شناسهٔ خبر: 79928001 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟ + ویدیو

سردار رمضان شریف به مناسبت هفته دفاع مقدس با حضور در خبرگزاری ایسنا، درباره ضرورت بهره‌مندی از تجربیات دفاع‌مقدس، علل شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان و جهانی‌سازی جنایت‌های آنها،مستندسازی رخدادهای جنگ‌ها و نقش‌ رسانه‌ها در این باره سخن گفت.

صاحب‌خبر -

سردار سرتیپ پاسدار رمضان شریف مشاور فرمانده و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدت‌های سپاه در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: در ۴۷ سال گذشته، ایران مرتب در مقاطعی با شدت بیشتر و در مقاطعی با شرایط متفاوت‌تر با دشمنان خود دست و پنجه نرم کرده است. آمریکایی‌ها از ابتدای انقلاب تا امروز تقریباً هر کاری که از دست‌شان برمی‌آمده، برای متوقف کردن پیام انقلاب و بازگشت مجدد خودشان به کشور ایران و به تعبیر رهبر شهید، بلعیدن کشور را در دستور کار داشته‌اند.

تا قبل از جنگ ۱۲ روزه، عمدتاً نواب خود را از مکان‌های مختلف و به بهانه‌های مختلف وادار می‌کردند که با ایران درگیر شوند و از این طریق ایران را تضعیف کنند و به اهداف خود برسند. بارزترین یا به قول معروف طولانی‌ترین و برجسته‌ترین آن، جنگ تحمیلی صدام علیه ایران بوده است. همه می‌دانیم که صرفاً صدام نبود و همه کسانی که در اردوگاه آمریکایی‌ها و مخالفان انقلاب اسلامی بودند، در آن جبهه حضور داشتند. شاهد مثال آن همان تجهیزات و غنائمی است که مربوط به ۸۳-۸۴ کشور در دفاع مقدس به دست آمد و میزان حمایت‌های مادی، معنوی، تبلیغاتی و حقوقی ـ دیپلماتیک از صدام، امری روشن است.

دفاع مقدس؛ تجربه‌ای برای شناخت راه پیروزی و شکست دشمن

خداوند اراده کرده بود که راه پیروزی را به ایران  و راه شکست را به دشمن بیاموزد و این اتفاق در دفاع مقدس افتاد. دفاع مقدس یکی از مقاطع درخشان انقلاب اسلامی در چهل‌وهفت، چهل‌وهشت سال گذشته است. انتظار هم این بود که بسیاری عبرت بگیرند، خصوصاً کشورهای پیرامونی ایران که انواع و اقسام کمک‌ها را در بالاترین سطح به صدام کردند. اما از آنجایی که در ایران هم رهبر کبیر و بنیانگذار انقلاب و هم رهبر شهید همواره موضوع اتحاد مسلمانان و عدم ایجاد اختلاف و کینه در میان مسلمانان را مدنظر داشتند و همواره مسئله فلسطین را به عنوان مسئله اول جهان اسلام معرفی می‌کردند، شاید در بسیاری از مقاطع کشورهای پیرامونی ایران، بیش از اندازه علیه ایران ظلم کردند و صبری در ایران وجود داشت تا این موضوع تبدیل به یک مناقشه پدرکشی نشود.

جنگ ۱۲ روزه و ادعای فراهم شدن مقدمات شکست جمهوری اسلامی

در جنگ ۱۲ روزه، برآورد این بود که آمریکایی‌ها تقریباً همه راه‌ها را رفته بودند. با شیطنتی که صهیونیست‌ها کردند، جنگی علیه ایران آغاز شد. تقریباً از قبل نیز با یک عملیات ترکیبی، از نظر خودشان همه مقدمات لازم را فراهم کرده بودند که جمهوری اسلامی را شکست دهند؛ با شهادت فرماندهان نظامی و با اوج آن، شهادت رهبر معظم انقلاب، شیرازه کشور را از هم بپاشند و به نیت شوم خود، یعنی تجزیه کشور و بلعیدن منابع کشور، برسند.

