اگر کشورهای خلیج فارس، کشورهایی مستقل هستند و مستعمره نیستند، پس چرا رسانههایشان مدعیاند که ایران به خاک آنها حمله کرده است، در حالی که همزمان ادعای ایران را مبنی بر اینکه تنها پایگاههای نیروهای آمریکایی را هدف قرار داده، رد میکنند؟
اگر واقعاً این حملات، تجاوز به خاک و حاکمیت آنهاست، پس چرا اعلام جنگ نمیکنند یا دستکم پاسخ نظامی نمیدهند؟
در این صورت، تنها یکی از دو حالت زیر ممکن است:
یا حملات واقعاً خاک و حاکمیت آنها را هدف گرفته است؛ در این صورت باید واکنش نشان دهند، اما واکنشی دیده نمیشود، و این یعنی این کشورها در عمل دارای حاکمیت واقعی نیستند.
یا اینکه حملات تنها مراکز آمریکایی را هدف قرار داده است، اما آمریکا برای دفاع از حیثیت و اعتبار نیروهای خود، کشورهای خلیج فارس را وادار میکند که بگویند حاکمیت خودشان هدف قرار گرفته است؛ در این حالت نیز نه از حاکمیت خبری هست و نه از عزت و استقلال.
این یک بنبست اخلاقی و ملی است که همگان، از سر ناتوانی و بیچارگی، از کنار آن میگذرند.
از زمانی که مفهوم «دولت» پدید آمده، رسم بر این بوده که کشورها تنها زمانی به نقض حاکمیت و تجاوز به سرزمین خود استناد میکنند که بخواهند وارد جنگ شوند اما وقتی توان چنین کاری را ندارند، اساساً وقوع هرگونه تجاوز را انکار میکنند. این، عرف دولتها و شیوه حفظ آبرو و کرامت آنهاست.
اعراب در گذشته، هنگامی که در جنگ شکست میخوردند و زنانشان به اسارت میرفتند، برای حفظ آبرو ادعا میکردند زن اسیر، همسر آزاد یا بانوی خاندان نبوده، بلکه کنیز یا «اُمّ ولد» بوده است تا ننگ اسارت زنان آزاد خود را پنهان کنند؛ همان کاری که امروز آمریکا انجام میدهد.
سوال اين است كه چرا امروز نیم میلیارد عرب در برابر آنچه رخ میدهد سکوت کردهاند؟ چون از وضعیتی که جهان عرب، تحت رهبری اندیشه سیاسی وابسته و استعمارزده کشورهای خلیج فارس به آن دچار شده، احساس شرمندگی و خجالت میکنند. به همین دلیل، دل بسیاری از اعراب امروز به سوی جای دیگری متمایل شده است.
همانگونه که این میلیونها نفر در جریان ائتلاف عربی ـ غربی علیه عراق در سال ۱۹۹۰ نیز سکوت کردند؛ آن هم با فتوای جریان سلفی که چهارده قرن هرگونه اجتهاد و نواندیشی در فهم متون مقدس را حرام میدانست، اما پس از قرنها، ناگهان برای خوشایند خدمتگزاران غرب و استعمارگران، و زیر وسوسه دلارهای نفتی، به تأویل اصول ثابت دین پرداخت.
و امروز برخی از همان افراد، از تو میخواهند که کفر ورزیدن به آنان و به آیین منحرفشان را انکار کنی؛ آیینی که بر پایه ذهنیتی شکل گرفته که یا آمادگی پذیرش استعمار را دارد، یا برای به بند کشیدن و تحمیق انسانها ساخته شده است.
حکمرانی استعمارزده
هیثم علی الصدیان - روزنامهنگار سوری
صاحبخبر -
∎