ترویج این فرهنگ نیز تنها بر عهده مراکز انتقال خون نیست و خانوادهها، رسانهها و چهرههای شناختهشده میتوانند در تشویق افراد واجد شرایط نقش داشته باشند. هنرمندان و بازیگران نیز با توجه به ارتباط گسترده با جامعه، میتوانند از ظرفیت خود برای فرهنگسازی و تبدیل اهدای خون به یک رفتار اجتماعی مستمر استفاده کنند؛ بهویژه زمانی که خودشان نیز در این مسیر مشارکت داشته باشند.
در همین زمینه، با حسین زمانی، بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون، پیشکسوت و سفیر انتقال خون که از ۱۹سالگی اهدای خون را آغاز کرده و نزدیک به ۲۰۰ مرتبه خون اهدا کرده است، درباره اهمیت اهدای خون و نقش هنرمندان در ترویج این فرهنگ گفتوگو کردهایم.
از چه زمانی اهدای خون را شروع کردید و چه شد که این کار برای شما به یک اقدام مستمر تبدیل شد؟
۶۵ ساله و بازنشسته کادر درمان هستم و از ۱۹سالگی اهدای خون را آغاز کردم. سال ۱۳۵۹ که سرباز بودم، دو مرتبه در تهران خون اهدا کردم. بار دوم، با توجه به اینکه فرصت زیادی نداشتم، همراه یکی از دوستانم به سازمان انتقال خون که آن زمان در خیابان ویلا قرار داشت، رفتیم. قرار بود ساعت ۱۷ با قطار به منطقه عملیاتی برگردیم، چون در جبهه خدمت میکردم و به مرخصی آمده بودم.
خون اهدا کردیم و بعد به راهآهن رفتیم. ساعت ۱۷ سوار قطار شدیم و به اندیمشک رسیدیم. خودرو ارتش برای انتقال ما به منطقه آمده بود و پس از سوار شدن، راهی منطقه شدیم. به محض اینکه به گردان رسیدیم، شاهد درگیری سختی در خط مقدم بودم و ترکش کوچکی به ساق پایم و ترکش دیگری به آرنجم اصابت کرد. ترکش آرنج باعث خونریزی زیادی شده بود، اما حال عمومیام خوب بود. خودم هم عضو بهداری ارتش بودم و به بهداری مراجعه کردم.
پزشک پس از معاینه گفت باید به پایگاه هوایی دزفول اعزام شوم تا هموگلوبین خونم بررسی شود. ما را به بیمارستان پایگاه هوایی دزفول فرستادند و پس از آزمایش، پزشک گفت هموگلوبینم بسیار پایین است و باید دو واحد خون دریافت کنم.
آن زمان کیسههای خون مانند امروز بارکد نداشت و مشخصات گروه خونی و نام فرد با ماژیک روی کیسه نوشته میشد و کیسهها را در یخدانهای یونولیتی حمل میکردند. پزشک یار ارتشی که مسئول خون بود، در یخدان را باز کرد و گفت فکر میکنم یکی از این کیسهها گروه خونی A مثبت باشد. از من درباره گروه خونیام پرسید. در همان لحظه متوجه شدم کیسه خونی که روز قبل در تهران اهدا کرده بودم، به بیمارستان پایگاه هوایی دزفول و منطقه عملیاتی رسیده و قرار است به خودم تزریق شود.
گفتم مطمئن باشید این کیسه خون متعلق به خودم است و نیازی به تطبیق مجدد ندارد؛ اما او گفت باید آزمایش تطبیق انجام شود. آزمایش را انجام دادند و همان خون به من تزریق شد. این اتفاق باعث شد بیش از گذشته به اهمیت اهدای خون پی ببرم و ببینم خونی که اهدا میکنیم چگونه و در چه شرایطی به دست بیماری میرسد.
