شناسهٔ خبر: 79903347 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

گفت‌و‌گو با امیرعلی جوادیان از عکاسان پرسابقه جنگ

عکاسی جنگ حافظ میراث ملی

نمایشگاه عکس «عبور از آتش» طی روز‌های اخیر با دربرگیری مجموعه‌ای از آثار امیرعلی جوادیان، عکاس پیشکسوت و از چهره‌های شناخته‌شده عکاسی جنگ، همزمان با هفته دفاع‌مقدس در «نگارخانه سرو» برپا شده است. نمایشگاه عکس «عبور از آتش» طی روز‌های اخیر با دربرگیری مجموعه‌ای از آثار امیرعلی جوادیان، عکاس پیشکسوت و از چهره‌های شناخته‌شده عکاسی جنگ، همزمان با هفته دفا...

صاحب‌خبر -
جوادیان فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۵۸ در حوزه هنری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۰ به‌عنوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به جبهه‌های جنگ رفت.

او تا سال ۱۳۶۵ به‌طور مستمر در مناطق عملیاتی حضور داشت و از رویداد‌ها و عملیات‌هایی همچون فتح خرمشهر و عملیات رمضان عکاسی کرد. بخش مهمی از کارنامه هنری این عکاس به ثبت تصویری وقایع جنگ و دفاع‌مقدس اختصاص دارد. آثار او در نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی به نمایش درآمده و جوایز متعددی را در حوزه عکاسی کسب کرده است. جوادیان فارغ‌التحصیل دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران و دارنده نشان درجه یک هنری است. او همچنین سابقه تدریس در دانشگاه‌های مختلف، مدیریت گروه عکاسی دانشگاه آزاد تهران و داوری رویداد‌های متعدد عکاسی را در کارنامه دارد. آثار این هنرمند علاوه بر ایران، در کشور‌های مختلفی ازجمله فرانسه، آلمان، الجزایر، ازبکستان و ترکمنستان نیز به نمایش درآمده است. با او درباره وضعیت عکس‌های جنگ درشرایط فعلی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.
 
بعضی از عکاسان هشت سال دفاع‌ مقدس همیشه به این مسأله اشاره می‌کنند که از آنها و آثارشان فقط در بازه به‌خصوصی از سال یاد می‌شود و دوباره این حیطه تا سال آینده مورد فراموشی قرار می‌گیرد. نظر شما دراین باره چیست؟
دقیقا همین‌طور است که اشاره کردید. ما عکاسان جنگ، مثل ماهی شب عید هستیم؛ در طول سال این تنگ خاک می‌خورد و کسی از آن خبری نمی‌گیرد، ولی به محض فرارسیدن هفته دفاع‌مقدس هر سال، این تنگ دوباره به میان آورده و از آن یاد می‌شود. درحالی‌که عکاسان جنگ در کنار سایر اقشار جامعه در آن سال‌ها، همپای رزمندگان در جبهه حضور یافتند تا بتوانند به ثبت رشادت‌ها و ایستادگی آنها در برابر دشمن بپردازند. روی این اصل، همیشه از پروردگار سپاسگزار بوده‌ام که من هم این توفیق را داشتم و توانستم در آن روز‌های حساس در کنار رزمندگان باشم و تا جایی که ممکن بوده رسالت خود را در راه میهنم ادا کنم. به‌خصوص این‌که حضور در جبهه باعث شد تا با انسان‌های بزرگی آشنا شوم و صحنه‌های ازجان‌گذشتگی رزمندگان را به چشم ببینم که هنوز که هنوز است این صحنه‌ها پیش روی من زنده است. مانند پیشقدم شدن بعضی از رزمندگان برای رفتن روی مین. 
 
