به گزارش خبرگزاری آنا یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در نشستی تخصصی با موضوع «ارزیابی محتوای علمی رسانهها از منظر نظریههای متأخر علم» میزبان علاقهمندان و فعالان این حوزه بود. در این نشست، اسماعیل افقهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به ارائه و بررسی طرح پژوهشی خود با عنوان «ارزیابی محتوای علمی رسانهها از منظر نظریههای متأخر» پرداخت. این طرح طی یک سال انجام شده و سیدهزهرا اجاق، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، بر آن نظارت داشته است. حسین میرزایی، رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات نیز در این نشست حضور داشت.
اسماعیل افقهی درباره پژوهش خود توضیح داد: «حوزه مورد مطالعه ما «رسانهایشدن علم» است. مسئله اصلی پژوهش این بود که خبرگزاریها هنگام انتشار اخبار و محتوای علمی، اعتبار این محتوا را چگونه نشان میدهند. یکی از اصطلاحات کلیدی که در سراسر این تحقیق با آن مواجه بودیم، «اقتدار علمی» است؛ هدف ما این بود که نشان دهیم رسانهها هنگام ارائه محتوای علمی، اقتدار علمی را چگونه بازنمایی میکنند.»
وی ادامه داد: «اهداف این پژوهش بر اساس بیان مسئله، بررسی مفروضات و توجیهات آشکار و پنهان رسانهها و خبرگزاریها در ارائه اخبار بود. در نهایت، تلاش کردیم به یک دستاورد عملی برسیم که برای خبرگزاریها و نهادهای فرهنگی قابل استفاده باشد و بتوان بر اساس آن معیاری علمی برای ارتقای کیفیت محتوای علمی ارائه کرد. بر این اساس، پرسشهای پژوهش این بود که خبرگزاریها در ارائه محتوای علمی چگونه عمل میکنند، اقتدار علمی را در این ارائه چگونه نشان میدهند و چه معیاری میتوان برای ارتقای کیفیت محتوای علمی در رسانهها ارائه کرد.»
این پژوهشگر درباره حوزههای مورد بررسی گفت: «حوزههای علمی مورد بررسی نیز از ابتدا مشخص شدند. در مرحله نخست، حوزههای بهداشت و پزشکی و همچنین فضا و نجوم را انتخاب کردیم و در هر دو حوزه، اخبار داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفت. خبرگزاریهای منتخب نیز ایرنا، ایسنا و صداوسیما بودند و تمرکز پژوهش بر شش ماهه دوم سال ۱۴۰۴ قرار داشت.»
افقهی درباره یکی از علل شروع پژوهش خود گفت: «یکی از دلایل اساسی انجام این تحقیق، ارائه معیاری بود که بتوان از طریق آن با شبهعلم در رسانهها مقابله کرد. امروزه با گسترش شبکههای اجتماعی، مرز میان علم و شبهعلم تا حد زیادی کمرنگ شده است. بنابراین، هدف این بود که دستکم در حوزه اخبار علمی، بتوان معیاری برای مقابله با شبهعلم ارائه کرد.»
او درباره نظریه استفاده شده در تحقیق خود گفت: «در این پژوهش از چند نظریه استفاده شد که یکی از آنها نظریه ابطالپذیری پوپر بود. از نظر پوپر، یک گزاره علمی باید ابطالپذیر باشد. ما هیچگاه نمیتوانیم در علم به قطعیت مطلق برسیم. تنها زمانی میتوانیم ادعا کنیم که یک گزاره یا محتوای علمی معتبر است که شواهد و یافتههای موجود نتوانسته باشند آن را ابطال یا نقض کنند. نیمنگاهی نیز به نظریه «برنامه پژوهشی» لاکاتوش داشتیم. لاکاتوش در این نظریه مطرح میکند که علم دارای یک هسته سخت و یک کمربند محافظ است. بر این اساس، لاکاتوش معتقد است علم بر مبنای برنامههای پژوهشی شکل میگیرد که در آنها یک هسته نسبتاً ثابت و مجموعهای از پیشفرضها و فرضیههای پیرامونی وجود دارد. نظریه بعدی، نظریه توماس کوهن درباره پارادایمها و انقلابهای علمی است. کوهن معتقد است دانشمندان در شرایط عادی در چارچوب یک پارادایم فعالیت میکنند.
