به گزارش خبرگزاری آنا؛ بدن انسان یک محیط کاملاً استریل و جدا از جهان بیرون نیست. روی پوست، در دستگاه گوارش و در بخشهای مختلف بدن، مجموعه بزرگی از باکتریها، قارچها و دیگر میکروارگانیسمها زندگی میکنند. این مجموعه که «میکروبیوتا» (Microbiota) نام دارد، با بدن انسان در تعامل دائمی است و بخشی از عملکرد طبیعی آن محسوب میشود. در سالهای اخیر، پژوهشگران متوجه شدهاند که محیط اطراف انسان نیز میتواند در شکلگیری این جامعه میکروبی نقش داشته باشد؛ بنابراین کاهش تماس با خاک، گیاهان و تنوع زیستی این پرسش را مطرح کرده است که آیا زندگی در محیطهای شهری مدرن بخشی از تماس طبیعی بدن با جهان میکروبی را محدود کرده است یا نه.
روی پوست انسان یک زیستبوم کامل زندگی میکند
پوست یکی از مهمترین نقاط شروع این ارتباط است. این اندام فقط یک پوشش محافظ برای بدن نیست، بلکه سطحی زنده است که مجموعهای از میکروارگانیسمها روی آن زندگی میکنند. این جامعه با عنوان «میکروبیوتای پوست» (Skin Microbiota) شناخته میشود.
میکروارگانیسمهای موجود روی پوست میتوانند با یکدیگر بر سر منابع و فضا رقابت کنند و همزمان با سلولهای پوست و سیستم ایمنی بدن تعامل داشته باشند. به همین دلیل، هنگامی که پژوهشگران درباره سلامت میکروبی پوست صحبت میکنند، تنها تعداد باکتریها برای آنها اهمیت ندارد؛ ترکیب این جامعه و میزان تنوع آن نیز مهم است.
یک تماس کوتاه با خاک میتواند ترکیب میکروبهای پوست را تغییر دهد
در یکی از مطالعات انجامشده در فنلاند، پژوهشگران بررسی کردند که تماس مستقیم پوست با مواد طبیعی چه تغییری در جامعه میکروبی آن ایجاد میکند. افراد در این آزمایش دستهای خود را برای مدت کوتاهی با خاک، پیت و خزه تماس دادند. بررسیهای بعدی نشان داد میزان و تنوع برخی میکروارگانیسمهای سطح پوست افزایش یافته است؛ تغییری که حتی پس از شستوشوی دستها با آب نیز قابل مشاهده بود.
با این حال، این تغییر دائمی نبود و میکروبیوتای پوست پس از مدتی به شرایطی نزدیک به وضعیت اولیه بازگشت. همین نکته اهمیت تداوم تماس با طبیعت را مطرح میکند. پژوهشگران نمیگویند یک تماس چندثانیهای با خاک میتواند برای مدت طولانی ساختار میکروبی پوست را تغییر دهد؛ بلکه مسئله این است که تماس مکرر با محیطهای متنوع طبیعی ممکن است در طول زمان اثر متفاوتی ایجاد کند.
وقتی تنوع میکروبی بیشتر میشود، چه اتفاقی میافتد؟
«تنوع میکروبی» (Microbial Diversity) به حضور انواع مختلف میکروارگانیسمها در یک محیط اشاره دارد. یک جامعه میکروبی متنوع از گونهها و گروههای مختلف تشکیل شده است که با یکدیگر تعامل دارند.
در چنین محیطی، منابع و فضای زیستی میان تعداد بیشتری از گونهها تقسیم میشود و این وضعیت میتواند بر توانایی یک گروه خاص برای غالب شدن اثر بگذارد. در مورد پوست نیز یکی از فرضیههای مطرح این است که افزایش تنوع میکروبی میتواند مانع از غالب شدن برخی میکروبهای بالقوه بیماریزا شود.
مطالعات انجامشده روی کودکان، نمونهای از بررسی این فرضیه هستند. پژوهشگران محیط بازی برخی کودکان را با عناصر طبیعی مانند خاک جنگلی، پیت، چوب و پوشش گیاهی غنی کردند و سپس تغییرات جامعه میکروبی پوست آنها را بررسی کردند. نتایج نشان داد تماس منظم با این محیطها میتواند تنوع میکروبی پوست را افزایش دهد و در برخی مطالعات، میزان برخی میکروبهای بالقوه بیماریزا نیز کاهش یافت.
