به گزارش ایرنا از کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین، نماهنگ خیل بندگان به مناسبت هفته ناشنوایان و همزمان با برگزاری همایش ملی قهرمانان ساکت رونمایی شد. در این همایش که از فعالان فرهنگی، هنری و خادمان اربعینی و جنگ رمضان تجلیل شد، حجتالاسلام حمید احمدی رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین از برپایی موکب در موسم اربعین، تجمع در اجتماعات شبانه و اعزام چند گروه از ناشنوایان به مراسم اربعین و اجرای آثار هنری در موسوم اربعین تشکر کرد.
وی ضمن تقدیر از تربیت چند مبلغ توانمند به زبان اشاره گفت: کمیته فرهنگی و آموزشی اربعین نیز برای تسهیل حضور ناشنوایان داوطلب در مراسم اربعین و ساماندهی تولیدات آنان گروه ناشنوایان اربعینی را با مسئولیت یکی از فعالان این حوزه که از مترجمان زبان اشاره است، تشکیل داده و هر سال صدها ناشنوا را با ساماندهی به اربعین اعزام میکند و ضمنا در گروههای جهادی نیز آنان را فعال کرده است.

این مراسم با حضور ۱۲۰ نفر از استانهای اصفهان، تهران، خراسان رضوی، خوزستان، قم، کرمان و همدان در اردوگاه لقمان حکیم کاشان به مدت سه روز برگزار شد. قدردانی از گروههای سرود و نمایش که در تجلیل و فراق امام مجاهد شهید و مجاهدان و شهدای جنگ تحمیلی سوم آثاری داشتند و نمایشگاههای برتر از برنامههای این همایش بود.
حضور فعال در مراسم جاماندگان اربعین، ثبتنام در گروههای جانفدا، تشکیل گروه های فعال جهادی، گروههای سرود و تئاتر و برپایی مراسم عزاداری و تبیینی ویژه ناشنوایان از اقدامهای ارزشمند فعالان مردمی با مشارکت خود ناشنوایان در سراسر کشور است.
حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر شهید انقلاب این شعر را در ۱۴ فروردین سال ۱۳۷۵ سرودند که به شرح زیر است:
ما خیل بندگانیم ما را تو میشناسی/ هر چند بیزبانیم ما را تو میشناسی
ویرانهئیم و در دل گنجی ز راز داریم/ با آنکه بینشانیم، ما را تو میشناسی
با هر کسی نگوییم راز خموشی خویش/ بیگانه با کسانیم ما را تو میشناسی
آیینهایم و هرچند لب بستهایم از خلق/ بس رازها که دانیم ما را تو میشناسی
از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را/ فارغ از این و آنیم ما را تو میشناسی
از ظن خویش هرکس، از ما فسانهها گفت/ چون نای بیزبانیم ما را تو میشناسی

در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو/ گلزار بیخزانیم ما را تو میشناسی
آیینهسان برابر گوییم هرچه گوییم/ یکرو و یکزبانیم ما را تو میشناسی
خط نگه نویسد حال درون ما را/ در چشم خود نهانیم ما را تو میشناسی
لب بسته چون حکیمان، سرخوش چو کودکانیم/ هم پیر و هم جوانیم ما را تو میشناسی
با دُرد و صافِ گیتی، گه سرخوشی است گه غم/ ما دُرد غم کشانیم ما را تو میشناسی
از وادی خموشی راهی به نیکروزی است/ ما روزبه، از آنیم ما را تو میشناسی
کس راز غیر از ما، نشنید بس «امینیم»/ بهر کسان امانیم ما را تو میشناسی