بابك پرهام
بررسي عملكرد دولت چهاردهم در حوزه تئاتر امري متناقضنما است و اين به دو پارامتر اصلي برميگردد. موضوع اول دو جنگ نابرابر تحميلي و ديگري مقايسه عملكرد دولت چهاردهم با دولتهاي قبلي است. در مقايسه دولت چهاردهم با دولتهاي قلبي نتيجه روشن است. دولت چهاردهم هم -به هر دليلي- مانند همه دولتها در ساليان گذشته، برنامهريزي بلندمدت براي تئاتر نداشته. هيچ دولتي بودجهاي مناسب براي تئاتر اختصاص نداده و گسترش تئاتر را به عنوان هنري فرهيخته جهت فرهنگسازي درنظر نگرفته است، به همين دليل اميد به اينكه دولت نسبت به اسلاف خود، نگاهي ويژه به هنر تئاتر داشته باشد، از همان ابتداي تشكيل دولت هم چندان موضوعيت نداشت. آنچه بود، اميد به گفتوگو در باب تئاتر بود كه متاسفانه حمله نظامي دو كشور متخاصم و تحميل جنگ به ايران و ايجاد وضعيت جنگي پيش آمد.
هنرمندان نجيب تئاتر در دوره كرونا و پس از آن در ۱۴۰۱ به دليل تعطيليهاي طولاني و عدم امكان توليد و اجراي تئاتر در مضيقه مالي قرار گرفتند ولي هيچكدام از دولتها در آن دوره و دولت فعلي درصدد جبران اين خسارت برنيامدند.
اين رفع مشكلات گذرا زماني كه با مشكلات بنيادي تئاتر به دليل نداشتن نگاه كلنگر و نبودن برنامه درازمدت تركيب ميشود، تبديل به معضلي شبيه گره كور ميشود كه هيچ راه گشودني ندارد.
با گفتوگويي كه با دكتر مجيد سرسنگي از مديران موفق حوزه تئاتر و عضو هيات علمي دانشگاه تهران شد، ايشان پنج نكته اصلي براي بهبود وضعيت تئاتر در ايران از نگاه مديريت را اينگونه بيان كردند:
-برنامهمند نبودن: به دليل برنامهمند نبودن مديريت تئاتر عملكرد مديران در اين حوزه به دلسوزي و خلاقيت خود مدير وابسته ميشود و اگر مديري خلاقيت و دلسوزي داشته باشد، ميتواند كارهاي سازندهاي انجام دهد كه البته گذرا و كوتاهمدت خواهد بود و با توديع آن مدير و معارفه مدير جديد آن برنامه و عملكرد به دليل شخصيسازي تغيير كرده و سياستگذاري مدير جديد ميتواند مخالف برنامه مدير قبلي پيش برود.
-تماشاگرمحور نبودن: موضوع دوم تماشاگر محور نبودن تئاترهاي توليد شده است. در ساليان گذشته يكي از مشكلات تئاترهايي كه اجرا ميشوند جذب مخاطب است. متاسفانه به دليل عدم برنامهريزي و هدايت ازسوي مديران وزارت ارشاد، اكثر تئاترهاي توليد شده در ايران با مخاطبي بين پنج هزارم تا يك دهم درصد از كل جمعيت مواجه ميشوند. اين به آن دليل است كه هدايتي براي گسترش تئاتر انجام نگرفته است.
-عدم بومگرايي: باتوجه به اين امر حائزاهميت كه هنر تئاتر از خارج از ايران به فرهنگ ما وارد شده است، ما نيز مانند كشورهاي موفقي مانند ژاپن، چين، كره، اندونزي و... ميبايست با تلفيق اين هنر با هنر بومي آن را به يك وضعيت تاثيرگذار و در عين حال مخاطبپسند تبديل كرد. با بوميگرايي در تئاتر ميتوان دغدغه مخاطب و آنچه از لحاظ فرهنگي به آن نياز دارد را به او ارايه داد. عدم حمايت و برنامهريزي براي تئاتر شهرستان در سالهاي گذشته، معرفي هنرمندان تئاتر شهرستان به تئاتر بدنه را دشوار كرده است. پيش از اين، هنرمندان قابلي از شهرستانها به تئاتر كشور معرفي ميشدند كه اين روزها كمتر اين معرفيها را ميبينيم.
-فرهنگساز نبودن: تئاتر هنري فرهنگساز است، اين موضوع بايد با هدايت مديران ارشد در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نمايشها وارد شود، چون در آن صورت ميتواند تا مقدار زيادي مشكلات تئاتر را برطرف كند.
