شناسهٔ خبر: 79648422 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

«استخر» با پخش فیلم‌ویژن راهی چند کشور می‌شود، اما یک سؤال قدیمی همچنان باقی است

اکران جهانی یا تور ایرانی؟

صاحب‌خبر -



فاطمه ترکاشوند

اکران بین‌المللی فیلم سینمایی «استخر» به کارگردانی سروش صحت، بهانه‌ای است برای باز کردن دوباره پرونده‌ای قدیمی در سینمای ایران: «پخش جهانی» فیلم‌های ایرانی و فاصله آن با چیزی که در عمل بیشتر به عنوان تور اکران برای ایرانیان خارج از کشور تجربه شده است. «استخر» با بازی امین حیایی، مهران مدیری و سحر دولتشاهی قرار است در شهرهایی از اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا روی پرده برود و پخش بین‌المللی آن را کمپانی فیلم‌ویژن بر عهده دارد.

فیلم‌ویژن از جمله معدود مجموعه‌هایی است که طی بیش از یک دهه، به‌طور مستمر در حوزه نمایش فیلم ایرانی خارج از کشور فعال بوده است. این کمپانی که فعالیت خود را از سال ۲۰۱۴ معرفی می‌کند، تجربه خود را با اکران و برگزاری برنامه‌های سینمایی در اروپا توسعه داده و در این مسیر، علاوه بر نمایش فیلم، روی فرش قرمز و حضور عوامل نیز تأکید داشته است. از جمله نمونه‌های قابل مستندسازی، اکران «ما همه گناهکاریم» در برلین در سال ۲۰۱۷ است که با همکاری مؤسسه فرهنگی حافظ-گوته، در سینمای آلکسا و در دو سانس برگزار شد و الهام حمیدی نیز در آن حضور داشت؛ در این برنامه علاوه بر ایرانیان مقیم، مخاطبان آلمانی و نمایندگانی از شهرداری و آموزش‌وپرورش برلین نیز حاضر بودند.

یک سال بعد نیز «نهنگ عنبر ۲؛ سلکشن رؤیا» با حضور عوامل فیلم در کلن روی پرده رفت؛ مراسمی که فیلم‌ویژن برگزارکننده آن معرفی شده بود. گزارش‌های آن دوره همچنین از برگزاری فرش قرمز برخی فیلم‌های دیگر نیز توسط این مجموعه خبر می‌دهند.

اما مهم‌ترین نمونه برای سنجش ابعاد فعالیت فیلم‌ویژن، شاید «آشفته‌گی» فریدون جیرانی باشد. فیلم در سال ۲۰۱۹ پیش از اکران عمومی در ایران، در اروپا و انگلیس به نمایش درآمد و برنامه آن شهرهایی چون هامبورگ، برلین، هانوفر، استکهلم، گوتنبرگ، اسلو، آمستردام، دوسلدورف، فرانکفورت، لندن، وین و مونیخ را شامل می‌شد. خبرگزاری‌ها صراحتا «پخش و اکران جهانی» فیلم را بر عهده فیلم‌ویژن اعلام کردند. حتی اطلاعات توزیع فیلم نیز فیلم‌ویژن را به عنوان توزیع‌کننده اروپایی ثبت کرده است.

در معرفی رسمی فیلم‌ویژن همچنین از برنامه‌ریزی برای برگزاری «بزرگ‌ترین فستیوال فیلم ایرانی» میان ایران و آلمان سخن گفته شده بود؛ رویدادی که قرار بود بعدتر به کشورهای دیگر اروپایی نیز گسترش پیدا کند. هر چند اخباری روشنی درباره برگزاری این دوره و ادوار بعدی این جشنواره منتشر نشده اما در حال حاضر وب‌سایتی با عنوان Film Vision Festival نیز فعال است و سابقه حضور فیلم در این جشنواره در سال ۲۰۲۵ در FilmFreeway ثبت شده است؛ بنابراین اصل وجود این رویداد را نمی‌توان منتفی دانست، اما برای برگزاری همان جشنواره با عنوان و مقیاسی که در وعده‌های اولیه، به‌ویژه حوالی ۲۰۲۰ مطرح شده بود، مستندات کافی در دسترس نیست.