وی ادامه داد: «از این بحث میتوان به مفهوم «اجماع علمی» رسید که یکی از مفاهیم مهم و تأثیرگذار در این پژوهش است. هر یک از این سه نظریه به نوعی با مفهوم اجماع علمی ارتباط دارند. برای مثال، یک ادعای علمی بر اساس شواهد و مدارک شکل میگیرد و پژوهشگران و دانشمندان در حال انجام پژوهش و آزمایش هستند تا زمانی که شواهدی برای نقض آن ارائه شود. بنابراین، آن ادعا تا زمانی که ابطال نشده است، میتواند به صورت موقت بخشی از اجماع علمی تلقی شود. منظور ما از «اجماع علمی» این است که متخصصان یک حوزه درباره یک مسئله مشخص، نظر مشترکی داشته باشند. ما از این مفاهیم استفاده کردیم و «اجماع علمی» را به عنوان یک اصطلاح و مفهوم مرکزی در نظر گرفتیم، زیرا این مفهوم میتواند در تحلیل اقتدار علمی به ما کمک کند.»
یافتههای پژوهش
دکتر اسماعیل افقهی، پژوهشگر اصلی طرح، در ارائه یافتههای این پژوهش اظهار داشت که با بررسی حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ خبر در دو حوزه پزشکی و نجوم از میان خبرگزاریهای ایرنا، ایسنا و صداوسیما، مشخص شد که الگوی بازنمایی اقتدار علمی در این رسانهها یکسان نیست. در این بررسی، فارس و مهر به دلیل کمبود اخبار علمی مرتبط از نمونه پژوهش کنار گذاشته شدند.
به گفته افقهی، ایرنا در اخبار داخلی حوزه بهداشت و پزشکی بیشتر بر دستاوردها و محصولات علمی نهادهای دولتی تکیه دارد، در حالی که در اخبار خارجی، به نشریات معتبر بینالمللی استناد میکند. در حوزه فضا نیز اخبار داخلی بیشتر حول رویدادهایی مانند پرتاب ماهواره و فعالیت سازمانهای دولتی شکل گرفته است.
او افزود که ایسنا در حوزه بهداشت و پزشکی نیز الگویی مشابه و مبتنی بر اتکا به نشریات معتبر خارجی دارد و در این زمینه عملکرد قابلتوجهی نشان داده است، هرچند در حوزه نجوم از الگوی متفاوتی استفاده کرده است. صداوسیما نیز پوشش بسیار محدودی از اخبار خارجی دارد و در اخبار داخلی حوزه پزشکی و بهداشت، بیشتر به مصاحبه با استادان و متخصصان تکیه میکند. در حوزه فضا نیز اظهارات مسئولان و رؤسای سازمانها بخش مهمی از منابع خبری را تشکیل میدهد و لزوماً اتکای مشابهی به نشریات علمی معتبر دیده نمیشود.
افقهی در جمعبندی یافتهها پیشنهاد کرد مرجعیت علمی منبع در کنار ارزش خبری بهعنوان یکی از معیارهای انتخاب و تولید اخبار علمی در رسانهها مورد توجه قرار گیرد.
زهرا اجاق، ناظر طرح با اشاره به صحبتهای اسماعیل افقهی گفت: «حوزه ارتباطات علم در ایران نسبتاً جدید است و هرچه بتوانیم موضوعات متنوعتری را با حضور پژوهشگران و افراد بیشتری در این حوزه بررسی کنیم، به توسعه آن در کشور کمک خواهد کرد. اهمیت این حوزه از آنجا ناشی میشود که جهان به سمت علمیشدن پیش میرود. امروزه بسیاری از جنبههای زندگی روزمره را نمیتوان بدون در نظر گرفتن علم تصور کرد. علم تا اندازهای در لایهها و سطوح مختلف زندگی روزمره نفوذ کرده است که بسیاری از موضوعات را میتوان به نوعی در ارتباط با آن در نظر گرفت.»
اجاق در ادامه گفت: «پژوهش به صورت مشخص به وبسایتهای خبرگزاریهایی مانند ایسنا و ایرنا پرداخته تا مشخص شود این شاخصها چگونه در محتوای آنها به کار رفتهاند و اساساً آیا چنین شاخصهایی در این رسانهها مورد استفاده قرار گرفتهاند یا خیر. بنابراین، با یک رویکرد نسبتاً خطی و مشخص، این مسئله بررسی شده است. با این حال، نکته مهمتری وجود دارد که باید در پژوهشهای انجامشده در عرصه رسانه مورد توجه قرار گیرد. در فضای رسانهای، زمانی که گزارش یا خبر تولید میکنیم، ارزشهای خبری را در نظر میگیریم و این ارزشها تقریباً همیشه با ارزشهای علمی در تعارض قرار میگیرند.»
