شناسهٔ خبر: 79744353 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

جنگ بی‌نام، صورتحساب میلیاردی!

دولت ترامپ با پرهیز از به‌کارگیری واژه «جنگ»، عملیات نظامی آمریکا علیه ایران را «درگیری نظامی» توصیف می‌کند؛ اقدامی که به گفته منتقدان، پیامدهای حقوقی، سیاسی و انسانی سنگینی دارد. این درگیری تاکنون ده‌ها میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته و حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه انرژی به مردم تحمیل کرده است. هم‌زمان، هزاران نفر کشته و برخی خانواده‌های نظامیان آمریکایی از مزایای مربوط به وضعیت جنگی محروم شده‌اند.

صاحب‌خبر -
تبلیغات

فرارو– آروآ مهدوی ستون‌نویس روزنامه گاردین و نویسنده کتاب «قهرمان زن قدرتمند»

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴، در جمع هوادارانش در پنسیلوانیا، وعده داده بود که آمریکایی‌ها را برای جنگ‌های خارجی احمقانه‌ای که هرگز تمام نمی‌شوند اعزام نخواهد کرد. با این حال، تشدید درگیری‌ها در ایران طی روزهای اخیر ممکن است این تصور را ایجاد کند که رئیس‌جمهور از این وعده عقب‌نشینی کرده است. این برداشت نادرست است که مقام‌های دولت آمریکا همچنان تأکید دارند آنچه در ایران در جریان است، اساساً جنگ محسوب نمی‌شود. بنابراین، از دیدگاه رسمی واشنگتن، نمی‌توان گفت دونالد ترامپ آمریکا را بار دیگر وارد یک جنگ بی‌پایان و فاجعه‌بار در خاورمیانه کرده است.

جنگ ایران در میانه انکار و اعتراف ترامپ

جی‌دی ونس نیز در اوایل ماه جاری همین موضع را مطرح کرد. هنگامی که از معاون رئیس‌جمهور آمریکا پرسیده شد آیا ممکن است درگیری‌های ایران تا انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر پایان یافته باشد، او گفت که «اسمش را جنگ نمی‌گذارد» و در آن مقطع «تیراندازی فعالی» وجود ندارد. اما نبود درگیری مستقیم با سلاح گرم به معنای نبود حملات نظامی نیست. او به حمله موشکی آمریکا در اوایل ماه جاری اشاره می‌کند که به یک مراسم عروسی در خانه‌ای شخصی در جنوب ایران اصابت کرد و دست‌کم چهار نفر از جمله یک کودک چهار ساله و یک نوجوان ۱۶ ساله کشته شدند. البته این حادثه در مقایسه با حمله ماه مارس به یک مدرسه ابتدایی که ۱۵۰ کشته بر جای گذاشت، محدودتر است؛ اما حتی چنین حمله‌ای می‌تواند در زمره مواردی قرار گیرد که احتمال ارتکاب «جنایت جنگی» درباره آنها مطرح است.

دولت ترامپ نه‌تنها همچنان از پذیرش عنوان «جنگ» برای آنچه در ایران جریان دارد خودداری می‌کند، بلکه اساساً وقوع هرگونه جنایت در این درگیری را نیز زیر سؤال می‌برد. جی‌دی ونس درباره گزارش‌های مربوط به کشته شدن غیرنظامیان هشدار داده است که نباید صرفاً بر اساس آنچه دیده یا شنیده می‌شود، درباره آنها قضاوت کرد. این موضع در حالی مطرح شده است که یک کارشناس تسلیحات و همچنین بررسی تصاویر ویدئویی نیویورک تایمز، بمب اصابت‌کرده به مراسم عروسی در یک منطقه مسکونی ایران را آمریکایی تشخیص داده‌اند.

