به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمد استوار میمندی/// یکی از توصیه های مهم مقام معظم رهبری پرهیز از دوقطبیهای ساختگی مثل دوقطبی جنگ و صلح و جنگ طلب و صلحطلب بوده است. علی رغم توصیه ایشان اما عدهای که حیات سیاسی خود را در ایجاد چنین دوقطبیهایی میبینند و به ویژه با جنگ طلب خواندن کسانی که بر مقاومت به عنوان تنها راه پیروزی بر دشمنان پافشاری می کنند به دنبال آدرس غلط دادن به مردم و ایجاد تحیر و سردرگمی در جامعه هستند.
مقام معظم رهبری در پاسخ به پیام دبیر کل حزب الله لبنان «مقاومت» را تنها راه مقابله با دشمنان دانستند و در عین حال وحدت و انسجام ملی را نیز پیوست هر گفتار و اقدامی دانسته اند و پیوسته بر آن تاکید کرده اند. اینکه موضع گیری برخی افراد نشاندار و جریانات سیاسی نسبت به مسائل جاری و تشدید دو قطبی جنگ و صلح آن هم وسط جنگ با چه غرضی انجام می شود؟ محل بحث نیست اما در اینکه این اظهارات، دشمن را جسورتر کرده و پیغام ضعف و انفعال عده ای از مسئولان و نخبگان ایران و اختلاف نظر بین صفوف مردم و مسئولان را به دشمن مخابره می کند تردیدی نیست.
اخیرا رئیس محترم مجلس با طرح دوگانه جنگ بیپایان و تسلیم دو قطبی دیگری را ادعا کرده که دو قطبی واقعی نیست و خود را طرفدار نظر سومی معرفی کرده است. طرفداران تسلیم در مقابل زیاده خواهی های آمریکا در این روزها که دم از رفراندوم و صلح شرافتمندانه میزنند و نگاهشان بالا بردن پرچم سفید تسلیم است مشخصند و نیاز به معرفی آنها نیست اما طرفداران جنگ بیپایان را نمی شناسیم و طرح آن جز معرفی دشمن فرضی به منظور سفیدشویی برخی اقدامات خاصیت دیگری ندارد. مطالبه طرفداران مقاومت با طرح مقاومت بازدارنده مشخص است و آن، مجال ندادن به دشمنی است که از کوچکترین اظهار ضعف مسئولان استفاده می کند تا مجددا حمله کند و منافع ملی و تمامیت ارضی ایران را به مخاطره بیاندازد.
طبق فرهنگ قرآن کریم آنچه که بازدارندگی ایجاد می کند قدرتمند شدن در برابر دشمنان است و مولفه های قدرت ایران نیز همان عناصری است که دشمن با فشار و تهدید به دنبال این است که نظام دست از آنها بردارد و یا خودش بتواند آنها را نابود کند. مولفه هایی چون وحدت و انسجام ملی و تکصدایی در برابر دشمن، ایمان، تبعیت از رهبری و رشد علمی و فناوری، مولفههای نرم قدرت آفرین برای کشور هستند و مولفههایی چون توان موشکی و پهبادی و فناوری هستهای نیز عناصر سخت قدرت ایران هستند.
نتیجه تاکید بر حفظ روحیه جهاد و مقاومت و ترویج آن در بین مردم و مسئولان، بازدارندگی دشمن و رسیدن به صلح پایدار است و زمزمه صلح و سازش در میانه جنگ و رجزخوانیهای دشمن نتیجه ای جز جرأت ورزی دشمن به تهاجم و تجاوز ندارد همانطور که تن دادن به مذاکرات بیفرجام جز تنفس دادن به دشمن، تشدید دوقطبی ها و تضعیف انسجام ملی رهاورد دیگری ندارد. در یک کلام اگر یک طرف پشت میز مذاکره مدام تهدید کند و به شرطهای خودش بیفزاید و همزمان در میدان، به فشارهای نظامی و اقتصادی ادامه دهد، خودِ «مذاکره» به ابزار دیگری از جنگ تبدیل میشود، نه مکانیزم پایان جنگ و امروز جان کلام منتقدین این است که چرا با بعضی اظهارات و اقدامات، مذاکره را به ابزار جنگ و فشار بیشتر دشمن تبدیل کرده اید؟ اگر یک طرف توان بازدارندگی را رها کند در حالی که فشارهای طرف مقابل متوقف نشده، نتیجه آن، صلح نخواهد بود، بلکه نتیجه آن تنها ماندن و کتک خوردن یکطرفه است و این در تاریخ بارها تکرار شده است.