وی در توضیح این ادعا گفت: «خبرنگار باید خبر را در مدت زمان کوتاهی تولید کند و آن را برای مخاطب جذاب ارائه دهد. باید وجهی از خبر را برجسته کند که بتواند مخاطب را جذب کند، اما در علم، چنین الزامات و ارزشهایی وجود ندارد. در علم، هدف حفظ صداقت و اصالت علمی است. بنابراین، این دو حوزه در نقطهای با یکدیگر تعارض پیدا میکنند. بخشی از مطالعات رسانهای دقیقاً به دنبال بررسی همین تعارض است و این پرسش را مطرح میکند که هنگام مطالعه رسانهها، چگونه باید این تعارض را حل کرد. در این پژوهش نیز با تعارض میان اقتدار علمی و ارزشهای خبری مواجه هستیم.»
زهرا اجاق درباره اهمیت مخاطب در رسانه توضیح داد: «از منظر اکوسیستم رسانهای، وبسایتها ما را یک گام جلوتر از رسانههای سنتی آوردهاند. با ورود به فضای مجازی، ساختار اقتدار نیز تغییر کرده است. در این اکوسیستم دیگر نمیتوان مخاطب را نادیده گرفت. خبرنگار هنگام تولید محتوا باید چیزی تولید کند که برای مخاطب ارزشمند باشد، مخاطب آن را بخواند و با آن ارتباط برقرار کند. هدف میتواند این باشد که مخاطب از شبهعلم فاصله بگیرد، بتواند آن را تشخیص دهد و درک عمومی بهتری از علم پیدا کند. اما مسئله این است که مخاطب تا چه اندازه اقتداری را که رسانه به عنوان مرجع ارائه میکند، میپذیرد. به عبارت دیگر، یکی از پرسشهایی که در این پژوهش جای بحث دارد این است که اگر ایسنا، ایرنا یا دیگر رسانهها دستاوردهای علمی و رویدادهایی مانند را به عنوان منابع اقتدار خود مطرح کنند، آیا مخاطب ایرانی این اقتدار را میپذیرد؟ آیا اعتماد لازم وجود دارد و آیا رابطهای متقابل میان رسانه و مخاطب شکل گرفته است که بر اساس آن، مخاطب این اقتدار علمی را بپذیرد؟»
او ادامه داد: «زمانی که روزنامهنگار محتوای علمی تولید میکند، در واقع نسخهای جدید از علم ارائه میدهد. محتوایی که روزنامهنگار در رسانه تولید میکند، همان دانش علمی نهایی تولیدشده از سوی دانشمند یا پژوهشگر نیست. روزنامهنگار نسخه خود را از علم میسازد، تعریف خاصی از آن ارائه میکند و وجه خاصی از آن را انتخاب و برجسته میکند. در اینجا این پرسش مطرح میشود که چه کسی این روایت علمی را معتبر و معنادار میداند و برای آن ارزش قائل میشود. در حوزه رسانه، معمولاً گفته میشود که این مخاطب است که باید نسخهای از علم را که روزنامهنگار تولید کرده است، معتبر، درست و معنادار تلقی کند و برای آن ارزش قائل شود. از همین رو، این پرسش نیز مطرح است که چرا اساساً رسانه باید به مرجعیت علمی توجه کند. زمانی که به رسانه توصیه میکنیم مرجعیت علمی را رعایت کند، باید به چرایی این مسئله نیز بپردازیم و با نگاهی نقادانهتر آن را بررسی کنیم.»
زهرا اجاق افزود:«نکته دیگری که اهمیت دارد این است که پرسش درباره اینکه آیا مردم به علم اعتماد دارند یا خیر، یا اینکه آیا اقتدار علم را میپذیرند، امروزه تغییر کرده است. مسئله امروز بیشتر این است که اقتدار علم چگونه ساخته میشود، چگونه انتقال پیدا میکند، چگونه درباره آن مذاکره میشود و چگونه مورد مناقشه قرار میگیرد. امروزه در حوزه هوش مصنوعی نیز این مسئله اهمیت بیشتری پیدا کرده است. برای نمونه، در اخبار مرتبط با هوش مصنوعی، بحثهای گستردهای درباره میزان تولید اطلاعات نادرست و گمراهکننده توسط این فناوری مطرح میشود. کاربران نیز با استفاده از همین ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند در تولید اطلاعات نادرست نقش داشته باشند.»
او ادامه داد: «در چنین شرایطی، همان مرجعیتی که در این پژوهش به آن اشاره شده است، خود نیز در معرض پرسش قرار میگیرد. بحث پساحقیقت اساساً این پرسش را مطرح میکند که حقیقت در اختیار چه کسی است و در حوزه علم چه کسی یا چه عواملی تعیین میکنند که چه چیزی به عنوان حقیقت علمی شناخته شود.»
انتهای پیام/