مسوولان سه كشور عربستان سعودي، تركيه و پاكستان به ميزباني عربستان و در شهر مكه يك پيمان دفاعي مشترك امضا و اعلام كردند كه از اين پس حمله به پايتخت هر يك از كشورها عضو توافق حمله به سه كشور تلقي شده و با واكنش اعضا مواجه خواهد شد. پس از امضاي توافق اعضا اعلام كردند كه از پيوستن ديگر كشورهاي اسلامي در منطقه ازجمله جمهوري اسلامي ايران به توافقنامه استقبال ميكنند. اگرچه گزارشهایی مبني بر دعوت از ايران براي پيوستن به اين پيمان منتشر شد، اما منابع رسمي هنوز به صورت قطعي خبر را تاييد نكردهاند. جمهوري اسلامي ايران در قبال انتشار خبر امضاي توافق واكنش مثبت نشان داد و از امضاي آن به صورت ضمني استقبال كرد .اما در هر موضعي نسبت به انعقاد اين توافق و پيوستن يا كنارهگيري از آن در صورت امكان بايد نكات ذيل مورد توجه كارگزاران و مسوولان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قرار گيرد: ۱-امضاي چنين توافقي براي ساختار امنيتي منطقه بيانگر اين مهم است كه منطقه خليجفارس اگرچه به لحاظ جغرافيايي ويژگيهاي يك منطقه را دارد، اما به دلايل مختلف تاكنون كشورهاي حاضر در منطقه خود نتوانستهاند يك الگوي بومي براي امنيت منطقه براساس خوداتكايي تشكيل دهند و هميشه ساختار امنيتي منطقه از طريق بازيگران خارجي تعيين شده و توافق فعلي نيز از اين قاعده مستثني نيست. ۲- واقعيت اين است كه جنگ تحميلي دوم و سوم امريكا و اسراييل عليه ايران همراه با پيامدهاي آن بهويژه ناتواني امريكا در دفاع از متحدين خود ساختار امنيتي كنوني منطقه مبني بر اتكا به امريكا و با حضور امريكا را زير سوال برد و ضرورت جايگزيني ساختار جديد را الزامي كرده است. توافق مكه اگرچه ميتواند در راستاي اين مهم باشد، اما نبايد اين نكته از نظر دور بماند كه شكلگيري و سازماندهي چارچوب جديد به معناي كنارهگيري امريكا از ساختار امنيتي در منطقه نيست، بلكه ميتواند در راستاي بازتعريف سياست جديد خاورميانهاي امريكا مبني بر كمرنگ كردن حضور خود در منطقه و تامين اهداف خود در منطقه از طريق واگذاري مسووليت به متحدين خود باشد، چراكه تركيه و پاكستان هر دو متحد امريكا بوده و هستند و اگر مصر نيز به اين پيمان بپيوندد آنگاه بازتعريف هدف اين پيماننامه بر اساس رهيافت واگذاري مسووليت كامل ميشود. ۳-انعقاد توافق در زماني صورت ميگيرد كه احياي توافق ابراهيم حداقل در شرايط كنوني امكانپذير نيست و تنشهايي بين تركيه و حتي پاكستان با اسراييل در منطقه نمايان شده، لذا از اين جهت اين توافق ميتواند به نوعي تلاشهاي امريكا براي ايجاد ساختار امنيتي با محوريت اسراييل در منطقه را حداقل در كوتاهمدت به كما برد، اما نبايد بسيار خوشبينانه با اين موضوع برخورد كرد، چراكه اسراييل متحد استراتژيك امريكا در منطقه است و اعضاي پيمان امريكا هم متحدين و دوستان امريكا در منطقه، پس نبايد انتظار معجزه از توافق مكه داشت .