شناسهٔ خبر: 79761145 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: راهبرد معاصر | لینک خبر

گزارش «نیویورکر»؛

تجارت کثیف کوشنر با دیپلماسی

داماد رئیس جمهور آمریکا نمونه‌ای از چهره‌هایی در واشنگتن است که برایشان مناصب دولتی وسیله‌ای برای دستیابی به ثروت هنگفت می‌شود. داماد رئیس جمهور آمریکا نمونه‌ای از چهره‌هایی در واشنگتن است که برایشان مناصب دولتی وسیله‌ای برای دستیابی به ثروت هنگفت می‌شود.

صاحب‌خبر -

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جرد کوشنر، داماد جوان‌ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا سال‌های اخیر وظیفه فوق‌العاده‌ای برعهده گرفته است. وی در کنار استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا وظیفه پایان دادن به جنگ‌های غزه و اوکراین و تقریباً هر جای دیگری که امکان دارد درگیری‌هایی رخ دهد، برعهده داشته است. کوشنر ۴۵ ساله علاقه کمی به هنر دیپلماسی نشان می‌دهد. از نظر وی، دانستن تاریخ یک منطقه یا جزئیات مواضع مذاکره طرف های درگیری، از گوش دادن به حرف‌های هر دو طرف و سپس سنجش تفاوت‌های بین آنها، اهمیت کمتری دارد. وی گفته است توافقات صلح مانند معاملات املاک و مستغلات هستند؛ هر دو شامل چانه‌زنی‌های دشوار و گاهی اوقات تهدید به فریب یا چانه‌زنی با ادعای مالکیت چیزی هستند که در واقع مالک آن نیستند.

ترامپ به کوشنر و ویتکاف مأموریت داد تا ایرانی‌ها را در مقابل یک انتخاب دوگانه قرار دهند؛ تمام ذخایر خود را تسلیم کنید یا منتظر حمله باشید

کوشنر استدلال می‌کند ناتوانی بسیاری از پیشینیانش در حل موضوعات، نه نشانه‌ای از لاینحل بودن مشکلات بین‌المللی، بلکه نشانه‌ای از ضعف روش‌های آنهاست. سال ۲۰۲۰، پس از آنکه ترامپ از نخستین طرح صلح خاورمیانه خود رونمایی کرد، کوشنر گفت: من در دو سال گذشته به وسیله همه افرادی که تلاش کردند و شکست خوردند، انتقاد شدم، زیرا این کار را به همان روشی که آنها انجام دادند، انجام نمی‌دهم.

ایران؛ جنگ در حین مذاکرات

وقتی کوشنر و ویتکاف ماه فوریه جلسات خود را با مذاکره‌کنندگان ایرانی آغاز کردند، دو کشور در آستانه جنگ بودند. سال ۲۰۱۵، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم ایران را بمباران کردند، که به گفته رهبران غربی بخشی از تلاش چند دهه‌ای برای توسعه سلاح اتمی بود. ترامپ سپس ادعا کرد قابلیت غنی‌سازی اورانیوم ایران «کاملاً نابود شده است». (وقتی رئیس آژانس اطلاعات نظامی ارشد ایالات متحده با ارزیابی رئیس جمهور مخالفت کرد، اخراج شد.)

با وجود این، ترامپ و دیگر مقام های غربی خواهان امتیازات بیشتری بودند. ایرانی‌ها ذخایر بزرگی از اورانیوم غنی‌شده با غلظت پایین را حفظ کرده بودند. این ذخایر زیر آوار ناشی از حملات سال ۲۰۱۵ مدفون شده بود، اما ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل اصرار داشتند که ایرانی‌ها کاملاً از آن صرف‌نظر کنند و متعهد شوند از هرگونه غنی‌سازی اورانیوم در آینده صرف‌نظر کنند.

ترامپ به کوشنر و ویتکاف مأموریت داد تا ایرانی‌ها را در مقابل یک انتخاب دوگانه قرار دهند؛ تمام ذخایر خود را تسلیم کنید یا منتظر حمله باشید. وی برای تقویت تهدیدات خود، ناوگان دریایی عظیمی را به خاورمیانه فرستاده بود و گفت: ما باید به توافق معنادار برسیم، وگرنه اتفاقات بدی رخ خواهد داد.

