شناسهٔ خبر: 79895165 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

هوش مصنوعی چه بر سر نویسندگی و نویسنده‌ها آورده است؟ / سندرم من ربات نیستم!

هرچند هوش مصنوعی برای برخی نویسنده‌های نوپا حکم آچارفرانسه را داشته باشد و کارشان را راه بیندازد، اما استفاده بی‌رویه از این فناوری برای نوشتن، مشکلات زیادی را هم ایجاد می‌کند.

صاحب‌خبر -

هرچند هوش مصنوعی برای برخی نویسنده‌های نوپا حکم آچارفرانسه را داشته باشد و کارشان را راه بیندازد، اما استفاده بی‌رویه از این فناوری برای نوشتن، مشکلات زیادی را هم ایجاد می‌کند. ظاهراً کار به جایی رسیده که نویسندگان امروزی برای اینکه ثابت کنند نوشته‌شان کار هوش مصنوعی نیست، دست به کارهای عجیب و غریب می‌زنند. مثلاً مرتکب غلط‌های تایپی عمدی می‌شوند تا بگویند نوشته‌ای که پیش روی شماست حاصل عرق‌ریزان روحی من است!

آزمون تورینگ معکوس

برای نویسنده‌ها، نوشته‌شان حکم بچه‌شان را دارد؛ چیزی که در ذهن پرورش داده‌اند و حالا به ثمر نشسته. وقتی کسی به نویسنده‌ای بگوید «نوشته‌ات خیلی شبیه فلانی است» یا «مطمئنی کار خودت است؟»، حتی اگر قصد و منظوری هم نداشته باشد، مثل این است که توهین کرده باشد و بعید نیست قضیه بیخ پیدا کند. راستش نمی‌دانم شما چقدر اهل خواندن کتاب و مجله‌اید، اما حتی اگر خیلی حرفه‌ای هم نباشید، امکان ندارد بعد از خواندن دو متن از دو نویسنده‌ متفاوت، متوجه تفاوت لحنشان نشوید. البته از وقتی هوش مصنوعی پایش را در کفش نویسندگی کرده، انگار همه داریم یک سوپ آماده‌ یکسان می‌خوریم. دم‌دستی‌ترین متن‌ها هم خوشرنگ‌ولعاب و بدون نقص‌اند. نمی‌دانم یادتان هست یا نه اما چند ماه پیش در آزمایشی از هوش مصنوعی خواسته بودند قصه‌ای را به چهار سبک از نویسندگان بزرگ جهان بنویسد. نتیجه آن‌قدر طبیعی بود که خیلی‌ها اصلاً متوجه ماشینی‌بودن آن نشدند؛ البته منظورم تازه‌کارهاست نه آن‌هایی که مویشان در نوشتن سپید شده است. چون پاشنه آشیل هوش مصنوعی جزئیات است و هرکسی بعد از اینکه چند بار متون تولیدشده توسطAI را بخواند، کم‌کم ذهنش به این لحن عادت می‌کند. اما چه زمانی تشخیص متن انسان‌نوشت از هوش مصنوعی سخت می‌شود؟ وقتی برخی نویسنده‌های تنبل عزیزمان برای ویرایش متن‌هایشان به این هوش‌های مصنوعی پناه می‌برند؛ آن‌قدر این کار را تکرار می‌کنند که ناخودآگاه لحنشان رباتیک می‌شود. وال‌استریت ژورنال به‌تازگی گزارشی در این‌باره منتشر کرده که می‌گوید ما وارد عصر آزمون تورینگ معکوس شده‌ایم. الان نویسنده‌ها دست‌به‌دامن هر ترفندی می‌شوند تا ثابت کنند انسان هستند.

