به گزارش حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» در قم برگزار شد. در این نشست حجتالاسلاموالمسلمین محمدرضا زیبایینژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده با بیان اینکه سیاستهای جمعیتی جمهوری اسلامی در تحدید جمعیت معیوب بوده است، خاطرنشان کرد: رهبر شهید انقلاب معتقد بودند که سیاستهای جمعیتی ما تا سال 74 خوب بود. بعد که به اهداف برنامه یعنی هدف ما از 6/4 فرزند به 4 فرزند رسید، باید از این سیاست تحدید دست برمیداشتیم. سیاست گسترش هم در حال حاضر، اشتباه است.
در فقه راهبری، فرد و اجتماع مختلف است
زیبایینژاد با اشاره به اینکه در فقه راهبری، فرد و اجتماع مختلف است، این مثال را مطرح کرد که خانمی از فقیه میپرسد که اگر نخواهیم باردار شویم اشکالی دارد. فقیه هم میگوید نه، فرزندآوری مستحب است. اما وقتی میخواهید در الگوهای توسعه، نگاه تحدیدی نسبت به جمعیت داشته باشید، بحث کنترل جمعیت در مقیاس کلان اجتماعی مطرح میشود و اینجا دیگر بحث استحباب نیست؛ چون اصلاً بحثش چیز دیگری است.
او ادامه داد: همچنانکه اگر کسی در کلاس مختلط میرود و از فقیه میپرسد کلاس مختلط اشکالی دارد؟ فقیه به او میگوید که نه؛ ولی رفتارهای خودت را کنترل کن و حواست باشد که تبرّج نداشته باشی! ولی اگر وزارت علوم بخواهد دانشگاه مختلط تأسیس کند، دیگر ما نباید آن پاسخی را که به آن دختر یا پسر میدهیم به وزارت علوم بدهیم. مسئله چیز دیگری است؛ ایجاد زمینه اختلاط و ایجاد زمینه ارتباط است و مسئله طور دیگری تصویر میشود.
وی تأکید کرد: ممکن است چیزی که در مقیاس خرد، حکمش جواز باشد، در مقیاس کلان حکمش جواز نباشد؛ یعنی مقیاس کلان در بحث توسعه این است که آیا من از شیوههای تشویقی برای فرزندآوری یا تحدید فرزند استفاده کنم یا نه؟ ممکن است این مصداق حرمت برای حکمرانی باشد.
رئیس پژوهشکده زن و خانواده تصریح کرد: فرض کنیم حاکمیت حق ندارد سیاست تحدید جمعیت را پیگیری کند ولی آن فرد میتوانست برای زندگی خودش تصمیم بگیرد که فرزند نیاورد. بنابراین وقتی ما در منصب فقه حکومتی قواعد فقهی و سبک استنباطمان ممکن است متناسب با این رویکرد حکمرانی تا حدودی متفاوت باشد. امام خمینی رحمهالله علیه در تحریرالوسیله میفرماید که مشروعیت مداخله ولی در شئونات اجتماعی طوری هست که مصلحت اجتماعی وجود داشته باشد؛ یعنی اگر فرض کنیم پیامبر اکرم و ائمه هدی علیهمالسلام میتوانستند و حق داشتند به خاطر مصلحت فردی، مداخلاتی را انجام بدهند و به شخصی بگویند که زنش را طلاق بدهد، چنین حقی را ولی مسلمین ندارد که بگوید زنت را طلاق بده. این مسئله شخصی است؛ اما آنجایی که مصلحت اجتماعی ایجاب میکند و بحث مصلحت اجتماعی است، محل ورود حکومت و ولی مؤمنین است.
مسئولیت اصلی حکومت در حوزه جمعیت
وی با طرح این مسئله که مسئولیت اصلی حکومت چیست، گفت: در ادبیات مدرن میگویند که مأموریت و رسالت اصلی حکومت ایجاد نظم اجتماعی است. من میگویم که چنین حرفی را قبول نداریم. ایجاد نظم اجتماعی از مأموریتهای حکومت هست؛ ولی مأموریت اصلیاش نیست. لازمه ایفای نقش اصلی این است که انتظام در اجتماع ایجاد کند. در ادبیات لیبرال میگویند که مسئولیت اصلی حکومت، ایجاد نظم اجتماعی است و حکومت نسبت به ارزشها مسئولیتی ندارد؛ چون ارزشها اصلاً یک چیز برساخت هستند که اگر مردم خودشان حساس هستند خودشان پیگیری کنند؛ اما مسئولیت اصلی حکمرانی اسلامی، راهبری به سمت رستگاری از طریق مصلحت اجتماعی است.