مذاکرات برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران بسیار پیچیده است و شامل چالش‌های فنی، مانند تعیین سرعت سانتریفیوژهایی که می‌توانند مورد استفاده قرار گیرند و چالش‌های دیپلماتیک، مانند تأیید اظهارات ایرانی‌ها در مورد برچیدن برنامه هسته‌ای‌شان می‌شود.

اما کوشنر و ویتکاف هیچ مشاور فنی به مذاکرات نیاوردند و گرچه یک متخصص از وزارت انرژی ایالات متحده به تیم ویتکاف اختصاص داده شده بود، اما وی در اتاق مذاکره حضور نداشت. (کاخ سفید این موضوع را تکذیب کرد).

گویی برای نشان دادن اعتماد به نفس خود، آنها همزمان با نمایندگان روسیه بر سر جنگ اوکراین مذاکره می‌کردند. مذاکرات ایران صبح، در حالی که مذاکرات اوکراین بعد از ظهر برگزار شد.

یک دیپلمات سابق آمریکایی که در جریان جزئیات مذاکرات با ایران قرار گرفته بود، گفت وقتی سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران شروع به دادن امتیاز کرد، دو دیپلمات آمریکایی قادر نبودند دقیقاً بفهمند چه چیزی روی میز است.

کوشنر در کنفرانس مطبوعاتی پس از مذاکرات ادعا کرد ایرانی‌ها صرفاً سعی در وقت‌کشی دارند و گفت: آنها فقط سعی داشتند زمان بخرند تا آنچه را که می‌توانند، تا پس از دوره ریاست جمهوری ترامپ، حفظ کنند.

اما برخی کارشناسانی که مذاکرات را دنبال می‌کردند معتقد بودند پیشنهادهای عراقچی واقعاً جدی بود. ازجمله موارد دیگر، ایرانی‌ها پیشنهاد تعلیق کامل غنی‌سازی اورانیوم دادند، چیزی که پیش تر هرگز با آن موافقت نکرده بودند و همچنین پیشنهاد دادند میزان اورانیوم غنی‌شده‌ای را که هنوز در اختیار دارند، کاهش دهند.

در کنفرانس مطبوعاتی، دو مذاکره‌کننده آمریکایی اظهارات گیج‌کننده‌ای مطرح کردند. ویتکاف ایرانی‌ها را به استفاده از رآکتور تحقیقاتی تهران، تأسیساتی که ایزوتوپ‌های پزشکی تولید می‌کند، برای غنی‌سازی و ذخیره غیرقانونی اورانیوم متهم کرد، در حالی که بازرسی‌های مکرر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ مدرکی مبنی بر استفاده از این تأسیسات برای اهداف نظامی پیدا نکرده بود.

کلسی داونپورت، متخصص منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن گفت: از حرف‌های کوشنر و ویتکاف می‌توان فهمید آنها چیز زیادی از جزئیات فنی نمی‌فهمند.

یکی از دوستان کوشنر حتی رک‌تر بود و عنوان کرد: وی آدم خوبی است، اما کاملاً غرق در چیزی می شود که فراتر از توانایی‌هایش است.

متخصص منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن گفت: از حرف‌های کوشنر و ویتکاف می‌توان فهمید آنها چیز زیادی از جزئیات فنی نمی‌فهمند

بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان که کشورش میزبان مذاکرات ژنو بود، به شدت نگران پیشرفت مذاکرات بود و همین موضوع وی را بر آن داشت تا در تلاشی برای جلوگیری از وقوع جنگ به واشنگتن سفر کند. وی نتوانست ملاقاتی با ترامپ ترتیب دهد، اما با جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور که مخالف جنگ بود، ملاقات کرد. سپس، در اقدامی بسیار غیرمعمول برای یک دیپلمات حرفه‌ای، در شبکه سی‌بی‌اس حضور یافت و خواستار صبر شد و گفت: توافق صلح در دسترس است.

