شناسهٔ خبر: 79843478 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

یک پرچم، یک ایران، هزار ایستادگی

در روزهای جنگ، پرچم ایران بیش از پیش به خانه‌ها و خیابان‌ها برگشت؛ به دست مردم و میدان‌هایی که برای نگه داشتنش نوبت گرفتند. حالا در نخستین «روز پرچم»، روایت...

صاحب‌خبر -
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک؛ پرچم ایران را همه‌مان بارها دیده‌ایم؛ در حیاط مدرسه، ورزشگاه، مراسم‌های رسمی، روی سکوهای قهرمانی، خیابان‌ها و روزهایی که کشور شرایط سختی را پشت سر گذاشته است. آن‌قدر دیده‌ایمش که شاید گاهی دیگر به چشممان نیاید. اما بعضی اتفاق‌ها باعث می‌شوند دوباره به همان تصویر آشنا نگاه کنیم.

برای من، یکی از این اتفاق‌ها جنگ 12 روزه و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بود. بعد از آن روزها، پرچم را بیشتر از قبل در زندگی روزمره مردم دیدیم؛ از پنجره خانه‌ها گرفته تا روی خودروها و در دست بچه‌ها. حتی خانه‌هایی که پیش از آن شاید هیچ پرچمی روی در یا پنجره‌شان نداشتند، پرچم نصب کردند.

انگار آن سه رنگ برای خیلی‌ها از یک نماد رسمی، به چیزی نزدیک‌تر تبدیل شده بود؛ چیزی که می‌شد با آن گفت: این خانه من است، این کشور من است.


پرچمی که به خانه‌ها برگشت

سال‌ها پرچم را بیشتر در فضاهای رسمی می‌دیدیم؛ روی ساختمان‌های دولتی، در مراسم‌ها یا حیاط مدرسه‌ها. اما در ماه‌های اخیر، دوباره سر و کله‌اش در خانه‌ها و خودروها پیدا شد. آدم‌هایی که شاید هیچ‌وقت در یک مراسم رسمی پرچم به دست نگرفته بودند، آن را روی ماشینشان نصب کردند یا از پنجره خانه آویزان کردند. این بار پرچم بخشی از زندگی روزمره شده بود؛ نه چیزی که فقط در یک مراسم خاص دیده شود. در جریان جنگ اخیر هم این تصویر ادامه پیدا کرد.

در خیابان‌ها و میدان‌ها، مردم با پرچم دیده شدند؛ پیر و جوان، زن و مرد و آدم‌هایی با ظاهر و سلیقه‌های مختلف. یکی پرچم را روی شانه انداخته بود، یکی آن را به دست کودک خود داده بود و دیگری ساعت‌ها کنار آن ایستاده بود. گاهی شکل این همراهی هم متفاوت بود؛ مثل جانبازی که پرچم را به وسیله‌ای که برای راه رفتن همراهش بود وصل کرده بود. شاید نتوانسته بود مثل دیگران آن را در دست بگیرد، اما خواسته بود پرچم همراهش باشد. این تصاویر برای من بیشتر از آنکه درباره خود پرچم باشند، درباره آدم‌هایی هستند که آن را با خودشان حمل می‌کنند.

پرچم‌دارانی که نوبت گرفتند

در میان همه این تصاویر، ماجرای پرچم‌دارانی که ساعت‌ها پای پرچم ایستاده‌اند، چیز دیگری است. از آغاز جنگ رمضان، در بسیاری از میدان‌های کشور، افرادی برای نگه داشتن پرچم نوبت گرفته‌اند. می‌آیند، چند ساعت می‌ایستند و بعد جای خود را به نفر بعدی می‌دهند.

در میدان ولیعصر تهران هم این پرچم‌داری ادامه داشته و بر اساس گزارش‌های منتشرشده، پرچم ایران نزدیک به هفت ماه بدون آنکه به زمین بیفتد، برافراشته مانده است.
پشت این عدد، آدم‌هایی هستند که شاید اسم هیچ‌کدامشان را ندانیم. کسانی که بخشی از شب یا روزشان را گذاشته‌اند و رفته‌اند.

یکی از پرچم‌داران میدان ولیعصر که نخواست نامش کامل منتشر شود، می‌گوید: «شب‌های سرد هم آمده‌ام. فقط برای اینکه پرچم زمین نماند. برای من این سه رنگ یعنی همین که بایستم، حتی اگر کسی نبیند.» همین جمله شاید خیلی چیزها را توضیح دهد. خیلی از این آدم‌ها برای دیده شدن نیامده‌اند. کسی قرار نیست بداند چه ساعتی آمده‌اند یا چند ساعت ایستاده‌اند. آمده‌اند که پرچم پایین نیاید.


پشت این سه رنگ

 
پرچم را در روزهای سخت بیشتر می‌بینیم؛ در تصاویر دفاع مقدس، تشییع شهدا، در دست سربازان و روی دوش مردم. برای هرکس هم می‌تواند یک خاطره داشته باشد. یکی با دیدنش یاد خانه می‌افتد، یکی یاد پدر یا برادری که شهید شده، یکی یاد مدرسه و کودکی و دیگری یاد روزی که یک ورزشکار ایرانی روی سکوی قهرمانی ایستاده است.
 