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

در این زمینه یک جمله تاریخی نیز وجود دارد که اشاره به آن قابل توجه است. از کارتر سؤال می‌کنند که چه شد  عملیات شما در طبس شکست خورد و شما پیروز نشدید. یک جمله ماندگار از او نقل شده که همه مقدمات لازم برای موفقیت عملیات خود و شکست جمهوری اسلامی فراهم شده بود. حتی در آنجا با صراحت گفته شده که با اتحاد جماهیر شوروی نیز در موضوع عملیات طبس هماهنگی صورت گرفته بود. کشورهای منطقه که جای خود، همه مقدمات لازم در بعد نظامی، دفاعی و هماهنگی با کشورهای منطقه فراهم شده بود.

عناصر نفوذی نیز در داخل ایران وجود داشتند، اما تنها یک مشکل پیدا شد و آن مشکل اینجا بود که «خدا با خمینی بود». این عین عبارت کارتر پس از شکست عملیاتی بود که برای نجات گروگان‌ها تدارک دیده بودند. همین موضوع را باید به ترامپ گفت که خدا با خامنه‌ای بود و با مردم ایران بود و با انقلاب اسلامی بود و هست و آمریکا مجدداً شکست خورد. تکراری انجام شد که مجدداً نتیجه‌اش شکست بود.

با وجود این، کسی منکر خسارات واردشده به کشور نیست. تعدادی از فرماندهان برجسته ایران به شهادت رسیدند. رهبر عزیز انقلاب اسلامی که سرمایه عظیمی نه فقط برای ایران، بلکه برای امت اسلامی بود، به شهادت رسید. بخشی از منابع و تجهیزات آسیب دید، اما طرف مقابل نه تنها به هدف خود نرسید، بلکه هژمونی آن نیز از بین رفت. این دیدگاه مطرح شده است که آمریکا دیگر از نظر قدرت و هژمونی نظامی به آمریکای قبل از جنگ ۱۲ روزه بازنمی‌گردد. این موضوع از سوی کسانی که در حوزه نظامی، دفاعی و امنیتی مطالعه دارند، مطرح شده و گفته شده است که قدرتی که آمریکایی‌ها از خود به تصویر کشیده بودند، فرو ریخت.

در گذشته، زمانی که آمریکا با کشوری دچار مشکل می‌شد، اعلام می‌کرد مثلاً فلان ناو از فلان نقطه به سمت آن کشور حرکت کرده است و همه به تعبیر ما  «ماست‌ها را کیسه می‌کردند». این بار نیز چنین موضوعی اعلام شد، اما به محض اینکه ناوها به نزدیکی مرز ایران رسیدند، با شلیک‌هایی که به سمت آنها صورت گرفت، مجبور شدند هزاران کیلومتر با مرز ایران فاصله بگیرند. این موضوع نشان داد که ابهت پوشالی و تصویری که از خود ساخته بودند، تصویر هالیوودی آنها، فرو ریخته است.

با وجود این، قدرت نظامی آمریکا همچنان قدرت مسلط نظامی دنیا و از لحاظ اقتصادی قدرت برتر است، اما در مقابله با جمهوری اسلامی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد؛ زیرا ایران در طول ۴۷ سال گذشته نهادسازی و قدرت‌افزایی کرده و مقدماتی را فراهم کرده است که در مقابل بزرگ‌ترین ارتش دنیا، یعنی آمریکایی‌ها و ترکیب آن با صهیونیست‌ها و سایر هم‌پیمانانشان، توان خود را نشان دهد.

این در حالی است که همه آنها می‌گویند جنگ را برای پنج تا هفت روز پیش‌بینی کرده بودند و امروز در آستانه هشتمین ماه این داستان، جنگ رمضان، قرار داریم.

مردم باید این موضوع را به خوبی به ذهن بسپارند که هیچ توان بیشتری برای آمریکایی‌ها وجود ندارد، فراتر از آنچه در ابتدای جنگ ۱۲ روزه و در طول جنگ ۴۰ روزه به میدان آورده بودند، وجود ندارد و حتی آنچه که بعضی‌ها نسبت به ایران تصور می‌کردند نیز فرو ریخت.

