گروه بینالملل- علی ودایع: به گزارش سیبیاس نیوز، استعفای دن دریسکول از سمت وزارت ارتش ایالات متحده در شرایطی که نام او به عنوان جدیترین گزینه برای تصدی وزارت دفاع یا جانشینی هگست مطرح بود؛یک جابهجایی اداری ساده در دیوانسالاری نظامی آمریکا نیست. این واقعه، رونمایی رسمی از «شورش سرد» و انشقاق ساختاری در قلب دستگاه نظامی-امنیتی واشنگتن در اوج بحرانهای ژئوپلیتیک جهانی است.
خروج دریسکول درست در برههای رخ میدهد که کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام در دکترین بازدارندگی خود در خاورمیانه و شرق آسیا بود؛ اما اصطکاکهای ایدئولوژیک و تصفیههای سیاسی در درون هیئت حاکمه، موازنه قدرت نظامی را قربانی جنگ قدرت در واشنگتن کرده است.
تصفیه ژنرالهای پنتاگون
ریشه اصلی این انفجار درونسازمانی به تقابل دو دیدگاه کاملاً متفاوت درباره اداره و آینده پنتاگون بازمیگردد.برکناریهای بیضابطه و حذف کادرهای ارشد یک وضعیت پیچیده در قلب پنتاگون محسوب میشود. پیتر هگست (وزیر دفاع) در چارچوب پروژه سیاسیسازی نیروهای مسلح، دست به اقدامات بیسابقهای زد. تصمیم او برای کنار گذاشتن چهرههای باسابقه ، بهویژه برکناری ژنرال رندی جرج (رئیس ستاد مشترک ارتش) بدون هماهنگی با دریسکول، خط قرمز سازمانی نیروی زمینی را رد کرد. دریسکول این تصفیهها را ضربهای مهلک به «آمادگی رزمی و بدنه کارشناسی ارتش» میدانست.
دریسکول که در لایههای تحلیلی واشنگتن به عنوان نماینده «مدرنسازی چابک، بهرهگیری از هوش مصنوعی و فناوریهای پهپادی» شناخته میشد، در برابر ساختار متمرکز و سیاسی هگست قرار گرفت. لغو یا کند شدن پروژههای نوسازی دریسکول توسط تیم هگست، این موازنه را به نقطهعطف فروپاشی رساند و پنتاگون را به «جعبه پاندورا» از کشمکشهای داخلی بدل کرد.
با کنارهگیری دریسکول، ارتش آمریکا در شرایطی قرار گرفته که در حال حاضر از داشتن یک مقام غیرنظامی یا نظامی مورد تائید سنا در رأس این نیرو محروم است.والاستریت ژورنال پیش تر گزارش داده بود که انتظار میرود دریسکول پیش از پایان سال از سمت خود کنارهگیری کند و حتی ممکن است زودتر از آن این سمت را ترک کند. به نوشته این روزنامه، یکی از نشانههای آشکار اینکه دریسکول از هماکنون خود را برای کنارهگیری آماده میکند، تابستان امسال ظاهر شد؛ زمانی که او و خانوادهاش محل اقامت رسمی اختصاصیافته به وزیر ارتش در پایگاه مشترک مایر-هندرسون هال را تخلیه کردند.
وزیر جنگ آمریکا در ماه آوریل، ژنرال رندی جورج رئیس ستاد ارتش را بهطور ناگهانی برکنار کرد و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هنوز نامزدی را برای جایگزینی دائمی او معرفی نکرده است. ژنرال کریستوفر لانیو، که پیشتر دستیار ارشد نظامی وزیر جنگ بود، در حال حاضر بهصورت موقت وظایف رئیس ستاد را انجام میدهد.
