شناسهٔ خبر: 79955762 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

لغو یک سفر

بالاخره دو روز پیش سفر من به سئول برای شرکت در کنگره جهانی سکته مغزی ۲۰۲۶ که قرار بود در پایان این ماه برگزار شود، لغو شد.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

بالاخره دو روز پیش سفر من به سئول برای شرکت در کنگره جهانی سکته مغزی ۲۰۲۶ که قرار بود در پایان این ماه برگزار شود، لغو شد.

من هرآنچه در توانم بود برای انجام این سفر انجام دادم. رعایت حال بیماران، به‌‌ویژه بیماران کم‌برخوردار، یک وظیفه و ارزش اخلاقی است؛ همان‌طور که صداقت در درمان و رعایت اخلاق پزشکی. اما برای من، به‌ عنوان استاد سالخورده مغز و اعصاب و رئیس انجمن سکته مغزی، شرکت در کنگره جهانی سکته مغزی نیز یک وظیفه حرفه‌ای و اخلاقی مهم‌تر به شمار می‌رود.

شرکت در این کنگره باعث می‌شود آخرین روزنه‌های ارتباط با دنیا در حوزه سلامت و پزشکی بریده نشود. دانش طب و به‌ویژه درمان سکته مغزی، هر سال بی‌وقفه پیشرفت می‌کند و این پیشرفت‌ها را نمی‌توان فقط از طریق کتاب و مقاله دنبال کرد؛ تداوم در ارتباط با جامعه علمی جهان و حضور در مجامع علمی نیز بخش مهمی از این یادگیری است.

با چشم خود آمبولانس مجهز به سی‌تی‌اسکن را می‌بینی که هر روز در نقاط بیشتری از دنیا به کار گرفته می‌شود. همکارانی از اتیوپی، کنیا، پرو و...‌ را می‌بینی که چگونه برای گسترش درمان سکته مغزی تلاش می‌کنند. دوستان قدیمی را که فقط به واسطه درمان سکته مغزی با آنها دوست شده‌ای، ملاقات می‌کنی. می‌بینند کسی از ایران آمده است؛ می‌بینند مردم ایران زیر ابرهای اضطراب، واقعا پیکار می‌کنند و پیکار سهمگین آنها همین زندگی روزمره است. می‌بینند پزشکان ایرانی، حتی در بحبوحه جنگ انسان با انسان، جنگ انسان با بیماری را فراموش نکرده‌اند.

در اتاق‌ها و سرسراهای بزرگ و آکنده از جمعیت، از استادانی که ابعاد مختلف درمان سکته مغزی را با آخرین روش‌ها تشریح می‌کنند، بسیار می‌آموزی. تجارب خود را با دیگران به اشتراک می‌گذاری. به ‌عنوان یکی از اعضای قبلی هیئت‌مدیره این سازمان جهانی، در جلسات منطقه‌ای شرکت می‌کنی. تلاش می‌کنی کنسرسیوم منطقه‌ای را که از چند سال پیش با مشارکت انجمن‌های سکته مغزی کشورهای منطقه تأسیس کرده‌اید، تثبیت کنی. تلاش می‌کنی هیئت بازرسی سازمان را برای سفر به ایران، بازدید از بخش‌های سکته مغزی و ارزیابی و‌ تأیید آنها ترغیب کنی. همه اینها کوله‌باری است که به اتکای آن شاید پس از بازگشت، در درخواست از مسئولان برای درمان مدرن‌تر سکته مغزی، اعتمادبه‌نفس و پشتوانه بیشتری داشته باشی.

لپ‌تاپت آکنده می‌شود از اسلایدها و مطالبی که در سال پیش‌رو در بسیاری از کنفرانس‌ها و کلاس‌ها از آنها استفاده خواهی کرد‌ و چه بسیار بیمارانی که از همین مطالب سود خواهند برد و سطح درمان سکته مغزی، ولو به اندازه سر سوزن، بهبود خواهد یافت.

من در چند سال گذشته تقریبا در تمام کنگره‌های جهانی سکته مغزی شرکت کردم. در همه این موارد با هزینه و برنامه‌ریزی شخصی رفتم؛ حال آنکه امکانات دیگری هم وجود داشت که استفاده از آنها، دست‌کم از نظر من، می‌توانست با اصول حرفه‌ای و اخلاقی‌ام در تعارض باشد.

در حوزه سکته مغزی اساسا آن رقابت گسترده میان شرکت‌های دارویی و حمایت‌هایی که گاه برای حضور در کنگره‌ها مشاهده می‌کنیم، وجود ندارد. با این حال، گاه عرضه‌کنندگان داروهایی که از نظر علمی و استانداردهای درمانی جایگاه جاافتاده‌ای ندارند، برای شرکت همکاران در چنین کنگره‌هایی اعلام آمادگی می‌کنند و این کار را انجام می‌دهند. این حمایت، اگرچه به‌خودی‌خود و به دلیل شرکت بسیاری از همکاران شایان تقدیر است،‌ برای من به دلیل موقعیتم به ‌عنوان رئیس انجمن، قابل پذیرش نبوده است؛ چرا‌که پذیرفتن چنین دعوتی و سپس تجویز آن داروها می‌تواند ناخواسته به این محصولات اعتبار علمی بدهد. به همین دلیل همواره از پذیرفتن چنین حمایت‌هایی خودداری کرده‌ام.

امسال اما مشکلات سفر، احتمال نرفتن یا حتی رفتن و بازنگشتن و سرگردانی در جایی دور -تجربه‌ای که در جریان جنگ اخیر نیز داشتم- باعث شد از این وظیفه حرفه‌ای و اخلاقی باز‌بمانم. باید از بیمارانی که شاید از اندک افزایش دانش من سود بیشتری می‌بردند و از دانشجویان و همکارانی که شاید در سال آینده سخنرانی‌هایی نه‌چندان روزآمد و با غنای عملی کمتر از من خواهند شنید، پوزش بخواهم.

شاید باید بیشتر تلاش می‌کردم یا جرئت و جسارت بیشتری می‌داشتم، اما در آغاز دهه 70 زندگی، سفر در چنین شرایطی دشوار است؛ آن‌هم وقتی کمتر کسی ضرورت چنین سفری را درک می‌کند و این سفرها را تعطیلات لاکچری آقای دکتر می‌پندارند و در نتیجه کمکی هم برای انجام آنها وجود ندارد.

در هر حال، احتمالا برخی مسئولان از این موضوع خوشحال خواهند شد و به ایشان تبریک می‌گویم؛ احتمالا از درخواست‌ها و پیگیری‌های من برای درمان‌های مدرن‌تر سکته مغزی خلاص می‌شوند. خدا کند حداقل درخواست‌های قبلی من را که تاکنون بر زمین مانده پیگیری کنند.

اما شاید پیام اصلی این یادداشت، نه لغو یک سفر شخصی، بلکه چیزی فراتر از آن باشد.

در انزوای بین‌المللی که از چند‌ده سال پیش در کشور ما شروع شده و اخیرا سرعتی سرسام‌آور پیدا کرده‌ و در شرایطی که درها بیش از پیش بسته می‌شوند، اداره جامعه ممکن است در کوتاه‌مدت آسان‌تر هم به نظر برسد، اما هزینه آن را جامعه با تخریب زیرساخت‌های دانش می‌پردازد؛ تخریبی که می‌تواند عواقبی ‌جبران‌نشدنی داشته باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​