شناسهٔ خبر: 79521995 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

اتحاد مقدس از نگاه بنيان‌گذار (۸)

احمد مازني

صاحب‌خبر -

هفته وحدت تهديدي كه به فرصت تبديل شد
يكي از ويژگي‌هاي امام خميني استفاده بهينه از فرصت‌ها و از آن بالاتر تبديل تهديد‌ها به فرصت است. ازجمله‌ مسائل مسلمانان جمعيت بسيار اما ناهماهنگ است؛ جمعيت ميلياردي مسلمانان كه به جرات مي‌توان گفت در بيش از ۹۰درصد مسائل اعتقادي، اجتماعي و اقتصادي وجوه و منافع مشترك دارند اما متاسفانه موارد جزيي اختلافي با دخالت بيگانگان تبديل به دوري و چه بسا خنثي كردن ظرفيت‌هاي مشترك مي‌شود. اگر بگوييم جنگ‌هاي داخلي مسلمانان در طول تاريخ اسلام بيش از جنگ با دشمنان اسلام بوده سخني به گزاف نگفته‌ايم. اينجاست كه امام راحل تفرقه مسلمانان را عامل توسعه‌طلبي رژيم غاصب صهيونيستي مي‌داند و مي‌فرمايد: «براي من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همه دول اسلاميه و ملت‌هاي اسلام مي‌دانند كه درد چيست؟ مي‌دانند كه دست اجانب در بين است كه اينها را متفرق از هم بكنند، مي‌بينند كه با اين تفرقه‌ها ضعف و نابودي نصيب آنان مي‌شود، مي‌بينند كه يك دولت پوشالي اسراييل در مقابل مسلمين ايستاده كه اگر مسلمين مجتمع بودند و هر كدام يك سطل آب مي‌ريختند او را سيل مي‌برد، معذلك در مقابل او زبون هستند.» (صحيفه امام؛ ج ۹، ص ۲۷۳-۲۷۴)   ازجمله موارد اختلافي، تاريخ تولد پيامبر اسلام (ص) است كه امام خميني براي مديريت اين اختلاف، فاصله ميان ۱۲ ربيع‌ الاول كه سالگرد ولادت پيامبر اسلام (ص) بنابر روايات اهل‌سنت، تا ۱۷ ربيع‌الاول كه تاريخ ولادت ايشان بنابر روايات شيعه است را به عنوان هفته وحدت نامگذاري كرد و اين اختلاف را كه مي‌توانست تهديدي براي امت اسلامي باشد را به فرصتي براي مسلمانان تبديل كرد. امام ‌خميني درباره تلاش دشمنان براي ايجاد اختلاف بين شيعه و سني مي‌فرمايد:   «الان اجتماعاتي هست كه به اسم شيعه و سني بنابر ايجاد اختلاف دارند؛ همان‌طور كه وابستگان به قدرت بزرگ امريكا در طائف اين مساله را طرح كردند و براي خدمتگزاري به شوروي است. 

نقشه اختلاف بين برادران را ريختند و به دنبال آن، در كشور خودمان هم اشخاصي دارند همان نقشه را پياده مي‌كنند، غافل از آنكه اگر خداي نخواسته اين قدرت‌هاي بزرگ در ايران برگردند، نه اسلام مي‌ماند و نه اهل -سنتي و نه اهل- تشيعي باقي مي‌گذارند.» (همان، ج14، ص181)  و در كلامي ديگر هدف تفرقه‌افكنان را از بين بردن اساس اسلام مي‌داند و مي‌فرمايد: «امروز روزي است كه تمام طوايف مسلمانان مقابل هستند با قدرت‌هاي شيطاني كه اساس اسلام را مي‌خواهند از بين ببرند. امروز روزي است كه همه به دستور اسلام، به دستور قرآن با هم متحد باشند و تنازع نكنند.» (همان، ج13، ص102)  و در بياني ديگر مي‌فرمايد: «در اسلام‏ بين شيعه و سني ابدا تفرقه نيست؛ بين شيعه و سني نبايد تفرقه باشد. بايد وحدت كلمه را حفظ كنيد. ائمه اطهار ما سفارش كردند به ما كه بپيونديد با هم و با هم اجتماع‌مان را حفظ كنيم و كسي كه اين اجتماع را بخواهد كه به‌هم بزند، يا جاهل است يا مغرض و نبايد به اين حرف‌ها گوش بكنند. برادران سني ما نبايد به يك تبليغاتي كه از طرف دشمنان اسلام مي‌شود ترتيب اثر بدهند. ما با آنها برادر هستيم، آنها با ما برادر هستند. اين مملكت مال همه ماست، مال همه ما. مال اقليت‌هاي مذهبي، مال مذهبيون ما، مال برادران اهل سنت ما.  همه ما با هم هستيم. مساله اختلاف بين پيروان دو طايفه و دو مذهب، ريشه‏اش از صدر اسلام است. در آن وقت خلفاي اموي و خصوصا عباسي، درصدد بودند كه اختلاف ايجاد كنند. مجالس درست مي‌كردند و [به اختلاف‏] دامن مي‏زدند. اين اختلاف كم‌كم اسباب اين شد كه در بين عوامِ از اهل سنت و عوامِ از اهل شيعه اين تنافس [فخرفروشي و رقابت] پيدا شد؛ وگرنه نه عوام اهل سنت به سنت رسول‌الله عمل كرده و مي‌كنند و نه عوام اهل شيعه پيروي از ائمه اطهار كرده‏اند.  ائمه‌اطهار ما كوشش كردند تا اينها را داخل در آن جمعيت كنند، با آنها نماز بخوانند، به تشييع جنازه‌هاي آنها بروند. زمانْ كم‌كم آمد به اين طرف و قدرتمندان اين كار را كردند براي اينكه اين دو طايفه با هم سرگرم باشند و خودشان هر كاري مي‌خواهند بكنند.»
 (صحيفه‌ امام، ج‏۶، ص۸۴ و ۸۵)