با این سابقه، پرسش اصلی درباره «استخر» این نیست که آیا فیلم‌ویژن تجربه اکران خارج از کشور دارد یا نه؛ شواهد نشان می‌دهد دارد. مسئله این است که این تجربه را تا چه اندازه می‌توان «پخش حرفه‌ای بین‌المللی» به معنای صنعتی آن دانست؟

در پخش حرفه‌ای، صرف نمایش فیلم در چند شهر خارجی کافی نیست. پخش‌کننده باید بتواند برای فیلم بازار پیدا کند، حقوق نمایش آن را در قلمروهای مختلف بفروشد، با شبکه‌های سینمایی و پلتفرم‌ها مذاکره کند و مخاطب فیلم را از جامعه مهاجر فراتر ببرد. در نمونه‌های موفق سینمای ایران، سازوکار متفاوتی را می‌بینیم؛ مثلا «قهرمان» اصغر فرهادی از طریق یک شرکت فروش بین‌المللی به بازارهای متعدد عرضه شد و برای بیش از ۳۰ کشور و منطقه خریدار پیدا کرد.

از این منظر، سابقه فیلم‌ویژن بیشتر نشان‌دهنده یک مدل موفق‌تر و سازمان‌یافته‌تر از اکران برون‌مرزی و رویدادمحور سینمای ایران است؛ مدلی که در آن شهرهای محل سکونت ایرانیان، فرش قرمز، حضور بازیگران و تبلیغات، بخش مهمی از محصول را تشکیل می‌دهد. اینکه این مدل از نظر اقتصادی چقدر سودآور بوده، اطلاعات عمومی کافی ندارد. حتی یک سؤال منطقی‌تر نیز مطرح است: اگر پخش جهانی برای یک شرکت به یک فعالیت پایدار و سودآور تبدیل شده باشد، قاعدتا باید این مزیت به توسعه شبکه، افزایش قدرت خرید حقوق فیلم‌ها و تبدیل‌شدن پخش‌کننده به یک بازیگر مؤثرتر در بازار بین‌المللی منجر شود؛ مسیری که درباره فیلم‌ویژن اطلاعات کافی برای قضاوت قطعی درباره آن در دست نیست.

اما حتی اگر مسئله پخش‌کننده حل شود، پرسش مهم‌تری باقی می‌ماند: خود فیلم ایرانی تا چه اندازه برای بازار جهانی ساخته شده است؟
فیلمی که قرار است در بازار جهانی رقابت کند، الزاما نباید از هویت ایرانی خود فاصله بگیرد؛ مسئله، قابلیت ارتباط برقرار کردن روایت با مخاطبی است که زبان، کدهای فرهنگی و حتی پیش‌فرض‌های اجتماعی متفاوتی دارد. بسیاری از فیلم‌های ایرانی همچنان در ساختار قصه‌گویی، شخصیت‌پردازی و طراحی موقعیت، بیش از اندازه به پیش‌زمینه‌های آشنا برای مخاطب ایرانی متکی‌اند. در مقابل، موفقیت فیلم‌هایی مانند آثار فرهادی نشان داده است که می‌توان از دل یک موقعیت کاملا ایرانی، مسئله‌ای جهانی ساخت.

«استخر» از این جهت آزمون جالبی است. فیلم سروش صحت درباره فرسودگی یک رابطه، گذر زمان، تنهایی، خانواده و مواجهه آدم‌ها با زندگی است؛ موضوعاتی که بالقوه مرز جغرافیایی ندارند. اما اینکه این مضامین واقعا در ساختار روایت و شخصیت‌ها به زبان سینمایی قابل فهم برای مخاطب غیرایرانی درآمده باشند، و مخصوصا بر قواعد پرتحرک قصهگویی در سینمای حرفه ای جهان استوار باشد و لزوما مزیت خود را در ارائه کدهای سیاسی برای جلب نظر گعده های سینمایی اروپایی و آمریکایی تعریف نکند، پرسشی است که خود اکران خارجی فیلم باید به آن پاسخ بدهد.

در نهایت، اکران «استخر» را می‌توان یک فرصت برای سنجش همین فاصله دانست: فاصله میان اکران فیلم ایرانی در خارج از کشور و پخش جهانی سینمای ایران. اولی در سال‌های گذشته تجربه شده و فیلم‌ویژن یکی از نمونه‌های باسابقه آن است؛ اما دومی هنوز در سینمای ایران به یک صنعت پایدار تبدیل نشده است. شاید مسئله فقط نداشتن پخش‌کننده جهانی نباشد؛ شاید پیش از آن باید فیلم‌هایی داشته باشیم که اساسا ظرفیت زیستن در جهان را در قصه، شخصیت و زبان سینمایی خود حمل کنند.

∎​