حجتالاسلام زیبایینژاد خاطرنشان کرد: به تعبیر دیگر تربیت در مقیاس کلان است که این تربیت، تربیت در حوزه اعتقادی هست؛ یعنی ارتقای اعتقادی، اخلاقی و ارزشی و ارتقای قواعد رفتاری جامعه به حدی که مقدور حاکمیت هست و به مصلحت هست باید ورود کند.
وی در بخش دیگری از صحبتهایش به اشتباه استراتژیک فقها در سده اخیر اشاره کرد و گفت: اشتباه استراتژیک این است که فقه را در میدانهای نامتجانس خودش بردند؛ یعنی اگر فقه میخواهد در خدمت بست دین عمل کند باید در میدان فقه اکبر عمل کند و باید در میدان کلی منظومه دینی قرار بگیرد. نمیشود که نظام ارزشی را از جای دیگر و از ذیل عقلانیتهای بیگانه بیاورید، در میدان فردگرایی بازی کنید و نه در میدان عقلانیت توحیدی؛ عقلانیت حاکمتان عقلانیت توسعهای و لیبرال و فردگرا باشد، بعد بخواهید فقه را در اینجا در حوزه قانونگذاری بیاورید.
تفاوت مسئله و راهحل در عقلانیت فردگرا و توحیدی
کارشناس خانواده با بیان این نکته که آن چیزی که در یک عقلانیت فردگرا مسئله است در عقلانیت توحیدی ممکن است که راهحل و ارزش باشد، به عنوان مثال عنوان کرد که در عقلانیت فردگرا، حجاب مسئله است و در عقلانیت توحیدی، حجاب راهحل است.
وی در ادامه به یک بررسی شخصی اشاره کرد و گفت: ایتالیا کشور مذهبی و کاتولیک است؛ دانمارک کشوری در حوزه اسکاندیناوی و کاملاً غیرمذهبی است. با مسئلهای مواجه شدم و دیدم وضعیت کاهش جمعیت در کشور ایتالیا مثل کشور ما است؛ یعنی نرخ فرزندآوری حدود 6/1 است. دانمارک روی 2/1 آورده و تقریباً مسئله حل کرده؛ ولی ایتالیا هرچه دست و پا میزند، نمیتواند حل کند! دانمارک میگوید که فرزند بیاورید و کاری به حلالزادگی و حرامزادگی آن ندارد. ولی برای ایتالیا حلالزادگی دغدغه و ارزش است و حرامزادگی مسئله و مشکل است. آن چیزی که در ایتالیا مشکل به حساب میآید، در دانمارک تبدیل به راهحل میشود. چیزی که در یک میدان توحیدی مسئله است در یک میدان غیرتوحیدی راهحل میشود.
او تأکید کرد: باید حواسمان باشد که مسئلهمان را از کجا میگیریم! چطور شد که در نیمه دوم دهه 60، یک دفعه بحث انفجار جمعیت برای ما موضوع نگرانی شد؟! به نظر من در این زمان متأثر از میدان بیگانه بودیم و میگفتیم چه کسی نان و آب اینها را میدهد؟ کلاس درس اینها را چه کار کنیم؟ مدارس سهشیفته و دوشیفته داریم! مسئله ما این بود و کلی نگرانی در این مسئله داشتیم.
زیبایینژاد با بیان این نکته که در بحث فقه حکمرانی میگویند حاکمیت اسلامی میتواند که اگر مصلحت تشخیص داد، نسبت به تحدید جمعیت اقدام کند، خاطرنشان کرد: سؤال این است که مصلحت از کدام میدان درآمده؟ از میدان عقلانیت توحیدی یا از عقلانیت سکولار؟ چند کارشناس حوزه وزارت بهداشت و وزارت اقتصاد بگویند یا نه؛ یک کارشناسی بومی در میدان عقلانیت توحیدی باید حرف بزند.
وی تصریح کرد: الان هم وقتی میگوییم جامعه ما با بحران جمعیت مواجه میشود باز دوباره از منظر همان میدان مدرن حرف میزنیم. بحث ما پنجره جمعیتی است. حوزه اقتصاد نیاز به نفرات دارد؛ چون ما نیروی جوان نداریم و سالخورده میشویم و در آینده با بحران اقتصادی مواجه خواهیم شد.
کارشناس مسائل خانواده تصریح کرد که در ادبیات دینی اصلاً فضا فرق میکند. روز قیامت، پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله میخواهند بر کثرت جمعیت مسلمین نسبت به امم دیگر مباهات کنند. چه ربطی به حوزه اقتصاد و امنیت نظامی دارد؟ بحث رزاقیت الهی مطرح است.
فقه حکمرانی چگونه مسئله جمعیت را تحلیل میکند
استاد زیبایینژاد با اشاره به اینکه آیا تحدید جمعیت میتواند در برخی زمانها دارای مصلحت باشد، گفت: اصولاً تحدید جمعیت در هیچ شرایطی جایز نیست؛ ولی اصل ضرورت برنامهریزی را میپذیریم. چنان که در قصه حضرت یوسف علیهالسلام چهارده سال الگوی پیشرفت خودشان را تنظیم کردند، به گونهای که بتوانند در زمان قحطی زندگی کنند. اما چیزهایی که پیشفرض برنامهریزی هست نباید موضوع بحث در برنامهریزی شود.
وی افزود: خطایی که ما انجام دادیم این بود که بحث فرزندآوری که پیشفرض است را تبدیل به موضوع بحث کردیم. در قصه حضرت یوسف بحثی از کنترل جمعیت نیست؛ بلکه خلافش را در آموزههای دینی میبینیم. در آیه شریفه داریم که «مَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا؛ رزق هیچ جنبندهای نیست مگر اینکه خداوند متکفل روزیاش شده است.» یعنی این آیه اصل و پیشفرض است و نباید تبدیل به موضوع بحث شود که چه کسی نانش را میدهد. شخصی پیش پیامبر اکرم میآید و به او خبر میدهند که دختردار شدی و او هم چهرهاش درهم میرود. پیامبر به او میفرماید که چه خبرت است؟! «الْأَرْضُ تُقِلُّهَا، وَ السَّمَاءُ تُظِلُّهَا، وَ اللَّهُ یَرْزُقُهَا» خدا رزقش را میدهد. پیامبر اکرم(ص) زمانی که در مکه و مدینه هستند، وضعیت قحطی است و مردم به سختی زندگی میگذرانند و زمان فتوحات هم هنوز نشده است. در اینجا «توالدوا و تناسلوا» فرزند زیاد بیاورید، داریم.
رئیس پژوهشکده زن و خانواده در باب توصیه آموزههای دینی در باب فرزند صالح گفت: این از باب تعدد مطلوب است و بنای دین این نبوده که به شما بگوید فکر کن اگر میتوانی بچه صالح تربیت کنی، بچه بیاور. فرزندآوری یک چیز راجح است. راجح دوم این است که خوب هم تربیتش کنی.
زیبایینژاد تصریح کرد: کسی که میخواهد در بحث حوزه کنترل جمعیت بحث کند که آیا برای حاکمیت جایز است که در بحث جمعیت ورود کند یا نه، در حوزه فقه حکمرانی باید فردایش را بتواند تحلیل کند؛ یعنی آیا بحث تحدید جمعیت بازگشتپذیر است یا نه؟ اگر فرض کنیم بازگشتپذیر نباشد و شما روی ریل تحدید و کنترل جمعیت بروید، دیگر نمیتوانی بگویی مثلاً تا سال هشتاد کارتان خوب بوده، از حالا به بعد برگردید به شیوه زیست دهه شصت! سبک زندگی که به این راحتیها قابل برگشت نیست. ذائقه اجتماعی که عوض شد، وقتی جامعهای که تا دیروز میگفت «الرزق علی الله» الان میگوید چه کسی نانش را میدهد؟ چه کسی میتواند پوشک بچه را بخرد؟ نمیتوان به راحتی مجابش کرد که فرزند زیاد بیاورد. تحولات جمعیتی ناشی از چیزهایی است که غالباً بازگشتناپذیرند. یا نه، حکمرانان، هم جمعیت را میخواهند و هم ارزشهای دیگر را که خودشان ساختهاند میخواهند و اینها با همدیگر در تضاد هستند.
