به گذشته برگرداند، اما آن فضای کلی حفظ شد و نتیجه نیز مطلوب بود.
تغییر گرایش تهرانیها
او با بیان اینکه امروز نگاه عمومی نسبت به ارزش فضاهای تاریخی و معماری تغییر کرده است، اظهار کرد: به نظر میرسد فضای عمومی و ذهنی مردم به این سمت رفته که معماری و فضاهای شهری قدیم، میراث طبیعی ارزشمندند و باید آنها را حفظ کرد. این تغییر نگاه را امروز به وضوح میتوان در تهران مشاهده کرد.
مسجدجامعی تأکید کرد: این گرایش نشان میدهد که رغبتی عمومی برای بازگشت به میراث و آثار طبیعی، انسانی و فرهنگی گذشته ایجاد شده است که در فرهنگ تهرانی هم ریشه دارد؛ حتی اگر خود زندگی و ساختار اجتماعی امروز دیگر همان زندگی گذشته نباشد.
انتهای پیام