با توجه به تاسیس انجمن عکاسان دفاع‌ مقدس در سال‌های گذشته، فکر می‌کنید این عکس‌ها چقدر به‌درستی گردآوری شده‌اند؟
خوشبختانه در سال‌های اخیر با تمهیداتی که از سوی دست‌اندرکاران این حوزه مانند سیدعباس میرهاشمی و محمد حیدری صورت گرفته، بخش اعظمی از عکس‌های انجمن ساماندهی شده و از خطر نابودی نجات یافته است، چراکه نگاتیو‌های جنگ همیشه از این منظر در معرض خطر قرار دارد و انجمن در این سال‌ها به‌خوبی توانسته در حفظ این آثار نقش داشته باشد. ما در زمره کشور‌هایی هستیم که در هر برهه از تاریخ مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته‌ایم. هشت سال دفاع‌مقدس نمونه خوبی در این زمینه است که در عین این که خسارت‌های زیادی را متحمل شدیم، تا آخرین نفس در راه تمامیت ارضی‌مان پایداری کردیم. یکی از تفاوت‌های ما با کشور‌های دیگر این است که آنها ممکن است بتوانند بمب‌های زیادی بسازند، اما فرهنگ و هویت‌شان به اندازه فرهنگ ما غنی نیست. به عنوان مثال، کشور‌های دیگر از وجود «شاهنامه» بی‌بهره‌اند. همین‌طور ظرفیت گسترده‌ای در زمینه معماری و فرشبافی داریم. نقوش حک‌شده در مساجد و قالی‌های ایران از این جمله است. از سوی دیگر، اغلب هنر‌ها در دنیا با رویکرد تفنن و اوقات فراغت خلق می‌شوند، درحالی‌که هنر ایران‌زمین همواره در مسیر تعالی‌بخشی و مفاهیم عرفانی و معنوی بوده است. در زمینه آرشیو نیز کار‌های زیادی به همت میرهاشمی و حیدری انجام شده و فریم‌هایی که بخشی از تاریخ گذشته ما را ثبت کرده‌اند، برای نسل آینده حفظ شده‌اند. همه اینها را گفتم تا به این مسأله اشاره کنم که تا امروز به همت بزرگمردان این حوزه مانند سیدعباس میرهاشمی و محمد حیدری، اقدامات خوبی نسبت به گردآوری آرشیو عکس‌های جنگ صورت گرفته است تا این گنجینه به‌درستی به نسل‌های بعد منتقل شود. 
 
برای عکاسانی که در برهه‌های حساس تاریخی مانند جنگ حضور داشته‌اند، همیشه عکاسی از بعضی صحنه‌ها، خاص‌تر از باقی لحظات است، درباره شما این مسأله به چه شکل بوده است؟
واقعیت این است که وقتی انسان درگیر جنگ می‌شود، به‌خصوص عکاسانی، چون من که با وجود ۲۶ ــ ۲۵ سال سن در عملیات‌های مختلف حضور و افتخار عکاسی داشتم، نمی‌تواند به‌طور مشخص به یک صحنه اشاره کند. درواقع تمام صحنه‌های جنگ برای من و دیگر عکاسان هم‌دوره‌ام، خاص و تکرارنشدنی و تاثیرگذار بوده است. به‌عنوان مثال، در عملیات رمضان، به شکل مثلثی بین گروه‌های خودی و غیرخودی قرار گرفتیم و با شلیک‌های پیاپی و شدیدی مواجه بودیم. نکته دیگری که دراین‌باره به خاطرم می‌آید این است که با آمبولانس به مناطق جنگی می‌رفتم و به عکاسی می‌پرداختم. جا دارد در این گفت‌و‌گو از کاظم اخوان، استاد بزرگوارم در رشته عکاسی نام ببرم که تجربیات فراوانی داشت و از او در جبهه چیز‌های بسیاری آموختم. متاسفانه در سال‌های گذشته، او به همراه چهار دیپلمات دیگر در لبنان مفقود شده و تا امروز خبری از ایشان نیست. امیدوارم زنده و سالم باشد و روزی به کشور بازگردد. در طول سال‌های جنگ با صحنه‌ها و انسان‌های آزاده‌ای آشنا شدم. آنچه در آن دوران به چشم می‌دیدم این بود که آمار دانش‌آموزان و دانشجویان شهید در جنگ بالا بود و نسل جوان در آن زمان به شکل پرشور و داوطلبانه به شرکت در جنگ می‌پرداخت. کما این‌که حکایت نوشتن رضایت‌نامه نوجوانان زیر ۱۸ سال به دست خودشان و بدون اطلاع والدین، بار‌ها دستمایه نگارش داستان و ساخت فیلم قرار گرفته است. مهم‌ترین ویژگی جنگ هشت‌ساله این بود که این جنگ به ما تحمیل شد و ما نقشی در این زمینه نداشتیم. خاطرم هست، بعد از جنگ، از من و شهید کمال خرازی و یکی از سرهنگ‌های ارتش دعوت شد تا برای تدوین کتاب «عکس‌های جنگ» با هم به مشارکت بپردازیم. همان زمان هم من به این مسأله اشاره کردم که این عکس‌ها به‌دلیل شاخصه‌هایی که دارند لازم است به بهترین و ارزشمندترین شکل چاپ شوند تا نسل‌های بعد با ورق زدن کتاب‌هایی از این دست بدانند که آب و خاک خود را مدیون چه کسانی هستند. همین امروز هم می‌بایست فکری برای تدوین و گردآوری عکس‌های دو جنگ اخیر صورت بگیرد تا مقاومت مردم و دولتمردان به یادگار بماند. 
 