برخی تصورشان این بود که جنگ آغاز می‌شود و پنج روز بعد چیزی به نام جمهوری اسلامی و کشور ایران وجود ندارد، اما همه دنیا فهمید که این یک محاسبه غلط و یک برآورد اشتباه بود. خدا را شاکریم که به برکت الطاف حضرت ولی‌عصر، به برکت خون شهدای عزیز و به برکت استقامت مردم که واقعاً در طول این ۲۱۳ شب در میدان حضور پیدا کردند و یک پتانسیل و سرمایه عظیم اجتماعی برای انقلاب خلق کردند و به برکت شهامت و میدان‌داری بسیار جانانه رزمندگان نیروهای مسلح، این محاسبه تحقق پیدا نکرد. ایران تجربه یک جنگ هشت‌ساله را نیز داشت. تعداد زیادی از جانبازان و رزمندگان، با وجود اینکه ریه‌هایشان پر از مواد شیمیایی و بدنشان پر از ترکش است، همچنان زنده‌اند و حاضرند و برای تداوم انقلاب و آرمان‌ها و امنیت کشور جانفشانی کنند.

سرمایه انسانی و تجربه رزمندگان ایران

هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران فرمانده، رزمنده و انسان آموزش‌دیده در یک جنگ واقعی، نه رزمایش، نداشته است. جنگ اوکراین و روسیه تقریباً چهار سال است که اتفاق افتاده، اما ایران هشت سال، آن هم با دست خالی و در شرایطی که طرف مقابل با همه ساز و برگی که برایش فراهم کرده بودند، مقابله کرد. این نیروی انسانی را نباید دست‌کم گرفت. در کنار لانچر و شلیک، رفتاری که نیروهای مهندسی در فراهم کردن مقدمات این شلیک‌ها داشتند، دست کمی از تکنسین‌های لانچرها نداشتند. بخش عمده این نیروها از بچه‌های جنگ بودند که در واحدهای مهندسی رزمی دوران دفاع مقدس تجربه کار نظامی و عملیاتی داشتند و دشمن آنها را دست‌کم گرفته بود. از این بابت خدا را شاکریم که از پتانسیل دفاع مقدس استفاده شد. در طول سال‌های بعد از دفاع مقدس نیز فکر و ذکر فرماندهان نیروهای مسلح، به ویژه در سپاه، این بود که روزی رویارویی میان ایران و آمریکا صورت خواهد گرفت و برای آن روز آماده بودند.

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

هرچند ممکن است در تشخیص تاکتیک آمریکایی‌ها اشکالاتی وجود داشته باشد، اما در اصل موضوع، وقتی جهت‌گیری‌های رزمایش‌های هجده‌گانه پیامبر اعظم سپاه را که عمدتاً در منطقه خلیج فارس انجام می‌شد، مشاهده کنیم، این رزمایش‌ها عیناً مانند صحنه واقعی است که امروز ایران با آن روبه‌رو شد و دقیقاً همین اتفاقات رخ داد. از همان نقطه‌ای که طراحی شده بود اگر روزی قرار باشد تنگه هرمز به صورت هوشمند کنترل شود، بیش از ۱۰ رزمایش در همان نقطه انجام شده بود. آمریکایی‌ها مدام می‌گویند تنگه را باز کردیم، باز می‌کنیم، اسکورت کردیم و موارد دیگر، اما نمی‌توانند؛ زیرا از قبل برای هر رفتار آنها در حوزه نظامی یک پیش‌بینی، یک اشراف اطلاعاتی و تجهیزات مناسبی برای مختل کردن کار آنها وجود دارد.

خوشبختانه همه، نه فقط مردم ایران بلکه همه دنیا، شاهد هستند که علی‌رغم ادعاهای مکرر آمریکایی‌ها، تسلط ایران در منطقه خلیج فارس یک امر ثابت‌شده است.

