خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: گاهی آدمها را با ظاهرشان میسنجیم؛ با لباسهای شیک، چهرهی زیبا، ماشین خوب، خانهی مجلل، حساب بانکی پر و عنوان شغلیشان... اما حقیقت این است که هیچکدام از اینها بهتنهایی نمیتواند نشان دهد یک انسان واقعاً چقدر ارزشمند است.
آنچه انسان را بزرگ میکند، فقط داشتههای او نیست؛ بلکه نحوهی رفتار او با دیگران است. ممکن است مردی زیبا باشد، خوشپوش باشد، درآمد بالایی داشته باشد، شغل مهمی داشته باشد و در نگاه دیگران کاملاً موفق به نظر برسد؛ اما اگر بلد نباشد با دیگران محترمانه صحبت کند، اگر تحقیر کردن را نشانهی قدرت بداند، اگر برای کارگر، راننده، فروشنده، کارمند، مشتری یا حتی نزدیکترین افراد زندگیاش ارزشی قائل نباشد، این همه ظاهر و موقعیت چه فایدهای دارد؟
آدمها را بیشتر از آنکه لباس و شغلشان معرفی کند، اخلاقشان معرفی میکند. ادب، نشانهی ضعف نیست؛ اتفاقاً یکی از زیباترین نشانههای شخصیت و بزرگواری انسان است. مردی که در اوج عصبانیت هم حرمت طرف مقابل را نگه میدارد، مردی که وقتی قدرت بیشتری دارد کسی را کوچک نمیکند، مردی که برای انجام کارش مجبور نیست با صدای بلند و رفتار تند دیگران را تحت فشار قرار دهد، مردی که میتواند «لطفاً»، «ممنونم»، «ببخشید» و «حق با شماست» را به زبان بیاورد، ارزشش خیلی بیشتر از کسی است که فقط ظاهری آراسته و زندگیای پرزرقوبرق دارد. ادب فقط برای بعضی شغلها نیست؛ فرقی نمیکند پزشک باشیم یا پرستار، استاد باشیم یا طلبه، مدیر باشیم یا کارمند، راننده باشیم یا فروشنده، مهندس باشیم یا کارگر، صاحب یک کسبوکار باشیم یا خدمتگزار یک مجموعه. هر جا با انسان دیگری سر و کار داریم، اخلاق و احترام باید همراه ما باشد.
گاهی یک کارمند فقط به خاطر نوع حرف زدن مدیرش، تمام خستگی روز را تحمل میکند یا از محیط کارش دلزده میشود. گاهی یک مشتری به خاطر لحن نامناسب فروشنده، نهتنها از خرید منصرف میشود، بلکه تصویری ناخوشایند از آن مجموعه در ذهنش میماند. گاهی یک بیمار بیشتر از دارو، به چند کلمهی آرام و محترمانه از طرف پزشک یا پرستار نیاز دارد. گاهی یک دانشآموز بیشتر از تذکر، به این نیاز دارد که معلمش با احترام با او حرف بزند. و گاهی یک انسان فقط میخواهد وقتی برای انجام کاری به کسی مراجعه میکند، احساس نکند که مزاحم یا بیارزش است.
اینها شاید در ظاهر چیزهای کوچکی باشند، اما شخصیت انسان دقیقاً در همین رفتارهای کوچک خودش را نشان میدهد. جایگاه بالا، مجوز بیادبی نیست یکی از مهمترین نشانههای شخصیت یک انسان این است که با کسانی که نمیتواند چیزی از آنها به دست بیاورد، چگونه رفتار میکند. اگر کسی فقط با رئیس خود مؤدب است، اما با زیردستش تندی میکند، اگر با افراد ثروتمند با احترام برخورد میکند اما با افراد ضعیفتر تحقیرآمیز حرف میزند، این ادب نیست؛ حسابگری است. ادب واقعی زمانی خودش را نشان میدهد که طرف مقابل قدرت، ثروت یا جایگاه خاصی نداشته باشد. انسان بزرگ کسی نیست که دیگران از او حساب ببرند؛ انسان بزرگ کسی است که دیگران در کنار او احساس امنیت و احترام کنند.
مرد بودن فقط به ظاهر و توان مالی نیست مردانگی را نمیشود با ساعت گرانقیمت، لباس برند، ماشین مدلبالا یا حساب بانکی سنجید. مردانگی را باید در مسئولیتپذیری، احترام، وفاداری، صبوری، انصاف و نوع رفتار انسان با دیگران دید. چه فایده دارد کسی بهترین لباسها را بپوشد اما با همسرش با تحقیر حرف بزند؟ چه فایده دارد شغل بسیار خوبی داشته باشد اما همکارانش از رفتار او در عذاب باشند؟ چه فایده دارد درآمد بالایی داشته باشد اما برای زحمت دیگران ارزشی قائل نباشد؟ ثروت میتواند امکانات زندگی را بیشتر کند، اما این اخلاق است که به زندگی ارزش میدهد.
ادب، سرمایهای است که از بین نمیرود ممکن است پول از دست برود، شغل تغییر کند، زیبایی با گذر زمان کمرنگ شود، لباسها کهنه شوند و موقعیتهای اجتماعی تغییر کنند. اما خوشاخلاقی و احترام، اثری از انسان باقی میگذارد که سالها در ذهن دیگران میماند. آدمها شاید دقیقاً یادشان نباشد شما چه لباسی پوشیده بودید یا چه ماشینی داشتید؛ اما به یاد میآورند وقتی حالشان بد بود، با آنها چگونه رفتار کردید. یادشان میماند وقتی اشتباه کردند، تحقیرشان کردید یا فرصت جبران دادید. یادشان میماند وقتی قدرت داشتید، با آنها با احترام برخورد کردید یا نه. و شاید مهمتر از همه، یادشان میماند که در کنار شما احساس ارزشمند بودن داشتند یا نه.
پس اگر قرار است چیزی به ظاهرمان اضافه کنیم، بهتر است کمی هم به اخلاقمان اضافه کنیم. اگر قرار است برای پیشرفت شغلی تلاش کنیم، برای رشد شخصیتیمان هم تلاش کنیم. اگر قرار است شیکپوش باشیم، زیباتر از لباس، کلام و رفتارمان را آراسته کنیم. چون در نهایت... ادب مرد به ز دولت اوست. و چه زیباست انسانی که هرچقدر بالاتر میرود، متواضعتر میشود؛ هرچقدر بیشتر دارد، بخشندهتر میشود؛ هرچقدر قدرتمندتر میشود، مهربانتر رفتار میکند؛ و هرجا که مشغول خدمت است، یادش نمیرود که طرف مقابلش قبل از آنکه «مشتری»، «بیمار»، «کارمند»، «مراجعهکننده» یا «همکار» باشد، یک انسان است؛ با عزت و حرمت انسانی.
به قلم: فاطمه پورعباس؛ فعال فرهنگی
..........................
پایان پیام