مشکل کمبود گاز در کشور
ایران از کمبود منابع گازی رنج نمیبرد؛ آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، فاصله میان ظرفیت منابع و کیفیت حکمرانی انرژی است.اگر قرار باشد هر زمستان نگران سرما، افت فشار گاز و قطع انرژی صنایع باشیم، دیگر نمیتوان این وضعیت را یک حادثه فصلی نامید. این، نتیجه انباشته شدن تصمیمهای کوتاهمدت و عقب افتادن سرمایهگذاریهای بلندمدت است.
صاحبخبر - جمهوریت ـ ناصر تبریزی نوشت : گاز هست؛ مدیریت کجاست؟ خانم مهاجرانی سخنگوی محترم دولت طی یک برنامه ضمن اشاره به ناترازی گاز در زمستان سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، کسری امسال را اعلام کرد….» هشدارهای اخیر درباره احتمال بروز مشکل در تأمین گاز استانهای شمالی کشور در زمستان پیشرو، بیش از آنکه یک هشدار معمول برای صرفهجویی باشد، باید زنگ هشداری برای مدیریت صنعت گاز کشور تلقی شود.یادمان بقاشد ما از کشوری صحبت می کنیم که یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد؛ اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که مسئولان از احتمال افت فشار و دشواری تأمین گاز خانوارها در بخشی از کشور سخن میگویند. البته شرکت ملی گاز، خبر قطع قطعی ۶۰ تا ۹۰ روزه گاز سه استان شمالی را تکذیب کرده و آن را برداشت شخصی از شرایط دانسته است؛ اما همزمان تأکید کرده که در صورت رعایت نشدن مدیریت مصرف، استانهای شمالی میتوانند با چالش تأمین گاز مواجه شوند…. چگونه به این نقطه رسیدیم؟ مسئله اصلی، شایعه قطع گاز نیست؛ مسئلهای که باید درباره آن پاسخ خواست، چگونگی رسیدن صنعت گاز ایران به چنین نقطهای است.مشکل فقط مصرف مردم نیست، سالهاست هرگاه سخن از ناترازی انرژی به میان میآید، سادهترین راه، نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی مصرفکننده است. بیتردید اصلاح مصرف ضروری است، اما آیا میتوان بحران گاز را با توصیه به مردم برای کم کردن شعله بخاری حل کرد؟ تا چه زمانی مدیران ما برای رفع کمبود گاز در زمستان ، برق در تابستان، بحران آب (همواره)، باید چاره را در محدود کردن مصرف و هشدار به زنجیره نهایی (مصرف کنندگان) مرتبط کنیم؟…. مدیرعامل شرکت گاز گلستان اخیراً گفته است که کشور حتی پیش از حوادث اخیر نیز با ناترازی گاز روبهرو بوده و در سال جاری، کاهش تولید ناشی از آسیب به برخی تأسیسات، فشار بیشتری بر شبکه وارد کرده است. به گفته او، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از تولید گاز کاهش یافت و حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب از این کاهش همچنان اثرگذار بوده است… دم خروس در زمانی که سخنگوی دولت علت اصلی ناترازی را به جنگ های اخیر مرتبط می کند؛طبق آمار منتشره از سوی مدیر عامل شرکت گاز گلستان،« دم خروس» نمایان می شود. مشخص است که مسئله امروز صرفاً نتیجه یک حادثه یا یک زمستان سرد نیست. حادثه ممکن است بحران را تشدید کرده باشد، اما زمینه بحران از قبل وجود داشته است. مشکل اول میدان گازی مانند یک مخزن بیپایان نیست که هر سال بتوان همان مقدار گذشته را از آن برداشت کرد و انتظار داشت تولید بدون سرمایهگذاری ادامه پیدا کند.بهخصوص در میدان مشترک پارس جنوبی، افت فشار مخزن در سالهای آینده به یک مسئله جدی تبدیل میشود و حفظ سطح تولید نیازمند طرحهای توسعهای و فشارافزایی است. اکنون باید پرسید طی سالهای گذشته چه میزان سرمایهگذاری برای حفظ ظرفیت تولید انجام شده، چه مقدار از طرحهای توسعهای به نتیجه رسیده و چه میزان سرمایه برای جلوگیری از افت تولید مورد نیاز است؟ این پرسشها مهمتر از آن است که در هر زمستان صرفاً از مردم خواسته شود درجه بخاریهای خود را پایین بیاورند.مسئله اصلی این است که تولید روزانه امروز با نیاز رو به رشد کشور و ضرورت حفظ ظرفیت تولید در سالهای آینده چگونه هماهنگ شده است؟ مشکل دوم، ضعف ساختاری گاز تولید میشود، اما آیا بهموقع به مقصد میرسد؟در مورد شمال کشور، مسئله فقط تولید نیست. ساختار شبکه انتقال نیز اهمیت دارد.استانهای شمالی، بهویژه گلستان و بخشهایی از مازندران و خراسان شمالی، در شرایط اوج مصرف با محدودیتهای انتقال و فشار شبکه روبهرو میشوند. بنابراین حتی اگر در نقطه تولید گاز کافی وجود داشته باشد، انتقال آن به نقطه مصرف با فشار و ظرفیت لازم، مسئله دیگری است… این همان جایی است که مفهوم «امنیت انرژی» از تولید صرف فراتر میرود.شبکه انتقال، خطوط تقویت فشار، ایستگاههای تقویت فشار، ذخیرهسازی زیرزمینی و امکان تأمین سوخت جایگزین، همگی اجزای یک سیستم هستند. ضعف هر کدام از این حلقهها میتواند کل زنجیره را تحت فشار قرار دهد.ذخیرهسازی؛ حلقهای که جدی گرفته نشده است. یکی از ضعفهای ساختاری صنعت گاز ایران، فاصله میان ظرفیت تولید و توان ذخیرهسازی برای روزهای اوج مصرف است.گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان داده که ظرفیت برداشت از ذخیرهسازی گاز در دوره اوج مصرف حدود ۳۰ میلیون مترمکعب در روز بوده، در حالی که برنامه هفتم هدفگذاری ۱۲۰ میلیون مترمکعب در روز را دنبال میکند.این فاصله، عدد کوچکی نیست.کشوری که زمستانهای سرد و مصرف بسیار بالای گاز دارد، نمیتواند فقط روی تولید لحظهای حساب کند. باید در ماههای گرم سال، بخشی از گاز در مخازن ذخیره شود تا هنگام اوج مصرف بتوان از آن استفاده کرد.به عبارت سادهتر، ذخیرهسازی برای گاز همان نقشی را دارد که مخزن سد برای آب دارد؛ نمیتوان همه نیاز را به لحظه بحران موکول کرد. مدیریت تولید، مدیریت مصرف مدیریت مصرف؛ بله، اما نه به جای مدیریت تولید، هیچ تردیدی در ضرورت اصلاح الگوی مصرف وجود ندارد. مصرف گاز در بسیاری از ساختمانها، صنایع و تجهیزات کشور غیربهینه است و مدیرعامل شرکت گاز گلستان نیز از امکان کاهش قابل توجه مصرف در برخی صنایع سخن گفته است.اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: مدیریت مصرف باید یکی از پایههای سیاست انرژی باشد، نه اینکه به پوششی برای کمبود سرمایهگذاری در تولید و زیرساخت تبدیل شود. وقتی ساختمانها عایق نیستند، موتورخانهها فرسودهاند، وسایل گرمایشی بازده پایینی دارند و شبکه انتقال و ذخیرهسازی با محدودیت مواجه است، صرفاً از خانوارها خواستن برای کاهش مصرف، مسئله را حل نمیکند.راه جبران چیست؟راهحل ناترازی گاز، یک اقدام مقطعی نیست؛ یک برنامه چندساله و پرهزینه میخواهد. نخست، باید سرمایهگذاری در توسعه میادین گازی و بهخصوص حفظ تولید پارس جنوبی، به اولویت واقعی تبدیل شود. دوم، توسعه ذخیرهسازی زیرزمینی باید با سرعت بیشتری دنبال شود. هدف نباید فقط افزایش تولید سالانه باشد؛ باید ظرفیت تأمین گاز در روزهای اوج مصرف ملاک قرار گیرد. سوم، شبکه انتقال به شمال کشور باید تقویت شود. اگر احتمال افت فشار در استانهای شمالی سالهاست شناخته شده، باید پرسید چرا برای رفع گلوگاههای شبکه پیش از رسیدن به زمستانهای بحرانی سرمایهگذاری کافی نشده است؟ چهارم، دولت باید برنامه جدی و قابل اندازهگیری برای بهینهسازی مصرف ساختمانها اجرا کند؛ از عایقکاری و اصلاح موتورخانهها گرفته تا جایگزینی تجهیزات کمبازده. صرفهجویی واقعی با دستور و توصیه ایجاد نمیشود؛ با سرمایهگذاری ایجاد میشود. پنجم، صنایع بزرگ باید به سمت فناوریهای کممصرف حرکت کنند و برای آنها مشوق اقتصادی واقعی ایجاد شود. اگر کاهش مصرف برای صنعت هزینه داشته باشد اما دولت هیچ انگیزهای برای سرمایهگذاری در بهرهوری ایجاد نکند، انتظار اصلاح مصرف چندان واقعبینانه نیست. ششم، باید سبد انرژی کشور متنوعتر شود. هرچه برق کشور بیشتر به گاز وابسته باشد و بخش خانگی نیز در زمستان سهم بزرگی از گاز را مصرف کند، کوچکترین اختلال در تولید یا انتقال گاز میتواند به بحران برق و صنعت نیز سرایت کند. و سرانجام،باید باور کنیم که، صنعت گاز نیازمند شفافیت در برنامه و پاسخگویی در عملکرد است.مردم باید بدانند ظرفیت واقعی تولید گاز کشور چقدر است، مصرف در روزهای اوج چقدر خواهد بود، چه میزان کسری پیشبینی شده، چه پروژههایی برای جبران آن در دست اجراست و هر پروژه چه زمانی به بهرهبرداری خواهد رسید. سخن آخر نمیتوان هر زمستان با یک جمله ثابت «مردم کمتر مصرف کنند» از کنار یک مشکل ساختاری عبور کرد.مسئله امروز فقط این نیست که مردم چقدر گاز مصرف میکنند؛ مسئله این است که چرا طی سالهای گذشته تولید، انتقال، ذخیرهسازی و مصرف، همزمان و متناسب با یکدیگر توسعه پیدا نکردهاند.ایران از کمبود منابع گازی رنج نمیبرد؛ آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، فاصله میان ظرفیت منابع و کیفیت حکمرانی انرژی است.اگر قرار باشد هر زمستان نگران سرما، افت فشار گاز و قطع انرژی صنایع باشیم، دیگر نمیتوان این وضعیت را یک حادثه فصلی نامید. این، نتیجه انباشته شدن تصمیمهای کوتاهمدت و عقب افتادن سرمایهگذاریهای بلندمدت است. شاید مهمترین پرسش همین باشد: کشوری با چنین ذخایر عظیم گازی، چرا باید نگران باشد که در چند روز سرد زمستان، گاز خانههای مردم به اندازه کافی برسد؟… بیشتر بخوانید: طرح عفاف و حجاب |چند و تار موی دخترانمان، شما را نگران چه چیزی کرده است ؟ از قطع درختان ولیعصر تا خود خشکی درختان درآمد شهرداری تهران از قطع درختان شهر آقای زاکانی چه کسی دروغ می گوید؟ سگ دوستی یا نوع دوستی مضرات آب شیرین کن ها بازگشت هیولای صید ترال | نقطه سرخط حساب و کتاب سرانگشتی درباره اظهارات دولتی ها پیرامون گرانی بنزین از کجا بیاوریم | طرح جامع تهران چه کسی تابلو های نقاشی موزه امام علی را فروخته؟ مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا| ۳۰ هزار نفر فقط در یک سال فاجعه باور نکردنی در سیستم فشل واردات فرآورده های دارویی در ایران چه ارتباطی بین سد هراز و سایت عمارت وجود دارد؟ مهاجرت | فرونشست زمین و کوچ اجباری واردات برنج آلوده | تخلف یا اختلاس ابتذال شر قطع درخت هفتصد ساله سرمایه گذران در خواب تصاحب مازندران مرد به زانو در آمده | روایتی از اقدام به خودکشی در مترو تهران نمایش های بیهوده برای اقناع شهروندان تهران اینجا ایران است سرزمین شگفتی ها.. دائره المعارف خوار ( قسمت اول) دائره المعارف خوار (قسمت دوم) دائره المعارف خوار (قسمت سوم) خرافهپرستی در رسانه ملی | وقتی رادیو ایران به جای علم، ارتعاشات ماهگرفتگی را تبلیغ میکند مرگ در حیاط مدرسه| وقتی تنبیه، جان دانشآموز را میگیرد وقتی فضای سبز، قربانی نگاه عمرانی میشود وقتی مدیران پاسخ ندارند، مردم را تهدید میکنند وقتی مطالبات گندمکار ماهها پرداخت نمیشود وقتی عوارض آزاد راه، هزینه های پنهان می سازد آقای اسدی، دیپلماسی جای خالی سکوت نیست∎