شناسهٔ خبر: 79633053 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

بازخوانی عقلانی ساختار حوزه

صاحب‌خبر -
هر ساختار اجتماعی - معرفتی هنگامی که از مدار غایات وجودی خود منحرف شود و به فربهی بوروکراتیک و اقتدارگرایی روی آورد، کارآمدی و وجاهت اجتماعی خود را از دست می‌دهد. پیام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (رهبر انقلاب) به رؤسا و مؤثرین نهاد روحانیت، با تفکیک ساختاری میان «حوزه علمیه» و «نهاد روحانیت»، مجالی تحلیلی فراهم می‌آورد تا ضرورت بازنگری بنیادین در ساختار کمّی و کیفی حوزه و ممانعت از تبدیل آن به نهادی متمرکز، دیوان‌سالار و آمرانه به بوته نقد و استدلال علمی گذارده شود.
۱- تفکیک غایت‌شناختی و آسیب‌شناسی
در تحلیل کارکردی نهادها، بقا و اصالت هر مجموعه در گرو تفکیک مأموریت‌ها و عدم تداخل حوزه‌های عمل است. در این پیام به‌درستی تصریح شده است: «فعل نهاد حوزه علمیه، صرفا تعلیم، تعلم علوم دینی و مقدمات آن و تحقیق در این دایره است؛ به‌طوری که همه امور آن بر مدار این جهات است؛ اما فعل نهاد روحانیت، تبلیغ دین است قولا و فعلا بانحائها… لذا نهاد حوزه علمیه، تقدم قهری بر نهاد روحانیت دارد.»
از منظر استدلال علمی، خَلط این دو ساحت موجب شده است که حوزه علمیه به‌جای تمرکز بر «عقلانیت اجتهادی» و «تولید اندیشه عمیق»، به یک کارخانه تولید مدرک و تأمین نیروی اجرایی-تبلیغی برای مناصب بروکراتیک بدل گردد. این استحاله کارکردی، حوزه را از یک کانون سنتی پژوهش‌محور، به نهادی آزمون‌گرا و اقتدارطلب سوق می‌دهد که خروجی آن افت شدید کیفی در اجتهاد و فقه معاصر است.
۲-  ضرورت مهار تورم کمّی و ارتقای کیفی
یکی از عوامل افت کیفی حوزه‌ها، سیاست‌های توسعه کمّی و جذب انبوه بدون تناسب با استعدادهای اجتهادی است. حوزه علمیه ماهیتی آکادمیک و نخبگانی دارد، نه توده‌ای. تبدیل حوزه به ساختاری عریض و طویل، نیازمند بودجه‌های هنگفت دولتی و مدیریت متمرکز آمرانه است؛ امری که استقلال تاریخی حوزه‌ها را مخدوش ساخته و آن را به نهادی شبیه به سازمان‌های دیوان‌سالار و کلیسایی بدل می‌کند.
بازنگری ساختاری ایجاب می‌کند که حوزه از حیث کمی کوچک، چابک و گزینشی شود و از حیث کیفی، سرفصل‌های درسی از انحصار مباحث صوری و لفظی به سمت عقلانیت فلسفی، فهم مسائل نوپدید، تسلط بر ابزارهای نوین داده‌کاوی، اعتبارسنجی احادیث و تنقیح تراث فقهی جهت‌دهی گردد.
۳-  خطر تبدیل حوزه به «نهاد اقتدارگرا» در برابر «مرجعیت علمی-اخلاقی»
اقتدار حقیقی نهاد دین ناشی از «استدلال منطقی»، «اخلاق عملی» و «اقناع درونی» است، نه اهرم‌های اداری، سازمانی و سیاسی. هنگامی که یک نهاد معرفتی به ابزارهای قدرت ساختاری و آمرانه تکیه می‌زند، فضای آزاداندیشی، تضارب آراء و «سنت مباحثه» که هویت تاریخی حوزه‌های شیعی بوده است، رخت برمی‌بندد.
پیام مذکور با اذعان به اینکه «در روحانیت حتی آن وضع تعینی هم به شکل قاعده‌مند و جامع، وجود ندارد و علت این امر به موازی‌کاری‌ها و پراکندگی‌های مختلف… رجوع می‌نماید»، گویای آن است که تمرکزگرایی اداری و انباشت مراکز تبلیغی و اداری، نه‌تنها مسئله‌ای را حل نکرده، بلکه بسترساز ناکارآمدی و شکاف با متن جامعه شده است. حوزه علمیه باید به جای تصدی‌گری و رفتار شبه‌حکومتی، به رسالت ذاتی خود یعنی «پاسداری از مرزهای دانشی دین»، «تعلیم و تعلم پیراسته از خرافات» و «نقد منصفانه قدرت بر پایه موازین عدالت و فقه» بازگردد.
جمع‌بندی
تحول بنیادین در حوزه علمیه در گرو سه گام متصل است:
۱- تحدید مرزها: ممانعت از کشصیده شدن حوزه علمیه به منازعات اجرایی و تثبیت آن به عنوان پژوهشگاه اجتهادی و علمی.
۲- کیفیت‌محوری: کاهش تصدی‌گری کمّی و اتکا به نخبگان، همگام با به‌کارگیری متدولوژی‌های نوین و هوش مصنوعی در پالایش روایات.
۳- پرهیز از تمرکزگرایی اقتدارگرا: حفظ استقلال معرفتی و احیای مرجعیت اخلاقی و معنوی به جای اتکا به دیوان‌سالاری متصلب.
تنها با این تفکیک و بازمهندسی عقلانی است که می‌توان از استحاله حوزه به یک بروکراسی سخت جلوگیری کرد و اثرگذاری اصیل آن را در هدایت فکری و اخلاقی جامعه احیا نمود.