شناسهٔ خبر: 79833913 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

«کتاب پرواز شماره ۲۲»

کتاب پرواز شماره ۲۲ روایت مستندی از عصام «عبدالوهاب الزبیدی»، خلبان عراقی، از دوران جنگ ایران و عراق است که با ترجمه‌ «محمدحسین زوار کعبه» منتشر شده است.

صاحب‌خبر -

کتاب پرواز شماره ۲۲ روایت مستند و تأثیرگذار عصام عبدالوهاب الزبیدی، خلبان عراقی، از دوران جنگ ایران و عراق است؛ اثری که با نگاهی انسانی و جزئی‌نگر، خاطرات پرتنش پرواز‌های جنگی، زندگی شخصی، روابط خانوادگی و تجربه‌های تلخ و شیرین دوران اسارت را در هم می‌آمیزد.

کتاب پرواز شماره ۲۲ روایتی است استثنایی از دل تاریک‌ترین سال‌های جنگ ایران و عراق؛ روایتی که این بار از زبان عصام عبدالوهاب الزبیدی، خلبان عراقی بیان می‌شود؛ روایتی که کمتر کسی از آن سوی خطوط جنگی با این دقت و صداقت گفته است. این اثر فقط یک زندگینامه‌ی خودنوشت در دوران جنگ نیست؛ بلکه روایتگر زندگی انسانی است که در کشاکش انتخاب و حوادثی قرار می‌گیرد که تقدیر و تاریخ برایش رقم زده است.

عصام عبدالوهاب الزبیدی، خلبانی که از طبقه‌ای متوسط در جامعه‌ی عراق برخاسته، با لحنی صادقانه از کودکیِ پرماجرا، خانواده‌ی پرجمعیت، تلخی‌های از دست دادن عزیزان، روز‌های سخت مدرسه، عشق به پرواز، ورود به نیروی هوایی، و در نهایت، تجربه‌ای عجیب و پیچیده از اسارت در خاک ایران می‌گوید. روایت‌های او از پرواز بر فراز دزفول و العماره، اضطراب‌های لحظه‌ای در کابین جنگنده، تصمیمات حیاتی در آستانه‌ی سقوط، و در نهایت پرتاب شدن با صندلی اجکتور در خاک دشمن، خواننده را به قلب ماجرا می‌برد.

عصام عبدالوهاب الزبیدی در این خاطرات آزادانه از ترس‌ها و اشتباهاتش می‌گوید؛ از دلهره‌های شبانه و نافرمانی‌های کوچکش و تناقض‌های درونی‌ای که در مواجه با واقعیت جنگ و مفهوم وطن دوستی در وجودش در غلیان بودند. شاید کمتر پیش آمده باشد که صدایی از آن سوی جنگ تحمیلی به گوش ما برسد، او یک عراقی است، اما طبیعتا انسانی معمولی است که تجربه‌های شخصی و خانوادگی‌اش را در این اثر بازگو کرده است.

کتاب پرواز شماره ۲۲ دریچه‌ای است به روی تاریخ عراق، جامعه‌ی سنتی و زندگی مردم آن کشور در سایه‌ی جنگ؛ لحن روایی این اثر باعث می‌شود که جزئیات پرتنش عملیات‌های هوایی مثل یک فیلم سینمایی در ذهن خواننده نقش ببندد؛ و بیش از هر چیز دیگری به ما یادآوری کند که جنگ صرفا یک درگیری نظامی نیست، بلکه سرنوشت انسان‌هایی است که با رویا‌ها و ترس‌هایشان به جبهه می‌روند، عاشق می‌شوند، پدر و مادر دارند، و در نهایت، قربانی سیاست‌ها می‌شوند.

بخشی از متن کتاب:

هنگام سوارشدن به هواپیما، سعی کردم به نصیحت مربی‌ام توجه کنم. بعد از داخل‌شدن به داخل کابین و بستن در آن، با علامت دست، آمادگی خود را برای پرواز اعلام کردم. سپس هواپیما را به ابتدای باند ویژۀ پرواز هدایت کردم. حالت عجیبی در خود احساس می‌کردم. از اینکه می‌بایست به تنهایی و بدون حضور مربی هواپیما را هدایت می‌کردم، در دلم غوغایی از خوشی و ترس برپا بود. دقایقی بعد، پس از سرعت گرفتن، از زمین بلند شدم.

فرمان هواپیما را عقب کشیدم و در ارتفاع مناسب به پرواز درآمدم. بعد از آن، به اجرای تمریناتی که در حضور مربی فراگرفته بودم، پرداختم. مرحلۀ فرود، حساس‌ترین و مهم‌ترین مراحل بود. بعد از اینکه هواپیما را به طور طبیعی در باند به زمین نشاندم و از آن خارج شدم، فریاد تحسین و آفرین گفتن مربی و سایر دانشجویان بلند شد.

بعد از اینکه خیالم از جانب آزمایش‌های پرواز راحت شد و جزء نفرات برگزیده جهت اعزام به پاکستان قرار گرفتم، درصدد پرس‌وجو از حال و وضعیت آن افسری که به جبهه اعزام شده بود برآمدم. سراغ او را از چند افسر، که با او در ارتباط بودند، گرفتم و خیلی زود موفق شدم آدرس محل خدمت او را در جبهه پیدا کنم و نامه‌ای برایش پست کنم. چند روز که گذشت، جواب نامۀ او، هم‌زمان با تشکیل جلسه‌ای مهم، به دستم رسید. نامه را در جیب گذاشتم و وارد جلسه‌ای شدم که با حضور ۱۶۰ نفر از دانشجویان برگزار شده بود.

هنوز نمی‌دانستیم این جلسه به چه منظوری تشکیل شده است، تا اینکه فرمانده زبان به سخن گشود و با اشاره به ضرورت دفاع از خاک میهن و عملیات دلیرانه در جبهه‌های نبرد به اصل موضوع پرداخت و گفت: «متأسفانه برادر خوبمان ستوان یکم... که به همراه یکی از نظامیان سرگرم مأموریتی در خط مقدم نبرد بود، در یک درگیری به اسارت نیرو‌های ایرانی درمی‌آید. او قبل از اسارت، دو نامه به من و یکی از دانشجویان ارسال کرده است.»

«پرواز شماره ۲۲» با ترجمه‌ی محمدحسین زوار کعبه و به همت انتشارات سوره منتشر شده است.

انتهای پیام/ 161