شناسهٔ خبر: 79285896 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

كشف معماي ناپديد شدن زن ۴۵ ساله

صاحب‌خبر -

گروه حوادث

پرونده ناپديد شدن مرموز يك زن ۴۵ ساله در قيامدشت، پس از تحقيقات تخصصي كارآگاهان پليس آگاهي به كشف دو جنايت خانوادگي و اعتراف همسر او به قتل همسر و دخترش منجر شد. مرد خانواده كه سالها پيش دختر خود را به قتل رساند و جنازه او را در بيابان رها كرد در پي مشاجره بر سر همين موضوع، همسرش را نيز به قتل رساند.

تشكيل پرونده با موضوع فقداني

مرتضي نثاري، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر در تشريح جزييات پرونده ميگويد: «در ششم تيرماه ۱۴۰۵، پرونده فقداني يك زن ۴۵ ساله از دادگاه بخش خاوران به پليس آگاهي ارجاع شد كه بر اساس اظهارات اوليه، او از ساعت ۱۰ صبح روز دوم تيرماه امسال از خانه خود در قيامدشت خارج شده و ديگر به خانه بازنگشته بود. با توجه به اهميت موضوع، پرونده بهصورت ويژه در دستور كار كارآگاهان اداره چهارم پليس آگاهي قرار گرفت و اقدامات فني و تخصصي براي شناسايي سرنخهاي احتمالي آغاز شد. در نخستين مرحله، استعلامهاي لازم از مراكز درماني، پزشكي قانوني، بيمارستانها و اورژانس كشور انجام شد، اما هيچ سابقهاي از حضور يا مراجعه فرد فقداني در اين مراكز به دست نيامد. در ادامه با توجه به برخي اظهارات مطرحشده از سوي شاكيان و خانواده فقداني، دامنه تحقيقات گستردهتر شد و كارآگاهان با انجام اقدامات ويژه پليسي و بررسي تمامي سرنخهاي موجود تلاش كردند آخرين وضعيت اين زن را مشخص كنند

ظن كارآگاهان به همسر زن فقداني

معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران ميگويد: «كارآگاهان با حضور در محل سكونت فقداني، تحقيقات ميداني و گستردهاي را آغاز كردند و در جريان بررسيها، از اعضاي خانواده و بستگان درجه يك او تحقيق شد. در جريان تحقيقات، ظن كارآگاهان نسبت به همسر فقداني قوت گرفت، چراكه يكي از موضوعات مهم در بررسي سوابق خانواده، پرونده مشكوك قتل دختر خانواده در سالهاي گذشته بود كه جسد او در بيابانهاي اطراف استان تهران كشف شده بود و نحوه پيگيري اين پرونده از سوي پدر خانواده نيز براي كارآگاهان سوالبرانگيز شد. همسر زن فقداني به پليس آگاهي احضار شد و در چند مرحله تحت تحقيقات تخصصي قرار گرفت. او در ابتدا تلاش داشت موضوع ناپديد شدن همسرش را عادي جلوه داده و مدعي شد همسرش به دليل مشكلات اعصاب و روان و سابقه بستري در بيمارستان، دچار اختلالات دورهاي بوده و احتمالا با هدف آسيب زدن به او از خانه خارج شده است. با اين حال، بررسي اظهارات شهود و مطلعان، تحقيقات ميداني در محل سكونت، بررسي قرائن موجود و همچنين برخي اقدامات انجامشده از سوي متهم پس از ناپديد شدن همسرش، از جمله فروش خانه با قيمتي پايينتر از ارزش معمول و تنها چند روز پس از فقدان او، موجب تقويت ظن كارآگاهان نسبت به وقوع جنايت شد

اعتراف به قتل همسر و دختر

نثاري ميگويد: «كارآگاهان پس از جمعبندي سرنخها و مستندات موجود، به ارتكاب جنايت از سوي همسر فقداني ظنين شده و او را دستگير و به پليس آگاهي منتقل كردند. متهم پس از مواجهه با مستندات و شواهد به دست آمده در جريان تحقيقات تخصصي به قتل همسر خود اعتراف كرد و مدعي شد در پي مشاجره خانوادگي، پس از شنيدن اظهاراتي درباره قتل دخترشان، كنترل خود را از دست داده و همسرش را به قتل رسانده است. متهم همچنين در ادامه تحقيقات اعتراف كرد پس از ارتكاب قتل، براي پنهانكردن آثار جنايت، جسد را از خانه خارج كرده و در محدوده بياباني اطراف روستاي چهلقز دفن كرده است. پس از اعترافات متهم، در ۳۰ تير ماه امسال كارآگاهان پليس آگاهي با هماهنگي مقام قضايي و با حضور متهم در محل اعلامشده، عمليات جستوجو را آغاز كردند. پس از چند ساعت جستوجوي تخصصي، بقاياي جسد زن فقداني در محل مورد نظر كشف و از خاك خارج شد و با هماهنگي قضايي براي انجام بررسيهاي تخصصي و تعيين هويت و علت فوت به پزشكي قانوني منتقل شد. در جريان تحقيقات و بررسي ابعاد مختلف پرونده، موضوع قتل دختر خانواده در سالهاي گذشته نيز مجددا مورد بررسي قرار گرفت و متهم درباره اين جنايت نيز اظهاراتي را مطرح كرد كه تحقيقات تكميلي در اين خصوص با جديت ادامه دارد. با توجه به اعترافات متهم و مستندات به دست آمده، پرونده با دستور مقام قضايي در حال رسيدگي است و متهم با قرار بازداشت موقت و با اتهام قتل عمد، براي سير مراحل قانوني روانه زندان شد