برخی به این مساله اشاره می‌کنند که در این سال‌ها، بخشی از عکس‌های دوران دفاع مقدس نزد نهاد‌های مختلف نگهداری می‌شود، اما این آثار گردآوری و یکپارچه نشده‌اند تا آرشیوی جامع و مشترک شکل بگیرد.
در سال‌های گذشته، نشریاتی مانند کیهان، اطلاعات، خبرگزاری ایرنا و... بالای ۲۰ عکاس داشتند که هریک از اینها به فراخور حضورشان در جبهه، عکس‌های زیادی از لحظاتی که در آنجا شکل گرفت ثبت کردند. تعدادی از این عکس‌ها با شروع به کار انجمن عکاسان دفاع‌مقدس گردآوری شد و به انسجام رسید، ولی تعدادی عکس هم نزد ارگان‌های مختلف نگهداری می‌شود که به دلایلی به انجمن سپرده نشده است. به بیان ساده‌تر، برخی مراکز فرهنگی دغدغه و عزم لازم در این زمینه را ندارند و یا با تغییر مدیریت‌ها، برنامه‌ریزی‌ها در این زمینه دستخوش تحولات می‌شده و طرح و برنامه‌ها برای دادن آرشیو عکس‌های فلان دستگاه دولتی به انجمن ناتمام می‌مانده است. زنده‌یاد حسن حبیبی زمانی که معاون رئیس‌جمهور بود به تاسیس بنیاد ایران‌شناسی پرداخت و امروز این بنیاد به‌مراتب از برخی ارگان‌های فرهنگی دیگر، بهتر کار می‌کند. می‌خواهم بگویم تا زمانی که عزم جدی در این زمینه وجود نداشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت که عکس‌های جنگ به شکل یکپارچه و منسجم در یک آرشیو واحد نگهداری شوند. ما امروز از داشتن یک موزه جنگ که پویا باشد و بازدیدکنندگان را به سمت خود جلب کند بهره‌مند نیستیم. یا همین‌طور، هر سال با فرارسیدن هفته دفاع مقدس، تعدادی از عکس‌های عکاسان جنگ در سطح شهر و در اماکان عمومی به نمایش گذاشته می‌شود، بی‌آن‌که به نام عکاس این عکس‌ها اشاره گردد. درباره خود من بار‌ها این اتفاق افتاده و جدیدا دوباره شاهد این مسأله بوده‌ام که از عکس‌های من در اتوبان و معابر عمومی استفاده می‌شود بی‌آن‌که به نام من اشاره گردد. درحالی‌که ذکر نام صاحب اثر از اصول اولیه حرفه‌ای به‌شمار می‌رود. 
*در طول سال‌های جنگ که درعملیات‌های مختلف حضور داشتید، با کدام سرداران و فرماندهان از نزدیک مواجه شدید؟
 با بسیاری از فرماندهان و سرداران معروف محشور بودیم، منتها درآن زمان خود آنها هم بسیار جوان بودند و شهرت امروز را که بعد از شهادت به آن رسیدند نداشتند. یا اصلا اهل این نبودند که خود را مطرح کنند، آرمان آنها والاتر از نام و نشان بود. 
 
به نظر شما نسل جوان امروز چقدر نسبت به آنچه در طول هشت سال دفاع‌ مقدس گذشت اطلاع دارد؟
درست است که نسل امروز، تصویر ملموسی از هشت سال دفاع‌مقدس در ذهن ندارند و جنگ را تجربه نکردند، ولی می‌توان به مدد گفتمان نو، آنها را با فداکاری‌ها و رشادت‌های آن نسل آشنا کرد. با این تفاوت که باید به این مسأله توجه کرد، این نسل به‌واسطه دسترسی به اطلاعات و اینترنت، اهل کندوکاو، پرسشگری و مطالبه است، بنابراین باید با او بنا به شرایط روز سخن گفت. همان‌طور که پیامبر (ص) نیز به این مسأله اشاره کرده که باید فرزند زمانه خودمان باشیم. طبیعی است که اگر حرف جدیدی نزنیم، جوانان آنچه در این زمینه مد نظر ما است را نمی‌پذیرند و نمی‌توانند ارتباط درستی با گذشته خود برقرارکنند. 
 
ظاهرا همزمان با برگزاری نمایشگاه عکس «عبور از آتش» که این روز‌ها در فرهنگسرای سرو برگزار شده، با واکنش شما همراه بوده است، چرا نسبت به این اتفاق گله‌مندید؟ 
چند سال پیش از من دعوت شد تا به برگزاری یک ورک‌شاپ در فرهنگسرای سرو بپردازم، وقتی این رویداد به پایان رسید، تعدادی از عکس‌های من نزد فرهنگسرا باقی ماند و حالا بدون اطلاع من این نمایشگاه را برپا کرده‌اند. متاسفانه اهل فرهنگ همیشه با چنین مشکلاتی روبه‌رو هستند. کما این‌که اگر بخواهیم مقایسه‌ای بین ورزشکاران و هنرمندان شاخه‌های مختلف در مجامع بین‌المللی داشته باشیم، می‌بینیم که به ورزشکاران بهای بیشتری داده می‌شود و از این نظر، هنرمندان همواره مورد تبعیض واقع شده‌اند.
∎​