البته این یافتهها به معنای آن نیستند که هرچه تعداد میکروبهای روی پوست بیشتر باشد، سلامت نیز بیشتر خواهد شد. محیط طبیعی میتواند حاوی عوامل بیماریزا، انگلها یا مواد آلاینده نیز باشد. آنچه پژوهشگران بررسی میکنند، نقش «تنوع» و ساختار جامعه میکروبی است، نه افزایش بیهدف تعداد میکروبها.
داستان از پوست شروع میشود، اما به سیستم ایمنی میرسد
اهمیت این یافتهها زمانی بیشتر میشود که بدانیم پوست با سیستم ایمنی ارتباط نزدیکی دارد. «سیستم ایمنی» (Immune System) مجموعهای از سلولها، بافتها و مولکولهایی است که وظیفه شناسایی و مقابله با عوامل بالقوه خطرناک را بر عهده دارد؛ اما یک سیستم ایمنی سالم فقط سیستمی نیست که بتواند با قدرت به تهدیدها حمله کند؛ بلکه باید بتواند شدت واکنش خود را نیز کنترل کند. این فرایند «تنظیم ایمنی» (Immune Regulation) نام دارد.
در مطالعات انجامشده در فنلاند، تغییر در جامعه میکروبی پوست با تغییر در برخی شاخصهای ایمنی همراه بوده است. یکی از این شاخصها «سیتوکینها» (Cytokines) هستند؛ مولکولهایی که سلولهای سیستم ایمنی برای برقراری ارتباط با یکدیگر و تنظیم پاسخهای دفاعی تولید میکنند.
در برخی از این مطالعات، افزایش تنوع گروهی از باکتریها به نام «گاماپروتئوباکتریها» (Gammaproteobacteria) روی پوست کودکان با افزایش «سلولهای تی تنظیمکننده» (Regulatory T Cells) همراه بود. این سلولها در کنترل پاسخ سیستم ایمنی نقش دارند و از واکنشهای بیش از اندازه جلوگیری میکنند.
اما هنوز نمیتوان گفت طبیعت از بیماری جلوگیری میکند
این بخش از پژوهشها جذاب است، اما دقیقاً در همین نقطه باید میان یک یافته علمی و یک ادعای پزشکی تفاوت گذاشت. مشاهده ارتباط میان یک تغییر میکروبی و یک شاخص ایمنی به معنای آن نیست که این تغییر مستقیماً باعث کاهش بیماری شده است. برای اثبات چنین رابطهای باید مشخص شود این تغییر چگونه ایجاد میشود، چقدر پایدار است، آیا در جمعیتهای مختلف تکرار میشود و در نهایت آیا با کاهش یک پیامد بالینی مشخص همراه است یا خیر.
بنابراین، درباره بیماریهایی مانند آسم، آلرژی و اگزما هنوز نمیتوان گفت تماس با طبیعت مستقیماً از آنها جلوگیری میکند. آنچه مطالعات فعلی نشان میدهند، وجود ارتباط میان محیط، میکروبیوتا و برخی سازوکارهای تنظیم سیستم ایمنی است.
فرضیه تنوع زیستی؛ وقتی محیط بخشی از زیستشناسی انسان میشود
این یافتهها در چارچوب مفهومی بزرگتری به نام «فرضیه تنوع زیستی» (Biodiversity Hypothesis) بررسی میشوند. این فرضیه بر این ایده استوار است که انسان در طول تاریخ در تماس دائمی با محیطهایی زندگی کرده که از نظر گیاهان، خاک، جانوران و میکروارگانیسمها تنوع بالایی داشتهاند. شهرنشینی، کاهش فضای سبز، تغییر کاربری زمین و افزایش زمان سپریشده در محیطهای بسته میتواند میزان این تماس را کاهش داده باشد.