مجازات قتل فرزند و همسر

در قتل فرزند توسط پدر عوامل گوناگوني دخالت دارند. شرايط بحراني روحي و رواني پدر كه به خاطر ابتلا به بيماريهاي رواني كه بر اثر وقوع اختلال در شخصيت او ايجاد شده يا فشارهاي طاقتفرساي ناشي از معضلات حاد معيشتي، اقتصادي و نااميدي از تامين حداقل ضروريات زندگي، او را شرمنده و مايوس ميسازد و او دچار چنان شرايط روحي نامساعدي ميشود كه با توجيه غيرمنطقي استخلاص فرزندان از آينده راهي جز قتل آنها را شايسته نميداند و بهزعم خويش دچار حالت جنون شده و به قتل فرزند دست ميزند يا در بعضي موارد ديده شده پدر در حالت ارتكاب جرمي ديگر قرار دارد و فرزند او اتفاقا شاهد ماجراست و براي سرپوش گذاشتن بر ارتكاب آن جرم و مخفي گذاشتن آن فرزند خود را از بين ميبرد. در برخي موارد نيز فرزند مرتكب عملي شده كه از ديد خانواده آبروي آنها در اجتماع از بين رفته است؛ بهطور مثال فرزند درگير مواد مخدر يا مشكلات جنسي و باندهاي كثيف تبهكاري شده؛ اينجاست كه پدر يا مادر فرزند را مايه ننگ خانواده خود دانسته و از بين هزاران راه، راه كشتن فرزند را برميگزينند. قتل عمدي فرزند توسط پدر چه فرزند دختر باشد يا پسر، طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامي مستوجب ديه مقرر شرعي است و به اصطلاح اين مورد از موارد سقوط قصاص است و از طرف ديگر چون پدر به عنوان مجرم در موضوع مطرح است حسب موازين شرعي با موانع ارث برخورد كرده و اين ديه كه از پدر اخذ ميشود به ساير اولياي دم غير از او پرداخت خواهد شد و چون اين عمل پدر نظم عمومي جامعه را بر هم زده و بيم تجري او بر ديگر افراد جامعه وجود دارد از جهت جنبه عمومي علاوه بر پرداخت ديه به حبس تعزيري ۳ تا ۱۰ سال بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامي محكوم خواهد شد. البته اعمال اين مجازات مانع مجازات تتميمي مندرج در ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامي (محروميت از حقوق اجتماعي) نخواهد بود. از نظر صلاحيت رسيدگي نيز حسب قوانين موجود از جمله قانون اصلاح، قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب، دادگاههاي كيفري استان به اين پروندهها رسيدگي ميكند.

اما قتل زن توسط شوهر يا برعكس آن از قتلهاي خانوادگي با آمار بالا محسوب ميشود. از نظر عرفي و لغوي نيز به محض طرح قتل خانوادگي، اين نوع قتل متبادر به ذهن ميشود و در واقع رايجترين نوع قتل خانوادگي است؛ در قتل زن توسط شوهر انگيزهها و عواملي چون فقر و شرايط بد اقتصادي و اختلافات شديد خانوادگي توام با خشونت و كتككاري و تفاوتهاي بارز فرهنگي و عقيدتي ميان زن و شوهر و عدم تقيد به اصول و موازين شرعي و عدم رعايت ارزشهايي چون حجاب و روابط اجتماعي توام با متانت توسط زن يا روابط نامشروع زن با مرد اجنبي و عدم توجه به تعهدات ناشي از ازدواج و لجبازي طرفين به نحوي كه غرور كاذب مانع پذيرش تقاضاي قانوني و منطقي طرف مقابل ميشود و اين لجبازي تا جايي پيش ميرود كه به صورت مرموز و ناخودآگاه طرف مقابل را در شرايط تحريكآميز و عصبانيت قرار داده و داشتن انتظارات بيش از حد اقتصادي زن با وجود اطلاع از وضعيت درآمدي شوهر كه اكثرا به خاطر چشم و همچشميهاي كوركورانه به وجود آمده آستانه تحمل طرفين به خصوص شوهر پايين آمده و بهداشت رواني آنها كاملا از بين ميرود و با كوچكترين تلنگري حالت تدافعي و خشونت به خود ميگيرند و حتي اين بيصبري به خارج از خانه و به جامعه هم كشيده ميشود و اين كاهش آستانه تحمل باعث درگيريهاي مداوم و در ‌‌نهايت قتلهاي آني و بدون طرح و نقشه قبلي يا حتي گاهي با نيت قبلي رخ ميدهد كه نتيجه آن از هم پاشيدگي خانواده و سردرگمي فرزندان در جامعه خواهد بود. از نظر قوانين موضوع اين نوع قتل در صورت عمدي بودن موجب قصاص است كه اين قصاص با پرداخت تفاضل ديه از جانب اولياي دم مقتوله به قاتل صورت خواهد گرفت.