در واشنگتن، کوشنر و ویتکاف به ترامپ اطلاع دادند ایرانی‌ها از تسلیم شدن خودداری کرده‌اند. ساعاتی بعد، ایالات متحده و اسرائیل مجموعه‌ای از حملات ویرانگر آغاز کردند که به ترور آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی و چندین تن دیگر از فرماندهان و مقام های ارشد ایران منجر شد.

یک مقام سابق کاخ سفید گفت، دولت آمریکا با عجله وارد جنگی شد که می‌شد از آن اجتناب کرد. وی افزود: من آنها را به خاطر شکست مذاکرات سرزنش نمی‌کنم. اما چرا اینقدر سریع به سمت جنگ حرکت می‌کنند و کل ساختار رهبری را از بین می‌برند؟

با شروع جنگ، کوشنر توجیهی شگفت‌انگیز برای حمله به ایرانی‌ها ارائه داد و ادعا کرد: همانطور که می‌دانید، اگر آنها تلاش می‌کردند، می‌توانستند روزها یا هفته‌ها با داشتن سلاح فاصله داشته باشند.

اما این استدلال قانع‌کننده نبود؛ از زمان حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ مدرکی دال بر احیای برنامه تسلیحات هسته‌ای پیدا نکرده است. در واقع، به نظر می‌آید نتانیاهو کسی بود که ترامپ را به این درگیری سوق داد، زیرا معتقد بود کمپین هماهنگ می‌تواند به سرعت نظام ایران را سرنگون کند. وقتی مقام های اطلاعاتی ایالات متحده رهبران ارشد ایران را شناسایی کردند، اسرائیل تصمیم گرفت به آنها حمله کند.

در آن زمان، به گفته مارکو روبیو وزیر امور خارجه، ترامپ تصمیم گرفت ایالات متحده نمی‌تواند از جنگ اجتناب کند. وی افزود: قرار بود عملیاتی از سوی اسرائیل انجام شود و ما می‌دانستیم این عملیات به حمله به نیروهای آمریکایی منجر خواهد شد.

در هفت ماه پس از آن، دولت ترامپ در جنگی پرهزینه گرفتار شد که راه خروج آسانی نداشت. ایالات متحده تأسیسات آب رسانی غیرنظامی را بمباران، به یک مدرسه دخترانه حمله کرد و بیش از ۱۰۰ کودک را کشت. همچنین بخش قابل توجهی از ذخایر موشکی پیشرفته خود را از بین برد و توانایی خود را برای بازدارندگی در برابر دشمنانی مانند چین و روسیه تضعیف کرد. این حملات با جایگزینی نظامی حتی تندروتر به جای نظام تندروی ایران، دولت ایالات متحده را عملاً در کنترل تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین آبراه‌های جهان، خنثی کرد.

وقتی دیپلماسی با تجارت عجین می‌شود

برای هر فرستاده رئیس جمهور دیگری، نتیجه مذاکرات با ایران فاجعه بار می بود. برای کوشنر، این حتی مهمترین وظیفه در دستور کارش نبود. وی در حین مذاکره با ایران، میلیاردها دلار سرمایه گذاری را که سایر دولت های منطقه در صندوق سهام خصوصی اش سپرده گذاری کرده بودند، مدیریت می کرد.

کوشنر در دوران ریاست جمهوری ترامپ، حرفه خود را بر ترکیب تجارت و سیاست بنا نهاد. داماد ترامپ استدلال می‌کند تاجر بودن به وی در تلاش‌های دیپلماتیکش کمک می‌کند، زیرا اجازه می‌دهد تا راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای مشکلاتی که معمولاً به وسیله بوروکرات‌های فاقد خلاقیت حل می‌شوند، بیابد. اما با سفر به سراسر جهان از طرف ترامپ، ه طور فزاینده‌ای در امور تجاری کشورهایی که در آنها کار می‌کند، درگیر شده است.

وی نماینده نسل جدیدی از شخصیت های واشنگتن است که برایشان مناصب دولتی به ابزاری برای انباشت ثروت خارق‌العاده تبدیل می‌شود. در دو سال گذشته، چندین فرد مرتبط با کاخ سفید، ازجمله فرزندان ویتکاف، دیوید ساکس مشاور ارزهای دیجیتال و دیگر اعضای خانواده ترامپ، از موقعیت‌های رسمی خود برای کسب میلیاردها دلار سوءاستفاده کرده‌اند.

