خانواده در منظومه حیات بشری صرفاً یک قرارداد حقوقی یا همزیستی تصادفی نیست، بلکه بنیادیترین سلول زیستی، عاطفی، تربیتی و اخلاقی جامعه محسوب می شود. پایداری تمدنها، سلامت روانی نسلها و انتقال ارزشهای اصیل انسانی و معنوی، همگی در پناه این دژ مستحکم شکل گرفتهاند. با این حال، در دهههای اخیر، دگردیسیهای پرشتاب ناشی از مدرنیته ابزارمحور، مصرفگرایی لجامگسیخته و ترویج اباحهگری جنسی، این کانون حیاتی را در مقیاسی جهانی با تهدید فروپاشی مواجه ساخته است.در این میان، پدیده «برهنگی و تضعیف حیا و عفاف» نه یک امر صرفاً تصادفی یا سلیقهای ، بلکه نخستین و نمایانترین حلقه از یک زنجیره بحرانزاست؛ پدیدهای که بهمثابه «نوک کوه یخ»، کوهی از بحرانهای شناختی، هویتی، شخصیتی و اجتماعی را در لایههای پنهان خود دارد.در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه ترویج برهنگی و تقلیل ماهیت و کارکرد پوشش عفیفانه، به امری شخصی و سلیقه ای، نخستین ضربه هولناک را بر روان و سلامت افراد و جوامع وارد می سازد. در فضایی که ارزش انسانی فرد به میزان نمایش جاذبههای جسمانی گره میخورد، هویت عقلانی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی آن به حاشیه رانده میشود. انسان در این پارادایم از یک «موجود با ارزش» به یک «کالای مصرفی» تنزل مییابد.از سوی دیگر، در یک نگاه روانشناسانه، مغز و ادراک انسان در مواجهه مداوم با محرکهای دیداری ، دچارآشفتگی ذهنی میشود. این وضعیت، حس اقناع روانی و عاطفی را از بین برده و بسترساز تنوعطلبی بیپایان، خیانت، سرخوردگی زناشویی و ناتوانی در برقراری پیوندهای وفادارانه عمیق میگردد.
نکته دوم اینکه برهنگی آغازگر فرآیندی است که بنیانهای هنجاری و تربیتی جامعه را منهدم میکند. آنچه در طول سالها و دهه های گذشته و اخیر و در نگاه سطحی غرب «آزادی تن» نامیده شد، در لایههای عمیق به معضلات جبرانناپذیری انجامید. یکی از این معضلات،"انحلال مفهوم تعهد و زیست سالم " بود. خانواده بدون «تعهد متقابل» و «زیست وفادارنه» معنا ندارد. در حال حاضر ، برهنگی و بیبندوباری در غرب، مرزهای قدسی خلوت خانوادگی را دریده و ارتباط زناشویی را از یک میثاق مقدس به پیوندی ناپایدار، موقت و شکننده بدل ساخته است. گسترش روابط آزاد و روابط بدون پذیرش مسئولیت، جوامع غربی را با بحران تولد فرزندان بیسرپرست یا تکوالد مواجه کرده است. جامعهشناسان تایید میکنند که کودکانی که در غیاب ساختار طبیعی و کامل خانواده رشد میکنند، با نرخ بسیار بالاتری از آسیبهای عاطفی، بزهکاری، اعتیاد و افت تحصیلی مواجه میشوند.از سوی دیگر، تخریب الگوی طبیعی خانواده راه را برای ظهور الگوهای منحرف جنسی هموار کرد؛ نتیجه مستقیم این فرآیند،سقوط فاجعهبار نرخ باروری، پیری جمعیت و گسترش بیسابقه بحران «تنهایی و انزوای فردی» در غرب بوده است.
امروزه بسیاری از جامعهشناسان، روانشناسان و حتی سیاستمداران غربی به این حقیقت اعتراف میکنند که انهدام خانواده، زیربنای تمدن مدرن را از درون تهی کرده است. هزینههای نجومی مهار آسیبهای اجتماعی، بحرانهای روحی و روانی مفرط و بحران جمعیت، محصول مستقیم جدایی زیست انسانی از اصل فطری عفاف، خویشتنداری و مرزداری اخلاقی است. غرب با حذف حیا از حوزه عمومی، نه به رهایی انسان، بلکه به اسارت او در چنگال سوداگری جنسی، مدگرایی مبتذل و تنهایی مفرط انجامید.
نکته سوم ، مربوط به نسبت تجربیات دهه های گذشته و اخیر در غرب با جامعه امروز ما است. جامعه ما نباید وارد مسیری شود که انتهای آن فروپاشی مهمترین سرمایه انسانی و اجتماعی است. صیانت از عفاف و حیا نیازمند رویکردی تبیینی، حکیمانه ، فرهنگی و حتی قانونی است. مقوله "عفاف "و"حیا"در این جا باید به عنوان «سپر دفاعی کرامت انسانی»،«پیششرط سلامت روانی فردی» و «ستون فقرات آرامش خانوادگی» تبیین و روایتگری گردد.
متعاقبا، نسل جوان باید پشتصحنه صنعت برهنگی و اهداف نظام سرمایهداری در کالاسازی از زن و متلاشی کردن حریم خانواده را با زبانی استدلالی و اقناعی بشناسند.همچنین باید توجه داشت که پدافند فرهنگی در برابر برهنگی، بدون تسهیل تشکیل خانواده، حمایت اقتصادی از مسکن و معیشت جوانان و ایجاد امنیت روانی برای فرزندآوری، کامل نخواهد شد.تامین مشروع نیازهای عاطفی و زیستی در قالب ازدواج پایدار،قویترین پادزهر در برابر اباحهگری است.ارائه الگوهای درخشان از انسانهایی که با حفظ کامل حیا و عفاف، در بالاترین سطوح علمی،اجتماعی، سیاسی و مدیریتی میدرخشند، بطلان دوگانه کاذب «یا آزادی بی قید و شرط و پیشرفت، یا تحجر و انزوا» را آشکار میسازد.
لازم به ذکر نیست که برهنگی و هنجارشکنی جنسی هرگز مصداق آزادی نیست، بلکه مترادف با سلب آرامش، اسارت در چنگال غریزهگرایی بیانتها و گام برداشتن در مسیر فروپاشی دژ خانواده است. تجربه بحرانزده غرب زنگ خطری جدی و آشکار است که نشان میدهد چشمپوشی از مرزهای عفاف، هزینههای تمدنی جبرانناپذیری در پی دارد.صیانت از حیا و تحکیم مرزهای اخلاقی در جامعه، نجاتبخش زیست سالم انسانی، ضامن استحکام پیوندمیان زوجین و تضمینکننده تربیت نسلی متعالی و مستقل است. نسل جوان و نوجوان ما باید بدانند، «ایرانی اصیل» ماهیتا انسانی متمدن ، با حیا و خانواده دوست است. باید با تثبیت و اجرای قانون، اقدامات گسترده فرهنگی با بهره مندی از ابزارهای تبیینی روزآمد و کارآمد، این گوهر تابناک را حفظ کرده و الگویی جامع از پیشرفت، کرامت و حیات طیبه انسانی را به جهانیان عرضه داریم.انشاءالله.
* رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی