به گزارش ایرنا، سکهای کوچک با نقش و نوشتهای ساده، حالا یکی از نشانههایی است که میتواند بخشی از تاریخ کمتر دیدهشده دماوند را دوباره به بحث بگذارد، روی این قطعه مسی که همزمان با هفته فرهنگی و سالروز ثبت ملی دماوند رونمایی شد، عبارت «فلوس، ضرب دماوند» دیده میشود.
نوشتهای که اگر انتساب آن به دوره صفویه و محل ضرب آن تأیید شود، یک پرسش مشخص را پیش میکشد: دماوند در ساختار پولی و اقتصادی آن دوره چه جایگاهی داشته است؟
اهمیت این سکه فقط به قدمت آن یا قرار گرفتن نام دماوند روی یک شیء تاریخی محدود نمیشود آنچه ارزش پژوهشی آن را بیشتر میکند، امکان قرار گرفتن این قطعه در کنار اسناد و شواهد دیگری است که هر کدام بخشی از گذشته شهر را روایت میکنند.
توضیحات یک تاریخ پژوه
به گفته میثم قنبری، پژوهشگر و تاریخپژوه دماوند، بررسی ویژگیهای این سکه با نمونههای مشابه، انتساب آن به دوره صفوی و حدود سال ۱۱۰۳ هجری قمری را مطرح کرده است؛ دورهای که هنوز جزئیات نقش دماوند در مناسبات اقتصادی و اداری آن نیازمند بررسی بیشتر است.
این سکه در واقع تنها یکی از اسناد پراکندهای است که میتواند به بازخوانی گذشته دماوند کمک کند؛ همانطور که یک پژوهش پنجساله در آرشیو مطبوعات، حدود ۲ هزار مطلب مرتبط با این شهر را از میان ۱۶ هزار شماره و نزدیک به ۲۱۴ هزار صفحه روزنامه اطلاعات بیرون کشیده است.

کنار هم گذاشتن چنین اشیای تاریخی و اسناد مکتوب، تصویر دیگری از دماوند میسازد؛ شهری که بخشی از تاریخش در موزهها، مجموعههای شخصی و آرشیوها باقی مانده و هنوز همه آن برای مردم و پژوهشگران قابل دسترس نیست.
یک قطعه مسی با نام دماوند
این سکه حدود ۱۸ گرم وزن و ۲.۵ سانتیمتر قطر دارد و مهمترین ویژگی آن، وجود عبارت «فلوس، ضرب دماوند» است و «فلوس» در نظام پولی دورههای تاریخی ایران به سکههای مسی اطلاق میشد و تفاوت آن با سکههای طلا و نقره، در بررسی جایگاه چنین اثری اهمیت دارد.
غلامپور با اشاره به همین تفاوت توضیح داده است که فلوسهای مسی برخلاف سکههای طلا و نقره میتوانستند در شهرهای مختلف ضرب شوند بنابراین وجود نام دماوند روی سکه، دستکم یک سرنخ قابل توجه برای بررسی سابقه ضرب سکه در این منطقه به شمار میرود.
اهمیت این موضوع در آن است که یک سکه، برخلاف یک روایت کلی درباره گذشته شهر، یک شیء مادی و قابل بررسی است؛ وزن، اندازه، جنس، نقش، نوشته و مقایسه آن با نمونههای مشابه میتواند دادههایی در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
این ویژگی باعث میشود که تفسیر آن نیز نیازمند دقت باشد؛ نام دماوند روی سکه به خودی خود به معنای اثبات جایگاه اقتصادی ممتاز شهر در دوره صفوی نیست، بلکه شاهدی است که میتواند مسیر پژوهش درباره نقش دماوند در ساختار اداری و پولی آن دوره را باز کند.
از همین رو، بررسی تخصصیتر سکه و مقایسه آن با نمونههای شناختهشده اهمیت دارد؛ زیرا میان «وجود نام دماوند روی یک سکه» و «اثبات فعالیت یک ضرابخانه یا نقش اقتصادی گسترده شهر» فاصلهای وجود دارد که باید با اسناد تاریخی و مطالعات سکهشناسی پر شود.
2 سکه دیگر و پرسشی که بزرگتر میشود
موضوع به همین یک سکه محدود نمیشود و غلامپور از شناسایی دو سکه مسی دیگر منسوب به دماوند نیز خبر داده است که بر یک سوی آنها عبارت «فلوس دماوند» و در سوی دیگر نقش شیر و خورشید دیده میشود.

به گفته این پژوهشگر، بررسی ویژگیهای ظاهری این سکهها و مقایسه آنها با نمونههای مشابه، ارتباط آنها با دوره صفویه را مطرح کرده است که اگر این نسبتها در بررسیهای تخصصی تأیید شوند، مجموعه این آثار میتواند به جای یک یافته منفرد، به مجموعهای از شواهد برای مطالعه سابقه ضرب سکه و جایگاه دماوند در دوره صفوی تبدیل شود.
