شناسهٔ خبر: 79153736 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

نگاهی به الزامات تبدیل یک ظرفیت راهبردی به یک اولویت ملی

آفریقا؛ از دغدغه ملی تا برنامه ملی

تهران-ایرنا- امروز شاید مهم‌ترین مانع توسعه روابط ایران و آفریقا نه کمبود ظرفیت، بلکه کمبود شناخت باشد. هنوز برای بسیاری از فعالان اقتصادی، آفریقا یک بازار واحد تلقی می‌شود، در حالی که این قاره از ۵۴ کشور با اقتصادها، نظام‌های حقوقی، مزیت‌های نسبی و نیازهای توسعه‌ای کاملاً متفاوت تشکیل شده است.

صاحب‌خبر -

«توسعه همکاری با کشورهای آفریقایی باید به یک دغدغه ملی تبدیل شود.» این جمله‌ای بود که معاون اول رئیس‌جمهور در نشست اخیر ستاد آفریقا بر آن تأکید کرد؛ جمله‌ای که در نگاه نخست شاید صرفاً توصیه‌ای برای توجه بیشتر به این قاره به نظر برسد، اما در واقع حامل یک پیام مهم در حوزه حکمرانی و سیاست‌گذاری است. این سخن، بیش از آنکه توصیف وضعیت موجود باشد، ترسیم‌کننده افقی است که کشور باید به سمت آن حرکت کند. اما این سخن، همزمان یک پرسش اساسی را نیز پیش روی ما قرار می‌دهد؛ آیا آفریقا امروز واقعاً به یک دغدغه ملی در ایران تبدیل شده است؟ اگر منظور از دغدغه ملی، موضوعی باشد که همه ارکان کشور، از دستگاه‌های اجرایی و بخش خصوصی گرفته تا دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، رسانه‌ها و نهادهای مالی، آن را به عنوان یک اولویت مشترک دنبال کنند، پاسخ هنوز مثبت نیست. با وجود اقدامات ارزشمند سال‌های اخیر، همچنان فاصله قابل توجهی میان ظرفیت‌های آفریقا و میزان توجه عملی کشور به این قاره وجود دارد.

آفریقا؛ از دغدغه ملی تا برنامه ملی

البته این واقعیت به معنای نادیده گرفتن تحولات مثبت نیست. برگزاری سه دوره همایش ایران و آفریقا، فعال شدن دوباره ستاد آفریقا، افزایش رفت‌وآمد هیأت‌های سیاسی و اقتصادی، پیگیری فعال‌تر کمیسیون‌های مشترک و برگزاری نشست‌های تخصصی در سطح استان‌ها، از جمله نشست هم‌اندیشی همکاری‌های اقتصادی استان یزد با آفریقا، همگی نشان می‌دهد که نگاه کشور به این قاره نسبت به گذشته در حال تغییر است. طرح موضوع «دغدغه ملی» از سوی معاون اول رئیس‌جمهور نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ به این معنا که کشور در حال عبور از نگاه مقطعی به سمت یک نگاه راهبردی است. با این حال، تجربه نشان می‌دهد که دغدغه ملی با بیان یک شعار یا حتی تصویب یک سند ایجاد نمی‌شود. دغدغه ملی زمانی شکل می‌گیرد که شناخت مشترکی از اهمیت یک موضوع در میان بازیگران اصلی کشور به وجود آمده باشد.

کمبود شناخت مهم‌ترین مانع توسعه روابط ایران و آفریقاست

امروز شاید مهم‌ترین مانع توسعه روابط ایران و آفریقا نه کمبود ظرفیت، بلکه کمبود شناخت باشد. هنوز برای بسیاری از فعالان اقتصادی، آفریقا یک بازار واحد تلقی می‌شود، در حالی که این قاره از ۵۴ کشور با اقتصادها، نظام‌های حقوقی، مزیت‌های نسبی و نیازهای توسعه‌ای کاملاً متفاوت تشکیل شده است. همین شکاف دانشی موجب می‌شود بسیاری از تصمیم‌ها بر پایه تصورات کلی، اطلاعات ناقص یا تجربه‌های محدود اتخاذ شود و فرصت‌های واقعی همکاری کمتر دیده شود.

شناخت، نقطه آغاز هر تحول است. هیچ موضوعی بدون شناخت، به دغدغه ملی تبدیل نمی‌شود و هیچ دغدغه‌ای نیز بدون شکل‌گیری اراده جمعی، به برنامه ملی نخواهد رسید. از همین منظر، سخنان معاون اول را باید آغاز یک مسیر دانست، نه پایان آن. گام بعدی، تبدیل این دغدغه به برنامه ملی است. تفاوت این دو نیز روشن است؛ دغدغه، اهمیت یک موضوع را نشان می‌دهد، اما برنامه، مسیر تحقق آن را مشخص می‌کند. برنامه ملی یعنی تعیین اهداف روشن، تقسیم کار میان دستگاه‌ها، زمان‌بندی، تأمین منابع، تعریف شاخص‌های ارزیابی و ایجاد سازوکاری برای پیگیری مستمر نتایج.