نشانه‌های مجرمیت

شاید باورتان نشود اما در دادگاه افکار عمومی کلمه‌های کلیشه‌ای، جمله‌های بیش از حد مرتب و حتی استفاده‌ زیاد از خط‌ تیره، حالا شده‌اند نشانه مجرمیت.
ابزارهای تشخیص هوش مصنوعی هم قرار است کمک کنند؛ البته اگر بتوانند درست و حسابی تشخیص دهند. مورد داشتیم متنی را که کاملاً انسانی نوشته شده، به‌اشتباه محصول هوش مصنوعی تشخیص داده‌اند و برعکس. مثل همین اتفاقی که در فرانسه افتاد. گاردین روایت می‌کند تلسون اورلین نویسنده‌ کانادایی-هائیتیایی، با رمان «این بود یا بمیر»، یکی از شانس‌های اصلی جایزه‌ معتبر «گنکور» بود؛ کتابی که هم خوب فروخته بود و هم حق ترجمه‌اش را به ۲۰ کشور پیش‌فروش کرده بود. اما دم‌دمای رسیدن به هدف، یک اکانت بی‌نام‌ونشان در شبکه‌ اجتماعی ایکس، ترمز این موفقیت را کشید. شخصی ادعا کرد این کتاب با هوش مصنوعی نوشته شده است! و شاهدش هم یک ابزار تشخیص هوش مصنوعی بود. اگرچه ابزارهای دیگر نتیجه‌ای متفاوت دادند و برخی رسانه‌های فرانسوی درباره دقت این تشخیص‌ها تردید کردند، اما کار از کار گذشته بود و آکادمی گنکور اعلام کرد کتاب را از فهرست اولیه کنار گذاشته. خود اورلین اتهام را رد کرد و به عنوان دفاعیه فریاد زد این کتاب زبان و ریتم، ریشه‌اش در سنت‌های ادبی هائیتی و کارائیب است و ابداً هوش مصنوعی در آن نقشی نداشته، اما خیلی مؤثر نبود چون آکادمی گنکور تصمیمشان را گرفته بودند. ناشر کتاب هم گفت بدون شواهد معتبر نمی‌توان درباره این ادعاها تصمیم قطعی گرفت و خواستار پرهیز از نتیجه‌گیری عجولانه شد. حالا اینکه واقعاً خودش نوشته بود یا هوش مصنوعی هنوز ثابت نشده، اما اگر حرف‌های نویسنده درست باشد یعنی به همین راحتی، نتیجه سال‌ها تلاش و عرق ریختن برای تک‌تک کلمات، به خاطر قضاوت یک ماشین تشخیص هوش مصنوعی دود شد و به هوا رفت. پس شاید بهتر بتوانیم بفهمیم چرا نویسندگان این‌قدر نگران انسانی به نظر رسیدن هستند. اگر این دغدغه به طور دائمی وجود داشته باشد، نویسنده ممکن است به جای اینکه فقط بنویسد، مدام به نوشته خودش نگاه کند و از خودش بپرسد: «نکند این یکی زیادی مرتب شد؟ نکند این جمله زیادی خوب درآمده؟» و این‌طوری بخشی از دنیای خلاقانه نویسنده از بین برود.

راه‌های فرار حتی به غلط

این وضعیت به ویژه برای نویسندگان جوان بغرنج‌تر است. به‌خصوص که نگرانی درباره آینده شغلی‌شان بیشتر شده و طبق آماری که در گزارش Fast Company به آن اشاره شده، ۲۰درصد نویسندگان داستانی و ۲۵درصد نویسندگان غیرداستانی گفته‌اند از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. در عین حال، ۶۵درصد نویسندگان داستانی و ۵۷درصد نویسندگان غیرداستانی معتقدند هوش مصنوعی می‌تواند در آینده به درآمدشان از آثار خلاقانه آسیب بزند. نویسنده جوان حالا میان دو صندلی گیر کرده است که اگر از هوش مصنوعی استفاده کند، ممکن است متهم شود که دیگر خودش نمی‌نویسد و اگر استفاده نکند، شاید از خودش بپرسد نکند از بازار کاری که دیگران با کمک هوش مصنوعی در آن سریع‌تر و ارزان‌تر کار می‌کنند، عقب بماند. اما فاجعه‌بارترین بخش ماجرا، انگ‌زنی عمومی است. عبارت «این کار هوش مصنوعی است»، در دنیای امروز تبدیل شده به همان فحش آب‌نکشیده در محافل ادبی. دیگر فرقی نمی‌کند یک شاهکار ادبی نوشته‌ای یا کپشن یک پست اینستاگرامی؛ کافی است اثری به مذاق مخاطب خوش نیاید تا انگ هوش مصنوعی به آن بچسبد و حالا نویسنده بنده خدا، به جای دفاع از محتوای متنش، باید ابتدا در جایگاه متهم بنشیند و با هزار دلیل و برهان ثابت کند که من ربات نیستم. این ترس از ربات قلمداد شدن موجب شده نویسنده‌ها به خودزنی ادبی روی بیاورند و برای اینکه متن‌هایشان بوی آدمیزاد بدهد، عمداً آن را سلاخی کنند؛ یکی غلط تایپی می‌گذارد، یکی جمله‌هایش را ثقیل می‌کند و دیگری از عبارت‌هایی استفاده می‌کند که خودش هم دلش نمی‌خواهد توی متن باشد و حتی کاملاً به اینکه فاتحه متنش را خوانده آگاه است. کار به جایی رسیده که بعضی‌ها حتی درباره علائم نگارشی وسواس پیدا کرده‌اند: «اگر دوباره از این خط تیره استفاده کنم، مردم فکر نمی‌کنند چت‌جی‌پی‌تی نوشته». خلاصه اینکه، نویسنده‌ها دارند به عمد، بد می‌نویسند تا مبادا خوب و مرتب بودنشان، آن‌ها را شبیه ماشین جلوه دهد.

∎​