یک مقام سابق آمریکایی که در خاورمیانه خدمت کرده بود گفت: من همه این افراد را می‌شناسم. آنها در این جلسات شرکت می‌کنند، به موازات دیپلماسی، تجارت هم انجام می‌دهند. خب، صحبت درباره آتش‌بس کافی است. ما این هتل را داریم که می‌خواهیم بسازیم. این نوع سیاست خارجی است که آمریکا اکنون دارد.

دوباره از فلوریدا تا کاخ سفید

وقتی کوشنر پس از دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، واشنگتن را ترک کرد، از چهار سال درگیری‌های داخلی خسته و از شورش‌های ششم ژانویه خجالت‌زده بود. یکی از دوستانم می گفت: جرد و ایوانکا تصمیمی عمدی گرفتند تا از ظاهر شدن به عنوان نمایندگان ترامپ فاصله بگیرند.

خانواده کوشنر به ایندین کریک فلوریدا نقل مکان کردند و در آنجا عمارتی ۲۴ میلیون دلاری در جزیره ای خصوصی در منطقه‌ای که به عنوان «بهشت میلیاردرها» شناخته می‌شود، خریداری کردند. کوشنر صندوق سهام خصوصی خود را تأسیس و از ارتباطات خود برای ایجاد سبد سرمایه‌گذاری سودآور سوءاستفاده کرد. سال ۲۰۲۴ وی گفته بود آرزویش در این مرحله از زندگی‌ تمرکز بر شرکتش است.

اما پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، وی از دامادش خواست برگردد. کوشنر مخالفت کرد و در یک لحظه به شوخی گفت، «احتمال دارد همسرم وقتی به خانه برگردم قفل‌ها را عوض کند». اما ترامپ اصرار کرد و در نهایت کوشنر کوتاه آمد.

دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ با کاهش چشمگیر نقش جهانی آمریکا، به وسیله کاهش تعهدات خارجی، تحقیر قدیمی‌ترین متحدان این کشور و کاهش نیروهای دیپلماتیک آن، همراه بود. به جای سفرای باتجربه، کوشنر و ویتکاف به مناطق بحرانی اعزام می‌شدند و به ندرت بیش از یک یا دو شب در آنجا می‌ماندند.

خانواده کوشنر به ایندین کریک فلوریدا نقل مکان کردند و در آنجا عمارتی ۲۴ میلیون دلاری در جزیره ای خصوصی در منطقه‌ای که به عنوان «بهشت میلیاردرها» شناخته می‌شود، خریداری کردند

این دو شخص رویکردهای بسیار متفاوتی را سر میز مذاکره مطرح می‌کنند. ویتکاف ثروت خود را به وسیله خرید املاک مخروبه نیویورک به دست آورده است و گاهی اوقات شب‌ها با ماشین قراضه در محله‌های بدنام گشت می‌زند. وی به عنوان مذاکره‌کننده عملگرا و رک شناخته می‌شود که بیشتر به فردی که روبرویش نشسته علاقه دارد تا جزئیات پیشنهادش.

یکی از آشنایان قدیمی‌ام گفت: وی به معنای واقعی کلمه سرمایه‌دار املاک بدنام در برانکس است و ترکیبی خوب از هوش خیابانی و جذابیت شخصی و نوعی طبع گرم مدیترانه‌ای دارد.

در مقابل، کوشنر سنجیده، محتاط و بی‌احساس به نظر می‌آید. حتی صدایش با لحنی بلند و واضح، گاهی اوقات می‌تواند حس برتری یا بی‌تفاوتی منتقل کند. یک مقام ارشد سابق آمریکایی که با وی در موضوعات خاورمیانه کار می‌کرد، گفت کوشنر گاهی اوقات در جهان عرب، جایی که بسیاری از رهبران ارشد تمایل دارند میزان بیشتری از ابراز فیزیکی و احساسی را نشان دهند، معذب به نظر می‌آمد.