شکاف در قلب پنتاگون
گسترش سایه شکافها در طبقه چهارم پنتاگون تنها به استعفای وزیر ارتش محدود نمیشود. حالا فهم دقیقتری از «تقابل بنیادین پیتر هگزث با بدنه کارشناسی و نظامی پنتاگون» وجود دارد.هگست از یک طرف با ادعای «تطهیر پنتاگون از جنبههای عقیدتی-سیاسی چپ و حذف دیوانسالاری سنتی» بر خلاف رویه سنتی پنتاگون به دنبال سیاسی کاری در وزارت جنگ است.
از طرف دیگر، بدنه سنتی ارتش و ژنرالهای چندستاره، بر معیارهایی چون ارشدیت، تجربه میدان جنگ و ساختار سنتی پنتاگون تکیه دارد. چالش اصلی جایی است که وزیر جنگ ، انتصابات و بقا در پنتاگون را «وفاداری مطلق به خط سیاسی کاخ سفید» قرار داده است.
ناگفته نماند که عزل سریالی ژنرالهای چهارستاره ارتش آمریکا یک وضعیت ابهام در قلب فرماندهی رزمی پنتاگون ایجاد کردهاست. این پاکسازیها موجب شده کادر ارشد نظامی از ارائه تحلیلهای بیطرفانه یا هشدارهای کارشناسی درباره خطرات عملیاتی خودداری کنند؛ امری که ارتش را در وضعیت «خودسانسوری تاکتیکی» قرار میدهد.
در حالی که بدنه کارشناسی پنتاگون و فرماندهان نیروها (نظیر ارتش و نیروی دریایی) بر تسریع پروژههای نسل جدید،شامل جنگافزارهای خودکار، هوش مصنوعی، فناوریهای پهپادی و نبرد شبکه محور تمرکز دارند؛ اولویتهای هگزث بر محورهای ایدئولوژیک و تغییرات فرهنگی متمرکز شده است.بدنه فنی ارتش معتقد است تمرکز بیش از حد وزیر دفاع بر مسائلی چون حذف برنامههای تنوعگرایی (DEI) و تصفیههای اداری، انرژی و تمرکز پنتاگون را از چالشهای اصلی نظیر سبقت فناوری چین و تهدیدات موشکی و پهپادی در خاورمیانه منحرف ساخته است.
باید دقت داشت که اصول کلیدی قانون اساسی آمریکا بر پایه «کنترل غیرنظامیان بر نیروهای مسلح» استوار است. هگست تصمیمهای سیاسی را بر تصمیمهای نظامی ارجحیت میبخشد.گزارشها نشان میدهد هگست در موارد متعدد، پیشنهادهای فنی ستاد مشترک نیروهای مسلح را دور زده و تصمیمات عملیاتی یا پرسنلی را بدون مشورت با کادر تخصصی اتخاذ کرده است.در پاسخ به این روند، نوعی مقاومت منفی یا «شورش سرد» در میان دیوانسالاران سنتی و افسران ارشد شکل گرفته است؛ به طوری که اجرای دستورات وزیر با کندی، بروکراسی مضاعف و ارزیابیهای پرمخاطره مواجه میشود.
برآیند این اصطکاک درونسازمانی، کاهش انعطافپذیری و توان مانور پنتاگون در بحرانهای بینالمللی است. عملا ساختار فرماندهی وزارت جنگ آمریکا مقابل ایران ، روسیه و چین دچار نوعی سردرگمی شدهاست.
رفقای دانشگاه «ییل» در محاصره سایهها
فراتر از جنگ قدرت در طبقه چهارم ساختمان پنتاگون ، دامنه کناره گیری وزیرجنگ به کاخ سفید هم کشیده شدهاست. روابط فردی و شبکههای سیاسی در واشنگتن همواره نقش کاتالیزور را ایفا میکنند. ورود و ماندگاری دریسکول در ساختار ارشد دفاعی، حاصل مستقیم چتر حمایتی جیدیونس (معاون رئیسجمهور) بود. دوستی عمیق دریسکول و ونس از دوران تحصیل در دانشگاه یل، دریسکول را به عنوان نماینده «راست جدید » جناحی که خواستار بازسازی نخبگان واشنگتن و دگرگونی در دیوانسالاری سنتی است—وارد تیم نظامی کاخ سفید کرد.