این تفاوت مهم است؛ یک سکه میتواند یک یافته جالب تاریخی باشد، اما چند نمونه مستقل، در صورت تأیید علمی، امکان طرح پرسشهای دقیقتر درباره ارتباط دماوند با ساختار اقتصادی، اداری و ارتباطی آن دوره را فراهم میکند.
در واقع، ارزش چنین یافتهای بیش از آنکه در پاسخ نهایی باشد، در پرسشهایی است که ایجاد میکند: سکهها در چه شرایطی در دماوند ضرب میشدند؟ نام شهر چه نسبتی با ساختار اداری آن دوره داشت؟ آیا اسناد دیگری درباره ضرب سکه در دماوند وجود دارد؟ و مهمتر از همه، چه شواهد تاریخی دیگری میتواند این تصویر را تکمیل کند؟
دماوند در ۲۱۴ هزار صفحه روزنامه
در کنار سکه، بخش دیگری از این روایت به دورهای بسیار نزدیکتر مربوط میشود؛ اما از نظر حجم اطلاعات، شاید حتی ظرفیت بیشتری برای بازخوانی تاریخ شهر داشته باشد.
غلامپور از نتیجه پنج سال پژوهش در آرشیو مطبوعات ایران و شناسایی حدود ۲ هزار مطلب مرتبط با دماوند خبر داده است؛ مجموعهای که به گفته او، حاصل بررسی حدود ۲۱۴ هزار صفحه از ۱۶ هزار شماره روزنامه اطلاعات است.
این پژوهش فقط به خبرهای رسمی محدود نشده و مطالب مرتبط با دماوند از میان اخبار، گزارشها، مقالهها، آگهیها و ستونهای مردمی استخراج شدهاند و همین تنوع منابع باعث میشود آرشیو مطبوعات بتواند تصویری متفاوت از تاریخ شهر ارائه کند؛ تصویری که در آن، دماوند نه فقط از منظر اتفاقهای بزرگ سیاسی، بلکه از خلال مسائل روزمره و تغییرات تدریجی شهر دیده میشود.
در این مجموعه میتوان ردپای سیل، زلزله و بارشهای سنگین، تحولات سیاسی و انتخابات، عزل و نصبهای مدیریتی، خیابانکشی و توسعه شهری، تغییرات تقسیمات کشوری، رویدادهای فرهنگی و ثبت آثار تاریخی را دنبال کرد.
به این ترتیب، روزنامههای قدیمی میتوانند نشان دهند یک مسئله چه زمانی وارد زندگی مردم شده، چگونه درباره آن صحبت شده و در طول زمان چه تغییری کرده است و برای یک شهر، چنین آرشیوی فقط مجموعهای از مطالب قدیمی نیست؛ بخشی از حافظه مکتوب آن شهر است.
تاریخ وقتی ارزش عمومی پیدا میکند که دیده شود به طوری که سکه و آرشیو مطبوعات، با وجود تفاوت بسیار، یک نقطه مشترک دارند: هر دو بخشی از تاریخ دماوند را در جایی ثبت کردهاند، اما ثبتشدن به معنای در دسترسبودن نیست.
غلامپور ابراز امیدواری کرده است مجموعه مطالب استخراجشده با حمایت شهرداری دماوند در قالب کتاب منتشر شود.
او همچنین راهاندازی موزه دماوند را فرصتی برای نگهداری و نمایش آثاری از این دست دانسته است تا مردم و نسلهای آینده بتوانند با بخشی از تاریخ شهر خود آشنا شوند.
این مسئله، موضوع را از یک رونمایی فرهنگی فراتر میبرد و اگر سکهای تاریخی در اختیار مجموعهدار یا پژوهشگر باقی بماند و هزاران سند نیز در آرشیوهای مختلف پراکنده باشد، بخش بزرگی از مردم همچنان امکان دیدن و بررسی آنها را نخواهند داشت.
در مقابل، ساماندهی، مستندسازی، حفاظت و عرضه عمومی این آثار میتواند تاریخ محلی را از یک موضوع تخصصی به بخشی از زندگی فرهنگی شهر تبدیل کند.
برای دماوند، این موضوع فقط به شناخت گذشته برنمیگردد زیرا اسناد تاریخی میتوانند در آموزش، پژوهش، گردشگری فرهنگی و شناخت روند توسعه شهر نیز کاربرد داشته باشند؛ البته به شرط آنکه از مرحله کشف و نگهداری عبور کنند و به اطلاعات قابل دسترس و قابل استفاده برای جامعه تبدیل شوند.