به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مرگ، بخشی از زندگی است و سوگ، فرصتی برای همدلی. در فرهنگ دینی و اجتماعی ما نیز برگزاری مراسم ترحیم، سنتی برای احترام به درگذشتگان و همراهی با خانواده داغدار است؛ سنتی که اصل آن، ارزشمند و انسانی است.
اما شاید بد نباشد گاهی از خودمان بپرسیم: «آیا در گذر زمان، درگیر شدن با ظواهر مراسم، ما را از فلسفه اصلی آن دور نکرده است؟»
تا همین چند دهه پیش، مراسم ختم سادهتر بود. اگر کسی در محلهای از دنیا میرفت، همسایهها خودشان را شریک غم خانواده میدانستند. پذیرایی ساده بود، چیزی در حد خرما، حلوا و چای. آنچه اهمیت داشت، همدلی آدمها، قرائت فاتحه، دعا برای درگذشته و تسلی دادن به بازماندگان بود.
امروز اما گاهی ماجرا شکل دیگری پیدا کرده است. مراسم از خانه و مسجد به سالنها و تالارها رفته و در کنار هزینههای مختلف، تاج گل، سبد گل و استندهای تسلیت هم به بخش جداییناپذیر برخی مراسم تبدیل شدهاند. سؤال اینجاست که آیا هر هزینهای که در مراسم ترحیم انجام میدهیم، الزاماً بهترین شکل احترام به متوفی است؟
تاج گلی که با هزینه قابل توجهی از بیتالمال تهیه میشود، چند ساعت یا چند روز در محل مراسم قرار میگیرد و بعد، سرنوشتش چیزی جز دور ریخته شدن نیست. در مقابل، همان هزینه میتواند به کاری اختصاص پیدا کند که اثرش بسیار فراتر از چند روز باشد: آزادی یک زندانی جرائم غیرعمد، تأمین هزینه درمان یک بیمار نیازمند، تهیه لوازم تحصیل یک دانشآموز، کمک به یک خانواده کمبرخوردار یا حتی مشارکت در ساخت مدرسه، مسجد و دیگر امور عامالمنفعه.
اینجاست که شاید بتوانیم معنای تازهای به «هدیه برای درگذشتگان» بدهیم. به جای اینکه پول را صرف چیزی کنیم که چند روز بعد به زباله تبدیل میشود، آن را به کاری تبدیل کنیم که زندگی انسانی را تغییر میدهد.
این نگاه، به معنای نفی کامل گل یا زیر سؤال بردن اصل ابراز همدردی نیست. مسئله، تغییر یک عادت اجتماعی و پیدا کردن جایگزینهای ارزشمندتر است؛ بهویژه آنجا که پای هزینههای عمومی و بیتالمال در میان است.
وقتی یک دستگاه دولتی، وزارتخانه، سازمان یا نهاد رسمی برای حضور در مراسم ترحیم، تاج گلهای گرانقیمت سفارش میدهد، موضوع دیگر فقط یک انتخاب شخصی نیست. باید پرسید آیا منابع عمومی نباید با حساسیت بیشتری هزینه شوند؟ اگر هزینه یک تاج گل را میتوان به یک کار خیر اختصاص داد، آیا شایسته نیست نهادهای رسمی خودشان پیشگام این تغییر فرهنگی باشند؟
مسئولان بیش از آنکه با بخشنامه فرهنگسازی کنند، با رفتارشان الگو میسازند. اگر مدیران و دستگاههای رسمی به جای تاج گل، هزینه آن را صرف امور خیر کنند و در پیام تسلیت خود هم این موضوع را به خانواده متوفی اعلام کنند، این رفتار بهتدریج میتواند به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود.
البته خانوادههای داغدار هم میتوانند انتخابهای تازهای داشته باشند. میتوان در اعلامیه یا پیام مراسم نوشت: «به جای ارسال تاج گل، هزینه آن را به امور خیر اختصاص دهید.» حتی میتوان یک نیاز مشخص را معرفی کرد؛ مثلاً کمک به یک بیمار، آزادی زندانی جرائم غیرعمد یا تهیه جهیزیه برای یک خانواده نیازمند.
در این میان، روحانیان، ائمه جماعات، فعالان فرهنگی و مؤسسات مردمی نیز نقش مهمی دارند. نمیتوان تنها گفت «این رسم درست نیست» و انتظار داشت مردم خودبهخود مسیر دیگری را انتخاب کنند. اگر قرار است عادتی اجتماعی تغییر کند، باید جایگزین روشن، ساده و عملی نیز به مردم معرفی شود.
چهبسا یک فاتحه و کار خیر، بیش از دهها تاج گل برای یک متوفی ماندگار باشد؛ کاری که هم یاد او را زنده نگه میدارد و هم گرهی از زندگی انسانی باز میکند تا باقیات صالحاتی برای متوفی باشد.
این تغییر شاید کوچک به نظر برسد، اما اگر از مسئولان و نهادهای رسمی آغاز شود و به خانوادهها و مردم برسد، میتواند یکی از همان اصلاحات سادهای باشد که هم به فرهنگ دینی نزدیکتر است، هم به عقلانیت اقتصادی و هم به احترام واقعیتر به درگذشتگان.
انتهای پیام/