ناگفته نماند که رفاقت با ونس تا مدتی به عنوان سپر بلای دریسکول در برابر فشارهای هگست عمل کرد. اما زمانی که ترامپ در دوپلی تصفیههای پنتاگون، جانبداری ضمنی خود را از هگست نشان داد، ونس نتوانست مانع حذف ژنرالهای کلیدی شود. دریسکول نیز ترجیح داد پیش از فرسایش کامل برند سیاسیاش، از این بازی خارج شود.
روزنامه نیویورک پست در ماه آوریل در گزارشی گفته بود که وزیر جنگ آمریکا بهطور فزایندهای گرفتار «پارانویا» شده بود؛ بهدلیل احتمال اینکه خودش از سمتش کنار گذاشته شود و دریسکول جایگزین او شود.
این گزارش، به نقل از مقامهای فعلی و پیشین دولت آمریکا، میگفت نگرانی وزیر جنگ درباره جایگاه دریسکول در حلقه نزدیکان ترامپ، در کنار عوامل دیگر، به برکناری جورج و همچنین اخراج ژنرال دیوید هودن و سرلشکر ویلیام گرین کمک کرده است. در آن زمان، یک منبع به این روزنامه گفته بود: به وزیر جنگ از سوی کاخ سفید گفته شده که نمیتواند دریسکول را برکنار کند، دستکم در حال حاضر.»
این منبع گفته بود: «بنابراین کاری که وزیر جنگ انجام داده این است که هر کسی را که تصور میکند به دریسکول نزدیک است، هدف قرار دهد و به سراغ آنها برود.»
بیوزنی مدیریتی در پرونده ایران
خروج دریسکول، پنتاگون را در حساسترین برهه از معادلات خاورمیانه و پرونده ایران دچار یک «بیوزنی مدیریتی بیسابقه» میکند. با استعفای جان فلان (وزیر نیروی دیرایی) و اکنون خروج دن دریسکول (وزیر ارتش)، دو بدنه اصلی نیروی زمینی و دریایی ایالات متحده بدون فرماندهان غیرنظامی تثبیتشده و دارای تاییدیه سنا رها شدهاند.
در شرایطی که ایران با هوشمندی از اهرم هرمز و دکترینهای منطقه خاکستری برای ایجاد «موازنه وحشت» و پاسخ به فشارهای واشنگتن بهره میگیرد، عدم انسجام در رأس پنتاگون توان عملیاتی آمریکا را کُند میسازد. ارعاب با تاکتیکهای «قایق توپدار» نیازمند رهبری ساختاری محکم است؛ در غیر این صورت، سیگنال آشفتگی به طرف مقابل منتقل میشود.
انشقاق در کنگره
موج استعفاها واکنشهای تندی را در کمیسیونهای نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا برانگیخته است. چهرههایی نظیر سناتور جک رید، سیاسیسازی پنتاگون و خالی ماندن پستهای ارشد در زمان حضور صدها هزار سرباز آمریکایی در خاورمیانه را خطری مستقیم برای امنیت ملی قلمداد کردهاند.
شاهینهای سنتی دفاعی در کنگره از فروپاشی انضباط سازمانی ارتش خشمگین هستند، در حالی که جناح تندرو این پاکسازیها را لازمه خروج از دیوانسالاری قدیمی میداند.
استعفای دن دریسکول بیش از آنکه حاصل یک اختلاف نظر اداری باشد، «افتادن ماسک از چهره سردر گمی استراتژیک در واشنگتن» است. وقتی در اوج تنشهای منطقهای و پروندههای حساس بینالمللی، قلب دستگاه نظامی ایالات متحده دچار انتقامجوییها و پاکسازیهای درونسازمانی میشود، نتیجه مستقیم آن «اضطراب امنیتی در قلب واشنگتن» و کند شدن اهرمهای فشار خارجی در تاریکخانه دیپلماسی خواهد بود.