پشت این سه رنگ، آدم‌هایی هم هستند که برای این خاک جان داده‌اند. و هنوز هم کسانی هستند که اگر روزش برسد، حاضرند برای ایران جانشان را فدا کنند؛ کسانی که پرچم را فقط یک نشانه رسمی نمی‌بینند و آن را به سرزمینی گره زده‌اند که حاضرند برایش بایستند و از آن دفاع کنند. شاید همین است که برای خیلی‌ها به پرچم قداست می‌دهد؛ خاطره آدم‌هایی که رفتند و پرچمی که به نسل بعد رسید.
 

پرچمی که تاریخ دارد

پرچم ایران هم مثل خود ایران، یک‌شبه به وجود نیامده است. ایران از گذشته‌های دور با درفش‌ها و نشانه‌های مختلف شناخته می‌شده است. در روایت‌های اسطوره‌ای، درفش کاویانی یکی از مشهورترین آنهاست؛ همان پیش‌بند کاوه آهنگر که در شاهنامه به نشانه‌ای برای گرد آمدن مردم تبدیل می‌شود. البته درفش‌های تاریخی را نمی‌توان دقیقاً با مفهوم امروزی «پرچم ملی» یکی دانست. در دوره‌های مختلف، درفش می‌توانست نماد پادشاه، سپاه، خاندان یا یک جنبش باشد. اما در همه این دوره‌ها یک نیاز مشترک وجود داشت؛ داشتن نشانه‌ای که مردم را کنار هم جمع کند و هویتشان را نشان دهد.
 
در دوره صفویه، نقش شیر و خورشید روی پرچم‌ها رواج بیشتری پیدا کرد. این نشان در دوره قاجار تثبیت شد و در دوره مشروطه، بحث درباره شکل و معنای پرچم ملی جدی‌تر شد. در دوره پهلوی نیز پرچم سه‌رنگ با نشان شیر و خورشید شکل رسمی‌تری پیدا کرد.

پس از انقلاب اسلامی، نشان جمهوری اسلامی جایگزین شیر و خورشید شد و عبارت «الله‌اکبر» نیز در حاشیه پرچم قرار گرفت؛ همان شکلی که امروز می‌شناسیم.شکل پرچم در طول تاریخ تغییر کرده، اما یک چیز سر جای خودش مانده؛ اینکه وقتی این پرچم بالا می‌رود، نام ایران را با خودش دارد.
 

 

 

چرا یکم مهر؟

حالا از این پس، یکم مهر علاوه بر آغاز سال تحصیلی، روز پرچم هم هست. شاید انتخاب اول مهر بی‌دلیل نباشد. مدرسه همان جایی است که خیلی از بچه‌ها اولین تصویر جدی‌شان از ایران را می‌بینند؛ پرچمی که در حیاط مدرسه بالا می‌رود، سرودی که خوانده می‌شود و مراسم‌هایی که در آنها سه‌رنگ ایران حضور دارد.


کودکی که امروز وارد مدرسه می‌شود شاید هنوز تاریخ ایران را نداند، اما سبز و سفید و سرخ را می‌شناسد. این تصویر می‌ماند؛ و سال‌ها بعد، دیدن پرچم می‌تواند همان حیاط مدرسه و همان روزهای اول مهر را برایش زنده کند. برای همین، «روز پرچم» می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه بچه‌ها فقط پرچم را نبینند؛ تاریخش را هم بشناسند و بدانند این سه‌رنگ چه مسیری را طی کرده تا به شکل امروز رسیده است.


ایستادن‌هایی که کسی ندید

حالا دوباره برگردیم به همان تصویر. آدم‌هایی که شاید هیچ‌وقت اسمشان را نشنویم. یکی شب آمده، یکی روز. یکی در گرما ایستاده و دیگری در سرما. یکی چند ساعت، دیگری بیشتر. اما همه یک کار کرده‌اند؛ نگذاشته‌اند پرچم ایران روی زمین بماند. در نخستین «روز پرچم» رسمی، شاید همین تصویر از خیلی از مراسم‌ها گویاتر باشد. پرچمی که از پنجره خانه‌ها آویزان شده، روی خودروها نشسته، در دست کودکان دیده شده، در مدرسه بالا رفته و در میدان شهر، ساعت‌ها روی زمین نیفتاده است. پنج هزار ساعت، حاصل ایستادن آدم‌هایی است که شاید هیچ‌کس نامشان را نداند. 


اما یک چیز درباره‌شان می‌دانیم؛ وقتی نوبتشان رسید، ایستادندو پرچم ایران، زمین نیفتاد.
اما پرچم ایران برای شما چه معنایی دارد؟یادآور خانه و وطن است، بخشی از خاطرات کودکی و مدرسه، نشانه‌ای از هویت ملی یا شاید چیزی فراتر از اینها؟
شما درباره جایگاه پرچم ایران در زندگی و خاطراتتان چه فکر می‌کنید؟ برای ما بنویسید؛ نظرتان را در بخش دیدگاه‌ها با دیگر مخاطبان تابناک به اشتراک بگذارید.