بر اساس این دیدگاه، کاهش تنوع زیستی محیط ممکن است به کاهش تنوع میکروبیای که انسان در طول زندگی با آن مواجه میشود نیز منجر شود. این تغییر به نوبه خود میتواند بر میکروبیوم انسان و تعامل آن با سیستم ایمنی اثر بگذارد.
با این حال، مرورهای علمی نشان دادهاند که شواهد این حوزه هنوز برای اثبات بسیاری از روابط علت و معلولی کافی نیستند. بنابراین، فرضیه تنوع زیستی همچنان یک چارچوب پژوهشی فعال است، نه یک نظریه پزشکی قطعی.
شواهد فقط از جنگل و خاک نمیآیند
پژوهشگران برای بررسی این ارتباط تنها به محیطهای طبیعی گسترده اکتفا نکردهاند. در یک کارآزمایی تصادفیشده در فنلاند، در محیط کاری گروهی از کارکنان اداری دیوارهای سبز حاوی گیاهان زنده نصب شد و گروه دیگری به عنوان گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفت.
پس از دو هفته، تغییراتی در میکروبیوتای پوست گروه در معرض دیوار سبز مشاهده شد. تنوع برخی گروههای باکتریایی تغییر کرد و میزان باکتریهای جنس «لاکتوباسیلوس» (Lactobacillus) نیز افزایش یافت. در یکی از محلهای مطالعه، افزایش تنوع برخی باکتریها با کاهش سطح سیتوکین پیشالتهابی IL-۱۷A همراه بود.
این یافته اهمیت خاصی دارد، زیرا نشان میدهد حتی یک تغییر کنترلشده در محیط داخلی نیز میتواند با تغییراتی در میکروبیوتای پوست همراه شود. با این حال، دوره مطالعه کوتاه بود و تعداد شرکتکنندگان محدود؛ بنابراین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که وجود یک دیوار سبز در محل کار در بلندمدت خطر بیماری را کاهش میدهد.
باغبانی هم وارد آزمایشگاه شده است
مطالعات دیگری به سراغ باغبانی و تماس با خاک رفتهاند. در یکی از این پژوهشها، بزرگسالان در محیط داخلی به پرورش گیاهان پرداختند و گروهی از آنها از خاکی با تنوع میکروبی بالاتر استفاده کردند.
در این گروه تغییراتی در تنوع برخی باکتریهای سطح پوست و برخی شاخصهای مرتبط با التهاب مشاهده شد. این نتایج با این ایده سازگارند که تماس منظم با محیطهای غنی از تنوع زیستی میتواند بر میکروبیوتای بدن اثر بگذارد.
اما باز هم نباید یک تغییر آزمایشگاهی را با نتیجه بالینی یکسان دانست. اگر یک نشانگر التهابی تغییر کند، هنوز باید مشخص شود آیا این تغییر پایدار است، آیا در افراد مختلف تکرار میشود و آیا در نهایت به کاهش بیماری یا بهبود یک شاخص واقعی سلامت منجر خواهد شد.
زندگی شهری چه چیزی را از ما گرفته است؟
بخش مهمی از بحث به تغییر سبک زندگی انسان در شهرهای مدرن مربوط میشود. انسان امروز بخش بزرگی از زمان خود را در ساختمانها، خودروها و محیطهایی با سطوح مصنوعی سپری میکند.
این تغییر الزاماً به معنای ناسالم بودن زندگی شهری نیست، اما میزان و نوع تماس انسان با تنوع زیستی را تغییر داده است. همین موضوع باعث شده پژوهشگران بررسی کنند که آیا کاهش این تماس میتواند یکی از عوامل مؤثر بر تغییرات مشاهدهشده در میکروبیوم و سیستم ایمنی باشد.
البته نباید تمام تغییرات سلامت انسان را به این عامل نسبت داد. تغذیه، آلودگی هوا، فعالیت بدنی، مصرف داروها، کیفیت خواب، استرس و وضعیت اجتماعی و اقتصادی نیز بر سلامت اثر دارند. به همین دلیل، طبیعت تنها یک قطعه از یک پازل بسیار بزرگتر است.