خروج دریسکول درست در برههای رخ میدهد که کاخ سفید بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام در دکترین بازدارندگی خود در خاورمیانه و شرق آسیا بود؛ اما اصطکاکهای ایدئولوژیک و تصفیههای سیاسی در درون هیئت حاکمه، موازنه قدرت نظامی را قربانی جنگ قدرت در واشنگتن کرده است.
تصفیه ژنرالهای پنتاگون
ریشه اصلی این انفجار درونسازمانی به تقابل دو دیدگاه کاملاً متفاوت درباره اداره و آینده پنتاگون بازمیگردد.برکناریهای بیضابطه و حذف کادرهای ارشد یک وضعیت پیچیده در قلب پنتاگون محسوب میشود. پیتر هگست (وزیر دفاع) در چارچوب پروژه سیاسیسازی نیروهای مسلح، دست به اقدامات بیسابقهای زد. تصمیم او برای کنار گذاشتن چهرههای باسابقه ، بهویژه برکناری ژنرال رندی جرج (رئیس ستاد مشترک ارتش) بدون هماهنگی با دریسکول، خط قرمز سازمانی نیروی زمینی را رد کرد. دریسکول این تصفیهها را ضربهای مهلک به «آمادگی رزمی و بدنه کارشناسی ارتش» میدانست.
دریسکول که در لایههای تحلیلی واشنگتن به عنوان نماینده «مدرنسازی چابک، بهرهگیری از هوش مصنوعی و فناوریهای پهپادی» شناخته میشد، در برابر ساختار متمرکز و سیاسی هگست قرار گرفت. لغو یا کند شدن پروژههای نوسازی دریسکول توسط تیم هگست، این موازنه را به نقطهعطف فروپاشی رساند و پنتاگون را به «جعبه پاندورا» از کشمکشهای داخلی بدل کرد.
با کنارهگیری دریسکول، ارتش آمریکا در شرایطی قرار گرفته که در حال حاضر از داشتن یک مقام غیرنظامی یا نظامی مورد تائید سنا در رأس این نیرو محروم است.والاستریت ژورنال پیش تر گزارش داده بود که انتظار میرود دریسکول پیش از پایان سال از سمت خود کنارهگیری کند و حتی ممکن است زودتر از آن این سمت را ترک کند. به نوشته این روزنامه، یکی از نشانههای آشکار اینکه دریسکول از هماکنون خود را برای کنارهگیری آماده میکند، تابستان امسال ظاهر شد؛ زمانی که او و خانوادهاش محل اقامت رسمی اختصاصیافته به وزیر ارتش در پایگاه مشترک مایر-هندرسون هال را تخلیه کردند.
وزیر جنگ آمریکا در ماه آوریل، ژنرال رندی جورج رئیس ستاد ارتش را بهطور ناگهانی برکنار کرد و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هنوز نامزدی را برای جایگزینی دائمی او معرفی نکرده است. ژنرال کریستوفر لانیو، که پیشتر دستیار ارشد نظامی وزیر جنگ بود، در حال حاضر بهصورت موقت وظایف رئیس ستاد را انجام میدهد.
شکاف در قلب پنتاگون
گسترش سایه شکافها در طبقه چهارم پنتاگون تنها به استعفای وزیر ارتش محدود نمیشود. حالا فهم دقیقتری از «تقابل بنیادین پیتر هگزث با بدنه کارشناسی و نظامی پنتاگون» وجود دارد.هگست از یک طرف با ادعای «تطهیر پنتاگون از جنبههای عقیدتی-سیاسی چپ و حذف دیوانسالاری سنتی» بر خلاف رویه سنتی پنتاگون به دنبال سیاسی کاری در وزارت جنگ است.
