شناسهٔ خبر: 79916886 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

یادداشت/

دفاع مقدس در قاب رسانه؛ از روایت تا بازنمایی

دفاع مقدس یک واقعیت و تجربه زنده تاریخی است، اما تصویری که نسل‌های بعد از آن در ذهن خواهند داشت، تا حد زیادی به کیفیت روایت‌ها و بازنمایی‌های رسانه‌ای امروز وابسته است.

صاحب‌خبر -

گروه فرهنگ دفاع‌پرس ـ حسن فارسی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ؛ هر نسلی گذشته را آن‌گونه که اتفاق افتاده، نمی‌بیند؛ آن‌گونه می‌بیند که برایش روایت و بازنمایی شده است. دفاع مقدس نیز از این قاعده مستثنا نیست. بخش مهمی از نسلی که امروز مخاطب رسانه است، جنگ را تجربه نکرده و بسیاری از تصاویر، صدا‌ها و خاطرات آن دوران را از طریق رسانه شناخته است. برای این نسل، دفاع مقدس پیش از آنکه یک تجربه زیسته باشد، یک تجربه رسانه‌ای‌شده است؛ تجربه‌ای که از فیلم و مستند و عکس تا خاطره، کتاب، شبکه‌های اجتماعی و روایت‌های شفاهی به او رسیده است. اینجاست که یک پرسش مهم شکل می‌گیرد: رسانه دفاع مقدس را چگونه روایت و چگونه بازنمایی می‌کند؟

دفاع

پاسخ به این پرسش ساده نیست؛ زیرا رسانه فقط آنچه را اتفاق افتاده بازگو نمی‌کند. رسانه انتخاب می‌کند چه چیزی دیده شود، چه کسی سخن بگوید، کدام تصویر در مرکز قرار گیرد، کدام صدا شنیده شود و یک رویداد تاریخی با چه زاویه‌ای برای مخاطب امروز معنا پیدا کند. به بیان دیگر، رسانه ابتدا قاب می‌گیرد و سپس روایت می‌کند.

قاب، فقط یک تصویر نیست

وقتی از بازنمایی سخن می‌گوییم، منظور فقط نمایش تصاویر جنگ نیست. هر قاب رسانه‌ای مجموعه‌ای از انتخاب‌هاست؛ انتخاب شخصیت، موقعیت، تصویر، واژه، زاویه دید و حتی آنچه قرار است دیده نشود. دفاع مقدس را می‌توان از قاب سنگر دید، از قاب خانواده، از قاب شهر، از قاب بیمارستان، از قاب دانشگاه، از قاب مدرسه، از قاب حوزه علمیه و یا از قاب زندگی روزمره مردمی که جنگ را تجربه کردند. اگر قاب فقط به خط مقدم محدود شود، بخشی از واقعیت دیده می‌شود و بخش‌های دیگری در حاشیه قرار می‌گیرند. اما اگر قاب گسترده‌تر شود، روایت نیز غنی‌تر خواهد شد. در چنین قاب گسترده‌ای، رزمنده تنها یک شخصیت حماسی نیست؛ انسانی است با خاطره، خانواده، نگرانی، امید و انتخاب. مادر شهید تنها یک شخصیت فرعی نیست؛ بخشی از تجربه اجتماعی جنگ است. همسر رزمنده، کودک جنگ‌دیده، پزشک، پرستار، امدادگر، دانشجو، طلبه، دانش آموز، معلم، کارگر و مردم مناطق درگیر نیز هرکدام می‌توانند بخشی از تصویر بزرگ‌تر دفاع مقدس را آشکار کنند. بنابراین، پرسش رسانه فقط این نیست که چه چیزی را نشان می‌دهد؛ بلکه این است که چه کسی را در قاب قرار می‌دهد.

از قاب به روایت

اما بازنمایی پایان کار نیست. تصاویر و شخصیت‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به روایت تبدیل شوند. روایت، به تجربه تاریخی نظم، روح و معنا می‌دهد. مشخص می‌کند از کجا آغاز کنیم، چه چیزی را برجسته کنیم و چگونه میان یک خاطره فردی و یک تجربه جمعی ارتباط برقرار کنیم. از این منظر، روایت دفاع مقدس صرفاً بازگویی وقایع جنگ نیست؛ تلاشی برای پیوند دادن گذشته با اکنون و آینده است. این پیوند زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم مخاطب امروز و فردا با مخاطب دهه‌های گذشته یکسان نیست. نسل جدید در محیطی رسانه‌ای رشد کرده که در آن تصویر کوتاه، ویدئو، پادکست، روایت شخصی، شبکه اجتماعی و محتوای تعاملی بخش مهمی از تجربه روزمره او را شکل می‌دهد. بنابراین، مسئله رسانه حذف روایت‌های پیشین نیست؛ مسئله، یافتن زبان تازه برای روایت ارزش‌های ماندگار است. اگر ایثار، فداکاری، مسئولیت‌پذیری، همبستگی و مقاومت صرفاً به صورت مفاهیمی تکرارشونده عرضه شوند، ممکن است برای مخاطب امروز فاصله‌ای میان «ارزش» و «زندگی واقعی» شکل بگیرد. اما وقتی همین مفاهیم در داستان یک انسان، یک خانواده یا یک انتخاب دشوار دیده شوند، امکان برقراری ارتباط با آنها بیشتر می‌شود.