معاون رئیس‌جمهور ممکن است این درگیری را جنگ نداند، اما واقعاً باید پرسید اگر این جنگ نیست، پس دقیقاً چه چیزی است؟ یک درگیری محدود؟ مجموعه‌ای بی‌پایان از «عملیات نظامی ویژه»؟ یا یک اشتباه فاجعه‌بار و خونین؟ خود دونالد ترامپ بارها از واژه «جنگ» استفاده کرده است. او چهارشنبه گذشته گفت: «جنگ بلافاصله پس از انتخابات پایان خواهد یافت.» با این حال، دونالد ترامپ در اظهارنظری دیگر، برای پیچیده‌تر کردن ماجرا، موضع جی‌دی ونس را نیز تأیید کرد و گفت این درگیری را نمی‌توان یک جنگ تمام‌عیار دانست. او ماه گذشته توضیح داد: «من آن را یک درگیری نظامی می‌نامم، چون برای ما مسئله بزرگی نیست.»

«مسئله کوچک» ترامپ؛ صورت‌حسابی میلیاردی برای آمریکا

اما این «مسئله کوچک» هزینه‌ای بسیار سنگین داشته است. درگیری‌ که قرار نیست جنگ نامیده شود، تاکنون ده‌ها میلیارد دلار برای آمریکا هزینه به همراه داشته است. مارک زاندی، اقتصاددان ارشد مؤسسه مودیز آنالیتیکس برآورد کرده است که هزینه این درگیری برای هر خانوار معمولی آمریکایی حدود هزار و دویست دلار بوده است. در کنار این هزینه مالی، بهای انسانی آن نیز قرار دارد؛ هزاران نفری که در جریان این درگیری جان خود را از دست داده‌اند.

اینکه این وضعیت را «جنگ» بنامیم یا «درگیری نظامی»، صرفاً بازی با واژه‌ها نیست و پیامدهای حقوقی و سیاسی مهمی دارد. قانون اساسی آمریکا روشن می‌کند که رئیس‌جمهور نمی‌تواند به‌تنهایی و بر اساس تصمیم شخصی، جنگ رسمی به راه بیندازد؛ اختیار اعلام جنگ در دست کنگره است. البته دونالد ترامپ نخستین رئیس‌جمهوری نیست که برای انجام عملیات نظامی گسترده بدون دریافت مجوز رسمی کنگره، از تغییر نام و تعبیر حقوقی استفاده می‌کند. هری ترومن نیز در جریان جنگ کره، برای دور زدن ضرورت دریافت مجوز کنگره، این درگیری را «اقدام پلیسی» نامید و رؤسای جمهور بعدی نیز کمابیش از همین ترفندهای زبانی استفاده کردند.

با این حال، آنچه در مورد عملکرد دونالد ترامپ کم‌سابقه به نظر می‌رسد، بی‌اعتنایی حتی به روند مشورت با کنگره است. فردریک لوگوال، مورخ و متخصص روابط خارجی در گفت‌وگو با مدرسه کندی دانشگاه هاروارد گفته است که نکته شگفت‌آور درباره عملکرد ترامپ این است که او «حتی واقعاً زحمت مشورت با کنگره را هم به خود نداده است»، چه رسد به اینکه برای دریافت موافقت آن تلاش کند.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر فقط نحوه نام‌گذاری این درگیری نیست؛ مسئله این است که رئیس‌جمهور تا چه اندازه می‌تواند بدون نظارت و موافقت نهاد قانون‌گذار، کشور را وارد یک درگیری نظامی کند. از این منظر، رفتار دونالد ترامپ بیش از آنکه به یک رئیس‌جمهور پاسخگو شباهت داشته باشد، به رفتار یک دیکتاتور نزدیک می‌شود.

از انکار جنگ تا پرداخت ۵ هزار دلار؛ ترامپ در تنگنای بحران

اگر بخواهیم منصف باشیم، دونالد ترامپ هرگز پنهان نکرده است که برای توجیه اقدام نظامی خود در قبال ایران، از همان الگوی هری ترومن استفاده می‌کند. او در یک ضیافت جمع‌آوری کمک مالی در ماه مارس صراحتاً گفت از واژه «جنگ» استفاده نخواهد کرد، زیرا به گفته او، این واژه مستلزم دریافت تأیید رسمی است. دونالد ترامپ در عوض ترجیح داد از تعبیر «عملیات نظامی» استفاده کند؛ تعبیری که در نهایت خود او نیز آن را به اقدامی با «نابودی نظامی» تعبیر کرد.