از طرف دیگر، بدنه سنتی ارتش و ژنرالهای چندستاره، بر معیارهایی چون ارشدیت، تجربه میدان جنگ و ساختار سنتی پنتاگون تکیه دارد. چالش اصلی جایی است که وزیر جنگ ، انتصابات و بقا در پنتاگون را «وفاداری مطلق به خط سیاسی کاخ سفید» قرار داده است.
ناگفته نماند که عزل سریالی ژنرالهای چهارستاره ارتش آمریکا یک وضعیت ابهام در قلب فرماندهی رزمی پنتاگون ایجاد کردهاست. این پاکسازیها موجب شده کادر ارشد نظامی از ارائه تحلیلهای بیطرفانه یا هشدارهای کارشناسی درباره خطرات عملیاتی خودداری کنند؛ امری که ارتش را در وضعیت «خودسانسوری تاکتیکی» قرار میدهد.
در حالی که بدنه کارشناسی پنتاگون و فرماندهان نیروها (نظیر ارتش و نیروی دریایی) بر تسریع پروژههای نسل جدید،شامل جنگافزارهای خودکار، هوش مصنوعی، فناوریهای پهپادی و نبرد شبکه محور تمرکز دارند؛ اولویتهای هگزث بر محورهای ایدئولوژیک و تغییرات فرهنگی متمرکز شده است.بدنه فنی ارتش معتقد است تمرکز بیش از حد وزیر دفاع بر مسائلی چون حذف برنامههای تنوعگرایی (DEI) و تصفیههای اداری، انرژی و تمرکز پنتاگون را از چالشهای اصلی نظیر سبقت فناوری چین و تهدیدات موشکی و پهپادی در خاورمیانه منحرف ساخته است.
باید دقت داشت که اصول کلیدی قانون اساسی آمریکا بر پایه «کنترل غیرنظامیان بر نیروهای مسلح» استوار است. هگست تصمیمهای سیاسی را بر تصمیمهای نظامی ارجحیت میبخشد.گزارشها نشان میدهد هگست در موارد متعدد، پیشنهادهای فنی ستاد مشترک نیروهای مسلح را دور زده و تصمیمات عملیاتی یا پرسنلی را بدون مشورت با کادر تخصصی اتخاذ کرده است.در پاسخ به این روند، نوعی مقاومت منفی یا «شورش سرد» در میان دیوانسالاران سنتی و افسران ارشد شکل گرفته است؛ به طوری که اجرای دستورات وزیر با کندی، بروکراسی مضاعف و ارزیابیهای پرمخاطره مواجه میشود.
برآیند این اصطکاک درونسازمانی، کاهش انعطافپذیری و توان مانور پنتاگون در بحرانهای بینالمللی است. عملا ساختار فرماندهی وزارت جنگ آمریکا مقابل ایران ، روسیه و چین دچار نوعی سردرگمی شدهاست.
رفقای دانشگاه «ییل» در محاصره سایهها
فراتر از جنگ قدرت در طبقه چهارم ساختمان پنتاگون ، دامنه کناره گیری وزیرجنگ به کاخ سفید هم کشیده شدهاست. روابط فردی و شبکههای سیاسی در واشنگتن همواره نقش کاتالیزور را ایفا میکنند. ورود و ماندگاری دریسکول در ساختار ارشد دفاعی، حاصل مستقیم چتر حمایتی جیدیونس (معاون رئیسجمهور) بود. دوستی عمیق دریسکول و ونس از دوران تحصیل در دانشگاه یل، دریسکول را به عنوان نماینده «راست جدید » جناحی که خواستار بازسازی نخبگان واشنگتن و دگرگونی در دیوانسالاری سنتی است—وارد تیم نظامی کاخ سفید کرد.