از روایت برای نسل امروز به روایت با نسل امروز

شاید یکی از مهم‌ترین تغییرات در راهبرد رسانه‌ای دفاع مقدس، عبور از روایت برای نسل امروز به روایت با نسل امروز باشد. در روایت یک‌سویه، رسانه روایت را تولید و مخاطب آن را دریافت می‌کند. اما در فضای رسانه‌ای جدید، مخاطب می‌تواند پرسشگر، مشارکت‌کننده و حتی روایتگر باشد. یک عکس قدیمی خانوادگی، نامه یک رزمنده، خاطره یک مادر، روایت یک امدادگر یا تجربه یک شهروند می‌تواند به نقطه آغاز یک روایت تازه تبدیل شود. این تغییر، دفاع مقدس را از یک موضوع صرفاً رسمی و تاریخی به موضوعی برای گفت‌وگوی اجتماعی تبدیل می‌کند؛ گفت‌وگویی میان نسل‌ها و میان تجربه گذشته و دغدغه‌های امروز. البته گسترش روایت‌ها، مسئولیت رسانه را نیز بیشتر می‌کند. در فضای شبکه‌های اجتماعی، هر تصویر یا خاطره‌ای الزاماً سند تاریخی نیست. روایت‌های بدون منبع، تصاویر خارج از زمینه و بازنشر‌های نادرست می‌توانند حافظه تاریخی را مخدوش کنند. از این رو، رسانه باید هم‌زمان سه وظیفه را دنبال کند: روایت‌گری، زمینه‌گذاری و اعتبارسنجی.

مدیریت قاب‌ها؛ مسئولیت مهم رسانه

اینجا مسئله از تولید محتوا فراتر می‌رود و به مدیریت رسانه می‌رسد. مدیریت رسانه در حوزه دفاع مقدس فقط به این معنا نیست که چه تعداد برنامه، فیلم، مستند یا گزارش تولید شود. مسئله مهم‌تر، مدیریت قاب‌ها و روایت‌ها است. چه صدا‌هایی شنیده می‌شوند؟ چه تجربه‌هایی دیده می‌شوند؟ چه کسانی در مرکز روایت قرار دارند؟ آیا میان تصویر حماسی و تجربه انسانی تعادل برقرار شده است؟ آیا زبان رسانه با مخاطب امروز تناسب دارد؟ و مهم‌تر از همه، آیا رسانه امکان پرسش و گفت‌و‌گو را برای نسل جدید فراهم کرده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مسیر بازنمایی دفاع مقدس را از تکرار به خلاقیت و از انتقال یک‌سویه به گفت‌وگوی میان‌نسلی تغییر دهد.

گذشته‌ای که باید دوباره دیده شود

دفاع مقدس یک واقعیت و تجربه زنده تاریخی است، اما تصویری که نسل‌های بعد از آن در ذهن خواهند داشت، تا حد زیادی به کیفیت روایت‌ها و بازنمایی‌های رسانه‌ای امروز وابسته است. بنابراین، مسئله رسانه فقط حفظ گذشته نیست؛ نحوه دیده‌شدن گذشته در آینده نیز هست. اگر روایت‌ها متنوع‌تر شوند، اگر قاب‌ها گسترده‌تر شوند و اگر انسان‌ها در کنار رویداد‌ها دیده شوند، دفاع مقدس می‌تواند از یک مجموعه تصاویر و خاطرات پراکنده به حافظه‌ای زنده و قابل گفت‌و‌گو تبدیل شود؛ لذا در این جا سوال اصلی رسانه این نیست که چقدر از دفاع مقدس گفته‌ایم؛ بلکه این است که چه تصویری از آن ساخته‌ایم و این تصویر تا چه اندازه می‌تواند با نسل امروز سخن بگوید. زیرا دفاع مقدس فقط آن چیزی نیست که در گذشته اتفاق افتاده است؛ بخشی از آنچه نسل‌های آینده درباره گذشته خواهند دانست، امروز در قاب‌ها و روایت‌های رسانه ساخته می‌شود. رسانه، گذشته را فقط روایت نمی‌کند؛ قاب آن را نیز می‌سازد؛ و گاهی سرنوشت یک خاطره، نه فقط به آنچه رخ داده، بلکه به چگونگی دیده‌شدن آن وابسته است.

انتهای پیام/281

∎​