ضرورت تقویت روایت داخلی و نقش نهادهای فرهنگی

در پاسخ به این موضوع، برآورد ارائه‌شده این بود که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، موسوم به جنگ رمضان، شرایط ایران در فهم افکار عمومی نسبت به این اتفاق بهتر بوده است. مردم ایران به‌وضوح دیدند که رئیس‌جمهور آمریکا با یک قلدری محض و همچنین رژیم صهیونیستی وارد این میدان شدند. مردم و افکار عمومی، به ویژه جوانان که در فضای شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، دشمنی دشمن، قلدری دشمن و عدم توجه به قوانین و مقررات بین‌المللی را بیشتر حس کردند؛ در حالی که این طرف‌ها پیش از این خود را پرچمدار حقوق بشر و قوانین بین‌المللی می‌دانستند.  صرف‌نظر از حرفه‌ای بودن در انتقال روایت واقعه، خود این اتفاق به روشن شدن افکار عمومی درباره مظلومیت ایران، ظالم بودن دشمن و در مرحله بعد توانمندی ایران در استقامت و ایستادگی کمک کرد.

پیش از این برخی می‌گفتند آمریکایی‌ها تجهیزاتی دارند که با فشار دادن یک دکمه می‌توانند تمام توان ایران را نابود کنند، اما مردم در عمل دیدند که ۱۴ یا ۱۴ تا ۱۵ پایگاه نظامی آمریکایی‌ها در منطقه مورد حمله قرار گرفت. این موضوع شوخی نیست. بعد از جنگ جهانی دوم، کشوری جرئت نکرده بود یک تیر کلاش به سمت پایگاه‌های آمریکایی‌ها شلیک کند. این یک واقعیت است که اتفاق افتاده است. 

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

پایگاه‌های آمریکایی‌ها در اطراف ایران، چه در نقاط نزدیک و چه با فاصله، و تجهیزات خاص آمریکایی‌ها مورد حمله قرار گرفت. این اتفاق برای افکار عمومی یک روایت عینی و ملموس بود. دشمن تلاش کرد در حوزه رسانه‌ای این موضوع را تخفیف دهد، توانمندی‌های ایران را ضعیف و توانمندی خود را برجسته کند. این طبیعت جنگ است. زمانی که جنگ صورت می‌گیرد، طرفین تلاش می‌کنند داشته‌های طرف مقابل را ضعیف و داشته‌های خودشان را قدرتمند جلوه دهند. این یک امر بدیهی و طبیعی است.

در این مقطع، تا اینجای کار ایران خیلی از روایت دشمن عقب نیست، اما در ادامه مستلزم آن است که حرفه‌ای‌تر و هوشمندانه‌تر به اصل تبیین این واقعه، پیامدهای آن و بسترها و زمینه‌هایی که این اتفاق را رقم زد، پرداخته شود. هر جنگی یک بسترسازی اولیه، یک عملیات اجرایی و پس از پایان نیز پیامدهایی دارد. در فهم اصل تقابل ایران با آمریکایی‌ها، به نظر می‌رسد ایران خیلی از روایت دشمن عقب نیست، اما در بسترسازی عقب است.

ضرورت روایت بسترهای جنگ ترکیبی

اگر ایران می‌توانست نیات دشمن را که بعداً بسیاری از آنها به آن اشاره کردند، بهتر تبیین کند، شرایط متفاوت بود. نتانیاهو رسماً آمد و گفت اغتشاشات دی‌ماه را آنها طراحی و پشتیبانی کردند. آمریکایی‌ها نیز با صراحت این موضوع را بیان کردند. بنابراین نباید آن موضوع را جدا از جنگ ۱۲ روزه دانست. یک جنگ ترکیبی با مقدماتی آغاز شد و همچنان استمرار دارد. پس از ناامیدی طرف مقابل در یک تقابل نظامی، محاصره دریایی و در روزهای اخیر محاصره هوایی مطرح شده و اگر احساس کنند کاری از دست‌شان برمی‌آید، محاصره زمینی نیز مطرح خواهد شد. این پارادایم آنهاست، اما اینکه چقدر این موضوع واقعیت دارد، به رفتار ایران در روایت‌سازی بستگی دارد.