ناگفته نماند که رفاقت با ونس تا مدتی به عنوان سپر بلای دریسکول در برابر فشارهای هگست عمل کرد. اما زمانی که ترامپ در دوپلی تصفیههای پنتاگون، جانبداری ضمنی خود را از هگست نشان داد، ونس نتوانست مانع حذف ژنرالهای کلیدی شود. دریسکول نیز ترجیح داد پیش از فرسایش کامل برند سیاسیاش، از این بازی خارج شود.
روزنامه نیویورک پست در ماه آوریل در گزارشی گفته بود که وزیر جنگ آمریکا بهطور فزایندهای گرفتار «پارانویا» شده بود؛ بهدلیل احتمال اینکه خودش از سمتش کنار گذاشته شود و دریسکول جایگزین او شود.
این گزارش، به نقل از مقامهای فعلی و پیشین دولت آمریکا، میگفت نگرانی وزیر جنگ درباره جایگاه دریسکول در حلقه نزدیکان ترامپ، در کنار عوامل دیگر، به برکناری جورج و همچنین اخراج ژنرال دیوید هودن و سرلشکر ویلیام گرین کمک کرده است. در آن زمان، یک منبع به این روزنامه گفته بود: به وزیر جنگ از سوی کاخ سفید گفته شده که نمیتواند دریسکول را برکنار کند، دستکم در حال حاضر.»
این منبع گفته بود: «بنابراین کاری که وزیر جنگ انجام داده این است که هر کسی را که تصور میکند به دریسکول نزدیک است، هدف قرار دهد و به سراغ آنها برود.»
بیوزنی مدیریتی در پرونده ایران
خروج دریسکول، پنتاگون را در حساسترین برهه از معادلات خاورمیانه و پرونده ایران دچار یک «بیوزنی مدیریتی بیسابقه» میکند. با استعفای جان فلان (وزیر نیروی دیرایی) و اکنون خروج دن دریسکول (وزیر ارتش)، دو بدنه اصلی نیروی زمینی و دریایی ایالات متحده بدون فرماندهان غیرنظامی تثبیتشده و دارای تاییدیه سنا رها شدهاند.
در شرایطی که ایران با هوشمندی از اهرم هرمز و دکترینهای منطقه خاکستری برای ایجاد «موازنه وحشت» و پاسخ به فشارهای واشنگتن بهره میگیرد، عدم انسجام در رأس پنتاگون توان عملیاتی آمریکا را کُند میسازد. ارعاب با تاکتیکهای «قایق توپدار» نیازمند رهبری ساختاری محکم است؛ در غیر این صورت، سیگنال آشفتگی به طرف مقابل منتقل میشود.
انشقاق در کنگره
موج استعفاها واکنشهای تندی را در کمیسیونهای نیروهای مسلح مجلس نمایندگان و سنا برانگیخته است. چهرههایی نظیر سناتور جک رید، سیاسیسازی پنتاگون و خالی ماندن پستهای ارشد در زمان حضور صدها هزار سرباز آمریکایی در خاورمیانه را خطری مستقیم برای امنیت ملی قلمداد کردهاند.
شاهینهای سنتی دفاعی در کنگره از فروپاشی انضباط سازمانی ارتش خشمگین هستند، در حالی که جناح تندرو این پاکسازیها را لازمه خروج از دیوانسالاری قدیمی میداند.
استعفای دن دریسکول بیش از آنکه حاصل یک اختلاف نظر اداری باشد، «افتادن ماسک از چهره سردر گمی استراتژیک در واشنگتن» است. وقتی در اوج تنشهای منطقهای و پروندههای حساس بینالمللی، قلب دستگاه نظامی ایالات متحده دچار انتقامجوییها و پاکسازیهای درونسازمانی میشود، نتیجه مستقیم آن «اضطراب امنیتی در قلب واشنگتن» و کند شدن اهرمهای فشار خارجی در تاریکخانه دیپلماسی خواهد بود.