شناسهٔ خبر: 79870539 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

پیام برای چه کسی؟

از مدرسه تا مجمع عمومی سازمان ملل

تهران - ایرنا - رئیس‌جمهور در فاصله دو روز، در دو موقعیت متفاوت سخن گفت؛ یک‌بار در مدرسه، میان دانش‌آموزان، و بار دیگر در مجمع عمومی سازمان ملل، در برابر نمایندگان کشورهای جهان. در ظاهر، این دو صحنه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند؛ اما در هر دو، یک اصل ارتباطی مشترک وجود دارد: پیام باید متناسب با مخاطب و کارکرد موقعیت بیان شود. یک مفهوم، وقتی قرار است برای یک دانش‌آموز فهم‌پذیر باشد، به زبان رفتار و تجربه روزمره نزدیک می‌شود و وقتی قرار است در تریبون جهانی شنیده شود، به زبانی فشرده، روشن و قابل انتقال نیاز دارد.

صاحب‌خبر -

هیچ پیامی در خلأ منتقل نمی‌شود. مخاطب، فضا، هدف و حتی مسیر انتقال پیام، در شکل‌گیری معنای آن نقش دارند. گاهی یک مفهوم واحد، برای آنکه درست فهمیده شود، باید در دو قالب متفاوت بیان شود؛ نه به این دلیل که معنا تغییر کرده، بلکه چون مخاطب تغییر کرده است.

در مدرسه، مسئله این است که یک مفهوم بزرگ برای کودکی که روبه‌روی شما نشسته، قابل لمس شود. مصرف انرژی، مسئولیت اجتماعی یا حفظ سرمایه‌های ملی، زمانی برای دانش‌آموز معنا پیدا می‌کند که از سطح مفهوم به یک رفتار روزمره برسد. خاموش کردن یک چراغ، کوچک کردن یک مسئله بزرگ نیست؛ تبدیل یک مفهوم انتزاعی به رفتاری است که کودک می‌تواند همان روز انجام دهد. یک چراغ می‌تواند نقطه آغاز فهم مسئولیت باشد.

اما در مجمع عمومی سازمان ملل، مخاطب و مسیر انتقال پیام تغییر می‌کند. سخنرانی از همان لحظه بیان وارد چرخه پرشتاب خبر می‌شود؛ بخشی تیتر می‌شود، بخشی در شبکه‌های اجتماعی برش می‌خورد و گاهی یک جمله، بیش از تمام دقایق یک سخنرانی در حافظه عمومی باقی می‌ماند. در چنین صحنه‌ای، پیام باید روشن، فشرده و قابل انتقال باشد؛ جمله باید بتواند حتی پس از جدا شدن از متن اصلی، معنای محوری خود را حفظ کند.

از این زاویه، جمله رئیس‌جمهور در سازمان ملل ــ «ما آماده گفت‌وگو هستیم، اما بدانند که زبان زور را نخواهیم پذیرفت» ــ را باید در بستر ارتباطی خودش خواند. این جمله قرار نیست جای تمام سخنرانی را بگیرد؛ بلکه در کوتاه‌ترین شکل، دو مؤلفه را کنار هم می‌گذارد: آمادگی برای گفت‌وگو و نپذیرفتن زبان زور.

بنابراین، تفاوت این دو بیان را نمی‌توان صرفاً تفاوت در نگاه یا موضع دانست. در مدرسه، مفهوم به زبان رفتار و تجربه روزمره نزدیک می‌شود؛ در تریبون جهانی، پیام در قالب موضعی روشن و قابل انتقال فشرده می‌شود. مخاطب‌شناسی، تغییر پیام نیست؛ انتخاب درست شکل بیان پیام است.

اما میان این دو صحنه، یک نقطه مشترک وجود دارد: کودک.

۳۰ شهریور، رئیس‌جمهور در میان کودکانی ایستاد که قرار است آینده را بسازند. دو روز بعد، در سازمان ملل از جنگ و قربانیان آن گفت و تصاویری از دانش‌آموزان جان‌باخته در حمله به مدرسه «شجره طیبه» میناب را به نمایش گذاشت؛ حمله‌ای که ماه‌ها پیش از این سخنرانی، موضوع یک بحث رسمی و اضطراری در شورای حقوق بشر سازمان ملل شده بود.

اینجا فاصله کلاس درس تا تریبون نیویورک کمتر می‌شود. در یک سو، کودکی ایستاده که باید از همان امروز مسئولیت را یاد بگیرد؛ در سوی دیگر، کودکانی قرار دارند که قربانی جهانی شده‌اند که در آن، جنگ می‌تواند مدرسه را از محل یادگیری به صحنه مرگ تبدیل کند.
شاید همین نقطه، این دو صحنه را به هم نزدیک‌تر از آن چیزی کند که در نگاه نخست به نظر می‌رسد. یکی با زبانی ملموس از مسئولیتی گفت که می‌تواند از خاموش کردن یک چراغ آغاز شود و دیگری با زبانی سیاسی از جهانی سخن گفت که در آن، آینده کودکان در معرض پیامدهای جنگ قرار می‌گیرد.

از این منظر، مسئله تفاوت واژه‌ها نیست؛ مسئله، تناسب پیام با مخاطب است.

یک چراغ برای کودک، آغاز یک آگاهی است و یک جمله روشن در تریبون جهانی، حامل یک موضع.

ارتباط مؤثر فقط به این نیست که چه می‌گوییم؛ به این هم بستگی دارد که برای چه کسی، در چه موقعیتی و با چه زبانی می‌گوییم.

* سرپرست حوزه ریاست، روابط‌عمومی و امور بین‌الملل سازمان بهزیستی کشور

∎​