شناسهٔ خبر: 79248577 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

از وزارت تا شهادت

تهران- ایرنا- این روایت یک «تعهد» است. شهادت رجایی و تندگویان تا نصیرزاده و دولتمردی چون شهید لاریجانی یک پیام به جامعه داده است؛ ما فراتر از خط‌کشی‌ها و اختلافات سیاسی، حاضریم در راه خدمت به ایران و ایرانی جان بدهیم.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، یکشنبه هشتم شهریور ۱۳۶۰ ساعت سه عصر، انفجاری مهیب مردم تهران را به خیابان کشاند. ساختمان نخست وزیری فروریخت و محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وزیر به شهادت رسیدند. یک ماه قبل در هفتم تیر همان سال، انفجار بمب دیگری محله سرچشمه تهران را لرزاند و دفتر حزب جمهوری اسلامی، را به ویرانه‌ای دهشت انگیز تبدیل کرد. مردم پای تلویزیون با ناباوری جست و جوی امدادگران را تماشا می‌کردند و با ترس و وحشت از آینده، می‌پرسیدند فردا چه خواهد شد؟ آیت الله سید محمد بهشتی رئیس قوه قضائیه به همراه ۷۳ تن از نمایندگان مجلس و وزرای کابینه دولت به شهادت رسیده بود.

چراغ‌ وزارتخانه‌ها یکی پس از دیگری خاموش شد؛ حسن عباسپور وزیر نیرو، محمدعلی فیاض‌بخش وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی کشور، محمود قندی وزیر پست و تلگراف و تلفن، موسی کلانتری وزیر راه و ترابری، جواد اسدالله زاده معاون بازرگانی خارجی وزارت بازرگانی، مهدی امین زاده معاون بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی، عباس ارشاد معاون سازمان بهزیستی، محمدصادق اسلامی معاون پارلمانی و هماهنگی وزارت بازرگانی، محمود تفویضی زواره، معاون وزارت راه و ترابری، هاشم جعفری معیری معاون امور مالی وزارت بهداری، ایرج شهواری معاون وزارت آموزش و پرورش، عباس شاهوی معاون وزارت بازرگانی، حسن عضدی معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالی، علی اکبر فلاح شورشانی معاون اداری و مالی وزارت آموزش و پرورش، حبیب‌الله مهمانچی معاون امور پارلمانی و هماهنگی وزارت کار، غلامعلی معتمدی معاون رفاه تعاون وزارت کار، سید کاظم موسوی معاون وزارت آموزش و پرورش، محمد علی مجیدی مشاور عمرانی وزارت کشور.

برآورد سطحی این بود که دو ستون از سه ستون اصلی حاکمیت یعنی قوه قانون گذاری و اجرایی فرو ریخته و کار تمام است. اما دیدیم که با این ترورها نه تنها خللی در مدیریت جامعه ایجاد نشد که انگیزه‌ها را نیز تقویت کرد.

محمد جواد تندگویان وزیر نفت ایران سال ۱۳۵۹ و در آغاز جنگ، درست وقتی که یک ماه از دوره وزارتش می‌گذشت و متور دفاع از کشور سخت نیازمند سوخت بود، برای بازدید از میزان خسارت پالایشگاه آبادان، راهی جنوب شد و در جاده ماهشهر به آبادان به همراه معاون و دیگر همراهانش، به اسارت دشمن درآمد. تلویزیون عراق همان شب اعلام کرد اکنون ایرانی‌ها نه نفت دارند، نه وزیر نفت. دولت ایران تا یک سال به امید بازگشت تندگویان، از معرفی وزیر نفت جدید به مجلس خودداری کرد اما او زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها حاضر به ارائه اطلاعات نشد و در نهایت به شهادت رسید.

زنجیره شهدای دولت از شهید تندگویان تا شهدای سانحه سقوط بالگرد در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ که به شهادت سید ابراهیم رئیسی رئیس جمهور، حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه، مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی، آیت الله سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه تبریز و نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی و خلبانان و سرنشینان بالگرد، منجر شد، همچنان ادامه داشته و با جنگ رمضان به سرتیپ عزیز نصیرزاده وزیر دفاع و سید اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات دولت پزشکیان رسیده است.

سرتیپ عزیز نصیرزاده، بزرگ مردی که در دامان سبلان چشم گشوده بود و آسمان را دوست داشت، کار خود را در نیروی هوایی با خلبانی جنگنده اف ۱۴ آغاز کرد و در دولت پزشکیان بر صندلی وزارت دفاع تکیه زد. اما آسمان خیلی زود عزیز خود را در اسفند ۱۴۰۴ پس گرفت. آنهایی که از نزدیک این شهید بزرگ را می‌شناسند، شهدت می‌دهند که ادب و شجاعت او چنان درهم آمیخته بود که کمتر نمونه‌ای می‌توان برایش یافت. بزرگ مردی که سلول به سلولش لبریز از ایمان و عشق به وطن بود.

شهادت روحانی عالی قدر سید اسماعیل خطیب نیز از جنس زندگی خود او بود. وزیری که هم به خدمت بی‌دریغ و پرکاری و عشق به میهن و انقلاب شهره بود هم به خانواده دوستی. همچنانکه در شهادت نیز همسر و دخترش تنهایش نگذاشتند.

کابینه پزشکیان و دستگاه اجرایی کشور یک یار همیشگی داشت که فقدان او هم به دولت و هم کلیت جامعه ایران ضربه بزرگی زد؛ شهید بزرگوار علی لاریجانی که بسیاری از جنبه‌های شخصیتی او ازجمله جایگاه علمی وی در مجامع دانشگاهی جهان، هنوز برای جامعه ناشناخته است. لاریجانی فراتر از کاریزمای سیاسی، یک استراتژیست کم نظیر بود و این توانایی را داشت که بین نگرش‌های مختلف سیاسی، تعادل ایجاد کند.

ایران کشور شهیدان است و آنچه به تعبیر امام خمینی، دشمن از تاریخ و فرهنگ ایرانی نمی‌داند، این است که شهادت صرفا یک فقدان نیست بلکه تاییدی برای تداوم راه است. آنجا که در شهادت آیت الله مطهری فرمود: "بریزید خون‌ها را، زندگی ما دوام پیدا می‌کند. بکشید ما را، ملت بیدارتر می‌شود. ما از مرگ نمی‌ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را می‌کشید. برای اینکه منطق ندارید. منطق شما ترور است. "

این روایت یک «تعهد» است. زنجیره شهدای دولت از رجایی و تندگویان تا نصیرزاده و دولتمردی همچون شهید لاریجانی همواره یک پیام به جامعه داده است؛ ما فراتر از خط‌کشی‌ها و اختلافات سیاسی، حاضریم در راه خدمت به ایران و ایرانی جان بدهیم.