یک فضای سبز چه چیزی به زندگی انسان اضافه میکند؟
تماس معمول و ایمن با طبیعت میتواند بخشی از یک سبک زندگی سالم باشد. این تماس میتواند از طریق حضور منظم در فضای سبز، نگهداری از گیاهان، باغبانی یا گذراندن زمان در محیطهای طبیعی شکل بگیرد. چنین فعالیتهایی را نباید درمان پزشکی دانست، اما میتوان آنها را در کنار سایر رفتارهای سلامتمحور قرار داد.
در مورد کودکان نیز مطالعات فنلاندی یک نکته مهم را مطرح میکنند: محیط بازی میتواند فقط مجموعهای از سطوح مصنوعی نباشد. وجود خاک، پوشش گیاهی، چوب و عناصر طبیعی میتواند فرصت تماس کودکان با تنوع زیستی را بیشتر کند؛ البته مشروط به اینکه محیط از نظر آلودگی شیمیایی و زیستی ایمن باشد. هدف، «کثیف شدن» نیست؛ هدف، حفظ تماس طبیعی و ایمن با محیط است.
شهر سالم فقط شهر تمیز نیست
اگر پژوهشهای آینده رابطه میان تنوع زیستی، میکروبیوتای انسان و سلامت را با شواهد قویتری تأیید کنند، طراحی شهری نیز میتواند وارد این بحث شود. شهری که فضای سبز را به نقاط دورافتاده محدود میکند با شهری که پوشش گیاهی و محیطهای طبیعی را در مسیر خانه، مدرسه و محل کار قرار میدهد، از نظر میزان تماس شهروندان با طبیعت تفاوت دارد.
در این نگاه، فضای سبز فقط یک عنصر زیباییشناختی نیست؛ میتواند بخشی از زیرساخت محیطی سلامت عمومی باشد؛ اما فضای سبز بهتنهایی سلامت را تضمین نمیکند. کیفیت هوا، آلودگی خاک، دسترسی عادلانه به فضاهای سبز، کیفیت مسکن، تغذیه و دهها عامل دیگر نیز اهمیت دارند.
یک سؤال بزرگ بیپاسخ مانده است که هنوز پاسخی برای آن نداریم
پژوهشگران اکنون میدانند که تماس با محیط طبیعی میتواند میکروبیوتای انسان را تغییر دهد و در برخی شرایط با تغییر در شاخصهای سیستم ایمنی همراه باشد. اما هنوز مشخص نیست این تغییرات تا چه اندازه پایدارند و چه مقدار از آنها واقعاً به سلامت بلندمدت انسان مربوط میشود.
دانشمندان باید مشخص کنند چه نوع محیط طبیعی بیشترین اثر را دارد، چه میزان تماس لازم است، اثرها چه مدت باقی میمانند و آیا تغییرات میکروبی مشاهدهشده واقعاً به کاهش بیماری یا بهبود سلامت منجر میشوند یا خیر.
همچنین باید روشن شود که عواملی مانند تغذیه، سن، داروها، سبک زندگی، آلودگی هوا و شرایط اجتماعی چگونه این رابطه را تغییر میدهند.
بدن انسان را نمیتوان کاملاً جدا از محیط اطرافش مطالعه کرد
میکروبیوم بدن، محیط طبیعی و سیستم ایمنی در شبکهای پیچیده با یکدیگر در ارتباطاند. خاک و گیاهان فقط عناصر بیرونی طبیعت نیستند؛ آنها بخشی از یک زیستبوم بزرگتر هستند که انسان نیز درون آن قرار دارد.
هنوز نمیتوان گفت تماس با خاک یک روش درمانی است یا حضور در طبیعت از بیماریهای خاص جلوگیری میکند. شواهد فعلی چنین نتیجهای را پشتیبانی نمیکنند. اما میتوان گفت بدن انسان نسبت به محیط اطراف خود بیتفاوت نیست و تماس با محیط طبیعی میتواند تغییرات قابل اندازهگیری در میکروبیوتای بدن و برخی شاخصهای سیستم ایمنی ایجاد کند.
شاید در نهایت، مسئله اصلی این نباشد که انسان چقدر باید با خاک تماس داشته باشد؛ بلکه این باشد که بدن انسان تا چه اندازه به ارتباط با جهان زندهای وابسته است که طی میلیونها سال در کنار آن تکامل پیدا کرده است.
انتهای پیام/