دستور معاون اول رئیس‌جمهور برای تدوین راهبرد توسعه روابط با آفریقا و تشکیل کارگروه‌های تخصصی ستاد آفریقا را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. این تصمیم، فرصتی ارزشمند برای عبور از اقدامات پراکنده و حرکت به سوی یک نقشه راه منسجم است. اما تجربه نیز به ما می‌آموزد که موفقیت هر راهبرد، بیش از آنکه به کیفیت متن سند وابسته باشد، به کیفیت اجرای آن بستگی دارد.

دغدغه ملی، نقطه آغاز است؛ اما آنچه آینده روابط ایران و آفریقا را رقم خواهد زد، تبدیل این دغدغه به یک برنامه ملی و سپس اجرای دقیق و مستمر آن خواهد بود.

در این میان، توجه به زیرساخت‌های توسعه همکاری با آفریقا اهمیت ویژه‌ای دارد. معمولاً وقتی از زیرساخت سخن گفته می‌شود، ذهن‌ها به سمت حمل‌ونقل، کشتیرانی، بانک، بیمه و لجستیک می‌رود؛ در حالی که در کنار این زیرساخت‌های سخت، کشور به زیرساخت‌های نرم نیز نیاز دارد؛ زیرساخت‌هایی همچون تولید دانش تخصصی، مطالعات بازار، آموزش فعالان اقتصادی، تربیت نیروی انسانی، طراحی پروژه‌های مشترک، شناسایی شرکای تجاری، تحلیل زنجیره‌های ارزش و ایجاد نهادهایی که بتوانند این خدمات را به صورت مستمر ارائه کنند.

همچنین اگر قرار است روابط ایران و آفریقا وارد مرحله‌ای جدید شود، لازم است نگاه خود را نیز از تجارت صرف به همکاری‌های بلندمدت ارتقا دهیم. بسیاری از کشورهای آفریقایی امروز بیش از آنکه صرفاً خریدار کالا باشند، به انتقال فناوری، آموزش، خدمات فنی و مهندسی، سرمایه‌گذاری مشترک، توسعه صنایع تبدیلی، همکاری‌های دانش‌بنیان و اجرای پروژه‌های مشترک نیاز دارند. این همان نقطه‌ای است که می‌تواند توانمندی‌های ایران را با نیازهای واقعی کشورهای آفریقایی پیوند دهد و همکاری‌ها را از سطح مبادله کالا به سطح خلق ارزش مشترک ارتقا بخشد.

مسئولیت توسعه همکاری با آفریقا تنها بر عهده یک دستگاه نیست

در چنین مسیری، مسئولیت توسعه همکاری با آفریقا تنها بر عهده یک دستگاه نیست. وزارت امور خارجه نقش هماهنگ‌کننده و تسهیل‌گر را ایفا می‌کند، اما تحقق این هدف بدون مشارکت وزارتخانه‌های اقتصادی، سازمان‌های توسعه‌ای، اتاق‌های بازرگانی، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، پارک‌های علم و فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان، رسانه‌ها و حتی استان‌های دارای مزیت امکان‌پذیر نخواهد بود. تجربه نشست یزد نیز نشان داد که ظرفیت‌های استانی می‌توانند به یکی از موتورهای محرک توسعه همکاری‌های ایران و آفریقا تبدیل شوند.

شاید بتوان مسیر پیش‌رو را در یک جمله خلاصه کرد؛ شناخت، دغدغه می‌آفریند؛ دغدغه، اراده ایجاد می‌کند؛ اراده، به برنامه ملی تبدیل می‌شود؛ و برنامه ملی، زمینه‌ساز اقدام مؤثر و خلق ارزش خواهد شد. امروز شاید هنوز نتوان گفت که آفریقا به یک دغدغه ملی در ایران تبدیل شده است، اما تردیدی نیست که این موضوع برای نخستین بار با چنین صراحتی در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری کشور مطرح شده است. اگر این نگاه با شناخت عمیق‌تر، مشارکت همه بازیگران، تقسیم کار ملی و برنامه‌ای منسجم همراه شود، می‌توان امیدوار بود که آفریقا از یک ظرفیت کمتر شناخته‌شده، به یکی از محورهای پایدار دیپلماسی اقتصادی و همکاری‌های بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. دغدغه ملی، نقطه آغاز است؛ اما آنچه آینده روابط ایران و آفریقا را رقم خواهد زد، تبدیل این دغدغه به یک برنامه ملی و سپس اجرای دقیق و مستمر آن خواهد بود.

آفریقا؛ از دغدغه ملی تا برنامه ملی پژوهشگر اقتصادی روابط ایران و آفریقا