اکنون ایران جامعه‌ای با ۹۰ میلیون جمعیت است ودر هیچ زمینه‌ای کمبود وجود ندارد. مسئولان کشور، اداره‌کنندگان کشور، دولت و سایر اجزای آن، به اعتقاد مطرح‌شده، در این حوزه خیلی خوب کار کرده‌اند و مردم تنگنای خاصی ندارند. البته فشارهای دشمن در محدودیت‌های دارویی، درمانی و بعضاً پروازها و اختلالاتی که در حوزه محاصره دریایی ایجاد می‌کنند، وجود دارد، اما این موارد برای ایران بی‌سابقه نیست. ایران بارها در دفاع مقدس و بعد از دفاع مقدس، تحریم، محاصره و ایجاد مشکل را تجربه کرده و راه‌های گریز از آن را نیز به خوبی آموخته است. در طول ماه‌های اخیر نیز دشمن نتوانست از این ناحیه کار خاصی انجام دهد.

ضرورت مستندسازی بسترها و پیامدهای جنگ

آنچه در روایت مهم است، روایت بسترها و زمینه‌هاست. باید تلاش شود تا مشخص شود چه شد که این اتفاق افتاد. در جنگ ایران و عراق نیز همین موضوع وجود دارد. برای فهم اینکه چرا جنگ شد، باید بسترهای حمله صدام و حزب بعث به ایران بررسی شود و سپس نحوه اداره جنگ و در نهایت پیامدهای آن مورد توجه قرار گیرد. در خصوص جنگ ایران و عراق، تکلیف روشن است؛ بسترها مشخص است، نحوه مقابله ایران، جان‌فشانی رزمندگان با دست خالی و مقاومت مردم مشخص است و سرنوشت جنگ نیز روشن است. اکنون نه از حزب بعث خبری است، نه از صدام خبری است و نه از آمال و آرزوهایی که آنها در سر داشتند. درباره این جنگ نیز همین رویکرد باید دنبال شود.

اکنون یکی از موضوعات مهم، کار کردن روی بسترها و زمینه‌های جنگ است که در این حوزه خلأ وجود دارد. به ویژه در تشریح جنگ ترکیبی دشمن با خلأ مواجه هستیم. در مورد نحوه مقابله، تا اینجای کار عملکرد خوب بوده است، هرچند هنوز جا دارد بسترهای بیشتری درباره ایثار نیروهای مسلح، ایثار مردم، استقامت و پایمردی مردم و فداکاری مسئولان در اداره کشور مورد توجه قرار گیرد. همه این موارد نیاز به کار تکمیلی و ارائه به افکار عمومی دارد.

نکته بعدی، فصل مستندسازی این موضوع است؛ اینکه دشمن در میناب چه کرده، در لامرد چه کرده، در تهاجم به درمانگاه‌ها، بیمارستان‌ها و ورزشگاه‌ها چه اتفاقی افتاده است. اگر این موارد مستندسازی شوند و بعد با زبان رسانه که زبانی بسیار تأثیرگذار است، تبیین شوند، شرایط بهتری ایجاد خواهد شد. موضوع دیگر جهانی کردن میناب است. متأسفانه نتوانستیم سردشت را به معنای واقعی جهانی کنیم و این واقعیت تلخی است، اما اکنون بهترین فرصت وجود دارد که نهادهای فرهنگی، به ویژه مجموعه‌های مرکز اسناد دفاع مقدس سپاه که تولید اثر دارند، در مستندسازی این موضوع نقش داشته باشند.

حلبچه هم باید جهانی می‌شد و سردشت نیز همین‌طور. امپراتوری رسانه‌ای دشمن اجازه نداد و اکنون نیز همین کار را انجام می‌دهد.

با این حال، شرایط رسانه‌ها نسبت به گذشته متفاوت شده است. شبکه‌های اجتماعی مفرهایی ایجاد کرده‌اند. رژیم صهیونیستی در طول هفتاد و چند سال گذشته با همین امپراتوری رسانه‌ای توانسته بود خود را مظلوم جلوه دهد و خود را محق برخورد با فلسطینی‌ها قلمداد کند.اکنون همین روزنه‌های رسانه‌ای، با همین حداقلی که از دست صهیونیست‌ها خارج شده و بخش‌هایی از واقعیت را منعکس کرده‌اند، شرایط افکار عمومی درباره رژیم صهیونیستی را تغییر داده‌اند. این قدرت رسانه است.