این مقام سابق گفت: جرد به آن شکل دوستانه یا احساسی نیست، در حالی که اعراب ذاتاً تمایل دارند از درجه خاصی از گرمی در روابط قدردانی کنند. وی برای گذراندن وقت یا ایجاد رابطه نیامده بود؛ آمده بود تا کار انجام دهد.

اوکراین؛ دیپلماسی معامله‌گرایانه

پیوندهای خانوادگی کوشنر با ترامپ، احتمال برکناری اش را نسبت به سایر مقام ها کمتر می‌کند، اما در عین حال، وی را به رئیس جمهوری دمدمی مزاج مرتبط می‌کند که اغلب به جزئیات توجه چندانی ندارد.

اواخر سال گذشته، از کوشنر خواسته شد تا به مذاکرات متوقف‌شده برای پایان دادن به جنگ اوکراین کمک کند. از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید، سیاستش در قبال این درگیری با تغییرات شدید و غیرقابل توضیحی همراه بوده است.

یک مقام سابق آمریکایی در منطقه گفت: هر روز مثل یک ترن هوایی بوده است. آیا رئیس جمهور امروز از خواب بیدار می‌شود و در مورد معاملات عالی با روس‌ها و اینکه چقدر به پوتین نزدیک است، پست می‌گذارد؟ یا امروز روزی خواهد بود که از خواب بیدار می‌شود و به زلنسکی احترام می‌گذارد؟

ویتکاف گفت، با کوشنر از کار کردن در شرایط پرتنش و نامطمئن بدشان نمی‌آید. «من و جرد از آنچه نمی‌دانیم آگاه هستیم. ما مشکلی با اعتراف به ندانستن چیزی نداریم و سپس کنجکاوی ما را به کاوش عمیق‌تر و یادگیری بیشتر سوق می‌دهد».

اما یک مقام ارشد سابق سیاست خارجی در دوران دولت ترامپ گفت، درک آنها از جنگ، زمانی که شروع به کار بر روی اوکراین کردند، بسیار محدود بود. هر دو ولادیمیر پوتین را «آدم خوب» و ارتش روسیه را «شکست‌ناپذیر» می‌دانستند. آنها با این موضوع مانند معامله املاک و مستغلات رفتار می‌کنند. به نظر نمی‌آید درک کنند که این یک جنگ است.

پس از جلساتی با هیئت‌های هر دو طرف در جنوب فلوریدا، کوشنر و ویتکاف طرح صلحی ارائه دادند که اوکراین را ملزم به پذیرش تقریباً تمام خواسته‌های روسیه، ازجمله واگذاری خاک، تعهد به نپیوستن به ناتو و کاهش قابل توجه اندازه ارتش خود می‌کرد.

کارولین لویت، سخنگوی ترامپ از این پیشنهاد تمجید کرد و آن را «طرحی خوب برای روسیه و اوکراین» خواند. اما وقتی این پیشنهاد علنی شد، زیر موجی از خشم و محکومیت فرو ریخت. حتی روبیو آن را به سخره گرفت و «لیست آرزوهای روسیه» خواند.

برخی ناظران گمان می‌کنند روسیه در واقع در ازای توافق صلحی که به نفع روسیه باشد، به آمریکایی‌ها فرصت‌های تجاری پیشنهاد داده است. یک مقام سابق آمریکایی در منطقه گفت: این برداشت عمومی است.

پیوندهای خانوادگی کوشنر با ترامپ، احتمال برکناری اش را نسبت به سایر مقام ها کمتر می‌کند

یک گزارش محرمانه از آژانس اطلاعاتی اروپایی نشان می‌دهد ترامپ و چند نفر از همکارانش چندین قرارداد بالقوه در روسیه را بررسی کرده‌اند. این گزارش بدون تاریخ است، اما مقام اروپایی که آن را در اختیار داشت، گفت این جزئیات برای نخستین بار مدتی پس از دعوت ترامپ از پوتین به انکوریج در اوت ۲۰۱۵ مورد بحث قرار گرفت.

در آن سال، دو بار به کریل دمیتریف، رئیس صندوق ثروت ملی روسیه اجازه ورود به ایالات متحده داده شد و وی در آنجا در مورد فرصت‌های بالقوه سرمایه‌گذاری صحبت کرد.