تنها نكته مثبت آن حداقل ناكامي پيمان صلح ابراهيم در كوتاهمدت است. ۴- خليجفارس حياط خلوت ايران است و پيشنهاد ايران براي ساختار امنيتي اين منطقه قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تشكيل يك ساختار امنيتي با حضور همه كشورهاي منطقه و بدون حضور بازيگران خارجي بوده است. حال آنكه واقعيت اين است كه پيمان مكه پاي بازيگران خارجي را به منطقه خليجفارس باز ميكند به خصوص دو كشور تركيه و پاكستان و حتي مصر در صورت پيوستن به آنكه ميتواند زنگ خطر براي ايران در خليجفارس باشد. تركيه اگرچه همسايه و دوست ايران است، اما واقعيت اين است كه تركيه رقيب استراتژيك ايران در منطقه است. پاكستان كشوري همسايه، اما داراي توان هستهاي است و رقيب ايران در برخي حوزهها در شرق آسياست و بالاخره اينكه مصر نيز رقيب اصلي ايران براي رهبري خاورميانه است. پس بايد بسيار محتاطانه و با دقت به توافق و پيامدهاي آن نگريست.۵- امضاي توافق زماني صورتگرفته است كه رويارويي ايران و امريكا وارد مرحله جديدي شده و امريكا صحبت از اعمال تحريمهاي ثانويه حداكثري عليه ايران و در مقابل ايران نيز تهديد كرده است كه در صورت عملياتي شدن تحريمهاي جديد امريكا عليه ايران نهتنها صدور انرژي از منطقه به صورت كامل قطع خواهد شد، بلكه ايران در پاسخ تمام تاسيسات اقتصادي در منطقه را كه امريكا و شركتهاي امريكايي در آن سهيم هستند مورد حمله قرار خواهد داد. تهديدي كه در صورت عملياتي شدن به معناي حمله به زيرساختهاي انرژي بسياري از كشورهاي منطقه ازجمله عربستان خواهد بود، چراكه بدون ترديد مركز ثقل منافع امريكا در منطقه تاسيسات آرامكو است .بنابراين اين سوال مطرح ميشود كه در صورت وقوع چنين رخدادي واكنش اعضاي پيمان مكه چه خواهد بود با توجه به اينكه پاكستان داراي توان هستهاي و تركيه نيز عضو پيمان ناتو است، در چنين وضعيتي آيا پاكستان ديگر دوست و ميانجي خواهد بود يا طرف مقابل ايران و متحد عربستان، واقعيتي كه بايد با آن با احتياط برخورد كرد يا تركيه همسايه و دوست خواهد بود يا حامي عربستان در مقابل تهديدات ايران. جان كلام اينكه تامل در نكات بالا بيانگر اين مهم است كه نقطه قوت پيمان مكه تقابل با پيمان ابراهيم است، اما در ضمن دربردارنده چند هشدار براي جمهوري اسلامي ايران است؛ اولا، مخالف سياست كلي ايران در منطقه مبني بر مخالفت با ورود بازيگران خارجي به ساختار امنيتي منطقه است. ثانيا، اين پيمان پاي رقباي ايران را به منطقه باز ميكند.ثالثا، در صورت رويارويي جديد ايران و امريكا و كشيده شدن جنگ بين دو كشور به حالت فراگير در منطقه ديگر نميتوان به پاكستان و تركيه اطمينان داشت، چراكه بايد به حمايت از متحد خود يعني عربستان بپردازند و رابعا، اينكه نبايد امضاي اين توافق را به معناي رويارويي با امريكا دانست، بلكه شايد در راستاي دكترين جديد امريكا در منطقه مبني بر فاصلهگيري از كانون بحران و واگذاري مسووليت به متحدين خود و تمركز سياستهاي خود بر شرق آسيا باشد. به اميد آنكه كارگزاران سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران با مدنظر قرار دادن اين نكات در خصوص توافق مكه و پيوستن يا عدم پيوستن به آن در صورت دعوتنامه براي پيوستن به آن تامل كنند، البته به نظر ميرسد حضور در آن بهتر از عدم حضور است، چراكه حضور در آن حتي به صورت عضو ناظر ميتواند حداقل مانع از اتخاذ برخي تصميمات عليه منافع ايران شود.
بايدها و نبايدهاي يك توافق
حسين مسعودنيا
صاحبخبر -
∎