صاحبخبر - گروه سیاسی- مانیا شوبیری: تصمیمی که میتواند خوراک سیاسی و تبلیغاتی تازهای برای اسرائیل فراهم کند، نتانیاهو سالهاست که ادعا می کند ایران تنها چند هفته با رسیدن به سلاح هسته ای فاصله دارد، حالا با خروج ایران از NPT می تواند ایران را به عنوان یک تهدید امنیتی معرفی کند.
دوباره پای خروج از NPT به میان آمد
بحث خروج از NPT در شرایطی دوباره از سوی افراطیون مطرح شده که هنوز تبعات جنگ و فشارهای نظامی و سیاسی علیه ایران ادامه دارد. برخی چهرههای سیاسی تندرو خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینههای پاسخ ایران مطرح کردهاند و حتی در میان بخشی از آنها ایده حرکت به سمت بازدارندگی هستهای نیز شنیده میشود.
در ظاهر، این پیشنهاد قرار است پیام پاسخ سخت به طرف مقابل باشد، اما سیاست خارجی را نمیتوان صرفاً با شدت یک پیام سنجید. هر تصمیمی باید به یک سوال پاسخ دهد که این اقدام چه چیزی به قدرت واقعی کشور اضافه میکند؟ اگر خروج از NPT قرار است به عنوان ابزاری برای افزایش قدرت ایران و بازدارندگی مطرح شود، باید مشخص شود که بعد از خروج چه اتفاقی قرار است رخ دهد. خروج از یک پیمان، خود به خود نه سلاح هستهای ایجاد میکند و نه بازدارندگی هستهای.
وقتی قرار نیست بمبی ساخته شود
موضع جمهوری اسلامی درباره برنامه هستهای سالهاست که روشن و شفاف است، برنامه هستهای ایران صلحآمیز است و ایران هرگز به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست. این موضع، صرفاً یک جمله دیپلماتیک نیست، بلکه به عنوان مبنای محاسبه تصمیمگیران در سیاست خارجی نیز قرار دارد. از سوی دیگر ایران همواره تاکید کرده است که فتوای رهبر شهید مانع از ورود ایران به ساخت سلاح خواهد بود. با این تفاسیر خروج از NPT چه دستاورد جدیدی برای کشور خواهد داشت؟
NPT یک چارچوب حقوقی و بینالمللی است و خروج از آن به تنهایی به معنای دستیابی به سلاح هستهای نیست. برای تبدیل شدن یک کشور به قدرت هستهای نظامی، مسیر بسیار طولانی و پیچیدهای وجود دارد. بنابراین اگر اساساً قرار نیست چنین مسیری طی شود، خروج از پیمان نمیتواند دستاوردی متناسب با هزینههای سیاسی خود ایجاد کند.
به بیان سادهتر، اگر قرار نیست بمبی ساخته شود، خروج از پیمانی که مهمترین ارتباط حقوقی برنامه هستهای ایران با نظام بینالمللی را شکل میدهد، قرار است چه قدرت تازهای به ایران بدهد؟ این درست همان پرسشی است که افراطیون باید به آن پاسخ دهند.
سود این هزینه در جیب اسرائيل
در مقابل این دستاورد نامشخص، هزینه سیاسی چنین تصمیمی میتواند روشنتر باشد. سالهاست اسرائیل در تلاش است تا برنامه هستهای ایران را به عنوان یکی از اصلیترین تهدیدهای امنیتی منطقه معرفی کند. بخش مهمی از فشارهای سیاسی و تبلیغاتی اسرائیل علیه ایران نیز بر همین ادعا استوار بوده است.
در چنین شرایطی، این اقدام از سوی ایران به عنوان نشانهای از تغییر مسیر سیاست هستهای تهران قلمداد می شود و می تواند به دستاویزی برای اسرائیل تبدیل شود.
خروج ایران از NPT میتواند به اسرائیل امکان دهد تصویری جدید از برنامه هستهای ایران ارائه کند، تصویری که در آن، تهران نه فقط کشوری تحت فشار، بلکه کشوری معرفی شود که از یکی از مهمترین چارچوبهای بینالمللی مرتبط با منع اشاعه خارج شده است.
بازدارندگی با اعلام موضع ساخته نمیشود
یکی از استدلالهای مطرح شده از سوی افراطیون در دفاع از خروج از NPT این است که ایران برای حفظ امنیت خود به بازدارندگی نیاز دارد. اصل نیاز به بازدارندگی قابل بحث نیست، هیچ کشوری در محیط پرتنش منطقهای نمیتواند نسبت به امنیت خود بیتفاوت باشد.