-انفصال تئاتر با دانشگاه: فاصله گرفتن تئاتر اين روزها با فضاي آكادميك و دانشگاه باعث شده است تا تئاتر از وضعيت علمي فاصله بگيرد و اين موضوع در درازمدت آسيبزا خواهد بود.
همانطور كه از گفتههاي دكتر سرسنگي ميتوانيم نتيجهگيري كنيم، اين موضوعات همگي به يك برنامه كلنگر و طولانيمدت و اختصاص بودجه مناسب وابسته است كه اگر پيش از اين برخي از آنها انجام شده بود در دولت چهاردهم هيچكدام پيگيري نشده است.
در ادامه نظر آرام محضري، نمايشنامهنويس و رياست هياتمديره انجمن نمايشنامهنويسان و مترجمان خانه تئاتر را جويا شدم، آرام محضري ميگويد:
-«به نظر ميرسد مديران فرهنگي منصوب دولت، لااقل نسبت به مديران قبلي نگاه مردمسالارانه و فراگيرتري به نهادهاي فرهنگي، صنفي و مدني دارند، هر چند كه همچنان اين رويكرد حداقلي ناكافي است و مهمتر اينكه در مديريت فرهنگي، دولت و جامعه همچنان كسر كوچكي از عامليت را در ساختار حاكميتي برعهده دارند. معضل بزرگي كه تا حل نشود، در بر همان پاشنه قبلي خواهد چرخيد.»
در راستاي گفته آرام محضري، ناصر آويژه، بازيگر، كارگردان و مدرس و همچنين عضو هياتمديره انجمن بازيگران خانه تئاتر ايران نظري مشابه دارد:
-«عليرغم اينكه در حال حاضر در سالن چهارسو تئاترشهر نمايشي در حال اجرا دارم، ميخواهم صادقانه درباره عملكرد دولت صحبت كنم، بايد بگويم در اين اجرا كمترين ايراد به نمايش من از سوي اداره نظارت و ارزشيابي دفتر كل هنرهاي نمايشي وارد شد و اين ميتواند نشانه رويكرد دولت جديد در همراهي بيشتر و حمايت بيشتر از هنرمندان است، من آقاي شفيعي را دورادور ميشناسم، بزرگترين ويژگي ايشان اين است كه انسان نجيبي هستند، با هنرمندان برخورد مناسبي دارند و جايگاه آنان را درك ميكنند، قطعا تيمي كه ايشان تشكيل دادهاند مانند خود ايشان عمل ميكنند، ولي يك مساله وجود دارد و آن اين است كه چون ما هيچ ساختاري در هيچ فضايي نداريم، مثلا ساختار درست در فضاي هنر و ساختار عملكردي نداريم، طبعا هر دوره وابسته افراد هستيم، ولي طول عمر مديريتها به قدري كم است تا مديري ميآيد به برنامه و كارهاي برنامهريزي شدهاش بپردازد، مدير بعدي ميآيد. اين يك بخش است و بخش ديگر موضوع مالي و بودجهاي است، قطعا اشخاصي كه بر سر كار هستند، آدمهاي حسابي هستند ولي به خاطر شرايط بحراني جامعه و مشكلات اقتصادي شايد دستشان بسته باشد. در جمعبندي به نظر ميآيد كساني كه در راس مديريت تئاتر هستند، سعيشان بر اين است كه محيطي آرامتر براي هنرمندان جهت خلق آثار هنري ايجاد كنند و حمايت بيشتر انجام دهند، اين در سياستها كلامي مشهود است و به نظر ميآيد كه در عملكرد نيز تلاششان اين است كه اين كار را انجام بدهند. به هر حال كار مديريتي در اين حوزه بسيار سخت است و من مديراني ميشناسم كه در دوره مديريتشان آسيبهاي جدي جسمي داشتهاند چون از همه جانب آنها تحت فشار هستند.»
درباره نظر آقاي آويژه بايد گفت كه ميثم جمالي در مديريت اداره ارزشيابي و نظارت در اين مدت تلاش كرده است با همراهي و همدلي با هنرمندان و در عين حال حفظ شؤونات و مقررات دفتر نظارت بهترين عملكرد را داشته باشد. او بدون اعمال سليقه شخصي خود يا كارمندان بخش نظارت توانسته است فضايي امن براي اجراهاي تئاتر در اين دوره فراهم كند. اما اين واحد ميتواند با صحه گذاشتن بر بخش ارزشيابي به تدريج وضعيت كيفي تئاترهاي در حال اجرا را بهبود ببخشد .