تحلیل تحولات جمعیتی و چالشهای سیاستهای افزایش جمعیت در ایران
حجتالاسلام زیبایینژاد در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به عوامل سهگانه تحولات جمعیتی شامل شهرنشینی، صنعتیشدن و نظام تحصیلی مدرن از دیدگاه جامعهشناسی به تحلیل تغییر نگرش زنان و تأثیر آن بر فرزندآوری پرداخت و گفت: در نظام تحصیلی مدرن، خودآگاهیهای زنان تحول میشود و تعریفشان از خودشان عوض میشود. تا دیروز میگفتند زن خوب آن است که از هر انگشتش هزار تا هنر ببارد و زن اجاقکور به عنوان یک چیز منفی تلقی میشد؛ اما امروز زن خوب آن است که مهارت اجتماعی داشته باشد. ارزشهای نظام تربیتی مدرن آمده است که ارزشهای اجتماعی را بر ارزشهای خانوادگی غلبه بدهد. وی با اشاره به کتاب دیوید مناشری با عنوان «نظام آموزشی و ساخت ایران مدرن» افزود: تحولات به سمت مدرنیته در ایران، کاکل تحول در نظام مدرسهای بوده است.
زیبایینژاد در ادامه به پیشبینیپذیری تحولات جمعیتی اشاره کرد و گفت: اگر از الگوهای توسعه استفاده کردیم و در برنامه اول توسعه گفتیم اگر میخواهید جمعیت را کم کنید، ارزش اشتغال و مشارکت اجتماعی را برای زنان بیشتر کنید تا زنها تشویق به حضور اجتماعی شوند تا فرزندآوری کم شود؛ این سؤال مطرح میشود که آیا آن زمانی که علمای ما کنار کارشناسان نشسته بودند و میخواستند بگویند یجوز یا لایجوز، تصویری داشتهاند از اینکه اگر ذائقه زنان عوض شد و خانواده برایشان شد اولویت دو و اجتماع اولویت یک شد، این ذائقه قابل تغییر است یا نه؟
استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از رویکرد فعلی در موضوع افزایش جمعیت گفت: به نظر من مواجهه امروز ما با موضوع افزایش جمعیت، یک مواجهه اصولی نیست. آن سند مصوب مجلس و سیاستهای تشویقی یک کار اصولی برای جمعیت است. خدمت آقای بانکیپورفر که پشت این بحث جوانی جمعیت بودند عرض کردم که اگر این جوانی جمعیت بودجه کامل هم به آن بدهند و صددرصد هم اجرا شود، اتفاق مهمی در عرصه جمعیت نمیافتاد.
وی تأکید کرد: البته من هم معتقدم اگر کسی به جمعیت خدمت میکند و سه تا بچه میآورد، از او حمایت کنید، به او زمین بدهید. او دارد به جامعه خدمت میکند. اما فکر نکنید با این سیاستها میتوانید درصدی اضافه کنید. اینها در حد دهم درصد هم اثر نخواهد کرد. چرا؟ چون تحلیل اجتماعیتان ضعیف است. نمیدانید که جامعه در حال تحول است و به یک سمت دیگری میرود و در یک میدان دیگری دارد بازی میکند.
او ادامه داد: در میدان فردگرایی، بدن مهم است، تناسب اندام مهم است، لذت و رفاه مهم است. من بچه بیاورم که هووی من بشود و لذت من را تهدید کند؟ من بچه را در حدی که لذت باشد میخواهم. یکیاش را میخواهم، دومیاش را میآورم که جنسش جور شود. در عقلانیت دینی لذت به این معنا محوریت ندارد، رنج برایتان سازندگی دارد. اصلاً رنج مسیر تعالی انسان است.
این کارشناس خانواده گفت: نسبت بین الگوهای تربیتی و تعداد فرزندان این است که هرچه تعداد فرزندان کمتر باشد، با الگوهای تربیتی فردگرا هماهنگتر است؛ اما اگر فرزندان زیاد باشند، الگوی تربیتی فردگرا در این سیستم خانوادگی، غالباً نمیتواند جریان پیدا کند.

خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/