بعد از آن، با توجه به اینکه دو بار خون اهدا کرده بودم، تصمیم گرفتم بهطور مستمر این کار را ادامه دهم. تقریباً هر سه ماه یکبار، به هر شکلی که بود خودم را به پایگاههای انتقال خون میرساندم و یک کیسه خون اهدا میکردم.
در طول این سالها چند مرتبه خون اهدا کردهاید و فکر میکنید این خونها به چند نفر کمک کرده است؟
تاکنون نزدیک به ۲۰۰ مرتبه خون اهدا کردهام و امیدوارم بهزودی این تعداد به ۲۰۰ مرتبه برسد. هر کیسه خون به سه فرآورده شامل گلبول قرمز، پلاکت و پلاسما تبدیل میشود؛ بنابراین این تعداد اهدای خون میتواند به تهیه حدود ۶۰۰ فرآورده خونی منجر شود.
اینکه آیا با این تعداد اهدای خون توانستهام جان یک نفر را نجات دهم یا نه، دقیق نمیدانم، اما از این بابت خوشحالم و خدا را شکر میکنم که توانایی داشتهام هر سه ماه یکبار برای اهدای خون مراجعه کنم.
در تمام این سالها تقریباً بهصورت منظم خون اهدا کردم و فقط یکبار، در دوران کرونا، فاصله اهدای خونم به چهار ماه رسید؛ چون خودم به کرونا مبتلا شده بودم و امکان اهدای خون نداشتم. پس از آن دوباره اهدای خون را ادامه دادم.
با توجه به سابقه فعالیت شما در کادر درمان، در دوران کرونا هم در کنار مردم بودید؟
بله. چون جزو کادر درمان بودم، در دوران کرونا به هر شکلی که میتوانستم به درمان بیماران کمک میکردم. برخی افراد به سرم یا دارو نیاز داشتند و من نیز تا جایی که در توانم بود، به آنها کمک میکردم؛ سرم وصل میکردم، داروهایشان را میرساندم و هر کاری از دستم برمیآمد انجام میدادم. آن دوران شرایط دشواری بود و بسیاری از مردم از نظر جسمی و روحی تحت فشار بودند و تلاش میکردم بخشی از مشکلات درمانی بیماران را برطرف کنم.
آیا تاکنون برای بیماران، بهصورت مستقیم و فوری خون اهدا کردهاید؟
بله. در بیمارستانی که کار میکردم، از طریق بلندگو اعلام کردند که به خون گرم نیاز دارند. چون گروه خونی من A مثبت بود و همان گروه مورد نیاز بود، خودم را به اتاق عمل رساندم و بهصورت مستقیم به بیمار، خون اهدا کردم.
با وجود نزدیک به ۲۰۰ مرتبه اهدای خون، آیا از نظر جسمی با مشکلی مواجه نشدهاید؟
بعد از این تعداد اهدای خون و در ۶۵سالگی، از نظر خونی و جسمی مشکلی پیدا نکردم. به همین دلیل هر جا فرصت پیدا کنم، مردم را به اهدای خون تشویق میکنم و درباره اهمیت این کار صحبت میکنم. البته توصیه من این است که افراد واجد شرایط و کسانی که از نظر پزشکی امکان اهدای خون دارند، برای این کار اقدام کنند.
اهدای خون فرآیندی است که تحت نظارت کادر پزشکی انجام میشود و پس از اهدا نیز بدن با سازوکار طبیعی خود، روند جبران خون از دسترفته را آغاز میکند. ناگفته نماند برای هر فردی که اقدام به اهدای خون میکند، در صورت تمایل به طور رایگان آزمایشات کامل بر روی خون او انجام میشود.
فعالیت شما بهعنوان بازیگر هم فرصتی برای ترویج فرهنگ اهدای خون فراهم کرده است؟
بازیگر سینما و تلویزیون هستم و عضویت انجمن بازیگران و خانه سینما را نیز دارم. در پروژههای مختلف بهویژه در سالهای اخیر، هر جا فرصتی بوده، همکارانم را به اهدای خون تشویق کردهام.