مقاومت فلسطینی‌ها از روز اول اشغال وجود داشته، شهادت آنها نیز وجود داشته و تخریب منازل‌شان هم وجود داشته است. آن چیزی که امروز فشار را بر اسرائیلی‌ها تحمیل کرد، کارکرد رسانه‌ها است. پس از آن نیز دانشجویان، استادان و مردم به میدان آمدند و در زمان حضور این فرد به عنوان نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، ۷۷ هیئت دیپلماتیک دنیا صحنه سخنرانی او را ترک کردند. این موضوع را باید به حساب آمریکایی‌ها نیز گذاشت؛ همان نفرت از ترامپ و آمریکایی‌ها نیز وجود دارد.

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

نقش رسانه در روایت واقعیت‌های جنگ

روایت و رسانه موضوعی نیست که فقط امروز بر اهمیت آن تأکید شود، بلکه باید به حرفه‌ای بودن، به‌موقع و هنگام عمل کردن و مستند کار کردن رسانه توجه شود.  سوژه‌های بسیار زیادی وجود دارد. آن پرده حقوق بشری آمریکایی‌ها و چهره‌ای که از خودشان تصویر کرده بودند که به دنبال آزادی ملت‌ها، رفاه ملت‌ها و آسایش ملت‌ها هستند و با حکومت‌ها برخورد می‌کنند، اکنون باید در معرض روایت قرار گیرد.

اگر ملت و افکار عمومی دنیا حادثه میناب و لامرد را ببینند، به اضافه ده‌ها ورزشگاه، بیمارستان، درمانگاه و مدرسه‌ای که مورد تهاجم واقع شد و منازل مردم، موضوع روشن‌تر خواهد شد.

فردی به جرم فیزیک خواندن و داشتن دانش فیزیک ترور می‌شود؛ خودش، خانواده‌اش و همسایه‌هایش. این پرسش مطرح است که چنین اتفاقی در کجای دنیا رخ می‌دهد و اینکه دیگر وقاحت از حد گذشته است. موضوع مهم این است که بتوان این واقعیات را منعکس کرد. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی وسیله‌ای را که برای رفاه همه مردم دنیاست، یعنی پیجر، به عنوان یک آلت قتاله در دست می‌گیرد و به این موضوع افتخار می‌کند. تمام قواعد دنیا در این حوزه‌ها به هم ریخته است.فلسفه سازمان ملل جلوگیری از جنگ و تلاش برای ایجاد صلح است، اما یک جنایتکار جنگی که دادگاه بین‌المللی لاهه او را محکوم کرده، پشت این تریبون سخنرانی می‌کند.اگر این واقعیات منعکس شود، بخش زیادی از مسیر طی شده است. بعد از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و حوادث پس از جنگ ۴۰ روزه، برای آگاهی ملت ایران و شناخت چهره دشمن، اتفاقات بسیار مثبتی رخ داده است.

میلیاردها میلیارد هزینه شده بود تا از خودشان چهره‌ای حقوق بشری، رئوف، مهربان و همراه با مردم ایران درست کنند. این سرمایه عظیمی بود که ملت ایران با واقعیت عریان آنها روبه‌رو شد و دید که آنها چه کسانی هستند، چه هستند و با چه منطقی با دنیا برخورد می‌کنند. این سرمایه، سرمایه‌ای بسیار ماندگار است و رسانه‌ها می‌توانند در تثبیت، تداوم و گسترش آن نقش فوق‌العاده‌ای ایفا کنند. مرکز اسناد نیز فعلاً در مرحله جمع‌آوری و نوشتن روزشمارهای این حوادث است و در ادامه، با کمک مجموعه‌های فرهنگی و رسانه‌ای، امکان گسترش این اقدامات وجود خواهد داشت.

تاریخ شفاهی همسران فرماندهان دفاع مقدس

بر اساس، پژوهش‌ها و تحقیقات علمی دشمن، دلیل پیروزی ایران در دفاع مقدس علیه حزب بعث و صدام و حامیانش، استحکام بنیان خانواده در ایران تشخیص داده شده است. بر اساس این دیدگاه، خانواده‌ها فرزندانی را تربیت کردند که به کشورشان، رهبرشان، دینشان، آیین‌شان و غیرت‌شان پایبند بودند. این تحقیق نیز درباره شهدای سنین ۱۷ تا ۲۳ سال انجام شده است.

