گروه سياسي|در شرايطي كه فضاي منطقه غرب آسيا تحت تأثير تحولات پرشتاب امنيتي و ديپلماتيك قرار دارد، تنگه هرمز بار ديگر به كانون راهبردي رويارويي ارادهها تبديل شده است. در عين حال سرعت تحولات به اندازهاي بالا رفته كه بعضا كنشگران قادر به رديابي همه گزارههاي تاثيرگذار مرتبط نيستند. در اين ميان، واشنگتن كه با تغيير استراتژي از «حملات ضربتي» به رويكرد فرسايشي «فشار تدريجي» روي آورده، اكنون در برابر واقعيتي انكارناپذير قرار گرفته است: ايران نه تنها از ميدان ديپلماسي عقبنشيني نميكند، بلكه با تركيبي هوشمندانه از آمادگي نظامي بيسابقه و تداومِ اعلام آمادگي براي مذاكرات منطقي، در حال بازتعريف قواعد بازي است.
هشدار شفاف به همسايگان جنوبي
در روزهايي كه امارات با فضاسازيهاي خاص به دنبال حاشيهآفريني است و تحركاتي براي فشار بر ايران طراحي ميكند، سرلشكر علي عبداللهي، رييس ستاد كل نيروهاي مسلح، پيامي صريح و بيپرده به كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس ارسال كرد. اين پيام، پاسخي به تناقض رفتاري برخي از اين كشورهاست كه در ظاهر، بيانيههايي مبني بر «عدم اجازه استفاده از سرزمينهايشان عليه ايران» صادر ميكنند، اما در عمل، پايگاههاي خود را به زيرساختهاي لجستيكي ارتش امريكا تبديل كردهاند. هشدار سرلشكر عبداللهي دقيق و راهبردي است: «چيزي از چشم ايران پنهان نميماند.» واقعيت اين است كه حجم حضور هواپيماهاي نظامي و به ويژه تانكرهاي سوخترسان در اين پايگاهها، بدون اطلاع و موافقت كشورهاي ميزبان غيرممكن است. ايران با اين هشدار، مرز ميان «همسايگي» و «مشاركت در تجاوز» را شفاف كرد. اين موضعگيري، نه يك تهديد، بلكه تبيين يك خط قرمز امنيتي است؛ هرگونه تسهيلگري براي ارتش متجاوز امريكا، به منزله مشاركت مستقيم در اقدامات نظامي عليه جمهوري اسلامي تلقي خواهد شد.
ديپلماسي؛ ابزاري در خدمت منافع ملي
در سوي ديگر ميدان، دستگاه ديپلماسي ايران بر مدارِ «عزت، حكمت و مصلحت» حركت ميكند. كاظم جلالي، سفير ايران در مسكو، در گفتوگويي تأكيد كرد كه پنجره ديپلماسي هرگز بسته نخواهد شد. اما او نكته كليدي را مطرح كرد كه خط بطلاني بر تحليلهاي سطحي رسانههاي غربي است: «هيچ تناقضي ميان آمادگي براي مذاكره و بالاترين سطح آمادگي نظامي وجود ندارد.» اين راهبرد، پيامي روشن براي واشنگتن دارد: ايران براي گفتوگو آماده است، اما اين آمادگي از موضع ضعف نيست. در حالي كه دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، در يك بنبست خودساخته، مذاكرات را متوقف كرده و منتظر نشانههايي از «امتيازگيري» است، تهران با اتكا به ظرفيتهاي نظامي خود، بدترين سناريوها را پيشبيني كرده و بازدارندگي خود را ارتقا داده است. در اين ميان، محمدباقر قاليباف نيز با تأكيد بر پيوند تاريخي و ناگسستني ملتهاي ايران و عراق، بر اين نكته صحه گذاشت كه آينده منطقه نه با دخالت بيگانگان، بلكه با اتكا به مقاومت مشترك و درك درسهاي گذشته ساخته ميشود.
راهبرد فشار حداكثري و بنبست واشنگتن
گزارشهاي منابع غربي مانند (وال استريت ژورنال) و (سيانان) نشان ميدهد كه استراتژي «فشار حداكثري» امريكا با چالشهاي جدي مواجه شده است. «روشهاي شاتل» امارات براي حفظ صادرات نفت، اكنون به دليل ناامني ناشي از تنشهاي منطقه، تحت تهديد جدي قرار دارد. تحليلگران امنيتي مانند دنيس سيترونوويچ اذعان دارند كه واشنگتن در يك «عدم تقارن خطرناك» گير افتاده است؛ جايي كه فشار نظامي امريكا به جاي واداشتن ايران به عقبنشيني، به افزايش اهرمهاي چانهزني تهران منجر شده است. امريكا اميدوار بود به زعم خود با «خفه كردن» تدريجي اقتصاد ايران، تهران را به ميز مذاكره با شروط ديكتهشده بكشاند، اما واقعيتهاي ميداني خلاف اين را نشان ميدهد. اكنون نه تنها مذاكرات متوقف شده، بلكه امنيت مسيرهاي انرژي كه واشنگتن مدعي حفاظت از آن بود، بيش از هر زمان ديگري به خطر افتاده است.
توسعه دامنه بازدارندگي
نكتهاي كه بايد تحليلگران غربي را به تأمل وادارد، گسترش احتمالي دامنه تلافيجويي ايران است. منابع آگاه گزارش دادهاند كه ايران در صورت يك درگيري تمامعيار، تنها به اهداف منطقهاي محدود نخواهد بود. ارزيابي هدف قرار دادن داراييهاي نظامي امريكا در جنوبشرقي اروپا (از جمله بلغارستان و پايگاههاي بريتانيا در قبرس) نشاندهنده يك تغيير پارادايم در بازدارندگي ايران است.
تهران با هوشمندي به واشنگتن پيام ميدهد كه «امنيت» يك مقوله تجزيهناپذير است. اگر قرار باشد زيرساختها، امنيت و منابع اقتصادي ايران هدف قرار گيرد، ناامني نيز محدود به خاورميانه نخواهد ماند. اين پيام، در كنار هشدار درباره زيرساختهاي حساس مانند كابلهاي فيبر نوري، محاسبات كاخ سفيد را پيچيده كرده است. در نهايت، آنچه از دادههاي تردد دريايي و كاهش عبور كشتيها از تنگه هرمز پيداست، اين است كه بازارهاي جهاني و شركاي منطقهاي امريكا بيش از همه از سياستهاي تنشزاي واشنگتن آسيب ميبينند. ايران با تكيه بر قدرت بازدارندگي خود و حفظ مسير ديپلماسي، بر اين نكته تأكيد دارد كه ثبات پايدار تنها از مسير احترام به حقوق حاكميتي ملتها و پايان دادن به سياستهاي مداخلهجويانه ممكن است. توپ اكنون در زمين واشنگتن است؛ يا بايد مسير عقلانيت و احترام را برگزيند يا شاهد گسترش دامنه بحراني باشد كه خود باني آن بوده است.