فرارو- از «خیرهشدنهای بیکلام» نسل زِد تا سفارش غذا با چند لمس ساده، فناوری آرامآرام جای گفتوگوهای روزمره را گرفته است؛ تغییری که پژوهشگران میگویند شاید پیامدهایی فراتر از تغییر سبک ارتباط و حتی بر نحوه درگیر شدن مغز با دیگران داشته باشد.
به گزارش فرارو به نقل از واشینگتن پست، «خیرهشدن نسل زِد» به حالتی گفته میشود که فرد بدون پاسخ کلامی مشخص، با چهرهای خنثی به طرف مقابل نگاه میکند. این پدیده به سوژه محبوبی در فضای مجازی تبدیل شده است؛ اما پشت این شوخی، تغییری واقعی در شیوه ارتباط انسانها دیده میشود: ما واقعاً کمتر حرف میزنیم.
والریا فایفر، نویسنده اصلی پژوهشی درباره این پدیده و استادیار روانشناسی و مشاوره در دانشگاه میسوری-کانزاسسیتی، در ابتدا بهطور اتفاقی متوجه این روند شد. او هنگام بررسی تفاوتهای گفتاری میان زنان و مردان، دریافت میزان صحبتکردن افراد در حال کاهش است. بررسی دادههای ۱۴ ساله نشان داد حجم این کاهش بسیار بیشتر از چیزی است که تصور میکرد.
این یافته پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا تلفنهای هوشمند، پیامرسانها، دورکاری و فناوریهایی که بسیاری از امور روزمره را بدون نیاز به صحبتکردن ممکن کردهاند، در این تغییر نقش دارند؟
برای بیشتر تاریخ بشر، گفتوگوی شفاهی شکل پیش فرض ارتباط بود. خرید کردن، پرسیدن آدرس، آشنایی با یک فرد غریبه، همکاری با دیگران و حتی حفظ دوستیها معمولاً به صحبت کردن نیاز داشت. اما امروز در بسیاری از موقعیتها، حرفزدن به گزینهای قابل حذف تبدیل شده است.
آیا گفتوگو نوعی تمرین برای مغز است؟
دانشمندان مدتهاست از زبان و گفتار به عنوان پنجرهای برای بررسی عملکرد مغز استفاده میکنند. اختلالات زبانی در زوال عقل و بسیاری از بیماریهای عصبی دیده میشوند؛ برخی بیماران در پیدا کردن واژهها یا بیان افکار مشکل دارند و برخی دیگر در درک گفتار.
با این حال، رابطه میان مغز و گفتار شاید یک طرفه نباشد. خودِ صحبت کردن فعالیتی پیچیده برای مغز است. حتی بیان یک جمله ساده نیازمند بازیابی واژهها، سازماندهی آنها، هماهنگی عضلات، توجه به واکنش طرف مقابل و آماده کردن پاسخ بعدی است. همه این فرایندها در کسری از ثانیه رخ میدهند. بخشهایی مانند ناحیه بروکا در نیمکره چپ مغز نیز در تولید و بیان گفتار نقش مهمی دارند.
به همین دلیل این پرسش مطرح شده است که آیا گفتوگو میتواند نوعی تمرین شناختی باشد و کاهش مداوم آن چه پیامدی برای مغز خواهد داشت.
البته این بدان معنا نیست که سفارش غذا از طریق تلفن همراه باعث زوال عقل میشود. مسئله، تغییر گسترده در شیوه تعامل انسانهاست. پژوهشهای مختلف ارتباط میان روابط اجتماعی، تحریک شناختی و سلامت بهتر را نشان دادهاند، در حالی که انزوا با پیامدهای نامطلوبتری همراه بوده است.
رابرت پاتنام، استاد علوم سیاسی دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب «بولینگ تکنفره»، این روند را بخشی از عقب نشینی طولانی مدت جوامع از زندگی رو در رو میداند. به گفته او، کاهش مشارکت در باشگاهها، انجمنهای محلی و دیگر فعالیتهای جمعی از چندین دهه قبل آغاز شد؛ یعنی سالها پیش از ظهور تلفنهای هوشمند. فناوری دیجیتال ممکن است صرفاً این روند قدیمی را سرعت بخشیده باشد.
پیامک به جای گفتوگو
نکته عجیب این است که حذف هر گفتوگوی کوچک، به تنهایی چندان مهم به نظر نمیرسد. دستگاه سفارش غذا سریعتر است، اپلیکیشن راحتتر و پیامک نیز گاهی از صحبت کردن رودررو کم دردسرتر است. هر فناوری تنها چند کلمه از تعامل روزانه ما کم میکند؛ اما وقتی این تغییرات روی هم جمع میشوند، پرسش مهمتری شکل میگیرد: آن همه کلمه ناگفته چه نقشی در زندگی ما داشتند؟
گفتوگوی حضوری فشار بیشتری بر حافظه کاری و توجه وارد میکند. فرد باید همزمان حرف طرف مقابل را به خاطر بسپارد، پاسخ خود را شکل دهد و در همان حال به ادامه صحبت گوش کند. اما در پیامک و ایمیل، میتوان جمله را چند بار نوشت و اصلاح کرد و کل گفتوگو نیز روی صفحه باقی میماند. در نتیجه، بخشی از فشار ذهنی تعامل زنده از بین میرود.
فایفر معتقد است کاهش گفتوگو شاید بیش از آنکه به روابط نزدیک خانوادگی و دوستانه مربوط باشد، نتیجه حذف تعاملات کوتاه و اتفاقی با غریبهها باشد. امروزه میتوان غذا را به صورت آنلاین سفارش داد، مسیر را از نقشههای هوشمند پرسید و حتی برای پاسخ به یک پرسش درباره بازیگر یک فیلم از هوش مصنوعی کمک گرفت. هر یک از این فناوریها تعاملی را حذف میکنند که زمانی مستلزم صحبت با فردی دیگر بود.
فایفر که اکنون ۳۷ سال دارد و در منطقهای روستایی در شمال آلمان بزرگ شده است، میگوید در کودکی اگر در خیابان با فرد غریبهای روبهرو میشد، سلام کردن امری طبیعی بود؛ اما امروز هنجارهای اجتماعی بهسمتی میروند که «رفتار مؤدبانه» گاهی صحبت نکردن با دیگران تلقی میشود.
با این حال، تحقیقات نشان میدهند صحبت با غریبهها، حتی اگر در ابتدا کمی ناخوشایند باشد، معمولاً افراد را شادتر و به دیگران نزدیکتر میکند؛ همچنین گفتوگوی شفاهی نسبت به پیامک احساس ارتباط قویتری ایجاد میکند.
شاید به همین دلیل فایفر تلاش کرده است در زندگی روزمره خودش دوباره جایی برای این گفتوگوهای کوچک باز کند. از گفتوگو با رانندهای در مسیر فرودگاه درباره یک صبح زیبا گرفته تا صحبت کوتاه با مسافری که برای نخستین بار سوار هواپیما میشد، او دریافت حتی تعاملات کاملاً معمولی نیز فرصتهایی برای تمرین مهارتهای اجتماعی و شناختی هستند.
این گفتوگوها شاید سرنوشتساز نباشند، اما همین ارتباطهای کوچک میتوانند اعتمادبهنفس افراد برای صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران را دوباره تقویت کنند. در جهانی که فناوری هر روز نیاز به حرف زدن را کمتر میکند، شاید گاهی سادهترین راه برای حفظ ارتباط انسانی، همین باشد که با یکدیگر صحبت کنیم.