از این نتیجه، راهکاری برای آمریکایی‌ها استخراج شده که اگر نقطه قوت کشوری مانند ایران بنیان خانواده است، چگونه می‌توان این بنیان خانواده را متزلزل کرد. انواع و اقسام شگردهای تهاجم فرهنگی دشمن که همواره مورد تأکید رهبر شهید در طول این سال‌ها بوده، با یک طراحی توسط دشمن صورت می‌گیرد.

مرکز اسناد از منظر نقش زنان در دفاع مقدس و خانواده در دفاع مقدس و مقابله با عملیات روانی دشمن علیه خانواده فرماندهان شاخص سپاه، وارد این موضوع شده است تا نشان دهد خانواده سردار صفوی، سردار جعفری و سایر فرماندهان برجسته چگونه زندگی خود را در دوره دفاع مقدس شروع کردند، چگونه امتداد دادند، با چه امکاناتی روبه‌رو بودند و چه مشکلاتی داشتند. از این منظر، ۱۰ نفر از فرماندهان شاخص مشخص شدند تا با همسران آنها گفت‌وگو صورت گیرد. چند مورد چاپ شده و چند مورد نیز در آستانه چاپ است تا واقعیت زندگی یک سردار و فرمانده در دوره دفاع مقدس به نسل جوان منتقل شود.

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

این آثار نکات بسیار آموزنده‌ای درباره تشویق به ازدواج، تشویق به همراهی و معاضدت در زندگی و تشریک مساعی با یکدیگر دارد.تقریباً در همه این آثار یک موضوع مشترک وجود دارد و آن نقش جدی همسران در تربیت فرزندان و اداره خانواده است. همچنین نقش زیادی در ایجاد روحیه برای اینکه فرمانده در میدان جنگ بماند و بتواند در حوزه مسئولیت خود با محدودیت‌های دوران دفاع مقدس خوب عمل کند، بر عهده همسران بوده است.این آثار برای نسل جوان می‌تواند آثار خوبی داشته باشد و به نوعی با عملیات روانی دشمن که این ذهنیت را ایجاد می‌کند که این افراد در ناز و نعمت به سر می‌بردند، مقابله می‌کند.

تاریخ شفاهی فرماندهان نیز بخشی دیگر از فعالیت مرکز اسناد است که مربوط به خود فرمانده می‌شود؛ فرمانده در آن هم زندگی شخصی خود را توضیح می‌دهد و هم عملکردش را در دفاع مقدس بیان می‌کند. اکنون بالای ۸۰ تا ۹۰ مورد از این آثار چاپ شده است.

این آثار گنجینه بسیار ارزشمندی برای جوانانی هستند که می‌خواهند از افرادی که هم در زندگی خود موفق بودند و هم برای کشور، امنیت کشور و آینده کشور مؤثر بودند، الگو بگیرند. تاریخ شفاهی خود فرمانده و خاطرات و تاریخ شفاهی همسران آنها مکمل یکدیگر هستند. تا اینجای کار، برآورد این است که این آثار مورد استقبال قرار گرفته‌اند، البته این فعالیت در این بخش در آغاز راه است. مرکز اسناد فعلاً در بخش اول این طرح ورود پیدا کرده است و رسانه‌ها و مسئولان فرهنگی کشور نیز باید کمک کنند. این موضوع سرمایه‌ای گران‌سنگ برای امنیت کشور، آینده کشور، عمران و آبادانی کشور و استحکام کشور است و می‌تواند بسیار مؤثر باشد. این آثار الگوهای خوبی هستند و در شرایطی که گاهی به دنبال بعضی الگوها می‌رویم که معمولاً سراب هستند و به جایی نمی‌رسانند، اینها واقعیت‌های تجربه‌شده‌ای هستند که می‌توانند کمک کنند.

