شناسهٔ خبر: 79909829 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

ایران و تجربه تاریخی محاصره

قفل آسمان ایران و تجربه تاریخی محاصره

ر روز خبر تازه‌ای از محدودشدن پروازهای ایران به کشورهای دور و نزدیک می‌رسد. گویی آنها عزم را جزم کرده‌اند تا این‌بار تمام رشته‌های ارتباطی ما با بیرون را قطع کنند. این نخستین‌بار نیست که کشوری در پی بستن راه‌های ایران بر ایران بوده است

صاحب‌خبر -

ر روز خبر تازه‌ای از محدودشدن پروازهای ایران به کشورهای دور و نزدیک می‌رسد. گویی آنها عزم را جزم کرده‌اند تا این‌بار تمام رشته‌های ارتباطی ما با بیرون را قطع کنند. این نخستین‌بار نیست که کشوری در پی بستن راه‌های ایران بر ایران بوده است. عثمانی‌ها در دوره صفوی و انگلیسی‌ها در دوره مصدق نیز چنین کوشیدند و هر بار لطمه‌ای جدی به اقتصاد کشور ما وارد شد؛ البته ایران بارها نیز گرفتار جبرهای تاریخی شده که اجبارا از گردونه راه‌های جهان کنارش گذاشته‌ شده: از افول جاده ابریشم با ورود به عصر اکتشافات دریایی، تا افت تجارت خود ابریشم که در دوره صفوی کالای راهبردی ایران بود (تقریبا به‌اندازه نفت امروز).

موقعیت جغرافیایی ایران از دیرباز، آن را در دل شبکه‌ای از راه‌های تجاری قرار داده بود که چین و آسیای مرکزی را به خاورمیانه، مدیترانه و هند پیوند می‌داد؛ همان شبکه‌ای که امروز آن را جاده ابریشم می‌نامیم.

در دوره صفوی، گیلان یکی از مراکز اصلی تولید ابریشم بود و محصولش به بازارهای عثمانی، روسیه، هند و اروپا صادر می‌شد. شاه‌عباس اول که به ارزش اقتصادی ابریشم به‌خوبی واقف بود، کوشید تولید و صادرات آن را زیر نظارت دولت درآورد، چراکه ابریشم یکی از مهم‌ترین منابع درآمد ارزی کشوربه‌شمار می‌رفت.

اما در همان روزگار، نظم تجارت جهانی در حال دگرگونی بود. گسترش دریانوردی اروپایی و رونق مسیرهای اقیانوس هند، اهمیت راه‌های زمینی جاده ابریشم را کاست: کالاها اکنون می‌توانستند از راه دریا میان هند، خلیج فارس و اروپا جابه‌جا شوند، بی‌آنکه گذر از خاک ایران ضرورتی گریزناپذیر باشد. ایران نیز برای همراهی با این تحول، رو به خلیج فارس آورد و بندرعباس -و اصفهان در مسیر آن- اهمیتی تازه یافتند. افول جاده ابریشم به‌معنای توقف تجارت ایران نبود؛ صرفا جهت آن را دگرگون کرد.

ابریشم بار دیگر در قرن نوزدهم رونق گرفت، اما بیماری پبرین در دهه ۱۸۶۰ ضربه‌ای سنگین بر پیکر این صنعت فرود آورد. حتی پس از بهبودی نسبی، رقابت تولیدکنندگان خارجی -به‌ویژه ورود ژاپن به بازار جهانی- مانع از بازگشت ابریشم به جایگاه پیشین شد. ایران رفته‌رفته به سمت کالاهای دیگر چرخید: فرش، پنبه، تنباکو و مهم‌‌تر از همه تریاک در واپسین سال‌های قاجار اهمیتی روزافزون در صادرات یافتند. پیش از ورود ایران به صادرات نفت در دوره پهلوی، تریاک عمده‌ترین کالای صادراتی کشور بود؛ از آن پس تاکنون، نفت مهم‌ترین چیزی است که ایران به جهان عرضه می‌کند و از محل آن، کالای مورد نیازش را وارد می‌کند.

می‌توان گفت ایران بارها با ازدست‌رفتن یا تغییر مسیرهای تجاری‌اش روبه‌رو شده‌ و در بیشتر موارد کوشیده مسیر یا کالای جایگزینی بیابد؛ اما این جایگزینی هرگز بی‌هزینه نبوده است. راه‌های زمینی جای خود را به تجارت دریایی دادند؛ ابریشم افول کرد و تریاک جای آن را گرفت‌ و سرانجام نفت ستون اصلی صادرات و درآمد ارزی کشور شد. هر مسیر تازه، الزاما همان مزیت اقتصادی مسیر پیشین را با خود نیاورد؛ گاه، در دل خود، وابستگی تازه‌ای یا دردسری جدید پدید آورد.

تفاوت شرایط امروز با گذشته نیز درست همین‌جاست. در روزگاران کهن، مسئله عمدتا بسته‌شدن یک راه یا جابه‌جایی یک مسیر تجاری بود. اما در اقتصاد مدرن، تجارت به شبکه‌ای درهم‌تنیده از بانک، ارز، بیمه، کشتیرانی، فناوری و بازارهای جهانی وابسته است. از این رو، یافتن مسیری جایگزین امروز دیگر صرفا یافتن جاده یا بندری تازه نیست؛ یافتن شیوه‌ای برای زیستن بیرون از بدنه معاصر جهان است؛ کاری که اگر ناممکن نباشد، دشواری‌اش کم نیست. از همین ‌رو است که نباید خطر کاهش یا قطع پیوند پروازی ایران با جهان را دست‌کم گرفت. این طنابی که این روزها گردِ گلوی ما تنیده می‌شود، آرام‌آرام دارد ما را خفه می‌کند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​