حتی اگر خروج ایران پیام سیاسی بسیار تندی به غرب و اسرائیل ارسال کند، این پیام به خودی خود قابلیت نظامی جدیدی برای ایران ایجاد نخواهد کرد. بنابراین ممکن است کشور تنها هزینه سیاسی این خروج را بپردازد، بدون اینکه در کوتاهمدت ابزار قدرت تازهای در اختیار داشته باشد. اگر هدف، افزایش قدرت ملی است، تصمیمی که هزینه قطعی و دستاورد نامشخص دارد، نیازمند محاسبه بسیار دقیقتری است.
سیاست خارجی قربانی سهمخواهی
اما مسئله فقط NPT نیست. پشت این ماجرا یک مشکل قدیمیتر در سیاست خارجی ایران نیز وجود دارد، تبدیل مسائل مربوط به منافع ملی به عرصه رقابت جناحی. در سالهای گذشته بارها دیدهایم که سیاست خارجی کشور تحت تأثیر رقابتهای داخلی قرار گرفته است. یک جریان سیاسی تلاش کرده از یک تصمیم خارجی برای اثبات درستی خود استفاده کند و جریان دیگر ناچار شده هزینههای آن تصمیم را مدیریت کند.
این در حالی است که سیاست خارجی اساساً حوزهای نیست که بتوان در آن با منطق سهمخواهی سیاسی رفتار کرد. تصمیم درباره عضویت یا خروج از یک پیمان بینالمللی میتواند سالها بر روابط ایران با کشورهای مختلف اثر بگذارد. میتواند بر مناسبات اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی کشور گذار باشد و حتی فضای تصمیمگیری درباره پرونده هستهای را نیز دچار تغییر و تحول کند. بنابراین نمیتوان چنین تصمیمی را صرفاً به دلیل آنکه در فضای سیاسی داخلی، موضعی محکمتر یا انقلابیتر تلقی میشود، توصیه کرد.
سیاست خارجی جای ثبت امتیاز جناحی نیست، هر امتیازی که یک جریان سیاسی در داخل برای خود ثبت میکند، ممکن است هزینهاش را کشور در خارج از مرزها بپردازد.
تجربهای که نباید دوباره تکرار شود
در روزهای که کشور در وضعیت نه جنگ نه صلح قرار دارد بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای حسابشده نیاز داریم. در این مقطع زمانی ایران باید بتواند همزمان از حقوق هستهای خود دفاع کند، در برابر فشارهای خارجی کوتاه نیاید و از ظرفیتهای دیپلماتیک خود نیز استفاده کند.
و در عین حال نباید فراموش کرد که این سه الزام در تضاد با یکدیگر نیستند و اتفاقاً قدرت یک سیاست خارجی در این است که تا حد امکان گزینههای بیشتری را برای کشور حفظ کند. خروج از NPT یکی از گزینههای موجود را از روی میز کنار میگذارد و باید روشن شود که در مقابل، چه گزینهای به دست میآید.
چرا باید برای اسرائیل خوراک ساخت؟
موضوع را میتوان از زاویه دیگری نیز دید. اگر اسرائیل سالها تلاش کرده ایران را به عنوان تهدید هستهای معرفی کند، یکی از وظایف سیاست خارجی ایران باید این باشد که این روایت را خنثی کند، نه اینکه با خروج از NPT به آن خوراک تازه بدهد. این به معنای عقبنشینی نیست. برعکس، ایران میتواند با صراحت از حقوق خود دفاع کند، توان هستهای صلحآمیز خود را حفظ کند و در برابر فشارهای سیاسی ایستادگی کند.
ایران برای دفاع از منافع خود نیازمند سیاست خارجی قدرتمند است، اما سیاست خارجی قدرتمند الزاماً سیاست خارجیای نیست که در هر مقطع تندترین واکنش را انتخاب کند. گاهی قدرت در این است که کشور گزینههای خود را حفظ کند، ظرفیتهای دیپلماتیکش را نسوزاند و اجازه ندهد رقیب، واکنش ایران را به ابزاری علیه خود تبدیل کند.
خروج از NPT اگر روزی قرار باشد در دستور کار قرار گیرد، باید نتیجه یک محاسبه جامع درباره منافع ملی، امنیت کشور و آینده سیاست خارجی باشد، نه نتیجه رقابت جناحی و تلاش برای نشان دادن اینکه چه کسی موضع تندتری گرفته است.
∎