در سریال «اجل معلق» نیز رضا عطاران و عباس جمشیدیفر از این موضوع استقبال کردند و در چند قسمت، درباره اهدای خون و اهدای زندگی صحبت شد. خوشحالم که در حد توانم توانستهام از فضای بازیگری هم برای ترویج فرهنگ اهدای خون استفاده کنم.
درباره فیلم «کارما» که با موضوع اهدای خون ساخته شده، توضیح میدهید؟
با همکاری آقای کرمی که از مدیران این سازمان بودند، فیلم داستانی «کارما» را با موضوع اهدای خون ساختیم. کارگردانی این فیلم را کامبیز کرمی بر عهده داشتهاند و من نیز نقش پزشک فیلم را بازی کردهام. امیدوارم این فیلم بهزودی پخش شود و بتواند در زمینه ترویج فرهنگ اهدای خون مؤثر باشد. از کامبیز کرمی، کارگردان «کارما» نیز که برای ساخت این اثر زحمت کشیدند، تشکر میکنم.
به نظر میرسد خانواده شما نیز در زمینه اهدای خون فعال هستند.
بله. برادرم، خواهرم، دامادم و باجناقم نیز جزو اهداکنندگان مستمر خون هستند و این موضوع در خانواده ما مورد توجه قرار دارد. امیدوارم فرهنگ اهدای خون در خانوادههای بیشتری شکل بگیرد و افراد واجد شرایط، این کار را بهصورت مستمر دنبال کنند.
چه پیامی برای مردم و کسانی دارید که هنوز برای اهدای خون اقدام نکردهاند؟
پیام من به مردم این است: «اهدای خون، اهدای زندگی». از کسانی که شرایط لازم برای اهدای خون را دارند، خواهش میکنم بخشی از وقت خود را به این کار اختصاص دهند. اهدای خون زمان زیادی نمیگیرد، اما خونی که اهدا میکنید ممکن است در بیمارستان برای یک بیمار دیالیزی، فردی که دچار حادثه و تصادف شده یا بیماری مبتلا به سرطان استفاده شود.
این کار علاوه بر کمک به بیماران، اجر معنوی نیز دارد؛ بنابراین از مردم تقاضا میکنم اگر شرایط اهدای خون را دارند، بعد از تأیید پزشک در مراکز اهدای خون، در این کار مشارکت کنند و با اهدای خون به نجات جان بیماران کمک کنند.
سخن پایانی؟
در پایان، لازم میدانم تشکر ویژهای داشته باشم از دکتر احمد قرهباقیان، مدیرعامل سازمان انتقال خون و دکتر بابک یکتاپرست، معاون اجتماعی سازمان انتقال خون کشور، که برای ترویج فرهنگ اهدای خون زحمت میکشند.
همچنین از تکتک کارکنان سازمان انتقال خون تشکر میکنم؛ از کارگری که محیط را نظافت میکند تا پرستار، نمونهگیر، پزشک، کارشناس و انباردار. همه آنها در این چرخه نقش دارند و دست تکتکشان را میبوسم.
سازمان انتقال خون مانند پلیس و آتشنشانی، مجموعهای است که بهصورت شبانهروزی فعالیت میکند. کار این سازمان فقط محدود به ساعات اداری نیست و حتی در ساعات شب، نیروهایی در ارتباط با بیمارستانها هستند و خون و فرآوردههای خونی را به مراکز درمانی میرسانند.
خوشحالم که مردم نیز از اهدای خون حمایت میکنند و امیدوارم این مشارکت همچنان ادامه داشته باشد.
در حوزه بازیگری نیز لازم میدانم از رضا عطاران و سعید آقاخانی تشکر کنم که در مسیر فعالیت هنریام به من کمک کردند.
∎