در ادامه نظر كهبد تاراج، نويسنده و كارگردان و عضو هياتمديره انجمن كارگردانان خانه تئاتر ايران را جويا شدم، كهبد تاراج نظرش بر اين است كه:
- «درباره عملكرد دولت در تئاتر بايد بگويم كه به هر حال جنگ است و وضعيت جنگي است و در اين شرايط كار كردن سخت است و شرايط را سخت ميكند، آقاي دكتر شفيعي، معاونت هنري و آقاي اتابك نادري، مديركل هنرهاي نمايشي كاملا به مشكلات تئاتر واقف هستند و اميدوارم در نيمه دوم سال نتيجه زحمات ايشان را بتوانيم ببينيم، با برگزاري جشنواره فجر شايد بتوان بيلان سالانه تئاتر ايران را ديد، خوشبختانه اتفاقات خوبي در حال افتادن است ولي اين اتفاقات بايد پيش بيايد، چگونگي برگزاري جشنواره ميتواند عملكرد دولت را نشان دهد، چون نه الان و نه پيش از اين هيچ دولتي درباره كاري كه وابستگي جناحي نداشته است و مثلا متعلق به پيشگام تئاتر ايران مانند آقاي زنجانپور باشد نايستاده است، هنرمندان تئاتر بايد بروند و براي كسي كه شصت سال تئاتر كار كرده است درخواست بودجه بكنند، به نظر من عملكرد دولت در نيمسال دوم مشخص خواهد شد. اميدوارم كه بتوانند يادگار خوبي از خودشان باقي بگذارند.»
برگزاري جشنوارهها به ويژه جشنواره بينالمللي فجر ميتواند نشاندهنده موفقيت مديران در يك دوره كوتاه باشد، عليرغم اينكه در جشنواره سال گذشته و در دوره معاونت فرهنگي پيشين، آقاي اتابك نادري مديركل هنرهاي نمايشي بودند، نتوانستيم عملكرد درخشاني از ايشان ببينيم، اميدوارم در سال ۱۴۰۵ اتفاق بهتري براي جشنواره رخ دهد، البته كه نظر شخص من اين است كه برگزاري جشنواره با تمام عظمت و اهميتش در عملكرد كلنگر هيچ تاثيري ندارد و شايد مرهم و مسكني براي درد تئاتر در اين روزها باشد.
اما در قسمتي ديگر از تئاتر كشور، سالنهاي خصوصي وجود دارند، در اين ميان تعداد محدودي از آنها مانند داود نامور، مدير سالن تئاتر نوفل لوشاتو و رياست انجمن سالنهاي خصوصي، به تازگي توانسته است از سطح يك سالن نمايش فراتر برود و تبديل به يك كمپاني تئاتري با توليدات اختصاصي بشود. داود نامور درباره عملكرد دولت چهاردهم در حوزه تئاتر نظري متفارت دارد:
-«نه دولت چهاردهم و نه دولتهاي پيشين كمكي به تئاتر خصوصي نكردهاند، اساسا اين مرزكشي و ايجاد تفاوت و توليد اصطلاح تئاتر دولتي و تئاتر خصوصي به همين دليل بوده است، ما چيزي به نام تئاتر خصوصي نداريم، ما سالنهاي خصوصي زير مجموعه اداره كل هنرهاي نمايشي و معاونت هنري وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي هستيم ولي وقتي زمان همكاري و كمك كردن ميرسد، جداسازي ميشويم و از تمام امكانات، كم يا زياد، محروم ميشويم. در جشنواره فجر، براي بخش فجر پلاس، وعدههايي دادهاند كه اجرايي نشد. ما توانايي توليد و اجراي تعداد بسياري از تئاترهاي سالانه را داريم و نشان دادهايم كه هم از نگاه مخاطب براي توليد نمايش تئاترهايي كه مخاطب آنها را بپسندد و هم از ارزش كيفي قابل قبولي برخوردار باشند موفق بودهايم، تنها كاري كه نياز داريم دولت براي ما انجام دهد اين است كه موانعي كه موجب كارشكني در عملكرد ما ميشود را حذف كند و كاري به ما نداشته باشد.»
سالنهاي خصوصي و نمايشهايي كه در آنها اجرا ميشوند، از لحاظ كمي تعداد بسيار زيادي از كل تئاترهاي سال را در خود جاي ميدهند و اين موضوع بايد در سياستگذاري و برنامهريزي درازمدت و ميانمدت معاونت هنري وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي گنجانده شود كه متاسفانه از صحبتهاي رياست انجمن سالنها خصوصي تئاتر اين برداشت نميشود و به نظر ميآيد دولت چهاردهم به بخش مهمي از توليدات و اجراهاي تئاتر تهران بيتفاوت است.
در ادامه در گفتوگويي با پرفسور فرهاد ناظرزاده گفتوگويي را خواهم آورد، ايشان به عنوان پژوهشگر، عضو هيات علمي، مترجم، نمايشنامهنويس و همچنين چهره ماندگار سال، نظري جامعتر از عملكرد دولت فعلي دارند، نظر ايشان اين است كه تئاتر مانند بسياري از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بايد از مدارس آموزش داده شود، اين آموزش وقتي در دروس دانشآموزان جاي بگيرد منافع زيادي براي هنر تئاتر و جامعه خواهد داشت:
-تئاتر به عنوان يك هنر فرهنگساز، به عنوان تئاتر آموزشي ميتواند از كودكي بر آموزش كودكان و نوجوانان تاثيرگذار باشد. در اين دوره سني افراد آمادگي پذيرش بيشتري دارند و ميتواند تأثير ماندگاري داشته باشد.
-تئاتر هنر گفتوگو است، وقتي افراد جامعه از كودكي تحت تاثير آموزشها و تمرينات تئاتر قرار ميگيرند، گفتوگو كردن درباره موضوعات مختلف زندگي را ميآموزند و ميتوانند از آن در زندگي شخصي و اجتماعيشان بهره بگيرند.
-آموزش تئاتر در تمام مدارس كشور مستلزم استخدام فارغالتحصيلان رشته تئاتر در آموزش و پرورش خواهد بود، به اين ترتيب فارغالتحصيلان تئاتر ميتوانند داري شغل ثابت باشند و معاش آنها وابسته به اجراي نمايش و درآمدزايي از آن نخواهد بود. اين امر موجب ارتقا يكيفي نمايشها خواهد شد.
-وقتي كودكان و نوجوانان با تئاتر به عنوان يك هنر به درستي آشنا ميشوند، اگر در آينده هر شغلي داشته باشند به مخاطب جدي تئاتر تبديل ميشوند و اين ميتواند در ضمن درگير كردن بخش بزرگتري از جامعه به عنوان مخاطب، آنها را به شناخت تئاتر ارزشمند يا بيارزش تبديل كند و تماشاي تئاتر را در سبد سرگرميها و تفريحات خانواده جاي بدهد.
همانطور كه نظرات كارشناسانه افراد را بررسي كرديم، دولت چهاردهم به دليل مشكلات اقتصادي و اجتماعي تحتتاثير حمله زورگويانه نتوانسته است بهتر و بيش از دولتهاي پيشين عمل كند و هنرمندان نجيب تئاتر با اميد به آينده اين كاستي را درك كردهاند و همراه و همگام براي بهتر شدن اوضاع هستند.
فرهاد ناظرزاده:در تئاتر به عنوان يك هنر فرهنگساز، افرادگفتوگو كردن درباره موضوعات مختلف زندگي را ميآموزند. آموزش تئاتر در مدارس كشور مستلزم استخدام فارغالتحصيلان رشته تئاتر در آموزش و پرورش است. به اين ترتيب فارغالتحصيلان تئاتر ميتوانند شغل ثابت داشته باشند و معاش آنها وابسته به اجراي نمايش و درآمدزايي از آن نخواهد بود.
آرام محضري: به نظر ميرسد مديران فرهنگي منصوب دولت، لااقل نسبت به مديران قبلي نگاه مردمسالارانه و فراگيرتري به نهادهاي فرهنگي، صنفي و مدني دارند، هر چند كه همچنان اين رويكرد حداقلي ناكافي است و مهمتر اينكه در مديريت فرهنگي، دولت و جامعه همچنان كسر كوچكي از عامليت را در ساختار حاكميتي برعهده دارند. معضل بزرگي كه تا حل نشود، در بر همان پاشنه قبلي خواهد چرخيد.
ناصر آويژه: در اجرايي كه اين روزها روي صحنه دارم، كمترين ايراد به نمايش من از سوي اداره نظارت و ارزشيابي وارد شد و اين ميتواند نشانه رويكرد دولت جديد در همراهي بيشتر و حمايت بيشتر از هنرمندان باشد، ولي چون هيچ ساختاري در هيچ فضايي نداريم هر دوره وابسته افراد هستيم، ولي طول عمر مديريتها به قدري كم است تا مديري ميآيد به برنامه و كارهاي برنامهريزي شدهاش بپردازد، مدير بعدي ميآيد.
كهبد تاراج: در نيمه دوم سال با برگزاري جشنواره فجر شايد بتوان بيلان سالانه تئاتر ايران را ديد. چگونگي برگزاري جشنواره ميتواند عملكرد دولت را نشان دهد، چون نه الان و نه پيش از اين هيچ دولتي پشتِ كاري كه وابستگي جناحي نداشته باشد، نايستاده است. هنرمندان تئاتر بايد بروند و براي كسي كه شصت سال تئاتر كار كرده است، درخواست بودجه بكنند.