شناسهٔ خبر: 79741043 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

در پنجاه و دومین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما مطرح شد؛

خسرو سینایی به فیلم پرتره معنا داد

تهران- ایرنا- علی لقمانی مدیر فیلم‌برداری آثار خسرو سینایی می‌گوید: محمدرضا اصلانی، کارگردان نقل می‌کند که در عرصه مستند و در نسل ما، کسی که واقعا با جدیت در حوزه فیلم پرتره اثر ساخته، خسرو سینایی است. تفاوت اینجاست که سینایی، معنای دقیق فیلم پرتره را می‌فهمد و اعمال می‌کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا از روابط عمومی موزه سینمای ایران، پنجاه و دومین نشست «شب‌های مستند» شامگاه ۲۳ شهریور ماه، با نمایش مستند «عبور از نمی‌دانم...» ساخته زنده‌یاد خسرو سینایی با موضوع زندگی و آثار محمدابراهیم جعفری شاعر نقاش و نقاش شاعر با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند و مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی در سالن «فردوس» موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی فیلمساز بر عهده داشت.

این نشست با حضور علی لقمانی مدیر فیلم‌برداری آثار خسرو سینایی و امید نجوان پژوهشگر و مستندساز به بررسی جنبه‌های مختلف زندگی و آثار خسرو سینایی اختصاص داشت.

فخرالدین سیدی، فیلمساز، راجع به مستند عبور از نمی‌دانم... گفت: در این مستند، بسیاری از بزرگان هنر مملکت را دیده ام که متاسفانه، دیگر در میان ما نیستند و از این نظر، تماشای آن غنیمتی بود. کسانی که علاقمند به دنبال کردن زندگی آثار محمدابراهیم جعفری سوژه مستند عبور از نمی‌دانم... هستند، می‌توانند کتاب «ابری که به دشت‌ خاطره می‌بارد» نوشته پرستو رجایی را مطالعه کنند. خودم هنوز فرصت مطالعه اش را پیدا نکرده‌ام اما کتاب مفصلی راجع به ایشان گردآوری شده است و من لازم دیدم که آن را برای علاقمندان در اینجا معرفی کنم.

علی لقمانی راجع به نگاه خاص خسرو سینایی به مبحث مستند فیلم پرتره اظهار کرد: خسرو سینایی شاید یکی از انگشت‌شمار کسانی باشد که در حوزه فیلم پرتره، استادانه، دقیق و زیاد فعالیت کرده است. متاسفانه، در چند سال اخیر و بعد از عمومی شدن دوربین ویدئو علی‌رغم گسترش میزان ساخت آثار مرتبط با فیلم پرتره، فیلم پرتره‌های امروزه خاصیت سینمایی خودشان را از دست داده‌اند. محمدرضا اصلانی نقل می‌کند که در عرصه مستند و در نسل ما، کسی که واقعا با جدیت در حوزه فیلم پرتره اثر ساخته، خسرو سینایی است. تفاوت اینجاست که سینایی، معنای دقیق فیلم پرتره را می‌فهمد و اعمال می‌کند.

وی ادامه داد: ما با دیدن فیلم پرتره‌های سینایی، آن فرد یا شخص سوژه مستند هم خواهیم شناخت. در آثار او، سینایی نمی‌آید بگوید که فلانی چه سالی متولد شد و والدینش که بودند و درباره هیچ‌کدام از اینها حرف نمی‌زند، چون هدف فیلم پرتره این است که مخاطب وقتی فیلم را تماشا می‌کند، شخصی را که دارد معرفی می‌کند، بتواند لمسش کند. قرار نیست که فیلم پرتره، اطلاعات به مخاطب بدهد و راجع به سال تولد و مرگ سوژه بگوید، بلکه باید این‌گونه تاثیر بگذارد که آن شخصیت را بشناسم، لمس کنم و عمیقا با آن ارتباط برقرار کنم. قرار نیست مقاله بنویسد و متاسفانه، این اطلاعاتی که در به ظاهر فیلم پرتره‌های امروزی می‌بینیم، آن را می‌توانیم در مقاله‌ها در چند دقیقه بخوانیم و نیازی نیست که بنشینیم و یک مستند چندین و چند دقیقه‌ای را تماشا کنیم، این رایج شده است.

وی معتقد است که عبور از نمی‌دانم... از جمله آثاری است که فیلم‌ساز با ضریب زیادی به هدف خود رسیده است و مخاطب با دیدن فیلم، به هنرمندی به اسم محمدابراهیم جعفری نزدیک می‌شویم، او را می‌شناسیم و تاثیری که در ما می‌گذارد مثل این است که یک زیست طولانی با او داشته‌ایم.

امید نجوان نیز بازیگوشی تکنیکال سینمایی و ایده‌های فاصله‌گذارانه را از ویژگی‌های ساخته‌های خسرو سینایی دانست و گفت: اگر ویروس کرونا نبود، می‌توانستیم هنوز از حضور و هنر استاد سینایی استفاده‌های فراوانی ببریم. درباره عبور از نمی‌دانم...، همانطور که همسر آقای جعفری گفتند شبیه آقای جعفری است، این فیلم به شکل عجیبی، جالب است که این مستند و بقیه آثار استاد سینایی خیلی به ایشان شبیه است؛ روحیه‌ای که آقای سینایی داشتند، اگر در فیلم‌هایشان دقت کنید هم هست.

خسرو سینایی به فیلم پرتره معنا داد

سارا جعفری نقاش و دختر محمدابراهیم جعفری سوژه مستند عبور از نمی‌دانم...، رابطه پدرش و خسرو سینایی سازنده اثر را بدین‌صورت توصیف کرد: من دو روز پیش و ناگهانی فهمیدم که این مستند قرار است به نمایش دربیاید و خیلی خوشحال شدم. پوستر این برنامه را یکی از هنرجویان پدرم، بازنشر کرده بود و از آنجا متوجه شدم. صحبت راجع به رابطه بابا و آقای سینایی و اتفاقاتی که افتاده، فراوان است. من این فیلم را بارها دیدم و واقعا آن را زندگی کرده‌ام.

وی ادامه داد: زمانی که فیلم ساخته شد، من ۲۳ ساله و در ایران بودم. آنچه که قشنگ بود و آقای لقمانی عزیز به خوبی اشاره کردند، فی‌البداهه بودن بود که در جان پدر من همیشه وجود داشت و در نقاشی‌های او یا شعرش و همین حضورش می‌بینیم و همین حس فی‌البداهه بودن را آقای سینایی خوب دریافت می‌کردند. آن دو تا مثل دو بچه بازیگوش بودند که با هم کلنجار می‌رفتند بنابراین فیلم زیبا و روان ساخته شد چون هر دو از یک جنس بودند.