از بستر نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌شود، هفته‌های فرهنگی و آغاز سال تحصیلی باید استفاده کرد. تولید یک بحث است و توزیع و انتشار و مخاطب‌یابی بحث دیگری است. نمی‌خواهم اصطلاح بازاریابی را به کار ببرم، اما حداقل باید مخاطب‌یابی انجام شود.در این حوزه پیشرفت قابل توجهی وجود نداشته است و آمار نوبت‌های چاپ کتاب نیز این موضوع را نشان می‌دهد.

نقش نیروهای مهندسی و رزمندگان دوران دفاع مقدس در جنگ اخیر

یکی از دلایل اینکه آمریکایی‌ها در جنگ اخیر شکست خوردند و به اهداف خود نرسیدند، همین موضوع است. ده‌ها تن از نیروهای مهندسی دوران دفاع مقدس که بازنشسته بودند، درجنگ به میدان  آمدند تا برای باز کردن دهانه تونل‌ها و فراهم کردن امکان شلیک موشک، روی لودر و بیل مکانیکی کمک کنند که تعدادی از اینها نیز به شهادت رسیدند. این موضوع بسیار ارزشمند است. فردی که هیچ ضرورت و وظیفه سازمانی برای حضور ندارد، جدا از وظیفه شرعی، دینی و ملی، حتی بدون فراخوان، داوطلبانه آمده است و از مسئول مهندسی می‌پرسد که اکنون چه کاری می‌تواند انجام دهد. به او گفته شده مثلاً به فلان پایگاه برود و دهانه تونل را که دشمن بمباران کرده، با بیل مکانیکی و لودر باز کند تا لانچر بتواند بیرون بیاید و شلیک کند. اینها سرمایه‌های کشور هستند و آمریکایی‌ها این موضوع را نمی‌فهمند و حالا حالاها هم نمی‌فهمند. تا زمانی که این موضوع را نفهمند، خودشان را علاف کرده‌اند.

تأکید بر نقش مردم و نیروی انسانی در مقابله با دشمن

با توجه به بضاعت موجود در کشور، پتانسیل و نیروی انسانی و انگیزه‌ای که وجود دارد و با مردمی که در میدان حاضر هستند، این دیدگاه مطرح شده که آمریکایی‌ها هرگز طعم پیروزی بر ایران را نخواهند چشید و شکست قطعاً از آن آمریکایی‌هاست. این موضوع به اراده خداوند نسبت داده شده و در عین حال تأکید شده است که این شرایط تا زمانی برقرار است که رفتار ایران مطابق منطقی باشد که قرآن و فرهنگ اهل بیت بیان کرده‌اند و تا زمانی که اجازه داده نشود سخن رهبر روی زمین بماند و برای تحقق آن تلاش شود. بر اساس این نگاه، تا زمانی که این شرایط برقرار باشد، معادله مثبت است و خداوند متعال راه‌های تفوق بر دشمن را نشان می‌دهد. این موضوع به عنوان آیه صریح قرآن مطرح شده است که راه را خداوند نشان می‌دهد.

تلاش‌های دنیایی انجام می‌شود، درس خوانده می‌شود، نقشه بررسی می‌شود و از تجربه گذشتگان استفاده می‌شود، اما راه اصلی را خداوند نشان می‌دهد؛ همان‌طور که در دفاع مقدس نشان داد، همان‌طور که در مقابله با داعش نشان داد، همان‌طور که در مقابل کومله، دموکرات، خلق عرب و ترکمن صحرا نشان داد. در نهایت نیز در شرایطی که ایران بی‌خبر بود، خداوند شن‌ها را مأمور کرد و بزرگ‌ترین عملیات آمریکایی‌ها در طبس را به شکست کشاند.

چگونه میدان‌دار جنگ روایت‌ها باشیم؟

همین‌طور عملیات آنها در اصفهان و دشت مهیار نیز به شکست انجامید و جمله معروف «خدا با جمهوری اسلامی است» مطرح شد. بر اساس این دیدگاه، ان‌شاءالله نصرت الهی همچنان شامل رزمندگان اسلام و جبهه حق خواهد شد.

سردار رمضان شریف در جریان این بازدید با اهدای لوح تقدیر از تلاش‌های مهندس محمدعلی نادعلی‌زاده مدیرعامل ایسنا تقدیر کرد.

///

انتهای پیام

∎​

برچسب‌ها: