سخن آغازین
توافق شکننده
صلح موقت و لرزشهای سیاسی در واشنگتن و تلآویو
پس از هفتهها التهاب و تقابلهای نفسگیر نظامی، جهان در شوکی بزرگ فرو رفت: توافقی میان ایران و ایالات متحده در سوئیس امضا شد. این توافق که ماهیتی شصتروزه داشت، نه یک صلح پایدار، بلکه وقفهای در تلاطمهای منطقهای بود که شامل رفع تحریمها و بازگشایی تنگه هرمز میشد.
واکنشهای متناقض: تضاد در گفتمان ترامپ
در واشنگتن، فضای سیاسی به شدت متلاطم بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت، در وضعیتی دوگانه قرار داشت؛ او از یک سو توافق را پذیرفته بود تا از فشارهای اقتصادی بر کشاورزان آمریکایی و کاهش ارزش دلار بکاهد ، اما از سوی دیگر، در اظهاراتی متناقض همچنان از لزوم اقدامات نظامی علیه ایران سخن میگفت. به نظر میرسید دولت آمریکا میان نیاز به آرامش در بازار و فشارِ لابیهای جنگطلب، دچار سردرگمی استراتژیک شده بود.
صبح سخت اسرائیل
در حالی که بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، انگلیس، فرانسه و ژاپن از این توافق استقبال کردند، برای کابینه نتانیاهو، این توافق به معنای «صبح سخت اسرائیل» بود. یائیر گولان، معاون سابق ستاد ارتش، در تحلیل وضعیت، نتانیاهو را فردی «ضعیف و بیاثر» خواند که در برابر واقعیت جدید قدرت ایران، تسلیم شده است. نظرسنجیها در اسرائیل نشان میداد که ۹۲ درصد از جامعه، ایران را پیروز این دور از تقابل میدانستند. این شکست نه تنها نظامی، بلکه حیثیتی بود؛ چرا که تمامی وعدههای دولت اسرائیل مبنی بر «مهار قطعی ایران» در غبار این توافق فرو رفته بود.
هرمز، اهرم فشار
این توافق، به یک حقیقت تلخ برای غرب رسمیت بخشید: ایران اکنون کنترل کامل تنگه هرمز را در دست داشت. پیشنهاد ایران برای ایجاد یک نظام دائمی جهت دریافت عوارض و صدور مجوز عبور ، نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی که وابستگی شدیدی به نفت و تکنولوژی (مانند تراشههای الکترونیکی) داشت، به یک ضرورتِ پذیرفتهشده تبدیل شد.
در ادامه، فصل دوم، با تمرکز بر اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن برای جهان، بر اساس دادههای ارسالی تدوین میشود.
∎