اجتناب از اعلام رسمی جنگ تنها یک مسئله حقوقی و سیاسی نیست و می‌تواند پیامدهای مستقیمی برای نظامیان آمریکایی و خانواده‌های آنها داشته باشد. در نبود وضعیت رسمی جنگ، برخی تعهدات و مزایایی که معمولاً در دوران جنگ به نیروهای نظامی و خانواده‌هایشان تعلق می‌گیرد، ممکن است مشمول آنها نشود. لیبی کلینر، همسر یکی از نیروهای نیروی هوایی آمریکا که در جریان عملیات علیه ایران کشته شد، اخیراً در اینستاگرام اعلام کرد که به دلیل اعلام‌نشدن رسمی جنگ، او و فرزندانش از دریافت برخی مزایا محروم شده‌اند.

کلینر در این پست نوشت که نیروی هوایی به او گفته است تا زمانی که جنگ رسماً اعلام نشده باشد، او و فرزندانش واجد شرایط دریافت برخی مزایا نیستند. به این ترتیب، خانواده‌ای که یکی از اعضای خود را در جنگ از دست داده، اکنون با این واقعیت روبه‌رو شده است که بخشی از حقوق و مزایای آن نیز به نحوه تعریف حقوقی درگیری بستگی دارد.

دولت شاید بتواند مشکل مزایای لیبی کلینر را حل کند، اما جبران خسارت‌های اقتصادی و سیاسی ناشی از این درگیری برای ترامپ بسیار دشوارتر خواهد بود. محبوبیت رئیس‌جمهور رو به سقوط گذاشته و اکثریت آمریکایی‌ها از درگیری‌ای که ترامپ آن را مسئله‌ای کوچک می‌داند، اما شش ماه است ادامه دارد و زندگی روزمره را برای مردم خطرناک‌تر و پرهزینه‌تر کرده است، خسته شده‌اند.

برآورد دانشگاه براون در هفته گذشته نشان داد که این درگیری تاکنون حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه اضافی انرژی به آمریکایی‌ها تحمیل کرده است؛ هزینه‌ای که هر دو دقیقه یک میلیون دلار دیگر به آن افزوده می‌شود. هم‌زمان، قیمت نفت نیز این هفته برای نخستین بار از ژوئیه از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد.

از سوی دیگر، در شرایطی که درگیری‌ها همچنان تشدید می‌شوند و چشم‌اندازی برای خروج از بحران دیده نمی‌شود، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ گزینه‌های خود را یکی پس از دیگری از دست داده است. اکنون وعده‌های بزرگ، مهم‌ترین ابزار باقی‌مانده برای او هستند. دونالد ترامپ همچنان وعده می‌دهد قیمت انرژی «بلافاصله پس از انتخابات» کاهش خواهد یافت و حتی در اقدامی که نشانه‌ای از استیصال او تلقی شده، اعلام کرده است در صورت حفظ کنترل هر دو مجلس کنگره توسط جمهوری‌خواهان در انتخابات نوامبر، به هر آمریکایی بزرگسال ۵ هزار دلار پرداخت خواهد کرد.

دولت ترامپ می‌تواند این جنگ را هر نامی که می‌خواهد بگذارد، اما نامی که تاریخ برای آن انتخاب خواهد کرد، احتمالاً متفاوت خواهد بود؛ اقدامی فاجعه‌بار که هزینه‌های سنگین آن از غرور و خودبزرگ‌بینی ناشی شده است. انتشار گسترده این اعتراض در فضای مجازی ظاهراً دولت را وادار کرد برای حل این مسئله وارد عمل شود. ونس اعلام کرد دولت اطمینان خواهد داد که کلینر «تمام آنچه را که مستحق دریافت آن است» دریافت کند و تأکید کرد که این موضوع در ادامه پیگیری خواهد شد.

تبلیغات
نویسنده : آروآ مهدوی