مقامی که گزارش را در اختیار داشت گفت: خصوصی‌سازی سیاست خارجی آمریکا بیش از حد پیش رفته است.

این گزارش ۱۰ پروژه بالقوه را فهرست می‌کند و می‌گوید به نظر می‌آید «در ابتدا به وسیله نخبگان سیاسی و تجاری کرملین طرح‌ریزی شده‌اند.» این پروژه‌ها شامل راه‌اندازی مجدد خط لوله نورد استریم ۲ با نظارت ایالات متحده، ازسرگیری فعالیت‌های اکسون موبیل در جزیره ساخالین و اکتشاف نفت در دریای اوخوتسک می‌شود.

از زمانی که کوشنر درگیر مذاکرات اوکراین شده، انعطاف‌پذیری غیرمعمولی از خود نشان داده است. یکی از مقام های دخیل در مذاکرات گفت، حضور وی متغیرهای مذاکرات را تغییر داد و به همه گفت، می‌خواهد بشنود این ماجرا به کجا ختم می‌شود.

این مقام رسمی ادامه داد: شاید همین موضوع باعث شده او در نقش خود به عنوان یک تاجر بسیار مؤثر باشد. اما گاهی اوقات تشخیص بین روشنفکری و ساده‌لوحی دشوار است.

ماه جاری کوشنر و ویتکاف به امید احیای مذاکرات متوقف‌شده، از روسیه و اوکراین بازدید کردند. در مسکو، آنها مانند یک دوست قدیمی از پوتین استقبال کردند و به میزبانان خود اجازه دادند که آنها را به جای خودروی سفارت ایالات متحده، با لیموزین روسی جابجا کنند - خطر امنیتی که کمتر کسی از اسلاف آنها تحمل می‌کرد.

کوشنر در کی یف، با لحنی رسمی و مؤدبانه از جنگ صحبت کرد و نگرانی کمی نسبت به میزان خونریزی و ویرانی ناشی از جنگ نشان داد. وی گفت: در تجارت، شما به موضوعات از نظر برد-برد فکر می‌کنید.

از املاک و مستغلات گرفته تا سیاست خارجی

وقتی ترامپ به قدرت دست یافت، کوشنر به نوعی کابینه‌ای بدون هیچ مجموعه‌ اختیاراتی تبدیل شد که روی موضوعات مختلفی مانند اصلاح احکام کیفری و مذاکره‌ مجدد در مورد توافق‌نامه‌های تجاری کار می‌کرد. وی مانند پدرزنش، تمایل داشت کمتر به مقام های دولتی و بیشتر به دوستان ثروتمندش متکی باشد. کوشنر خیلی زود شروع به تمرکز بر خاورمیانه و به مدیریت سیاستی مبتنی بر حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل کمک کرد.

وی در محیطی با دیدگاه‌های تندروانه نسبت به منطقه بزرگ شده بود. پدرش کمک‌های مالی زیادی به اهداف اسرائیلی کرده و حتی نتانیاهو دوست خانوادگی قدیمی آنها بود.  ترامپ و مشاورانش احساس می‌کردند به ایران، دشمن اصلی آمریکا در خاورمیانه، اجازه داده شده است با مصونیت از مجازات عمل کند. برای مهار ایران، آنها می‌خواستند عربستان سعودی را که دولت اوباما به دلیل سابقه ضعیف حقوق بشر از آن فاصله گرفته بود، تقویت کنند. ترامپ، کوشنر را مأمور بازسازی این رابطه کرد.

سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا دسترسی کوشنر به اطلاعات بسیار طبقه‌بندی‌شده را محدود کرده بودند، زیرا بیم داشتند منافع تجاری، وی را در معرض سوءاستفاده دشمنان خارجی قرار دهد.

اما برخی از دیپلمات‌ها معتقد بودند پیشینه او، کوشنر را به طور طبیعی برای خاورمیانه مناسب می‌کرد؛ مانند پادشاهی‌های خلیج فارس، خانواده‌های ترامپ و کوشنر، در اصل، به عنوان کسب‌وکارهای خانوادگی سلسله‌ای فعالیت می‌کردند.